ی  که  مـی‌کنید  دست  بکشید؛  چرا  که  ظلم  است‌)  و  چه  کسی  ظـالم‌تر  از  کسی  است  که  بر  خدا  دروغ  بندد  تا  مـردمان  را  از  روی  جهل  گمراه  سازد؟  خداونـد  هيچ  گاه  سـتمکاران  را  (‌بـه  راه  راست  و  بـه  سـوی  چیزی ‌که  خیر و صلاح‌ دنیا  و  آخرتشان  در آن  باشد)  هدایت  نخواهد  کرد.                            (‌انعام/144) 

سـپس‌ گریزِ  ایشـان  را  پـیش  چشـم  می‌دارد  و  بیان  مي‌نماید  از  این  رویاروئی ‌گریز  مي‌زنند  و كار  را  به  قضا  و  قدر  خدا  حواله  می‌دارند  و  می‌گویند  این  شرک  را  بدیشان  دستور  داده  است‌،  شـرکی  که  پد‌یدار  در  حاکمیّتی  است ‌که  بر  دست ‌گرفته‌اند،  و  حاکمیّت  هم  از  ویژگیهای  الوهیّت  است‌:

(سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللّهُ مَاأَشْرَكْنَا وَلاَآبَاؤُنَا وَلاَحَرَّمْنَا مِن شَيْ‏ءٍ كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ حَتَّى‏ ذَاقُوا بَأْسَنَا قُلْ هَلْ عِندَكُم مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ. قُلْ فَلِلّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ فَلَوْ شَاءَ لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ. قُلْ هَلُمَّ شُهَدَاءَكُمُ الَّذِينَ يَشْهَدُونَ أَنَّ اللّهَ حَرَّمَ هذَا فَإِن شَهِدُوا فَلاَ تَشْهَدْ مَعَهُمْ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَالَّذِينَ لاَيُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَهُم بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ). 

مشرکان  (‌بـرای  اعتذار  از  کفر  و  معذرت  خـواهـی  از  تحریم  خوراکیهای  حلال‌)  خواهند  گفت‌:  (‌شـرک  مـا  و  تحریم  چیزهای  حلال  از  سوی  ما،  بـرابـر  مشیّت  خدا  است‌!)  اگر  خدا  مـی‌خواست  مـا  و  پـدران  مـا  مشـرک  نمی‌شدیم‌،  و  چیزی  را  (‌از  اشیاء  حلال‌،  بر  خود)  تحریم  نمی‌کردیم‌.  کسانی  که  پیش  از  آنان  بوده‌اند  نیز  همین  گونه  (‌که  به  تو  دروغ  می‌گویند  و  تو  را  تکذیب  می‌دارند،  بــه  پـیغمبران  مـا  دروغ  می‏‎گفتند  و  آنـان  را)  تکـذیب  می‌نمودند  تا  (‌سرانجام  طعم‌)  عذاب  مـا  را  چشـیدند  (‌و  کیفر  اعمال  بد  خود  را  دیدند)‌.  بگو:  آیـا  دلیـل  قاطعی  (‌و  سند  درستی  برای  رضایت  خدا  از  شرک  خود  و  تحریم  چیزهای  حلال‌،  در  دست‌)  دارید  تـا  آن  را  به  مـا  ارائه  دهید؟‌!  شما  فقط  از  پندارهای  بی‌اساس  پیروی  می‌کنید  و  (‌حجّت  و  برهانی  بر  گفتار  و  کردار  خود  ندارید.  شما  نه  از  روی  علم  و  یقین‌،  بلکه‌)  از  روی  ظنّ  و  تخمین  کار  می‌کنید.  (‌ای  پیغمبر!)  بگو:  خدا  دارای  دلیـل  روشـن  و  رسا  است  (‌بر  این  که  گفتار  و  کردارتان  بی‌پایه  و  بی‌مایه  است‌،  و  شما  اصلًا  دلیل  قطعی  بر  صدق  گفتار  و  درستی  کردار  خود  ندارید  در  این  که  می‌گوئید:  خدا  بـه  کفر  و  شرک  ما  راضی  و  به  تحلیل  و  تحریم  ما  خشنود  است‌!...  آری‌)  اگر  خدا  می‌خواست  همگی  شما  را  (‌از  راه  اجبار  به  سوی  حقّ  و  حقیقت‌)  هدایت  می‌نمود  (‌امّا  هدایت  اجباری  بیسود  است  و  راهیابی  اختیاری  پسـندیده  و  ستوده  است‌.  ای  پـیغمبر)  بگو:  گواهان  خود  را  بـیاورید  که  گواهی  می‌دهند  بر  این  که  خداوند  ایـن  چیزها  را  حـرام  کرده  است  (‌که  شما  قـائل  بـه  تحریم  آنـها  هستید)‌.  در  صورتی  که  (‌حاضر  آمدند  و  به  دروغ‌)  گواهی  دادند،  با  آنان  (‌همصدا  مشو  و)  گواهی  مده‌.  (‌چرا  كه  دروغگویند  و  شایستۀ  تصدیق  نیستند.)  و  از  هوا  و  هـوس  کسـانی  پیروی  مکن  که  آیـات  (‌قرآنـی  و  جهانی‌)  ما  را  تکـذیب  مـی‌نمایند  و بـه  آخـرت  ایـمان ‌نـمی‌آورند  و  بـرای  پروردگار  خود  (‌بتان  و  مـعبودهای  بـاطلی  را)  همتا  و  همطراز  می‏‎کنند.         (انعام/148-150)

