ُوا مُجْرِمِينَ) (٦٦)

در  ميان  منافقان  كساني  هستند  كه  پيغمبر  را  مي‌آزارنـد  و  مي‌گويند:  او  سراپـا  گوش  است  (‌و  راست  و  دروغ  را  مي‌شنود  و  همه  چيز  را  بـاور  مـي‌كند)‌.  بگـو:  (‌كه  او  در  نهايت  لطف  و  محبّت  به  سخنان  خوب  و  بد  شما  گوش  فرا  مي‌دهد،  ولي  به  سخن  خوب  عمل  مي‌كند  و  سخن  بد  را  ناديده  مي‏‎گيرد  و  بدان  عمل  نـمي‌كند،  و  اين‌)  سـراپـا  گوش  بودن  او  به  نفع  شما  است‌.  او  به  خدا  ايما‌ن  دارد  (‌و  همۀ  فـرموده‌هاي  او  را  تصديق  مـي‌كند)  و  به  مؤمنان  ايمان  دارد  (‌و  هر  چه  بگويند  باور  مي‌كند،  چون  معتقد  به  اخلاص  ايشان  است‌)  و  او  براي  كساني  كه  از  شما  ايمان  آورده‌اند  رحـمت  است‌،  (‌زيرا  ايشـان  را  به  راسـتاي  خداشناسي  آورده  است  و  راه  بهشت  را  بدانان  نموده  است‌)‌.  كساني  كـه  فرستادۀ  خدا  را  مـي‌آزارنـد،  عذاب  دردناكي  دارند.  براي  شما،  به  خدا  سوگندها  مي‌خورند  (‌كه  دربارۀ  پـيغمبر  چيز  بـدي  نگفته‌اند  و  بـه  دروغ  از  شركت  در  جهاد  واپس  نكشيده‌انـد)  تـا  بـا  سوگندهاي  خود  شما  را  راضي  كنند.  در  حـالي  كـه  شـايسته‌تر  ايـن  است  كــه  خــدا  و  پـيغمبرش  را  (‌بـا  عبادت  و  طـاعت  و  فرمانبرداري‌)  راضي  كنند،  اگر  واقعاً  ايـمان  دارنـد.  آيـا  ندانسته‌اند  كه  هر  كس  بـا  خدا  و  پيغمبرش  دشمني  و  مخالفت  كند،  سزاي  او  آتش  دوزخ  است  و  جاودانـه  در  آن  مي‌ماند؟  اين  (‌گرفتار  آمـدن  بـه  دوزخ‌)  رسـوائـي  و  خواري  بزرگي  است‌.  (‌منافقان‌،  خدا  و  پيغمبرش  او  را  در  مـيان  خـود  به  مسخره  مي‏‎گيرند  و)  مـي‌ترسند  كه  سوره‌اي  دربارۀ  ايشان  نازل  شـود  (‌و  عـلاوه  از  آنـچه  مي‌گويند)  آنچه  را  (‌هـم  كه‌)  در  دل  دارنـد  بـه  رويشـان  بياورد  و  آشكارش  سازد.  بگو:  هر  انـدازه  مـي‌خواهـيد  مسـخره  كنيد،  بيگمان  خداوند  آنچه  را  كه  از  آن  بيم  داريد  (‌و  در  پـنهان  داشـتنش  مــي‌كوشيد)  آشكـار  و  هـويدا  مـي‌سازد.  اگر  از  آنـان  (‌دربــارۀ  ســخنان  نــاروا  و  كردارهاي  ناهنجارشان‌)  بازخواست  كني‌،  مـي‌گويند:  (‌مراد  ما  طعن  و  مسخره  نبوده  و  بلكه  با  همديگر)  بازي  و  شوخي  مي‌كرديم‌.  بگو:  آيا  به  خدا  و  آيات  او  و  پيغمبرش  مي‌توان  بازي  و  شوخي  كرد؟‌!  (‌بگو:  با  چنين  معذرتهاي  بيهوده‌)  عذرخواهي  نكنيد.  شـما  پس  از  ايـمان  آوردن‌،  كافر  شده‌ايد.  اگر  هم  برخي  از  شـما  را  (‌بـه  سـبب  توبۀ  مجدّد  و  انجام  كارهاي  شايسته‌)  ببخشيم‌،  برخي  ديگر  را  نمي‌بخشيم‌.  زيرا  آنان  (‌بر  كفر  و  نفاق  خود  ماندگارند  و  در  حقّ  پيغمبر  و  مؤمنان‌)  به  بزهكاري  خود  ادامـه  مي‌دهند.  

اين‌ كاري  را كه  مـي‌كنند  سـوء  ادب  بـا  پـيغمـبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  است‌.  اين  سوء  ادب  و  شكل  ديگري  جـداي  از  شكـل  طـعنه  زدن  و  رخـنه‌ گـرفتن  از  زكـات‌،  پـيدا  و  هـويدا  مي‌گردد.  آنان  از  پيغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  ادب  والائي  در گوش  فرا  دادن  به  مـردم  با  تـمام  وجود  و  در  حـدّ  اعـلاي  بزرگواري  مـي‌ديدند،  و  مشـاهده  مـي‌كردند  كـه  آن  حضرت  با  مردمان  برابر  اصول  و  اركان  شـريعت  خـود رفتار  مـي‌كند،  و  با  ايشـان  خـوشرفتاري  و  شادماني  مي‌نمايد  و  با  سعۀ  صدر  پذيراي  آن  مي‌شود  و  ايشان  را  كاملاً  تحمّل  مي‌كند.  منافقان  اين  ادب  بزرگوارانه  را  نام  ديگري  می دادند،  و  آن  را  با  غير  اصل  و  حـقيقت  خـود  توصيف  می كر‌دند،  و  دربارۀ  پيغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  مي‌گفتند:
(هُوَ أُذُنٌ ).

