 (‌فضل  و  رحمت‌)  خدا  است  تا  بندگان  مـتذکّر  (‌نعمتهای  پروردگار)  شوند.  ای  آدمیزادگان!  شـیطان  شما  را  نفریبد،  همان  گونه  که  پدر  و  مادرتان  را  (‌فریفت  و)  از  بــهشت  بـیرونشان  کرد  و  لبـاسشان  را  از  (‌تـن‌)  ایشان  بیرون  ساخت  تا  عوراتشان  را  بـدیشان  بـنماید.  شیطان  و  همدستان  او  شما  را  می‌بینند،  در  صورتی  که  شما  آنـها  را  نـمی‌بینید  (‌لذا  از  راه‌هـای  گوناگون  و  بـه  شیوه‌های  مختلفی  که  نهان  از  دیـد  شـما  است  بـر  شـما  یورش  می‌آورند.  باید  چنین  دشمنانی  را  پائید  و  از  کید  و  مکرشان  ترسید.  با  این  توضیح  که  آنـان  بـر  مؤمنان  تسلّط  ندارند  و  بلکه‌)  مـا  شـیاطین  را  دوسـتان  و  یـاران  کسانی  ساخته‌ایم  که  ایمان  نمی‌آورند.  (‌یعنی  اهریمنان  تنها  بر  غیر  مؤمنان  تسلّط  دارند)‌.          
(اعراف/26و 27)
(يَا بَنِي آدَمَ إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ رُسُلٌ مِنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي فَمَنِ اتَّقَى‏ وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ. وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُوا عَنْهَا أُولئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ). 
ای  آدمیزادگان!  اگر  پیغمبرانی  از  جنس  خود  شما  انسانها  به  نزدتان  بیایند  و  آیات  مرا  بـرای  شـما  بازگو  بنمایند،  (‌شما  دو  گروه  خواهـید  شـد.  گروهی  حقّ  را  می‌پذیرد،  و  گروهی  حقّ  را  تکذیب  می‌دارد)  پس  کسانی  کــه  پـرهیزگاری  کنند  (‌و  بــا  انـجام  طـاعات  و  تـرک  محرّمات‌،  خویشتن  را  از  عذاب  خدا  در  امان  دارند)  و  به  اصلاح  (‌حال  خود  و  دیگران‌)  بپردازند،  (‌در  آخرت‌)  نـه  ترسی  بر  آنان  است  و نه  غمگین  می‌گردند.  و  کسانی  که  آیـات  مرا  تکذیب  کنند  و  از  (‌پیروی  آیـات  و  دریـافت  رهنمود  از)  آنها،  خویشتن  را  فراتر  گیرند  و  سرپیچی  کنند،  آنان  دوزخیانند  و  جاودانه  در  آن  می‌مانند.
(اعراف/35و 36)
  لازم  است  بدانیم ‌که  صحنۀ  لخت ‌گردیدن  بر  اثر  مرتکب  حرام  شدن‌،  فرو  افتادن  برگهای  بهشت  از  بدن،  آنگاه  ذکر  این  پیروی ‌که  آدمیزادگان  را  به  یاد  نـعمت  اعطاء  جامه‌ای  می‌اندازد که  عورت  ایشـان  را  می‌پوشاند،  و  پَری  را  به  خاطرشان  مـی‌آورد که  خویشتن  را  بدان  می‌آرایند،  و  بر  حذر  داشتن  ایشان  از  این ‌که  اهریمن  بدیشان  نیرنگ  نزند  و  با  دوز  و کلک  جامه  و  پر  را  از  تن  آنان  بیرون  نیاورد  و  نکند  بدان‌گونه ‌که  پـدر  و  مادرشان  را  از  جامه  و  پر  بدر  آورد  و  لخت  و  عریانشان  کرد...  لازم  است  بدانیم  ذکر  ایـن  بخش  از  داسـتان  و  پیروی ‌که  بدین  شیوه  بر  آن  زده  می‌شود،  اینها  همه  و  همه  رویاروی  می‌گردد  با  یک  حالت  واقعی  در  جامعۀ  جاهلی  عربی  مشرک‌.  چرا که  جامعۀ  جاهلی  عربی  مشرک  در  آن  دوران‌،  با  پیروی  از  افسانه‌ها  و  آداب  و  رسوم  معیّن‌،  لخت  و  عریان‌ کعبه  را  طواف  می‌کردند،  و  در  موسم  حج  جامه‌هائی  را  و  خوراکیهائی  را  حرام  و  قدغن  می‌نمودند.  گمان  ایشان  هم  بر  این  بود  که  ایـن  کارها  از  زمرۀ  شرع  خدا  است‌،  و  خدا  اینها  را  بر  آنـان  حرام  و  قدغن  فرموده  است‌.  بدین  خاطر  است‌ که  در  لابلای  عرضۀ  داستان  بشریّت،  و  در  داخل  پيروي ‌که  بر  آن  داستان  زده  می‌شود،  چیزی  وجود  دارد  که  با ایـن  چنین  حالت  موجود  در  جامعۀ  جاهلی  و  محیط  جاهلیّت  آن  روزگار،  و  در  همۀ  جوامع  جاهلی  و  همۀ  محیطهای  جاهلیّت  بعدی،  مناسب  و  سازگار  است‌،  و  شـایان  ایـن  است ‌که  ایـن  چنین  جامعه‌ها  و  محیطهائی  را  با  آن  مخاطب  قرار  داد...  مگر  نه  ایـن  است‌ که  نشانۀ  هر  جاهلیّتی‌،  لختیگری  و  بی‌بند  و  باری  و  نترسیدن  از  خدا  و  ناپرهیزگاری  است‌؟
این  امر  ما  را  به  نشانه‌هائی  از  نشانه‌های  برنامۀ  قرآنی  رهنمود  می‌کند که  سزاوار  اندیشه  و  قابل  تأمّل  است‌...  برنامۀ  قرآنی  حتّی  در  داستانهای  مذکور  در  قرآن  بر  این  روال  است‌:  مطلبي  وقتی  ذکر  می‌گردد که  حالتی  عملًا  پیش  آید  و  پدیده‌ای  واقعًا  رخ  دهد.  چرا که  قرآن  هر  بار  با  حالت  معیّنی  و  وضع  مشـخّصی  مواجه  مـی‌گردد.  حقیقتی‌ که  در  قرآن  ذکـر  می‌شود،  و  بخشی ‌که  در  موردی  از  موارد  عرضه  می‌گردد،  بدان  مقدار  از  آن  سخن  می‌رود  و  مطلب  باز  می‌شود که  درخور  حالت  رخدادی  باشد که  بدین  هنگام  متن  قرآن  با  آن  رویاروی  می‌گردد  و  در  فضای  آن  بسر  می‏‎برد.