وقتی ‌که  ضعف  و  سستی  این  باطل  را  به  پایان  می‏‎برد،  باطلی‌ که  ادّعاء  می‌کردند  و  سر  هم  می‌بافتند،  بدیشان  می‌گوید:  بيائید  تا  چیزی  را  برایتان  بیان  دارم‌ که  واقـعًا  خدا  آن  را  بر  شما  حرام  فرموده  است‌،  و  چیزی  را  برایتان  ذکر کنم ‌که  قطعاً  خدا  بدان  فرمان  داده  است‌.  آنها  را  از  منبع  درست  یگانۀ  مطمئنّی  در  این  امور،  روایت  می‌کنم ‌که  روایت  و  برداشت  از  منبع  دیگری  جز  آن  جائز  و  درست  نیست‌:

(قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَاحَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً). 

بگو:  بیائید  چیزهائی  را  بـرایـتان  بــیان  کنم  که  پروردگارتان  بـر  شما  حرام  نـموده  است‌.  اینکه  هيچ  چیزی  را  شریک  خدا  نکنید....                   (‌انعام/١٥١)  

روند  قرآنی  در  اینجا  نیز  به  همان  روال  و  بر  همان  منوال  و  با  همان‌ گامها  حرکت‌ کرده  است‌. گناه  برهنگي  ایشان  را  تذکّر  داده  است‌،  و  شرک  آنان  را  با  به  دست‌ گرفتن  حاکمیّت  در  تحریم  و  تحلیل  لباس  و  خوراک‌،  یـادآور  شده  است‌.  ایشان  را  از  بزهكاری  و  شرکی‌ که  در  پیش  گرفته‌اند  بر  حذر  داشـته  است‌،  و  تراژدی  غم‌انگیز  برهنگی  پدر  و  مادرشان  آدم  و  حوّاء  در  بهشت  را  به  یادشان  آورده  است  و  بدیشان‌ گفته  است  که  اهریمن  با  کردار  و  نیرنگ  خود  جامه  از  تنشان  بدر  آورده  است‌.  نعمت  یزدان  را  یادآور  شده  است ‌که  با  تهیۀ  جامه‌های  زیرین  و  روئین  و  اعطاء  آنها  بدیشان  چگونه  آنان  را  مشمول  لطف  و  عنایت  خود  قرار  داده  است‌...  آنگاه  ادّعای  ایشان  را  زشت  شمرده  است‌ که  می‌گفتند  تحریم  و  تحلیلی‌ که  می‌کنیم  جزو  شریعت  یزدان  و  برابر  فرمان ایزد  سبحان  است‌:

(قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ).

(‌ای  محمّد  زشتی  کار  افتراء  و  تحلیل  و  تحریم  را  بدیشان  خاطرنشان  ساز  و  به  آنان‌)  بگو:  چه  کسی  زینتهای  الهی  را  که  برای  بندگانش  آفریده  است  و  همچنین  مـواهب  و  روزیهای  پاکیزه  را  تحریم  کرده  است‌؟  بگو:  این  (‌نعمتها  و  مـوهبتهای  حـلال  و)  چیزهای  پـاکیزه‌،  برای  افراد  بـاایمان  در  ایـن  جهان  آفریده  شده  است  (‌و  دیگران  نمی‌بایست  از  آن  استفاده  کنند.  ولی  در  این  دنیا  بر  ایـن  خوان  یغما  چه  دشمن  چه  دوست‌،  و  این  هـم  از  رحمت  واسعۀ  خدا  و  لطف  او  است‌.  امّا)  در  روز  قیامت  اینها  همه  در  اختیار  مؤمنان  قرار  می‏‎گیرد  (‌و  دیگران  بکلّی  از  آنها  محروم  می‌گردند)‌.  این  چنین  آیـات  (‌خود  را  دربارۀ  احکام  حلال  و  حرام‌)  برای  کسـانی  توضیح  و  تشــریح  می‌کنیم  که  آگاهند  و  می‌فهمند.

در  اینجا  اشاره  به  علم  یقینی  است  نه  ظنّی  و  تخمینی‌،  ظنّ  و تخمینی ‌که  آئین  خو‌د  و شعائر و  مراسم  آئینی  خود  را  و  عبادات  و  قوانین  و  شریعتهای  خویش  را  بر  آن  بنیاد  می‌کنند...  وقتی ‌که  ادّعای  ا