پيغمبرش‌،  ادبي  كه  به  دلخواه  و  از  روي  رضا  و  از  راه  تسليم  است‌،  روند  قرآني  مقرّر  مي‌دارد كه  -  با  ا‌ين  وجود  -‌ كار  مربوط  به  پيغمبر  نيست‌،  بلكه  كار  واگذ‌ار  به  خدا  است‌.  اين‌ كار  و  فريضه  و  قسمت  خدا  است  و  بس‌.  در  اين  باره  پيغمبر  جز  اجراء‌كنندۀ  فريضه‌اي  نيست  كه  يزدان  جـهان  آن  را  تقسيم  فرموده  است‌.  اين  زكات  از  ثروتمندان‌ گرفته  مي‌شود  به  عنوان  يك  فريضۀ  الهي‌،  و  به  مستمندان  داده  مي‌شود  به  عنوان  يك  فريضۀ  الهي‌.  زكـات  مـحدود  و  مربوط  به  چند  دسته  از  مردمان  ا‌ست‌ كه  قرآن  آنان  را  مشخّص  كرده  است‌.  زكات  به  اختيار  كسي  واگذار  نگرديده  است‌،  حتّي  در  اختيار  پيغمبر  قرار  داده  نشـده  است‌:

(إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ وَاِبْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ) (٦٠)

زكات  مخصوص  مستمندان‌،  بيچارگان،  گردآورندگان  آن‌،  كساني  كه  جلب  محبّتشان  (‌براي  پـذيرش  اسـلام  و  سـود  گرفتن  از  خدمت  و  يـاريشان  بـه  اسـلام  چشـم  داشـته‌)  مـي‌شود،  (‌آزادي‌)  بـندگان‌،  (‌پـرداخت  بـدهي‌)  بـدهكاران‌،  (‌صــرف‌)  در  راه  (‌تـقويت  آئـين‌)  خـدا،  و  واماندگان  در  راه  (‌و  مسافران  درمانده  و  دور  افتاده  از  مال  و  منال  و  خانه  و  كاشانه‌)  مي‌باشد.  اين  يك  فريضۀ  مهمّ  الهي  است  (‌كه  جهت  مـصلحت  بندگان  خدا  مـقرّر  شده  است‌)  و  خدا  دانا  (‌به  مصالح  آ‌فريدگان‌)  و  حكيم  (‌در  وضع  قوانين‌)  است‌.

بدين  وسيله  زكات  جايگاه  خود  را  در  شريعت  خدا  مي‌گيرد،  و  پايگاه  خود  را  در  نظام  اسلامي  پيدا  مي‌كند.  ديگر  به  دلخواه  كساني  انجام  نمي‌گيرد كه  زكات  بر  آنان  واجب  مي‌گردد،  و  بخشش  و  بزرگواري  ايشـان  نـيز  بشمار  نمي‌آيد.  بلكه  يك  امر  واجب  و  قطعی  است‌،  نه  يك  بذل  و  بخشش  و كار  نـاسنجيده  از  سوي  تـقسيم  كننده  و  پخش‌كننده‌.  يك  فريضۀ  مشخّص  است‌،  و  يكي  از  فـرائض  اســلام  است  كه دولت  اسلامي  آن  را  گردآوري  مي‌كند  برابر  نظم  و  نظام  معيّني  تا  با  آن  يك  خدمت  اجتماعي  مشخّصي  را  به  انجام  رسـاند.  زكات  احسان  از  سوي  دهندۀ  زكات‌،  و گدائي  از  جانب  گيرندۀ  زكات  بشمار  نمي‌آيد...  هرگز! هرگز!  اين  چنين  نيست  و  سيستم  اجتماعي  در  اسلام  بر گدائي  استوار  نيست  و  هرگز  بر گدائي  استوار  نمي‌گردد.

بنياد  زندگي  در  نظام  اسلامي  بر كار  اسـتوار  ا‌ست‌،  با  تمام  انواع  و  اقسامی  كه  كار  دارد.  بـر  دولت  اسـلامي  واجب  ا‌ست‌ كه  كار  را  براي  هر  فرد  تواناي  بر كار  پيدا  كند،  و  شرائط‌ كار  را  براي  او  فراهم  آورد،  با  تهيّۀ  وسائل  و  ابزار كار،  و  با  تضمين  مزد كامل  در  برابر  آن  كساني  كه  توانائي ‌كار كردن  را  دارند  حقّي  در  زكات  بديشان  تعلّق  نمي‌گيرد.  چه  زكات  ماليات  ضمانت  اجتماعي  ميان  توانايان  و  ناتوانان  است‌.  دولت  آن  را  سـر  و  سامان  مي‏بخشد،  و  جـمع‌آوري  و  تـقسيم  آن  را  به  عـهده  مي‌گيرد،  هر  زمان‌ كه  جامعه  بر  ا‌ساس  اسلام‌ صحيح  برجا  و  برپا گرديد،  و  نه  در  شريعت  و  نه  در  برنامه،  جز  اسلام  را  نخواست‌.از  ابن  عمر  -  رضي  الله  عنه  -  روايت  شده  است‌ كه‌ گفته  است‌:  پيغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  فرموده  است‌:

(لا تحل الصدقة لغني ولا لذي مرة سوي ).

