  و  دسيسه‌ها  و  مـعذرتها  و  بهانه‌هاي  ايشان  در  واپسگرائي  و  تخلّف  از  جهاد  پرده  برداشـته  است‌،  و  از  پخش  ضعف  و  فتنه‌گري  و  تفرقه‌اند‌ازي  در  صفوف  مسلمانان‌،  سخن ‌گفته  است‌،  و  از  اذيّت  و  آزاري  كـه  به  پيغمبر  خـدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  ‌و  به  مـؤمنان  مـخلص  مـي‌رسانيدند  صــحبت  كـرده  است‌.  هـمراه  بـا  ايـن  پرده‌برداري‌،  مؤمنان  مخلص  از  نيرنگ  منافقان  برحذر  داشته  شده‌اند.  بديشان  هم  دستور  داده  شده  است  كـه  روابط  خود  را  با  اينان  و  آنان  مشخّص  و  محدود  سازند.  در  نهايت‌،  جدائي  اين  دو  دسته  ذكـر  گـرديده  است‌،  و  جدائي  هر  يك  از  اين  دو  دسته‌،  با  ذكر  صفات  و  اعمال  هر گروه  از  ايشان‌،  تعيين  شده  است  و  به  تصوير كشيده  شده  ا‌ست‌.

*
اين  بندها  و  بخشهاي  چهارگانه  جملگي  در  جزء  دهـم  گذشت  ...  مگر  بقيّۀ  سخن  از  واپس‌كشيدگان  و  حـدود  مسؤوليّت  و كيفر  واپس  كشيدن  از  جهاد.

آخرين  آيه  در  جز‌ء  دهم  اين  فرمودۀ  يزدان  بزرگوار  بود: 

(لَيْسَ عَلَى الضُّعَفَاءِ وَلا عَلَى الْمَرْضَى وَلا عَلَى الَّذِينَ لا يَجِدُونَ مَا يُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذَا نَصَحُوا لِلَّهِ وَرَسُولِهِ مَا عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (٩١) وَلا عَلَى الَّذِينَ إِذَا مَا أَتَوْكَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لا أَجِدُ مَا أَحْمِلُكُمْ عَلَيْهِ تَوَلَّوْا وَأَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَنًا أَلا يَجِدُوا مَا يُنْفِقُونَ) (٩٢)

بر  ناتوانان  و  بيماران  و  كساني  كه  چيزي  ندارند  كه  آن  را  صرف  جهاد  كنند  (‌و  بـا  آن  خويشتن  را  براي  جهاد  آمـاده  سـازند)  گناهي  نـيست  (‌و  عذرشان  مقبول  و  جهدشان  مشكور  است‌)  هرگاه  اينان  با  خدا  و  پيغمبرش  خالص  باشند  (‌و  در  دينشان  شكّ  و  شـبهه‌اي  نـبوده  و  آنچه  در  توان  دارند  از  خدا  و  پپغمبرش  دريغ  نـدارنـد.  آنان  در  اين  صورت  نيكوكارند  و)  بـر  نـيكوكاران  هـيچ  راهــي  (‌بـراي  سـرزنش  و  گناهكار  قلمداد  كردنشان‌)  وجود  ندارد.  و  خداوند  داراي  مغفرت  بيشمار  و  رحمت  بسيار  است‌.  همچنين  ايراد  و  گناهي  نيست  بر  كساني  كه  وقتي  به  پيش  تو  آمدند  تا  آنان  را  بر  مركبي  سوار  كني  (‌و  به  جهاد  روانه  سازي‌.  ولي‌)  تو  گفتي‌:  مركبي  نـدارم  كـه  شما  را  بر  آن  سوار  كنم‌.  ايشان  برگشتند،  در  حـالي  كـه  چشمانشان  از  غم  (‌فوت  افتخار  جهاد)  پر  از  اشك  بـود  (‌و  افسوس  مي‌خوردند)  چون  چيزي  نداشتند  كـه  آن  را  صرف  جهاد  كنند.(‌توبه  /  91و92)

  مكمّل  آن‌ كه  اين  جزء  با  آن  مـي‌آغازد،  ايـن  فـرمودۀ  خداوند  بزرگوار  است‌:

(إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ وَهُمْ أَغْنِيَاءُ رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ وَطَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَعْلَمُونَ (٩٣) يَعْتَذِرُونَ إِلَيْكُمْ إِذَا رَجَعْتُمْ إِلَيْهِمْ قُلْ لا تَعْتَذِرُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكُمْ قَدْ نَبَّأَنَا اللَّهُ مِنْ أَخْبَارِكُمْ وَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (٩٤) سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ إِذَا انْقَلَبْتُمْ إِلَيْهِمْ لِتُعْرِضُوا عَنْهُمْ فَأَعْرِضُوا عَنْهُمْ إِنَّهُمْ رِجْسٌ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ (٩٥) يَحْلِفُونَ لَكُمْ لِتَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنْ تَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يَرْضَى عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ) (٩٦)