این  چیزها  و  مطالبی‌ که  در  معرّفی  سورۀ  انعام  در  جزء  هفتم ‌گفتیم‌،‌[2]  رویـهمرفته  قاعدۀ  مـهمّی  را  تشکیل  می‌دهند...  این  قاعدۀ  مهمّ  چنین  است  که  برنامۀ  قرآنی  چیزی  را  عرضه  نمی‌دارد  مگر  این ‌که  وضـع  و  حالتی  عملًا  نیازمند  بدان  گردد...  برنامۀ  قرآنی  معلومات  و  احکام  را  ذخیره  نمی‌کند  -  حتّی  در  داستانها  -  برای  روز  و  روزگاری ‌که  واقعه‌ای  پیش  آید  و  بدان  معلومات  و  احکام‌،  نیاز  پيدا  کند...
هم  اینک‌،  پیش  از  این ‌که‌ کاروان  بشریّت  رهسپار  راه  خود  شود،  و  پیش  از  این ‌که  پیغمبران  هدایت  را  برای  این ‌کاروان  به  ارمغان  آورند،  و  بالأخره  پیش  از  این ‌که  روند  قرآنی  مفصّلًا  بیان  دارد که  پس  از  آدم  و  همسرش  و  نخستین  تجربۀ  آن  دو،  عقیده  با  تاریخ  بشریّت  حرکت  کرده  است  و  به  راه  افتاده  است‌،  قرآن  صحنۀ  پـایانی‌،  یعنی  واپسین  مرحلۀ  بزرگ  را  به  تصویر  می‌زند.  ایـن  نیز  شیوۀ  غالب  قرآن  در  عرضۀ  هر  دو  بخش‌ کوچ‌،  یعنی  بخش  واقع  در  سرای  امتحان  و  بخش  واقـع  در  سـرای  سزا  و  جزا  است‌،  به  گونه‌ای ‌که  انگار  ایـن  کـوچ‌،  یک  کوچ  ناگسستۀ  درازی  است‌.در  اینجا  طولانی‌ترین  صحنه  از  صحنه‌های  قیامت  را  می‌یابیم‌. صحنه‌ای ‌که  دارای  شرح  و  تـفصیل  بیش  از  جاهای  دیگر  است‌،  و  به  منظره‌ها  و  دیدگاه‌های  پیاپی‌،  و  گفتگوهای‌ گوناگون‌،  توجّه  بیشتری  می‌ورزد...
موقعیّت  این  صحنه  در  سوره  بگونه‌ای  است  کـه  آن  را  مصداق  چیزی  مي‌‌کند که  پیغمبران  یـزدان  از  آن  خبر  می‌دهند.  چرا که  این  صحنه  به  میان  می‌آید  به  عـنوان  پيروي  بر  داستان  آدم  و  بیرون  شدن  او  از  بهشت  بدان  سبب‌ که  اهریمن  او  و  همسرش  را  می‌فریبد.  همچنین  این  صحنه  پيروي  است  بر  این  که  یزدان  آدمیزادگان  را  بر  حذر  می‌دارد  از  این‌ که  اهریمن  ایشان  را  بفریبد  بدان  گونه‌ که  پدر  و  مادرشان  را  فریفته  است  و  از  بهشت  بیرون  رانده  است‌.  و  خدا  به  آدمیان‌ گوشزد  می‌نماید که  پیغمبرانی  را  به  میان  ایشان  روانه  می‌کند که  آیات  او  را  بر  آنان  می‌خوانند.  کسانی‌ که  از  اهریمن  اطاعت  بکنند،  از  برگشت  به  بهشت  محروم  می‌گردند،  و  ایشـان  هـم  همچون  پدر  و  مادرشان  بر  اثر  پـیروی  از  شـیطان  از  بهشت  بازداشته  می‌شوند.  و  امّا  کسانی  که  با  اهریمن  مخالفت‌ کنند  و  ا