او  سراپا  گوش  است‌.  (‌او  خوش  باور  و  دهن  بين  است‌)‌. 

 يعني  او  به  هر سخني‌ گوش  فرا  مي‌دهد  و همه  چيز  را  باور  مي‌كند.  می توان  با  او  دروغ گفت  و كلك  و  نيرنگ  زد  و  خويشتن  را  والا  و  برجسته  نشان  داد.  او  مـتوجّه  سخنان  دروغ  و  نادرست  نمي‌شود  و  بدانها  پي  نمي‏برد.  هر كس  براي  او  سوگند  بخو‌رد  باور  مـي‌كند.  هـر كس  سخناني  را  بري  او  بيارايد  آنها  را  مي‌پذيرد...  همچون  سخناني  را  برخي  به  بـرخي  مـي‌گفتند  تـا  هـمديگر  را  اطمينان  دهند كه  پيغمبر  لّی الله عليه وآله وسلّم  حقيقت‌كار  و  بارشان  را  نمي‌داند،  و  به  نفاق  ايشان  پي  نمي‏برد.  يا  اين‌ كه  همچون  سخناني  را  مي‌گفتند  تا  طعنه  زنند  به  پـيغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم ‌در  اين ‌كه  سخنان  مؤمنان  مخلص  را  تصديق  مي‌كند  و  هـر  چه  را  راجع  به  منافقان  بگويند  و  از گفتار  و  رفـتارشان  در  حقّ  پيغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم ‌ و  نسبت  به  مسلمانان  روايت‌ كنند،  تصديق  مي‌كند  و  باور  مي‌دارد...  روا‌يتهائي  دربارۀ  اين  بخش  و  آن  بخش  نقل  شده  است  و  سبب  نزول  آيه  بيان  گرديده  است‌.  هر  دو  بخش  جنبۀ  عمومي  دارد،  و  هر  دو  كار  از  منافقان  روي  مي‌دهد.

قرآن  مجيد  سخنان  منافقان  را  روايت  مي‌كند  تا  بدانـها  پاسخ  بگويد  و گفتارشان  را  مردود كند:

(وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ ).

مــي‌گويند:  او  سـراپـا  گوش  است  (‌و  راست  و  دروغ  را  مي‌شنود  و  همه  چيز  را  باور  مي‌كند)‌.

بلي  ...  و ليكن‌:

(قُلْ: أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ).

بگو:  (‌كه  او  در  نهايت  لطف  و  محبّت  به  سخنان  خوب  و  بد  شما  گوش  فرا  مي‌دهد،  ولي  به  سـخن  خوب  عمل  مــي‌كند  و  سخن  بد  را  ناديده  مي‏‎گيرد  و  بـدان  عمل  نمي‏‎كند،  و  اين‌)  سراپا  گوش  بودن  او  به  نفع  شما  است‌.  (‌و  شوندۀ  خير  است‌،  به  وحي‌ گوش  فرا  مي‌دهد  و  سپس  آن  را  به  شما  می رساند،  و  در  اين  ا‌مر  خير  و  صلاح  شما  است‌.  او  شنوندۀ  خير  است‌،  مؤدبانه  به  شما گوش  فـرا  مي‌دارد  و  نفاق  شما  را  به  رخ  شما  نمي‌كشد،  و  خدعه  و  نيرنگ  شما  را  به  خودتان  بـرنمي‌گردانـد،  و  در  برابر  روي  و  ريايتان  شما  را  مؤاخذه  نمي‌كند.

(يُؤْمِنُ بِاللَّهِ ).

او  به  خدا  ايمان  دارد  (‌و  همۀ  فرموده‌هاي  او  را  تـصديق  مي‌كند)‌.

چون  ا‌و  به  خدا  ايمان  دا‌رد  آنچه  را  خدا  دربارۀ  شما  و  ديگر‌ن  بدو  خبر  مي‌دهد،  باور  مي‌كند.
(وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ ).

و  به  مؤمنان  ايمان  دارد  (‌و  هر چه  بگويند  بـاور  مـي‌كند،  چون  معتقد  به  اخلاص  ايشان  است‌)‌.

او  به  مؤمنان  اطمينان  و  يقين  د‌ارد،  زيرا  آگاه  از  صدق  ايمان  ايشان  است‌،  ايماني  كه  آنان  را  از  دروغگوئي  و  كجروي  و  رياكاري  باز  مي‌دارد.

(وَرَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ ).

او  براي  كساني  كه  از  شما  ايمان  آورده‌اند  رحمت  است  (‌زيرا  ايشان  را  به  راستاي  خداشناسي  آورده  است  و  راه  بهشت  را  بدانان  نموده  است‌)‌.

او  دست  مسلمانان  را  می گيرد  و  به  سوي  خير  و  صلاح  مي‏‎برد.

(وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ) (٦١)

كساني  كه  فرستادۀ  خدا  را  مي‌آزارند،  عذاب  دردناكـي  د‌ارند.  

عذاب  دردن