زكات  حلال  نيست  براي  كسي  كه  ثروتمند  باشد،  و  براي  كسي  كه  داراي  بدن  سالم  و  نيرومند  باشد. [1]

از  عبدالله  پسر  عدي  پسر  خيار  روايت  شده  است ‌كه  گفته  است‌:  دو  مرد  به  من  خبر  داده‌ا‌ند كـه  به  خدمت  پيغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  رسيده‌اند  و  از  او  زكـات  خـواسـته‌انـد.  پيغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  ‌آنان  را  ورانداز كرده  است  و  هر  دو  نفر  را  سالم  و  چابك  د‌يده  است‌.  فرموده  است‌:

(إن شئتما أعطيتكما . ولا حظ فيها لغني ولا لقوي مكتسب ).

اگر  مـي‌خواهـيد  بـه  شـما  خـواهـم  داد.  ولي  نـه  براي  شخصي  دارا  و  نه  براي  فرد  تواناي  قادر  به  كار  و  كسب‌،  در  زكات  سهمي  است‌. [2]

زكات  فرعي  ا‌ز  فروع  نظام  ضمانت  اجتماعي  در  اسلام  است‌.  اين  نظام  بسيار  فراگير  و  فراخ‌تر  از  زكات  است‌.  چه  اين  نظام  جلوه‌گر  مي‌آيد  در  خطوط  متعدّدي‌ كه  همۀ  فروع  و  شاخه‌هاي  زندگي‌،  و  سراسر  نواحی  ارتـباطات  بشري  را  فرا  مي‌گيرند،  و  زكات  يك  خطّ  اساسي  از  اين  خطوط  است‌. [3]

زكات به نسبت  يك  دهم   و يك  بيستم  و  يك  چهلم  از  اصل  مال  بر  حسب  نوع گردآوری می شود. زكات

از  هر  كسی  كه  تقريباً  بيست  جُنَيْه [4]  داشته  باشد  -  افزون  بر  نياز  ا‌و  بوده  و  يك  سال  بر  آن  گذشته  باشد،  دريافت  مي‌گردد.  بدين  وسيله  بيشتر  ا‌فراد  ملّت  در  توليد  و  فراهم  آوردن آن  شركت  می ورزند. سپس  زكات  جمع آوری شده  در  مواردی مصرف   می گردد كه  آيه  در اينجا  روشن  و معلوم  كرده  است. نخستين محستحقّان زكات  فقراء و مساكين  هستند.  فقراء كسانی  هستند  كه  كمتر از  هزينۀ  زندگی خود  را به دست  می آورند، مساكين  نيز  بسان  ايشــان  هسـتند  و ليكن  خـويشتن  را  آراسـته  می نمايند و زيبا  رفتار  می كنند  و  نياز  خويش را آشكار  نمی سازند  و گدائی  نمی كنند  و چيزی  را  درخواست  نمی نمايند.

بسياری  از  مردمان   كه  در  سال  زكات می دهند، چه  بسا  در سال  بعدی مستحقّ دريافت  زكات  گردند. ممكن  است  آنچه  دارند  كمی و كاستی  پذيرد  و  كفاف  نيازمنديهای ايشان  را  نكند.  زكات  از  اين  ناحيه  تأمين  اجتماعی  است.  بعضی از  مردمان  نيز  چه  بسا  هرگز  زكاتی  نداده  و  ندهند، و بر  اموال  زكات  چيزی نيفزوده  و نيفزايند،  و خودشان  پيوسته نيازمند  زكات  باشند. زكات پيش از اين  جنبه و آن جنبه، فريضۀ  الهی است. نفس  انسان با اداء  ان پاك  و پاكيزه  می گردد، و با پرداخت  آن  خدا  را پرستش می كند، و از بخل  و آز رهائی  می يابد، و با انجام همچون  فريضه ای بر بخل و آز  چيره  می گردد و خويشتن  را برتر  از آن  می دارد كه دچار  تنگچشمی و آزمندی شود.       

(إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ ).

زكات مخصوص  مستمندان  و بيچارگان ...است.

توضيح  اين  بخش  قبلاً گذشت. 

(وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا ).

و گردآورندگان  زكات.

يعنی كسانی كه  به جمع آوری زكات  می پردازند.

(وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ).

و  كساني  كه  جلب  مـحبّتشان  (‌بـراي  پـذيرش  اسـلام  و  سـود  گرفتن  از  خدمت  و  يـاريشان  بـه  اسـلام  چشـم  داشته  )  مي‌شود....

آنان‌ گروه‌ها  و  دسته‌هائي  هستند.  از  جمله‌:  كساني  كه  به  تازگي  اسلام  را  پذيرفته‌اند  و  ماندگاري  ايشان  بر  اسلام  مورد  نظر  است‌.  افراد  ديگري  هم  از  زمرۀ  آنان  بشمارند  كه  اسلام  آورده‌ا