تنها  راه  (‌رخنه  و  شكنجه‌)  به  روي  كساني  باز  است  كه  از  تو  اجازه  مي‌خواهند  (‌در  جهاد  شركت  نكنند)  در  حـالي  كه  ثروتمند  و  قدرتمندند،  (‌و  مي‌توانند  ساز  و  برگ  جنگ  را  تــهيّه  كنند  و  در  مـيدان  نبرد  بـرزمند)‌.  آنـان  بدين  خشنودند  كـه  بـا  زنـان  (‌و  سالـخوردگان  و  كودكان  و  بيماران‌)  باقي  بـمانند.  خداونـد  دلهـايشان  را  مـهر  زده  است  (‌چرا  كه  آنان  دلهايشان  را  بر  روي  حقائق  بسته‌اند  و  از  تـرس  بـا  ضعيفان  در  خـانه  نشسـته‌انـد)  و  آنان  نمي‌دانند  (‌كه  چه  سرانـجام  بدي  و  عاقبت  وخيمي  در  دنيا  و  آخرت  متوجّه  ايشان  به  سبب  تخلّف  از  فرمان  و  عدم  شركت  آنان  در  جنگ  است‌)‌.  وقتي  كه  به  سوي  آنان  (‌از  جنگ  تـبوك‌)  برگرديد،  ايشـان  شـروع  بـه  عذرآوري  مــي‌كنند  (‌و  دروغـها  بـهم  مـي‌بافند.  بـديشان‌)  بگو:  عذرخواهي  مكنيد.  مـا  هرگز  بـه  شـما  بـاور  نـمي‌كنيم‌.  خداوند  ما  را  از  خبرهايتان  آگاه  ساختـه  است  (‌و  برخي  از  دروغها  و  ترفندهايتان  را  به  پيغمبر  وحي  كرده  است‌.  اين  همـه  دروغ  و  عذرخواهي  چرا،  سخن  را  كوتاه  كنيد  و  در  عـمل  كوشيد  كه‌)  خدا  و  پـيغمبرش  عمل  شـما  را  خواهند  ديد.  (‌اگر  كردارتان  گواهي  بر  صلاح  و  تقوايتان  داد  و  بيانگر  توبۀ  حقيقي  شما  از  نفاق  گرديد،  از  هـمان  مــزايـــائي  بـرخــوردار  مـي‌شويد  كـه  سـاير  مـؤمنان  برخوردارند،  و  اگر  باز  هم  به  نفاق  خود  ادامه  داديد،  بـا  شما  همان  شدّت  و  حدّت  و  جهاد  و  پيكاري  خواهد  شد  كه  با  كافران  مي‏‎گردد.  اين  در  اين  جـهان‌،  و  امّـا)  پس  از  اين  (‌جهان‌؛  يعني  در  آخرت‌)  به  سوي  خدا  بـرگردانـده  مي‌شويد  كه  آگاه  از  پنهان  و  آشكار  (‌همگان  و  ظـاهر  و  باطن  شـما  مـنافقان‌)  است  و  شـما  را  از  آنـچه  انـجام  مي‌داده‌ايد  باخبر  مي‌سازد  (‌و  پاداش  و  پادافره  اعمال  و  اقوالتان  را  مي‌دهد)‌.  هنگامي  كه  به  سوي  آنان  بازگرديد،  براي  شما  سوكند  خواهند  خورد  (‌كـه  مـعذرتهايشان  راست  و  درست  است‌)  تا  از  آنان  صرف  نظر  كنيد.  (‌ولي  از  كار  آنـان  غـافل  مشـويد  و  از  آنـان  درمگذريد  و)  از  ايشان  دوري  گزينيد،  بيگمان  آنان  پليدند  (‌و  داراي  نـيّت  و  هدف  ناپاكي  هسـتند)  و  به  كيفر  كارهائي  كه  مي‏‎كنند  جـــايگاهشان  دوزخ  است‌.  بـــراي  شــما  سوگندها  مي‌خورند  تا  از  آنان  درگذريد  و  خشنود  شويد.  تازه  اگر  هم  شما  از  آنان  درگذريد  و  خشنود  شويد،  خداونـد  (‌از  ايشان  خشمگين  است  و)  از  گروهي  كـه  سـر  از  فرمان  تافته  و  بر  دين  شوريده  باشند،  درنمي‌گذرد  و  خشـنود نمی شود. (‌توبه  /93-96)  

ايـن  از  زمـرۀ  اخباري  بود  كـه  يـزدان  سـبحان  بـه  پيغمبرش  صلّی الله عليه وآله وسلّم   رسانيده  است  و  او  را  از  چيزي  مطّلع  كـرده  است‌ كـه  از  حـال  مـنافقان  واپس  كشـنده  و  عذرخواهيهايشان  در  آينده  روي  مي‌داده  است‌،  بدان  گاه  كه  او  و  مسلمانان  حاضر  و  مخلص  در  خدمت  او،  سالم  از  جنگ  برگردند.  ايشان  را  نيز  رهنمود  می‌فرمايد كه  چگونه  بايد  به  منافقان  واپسگرا  پاسخ  دهند  و  چگونه  با  ايشان  رفتار كنند.

*
پس  ا