ز  اين‌،  بند  و  سخن  پنجم  سوره  به  ميان  مي‌آيد.  اين  مقطع  طبقه‌بندي  جامعۀ  اسلامي  بطور كلّي  در  اين  مدّت  از  زمان  را  عهده‌دار  مي‌شود  كه  از  فتح  مكّه  تا  تبوك  است‌.  از  مطالب  اين  مقطع  -  همان‌ گونه ‌كه  قـبلاً  در  ديباچۀ  سوره  گفته‌ايم  -  خواهيم  دانست  كـه  در كـنار  مهاجران  و  انصار  پيشتاز  و  مخلص  -  يعني‌ كساني‌ كـه  پايه  و  اساس  محكم  و  استوار  جامعۀ  اسلامي  را  بنياد  و  برافرا‌شـته  كـرده‌ا‌نـد  -‌ گــروه‌هاي  ديگري  نـيز  وجود  داشته‌اند.  از  قبيل‌:  عربهاي  باديه ‌نشيني  كه  در  مـيانشان  مخلص  و  منافق  بوده  ا‌ست‌.  منافقان  اهل  مدينه‌،  و كسان  ديگري  عمل  صالح  و  عمل  ناصالح  را  آمـيزۀ  هـمديگر  نموده‌اند  و  سرشت  ايشان  با  قالب  اسلامي  قالب  نگرفته  است  و  شكل  نپذيرفته  است‌،  و  خودشان  در  بوتۀ  اسلام  به  تمام  و كمال  ذوب  نگرديده‌اند.  طائفۀ  مجهول  الحالي  نيز  بوده‌اند كه  حقيقت  سرنوشت  آنان  شناخته  نيست  و  به  خدا  واگذار  است  و  برابر  حقيقت  حال  و  مآلي‌ كه  خود  از  ايشان  مي‌داند  بديشان  پاداش  يا  كـيفر  مـي‌دهد.  گـروه  توطئه‌گري  هم  بوده‌اند كه  زير  نام  اسـلام  خـويشتن  را  پنهان ‌كرده‌اند  و  به  مكـر  و  نـيرنگ  نشسـته‌انـد  و  با  دشمنان  اسلام  در  خارج  سر  و  سـرّي  داشـته‌انـد  و  در  ارتباط  بوده‌اند...  نصوص  قرآني  از  همۀ  اين  گروه‌ها  و  دسته‌ها  به ‌گونۀ  چكيدۀ  سـودمندي  سـخن  مي‌گويد،  و  مقرّر  مي‌دارد كه  چگونه  در  جامعۀ  اسلامي  با  آنان  رفتار  شود،  و پيغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم‌ را  و  مسلمانان  مخلص  را  به  شيوۀ  رفتار  با  يكان  يكان  اين ‌گروه‌ها  و  دسته‌ها  رهنمود  مي‌نمايد. از  جمله  اين  نصوص:

(الأعْرَابُ أَشَدُّ كُفْرًا وَنِفَاقًا وَأَجْدَرُ أَلا يَعْلَمُوا حُدُودَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (٩٧) وَمِنَ الأعْرَابِ مَنْ يَتَّخِذُ مَا يُنْفِقُ مَغْرَمًا وَيَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوَائِرَ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (٩٨) وَمِنَ الأعْرَابِ مَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنْفِقُ قُرُبَاتٍ عِنْدَ اللَّهِ وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ) (٩٩)

باديه‌نشينان  عرب‌،  كـفر  و  نـفاقشان  شـديدتر  است  از  (‌كفر  و  نفاق  شهرنشينان  عرب.  زيرا  سـنگدل‌تر  و  جفا  پيشه‌ترند  و  با  اهل  خير  و  صـلاح  نشست  و  برخاست  كمتري  دارند)  و  آنان  بيشتر  سزاوارند  كه  از  مقرّرات  و  قوانين  چيزي  بي‌خبر  باشند  كه  خداونـد  بـر  پيغمبرش  نازل  كرده  است‌.  خداوند  آگاه  (‌از  احوال  بندگان‌،  اعم  از  مؤمنان  و  كافران  و  منافقان‌،  و)  حكيم  (‌در  كار  خود،  از  جمله  تعيين  سـزا  و  جزاي  مـردمان‌)  است‌.  برخـي  از  باديه‌نشييان  (‌منـافق‌)  عرب‌،  چيزي  را  كـه  (‌در  راه  خدا)  صرف  مي‏‎كنند،  زيان  مي‌دانند  (‌چرا  كه  به  ثواب  آن  ايمان  ندارنـد)‌،  و  چشـم  بـه  راه  (‌حوادث  دردناك  و)  بـلايا  و  مصائب  (‌خوفناكي‌)  هستند  كه  شما  را  از  هر  سو  احاطه  دهــند  (‌و  له  و  لوردتــان  كـنند)  -  بــلاها  و  مـصيبتها  گريبانگير  خـودشان  بـاد  -  (‌چون  مـردمان  بدخواه  و  تنگچشم  و  منافقي  هستند،  تـيره‌روزيها  و  نا‌كـاميها  و  بدبختيها  تنها  به  سراغ  آنان  مي‌رود)‌.  خداوند  شنوا  و  دانا  است  (‌و  لذا  نيّات  و  اقوال  و  افعال  ايشان  ر‌ا  مي‌داند  و  مي‌شنود)‌.  در  ميان  عربهاي  بـاديه‌نشين‌،  كساني  هـم  هستند  كه  به  خدا  و  روز  رستاخيز  ايمان  دارند  و  چيزي  را  كه  (‌در  راه  خدا)  صرف  مي‌كنند  مايۀ  نزديكي  به  خدا  و  سبب  دعاي  پيغمبر  (‌در  حقّ  خود)  مـي‌دانند  (‌و  دعـاي  پپغمبر  مايۀ  سعادت  محسنان  و  خير  و  بـركت  عمر  و  روزي  ايشان  است‌)‌.  هان‌!  بيگمان  صـرف  پول  (‌در  راه  خدا،  و  دعاهاي  رسول‌)  مـايۀ  تـقرّب  آبان  (‌در  پيشگاه  خداوند)  است‌.  (‌بـه  طور  قطع‌)  خداونـد  آنان  را  غـرق  رحمت  خود  خواهـد  كـرد،  چرا  كه  خداوند  آمرزندۀ  (‌گناهان  و)  مهربان  (‌در  حقّ  بندگان‌)  است‌.(توبه  /  97‌-‌٩‌٩‌) 

(وَالسَّابِقُونَ الأوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ) (١٠٠)

پيشگامان  نخستين  مهاجران  و  انصار،  و  كساني  كه  بـه  نيكي  روش  آنان  را  در  پيش  گرفتند  و  راه  ايشان  را  بـه  خوبي  پيمودند،  خداوند  از  آنان  خشنود  است  و  ايشـان  هم  از  خدا  خشنودند،  و  خداونـد  بـراي  آنـان  بـهشت  را  آماده  ساخته  است  كه  در  زير  (‌درختان  و  كـاخهاي‌)  آن  رودخانه‌ها  جاري  است  و  جاودانه  در  آنـجا  مـي‌مانند.  اين  است  پيروزي  بزرگ  و  رستگاري  سترگ.  (‌توبه / 100) 

(وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الأعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ) (١٠١)

 در  ميان  عربهاي  باديـه‌نشين  اطراف  (‌شهر)  شـما،  و  در  ميان  خود  اهل  مدينه‌،  منافقاني  هستند  كه  تـمرين  نـفاق  كرده‌اند  و  در  آن  مهارت  پيدا  نـموده‌اند.  تو  ايشـان  را  نمي‌شناسي  و  بلكه  ما  آنان  را  مي‌شناسيم‌.  ايشان  را  (‌در  همين  دنيا)  دو  بار  شكنجه  مي‌دهيم  (‌:  يك  بار  با  پيروزي  شما  بر  دشمنانتان  كه  مايۀ  درد  و  حسرت  و  خشم  و  كين  آنان  مي‏‎گردد،  و  بـار  دوم  بـا  رسـوا  كردن  ايشـان  بـه  وسيلۀ  پرده‌برداري  از  نفاقشان‌)‌.  سپس  (‌در  آخـرت‌)  روانۀ  عـذاب  بزرگي  مـي‌گردند  (‌و  بـه  دوزخ  گرفتار  مي‌آيند)‌. (‌تو‌به / 101) 

(وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (١٠٢) خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ) (١٠٣)

مردمان  ديگري  هستند  كه  (‌نه  از  پيشگامان  نخستين‌،  و  نــه  از  مـنافقان  بشـمارند  و)  بـه  گناهان  خود  اعـتراف  مي‌كنند،  و  كار  خوبي  را  با  كار  بدي  مي‌آميزند  (‌و  گاهي  به  حسنات  و  زمـاني  بـه  سيّئات  دست  مـي‌يازند)  امـيد  است  كــه  خـداوند  تـوبۀ  آنـان  را  بـپذيرد  (‌و  احسـاس  شرمندگي  چنين  كساني  از  گناه،  و  هراس  آنان  از  عقاب  و  عذاب‌،  و  تصميم  ايشان  بر  اين  كه  به  سوي  گناه  نروند،  سبب  گردد  