هُوَ مَوْلانَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ) (٥١)

 بگو:  هرگز  چيزي  (‌از  خير  و  شرّ)  به  ما  نـمي‌رسد،  مگـر  چيزي  كه  خدا  براي  ما  مقدّر  كرده  باشد.  (‌اين  است  كه  نه  در  برابر  خير  مغرور  مي‌شويم‌،  و  نه  در  بـرابـر  شرّ  بـه  جزع  و  فزع  مي‌پردازيم‌،  بلكه  كار  و  بار  خود  را  بـه  خدا  حواله  مي‌سازيم‌،  و)  او  مولي  و  سـرپرست  مـا  است‌،  و  مؤمنان  بايد  تنها  بر  خدا  توكّل  كنند  و  بس‌.

يـزدان  پـيروزي  را  بـراي  مـؤمنان  واجب  و  مشـخّص  فرموده  است‌،  و  بديشان  وعده  داده  است  كه  سـرانـجام  آنان  پيروز  مي‌گردند.  پس  هر  اندازه  شدّت  و  سختي  و  هر  قدر  بلا  و  مصيبت  بديشان  دست  دهد،  آنان  را  براي  پيروزي  موعود  آمادگي  مي‏بخشد،  و  رنجها  و گرفتاريها  براي  اين  است‌ كه  مؤمنان  با  دليل  و  برهان  به  پـيروزي  مــوعود  مـي‌رسند،  و  پس  از  ذوب  شـدن  در  بـوتۀ  آزمايشها  شاهد  پـيروزي  را  در  بغل  مـي‌گيرند،  و  بـا  وسائل  و  ابزاري‌ كه  سنّت  يزدان  مـقتضي  آنـها  است  و  آنها  را  مي‌طلبد،  خداوند  پـيروزي  گـرانـبهائي  را  نـه  ارزاني  را  بهرۀ  مؤمنان  مي‌سازد،  و  عزّت  و  شوكتي  را  بديشان  عطاء  مي‌فرمايد  كه  جانهاي  ا‌رزشمند  خويشتن  را  آمـادۀ  شكـيبائي  در  هـر  بلائي،  و  شــركت  در  هـر  امتحاني‌،  و  پايداري  در  هرگونه  فداكاري  و  هر  نوع  جان  نثاري  مي‌نمايد  تا  همچون  عزّت  و  شوكتي  را  بـپايند  و  پاسداري  نمايند...  خدا  ياور  و  مددكار  است‌:  

(وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ). 

مؤمنان  بايد  تنها  بر  خدا  توكّل  كنند  و  بس‌.

اعتقاد  به  قضا  و  قدر  خدا،  و  توكّل‌ كامل  بر  خدا،  مخالفتي  با  تهيّه  ديدن  توشه  و  ابزار،  و  سود  جستن  از  وسائل  و  وسائط  كار،  به  اندازۀ  تاب  و  توان‌،  ندا‌رد.  اين  است  كه  يزدان  آشكارا  فرمان  داده  است‌:

(وأعدوا لهم ما استطعتم من قوة . . .).

 براي  (‌مبارزۀ  با)  آنـان  تـا  آنجا  كـه  مـي‌توانـيد  نيروي (‌مادي  و  معنوي‌)  آماده  سازيد....(‌انفال /  60) 

 كسي‌ كه  فرمان  يزدان  را  اطاعت  و  اجراء  نكند،  و  اسباب  و  وسائل  را  مراعات  ندارد  و  بكار  نبرد،  و  سـنّت  ايـزد  منّان  و  قانون  خداي  سبحان  را  درك  و  فهم  نكند،  سنّت  و  قانوني‌ كه  با  كسي  دوستي  و  خويشي  ندارد  و  خاطر  هيچ‌ كسـي  را  نـمي‌گيرد  و  از  هيچ  كسي  جانبداري  نمي‌كند،  چنان ‌كه  بايد  بر  خدا  توكّل  ندارد.

گذشته  از  اين‌،  همۀ ‌كارهاي  مؤمن  خير  و  خوبي  است‌،  چه  پيروزي  را  به  دست  آورده  باشد  و  يا  بـه  شـهادت  رسيده  باشد،  و  همۀ ‌كارهاي  كافر  شرّ  و  بدي  است‌،  چه  عذاب  بدون  واسطه  از  سوي  يـزدان  بديشان  رسـيده  باشد،  و  چه  توسّط  مؤمنان‌ گريبانگيرشان  گرديده  باشد: 

(قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَنْ يُصِيبَكُمُ اللَّهُ بِعَذَابٍ مِنْ عِنْدِهِ أَوْ بِأَيْدِينَا فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُونَ) (٥٢)

بگو:  آيا  دربارۀ  ما  جز  يكي  از  دو  نيكي  انتظار  داريد:  (‌يا  پيروزي  و  غنيمت  در  دنيا،  و  يـا  شهادت  و  بهشت  در  آخرت‌)‌.  ولي  ما  دربارۀ  شما  چشم  به  راه  هستيم  كـه  يـا  خداوند  (‌در  اين  يا  در  آن  جهان‌)  به  عذابي  از  سوي  خود  گرفتارتان  سازد  و  يا  (‌در  اين  جهان‌)  با  دست  ما  (‌مذلّت  و  خواري  نصيبتان  سازد)‌.  پس  شما  چشم  به  راه  (‌فرمان  و  خواست‌)  خدا  باشيد  و  ما  هم  با  شما  در  انتظاريم.

منافقان  در  انتظار  چه  چيز  هستند  كه  به  مؤمنان  برسد؟  هر  چه  بديشان  برسد  در  هر  صورت  خير  و  خوبي  خواهد  بود.  پيروزي‌اي‌ كه  سخن  خدا  و  فرمان  الله  بدان  برتري  گيرد،  پاداش  مؤمنان  در  اين  زمين  است‌.  يا  پاداش  ايشان  شـهادت  در  راه  حـقّ  است  كـه  والاترين  درجـات  در  پيشگاه  خدا  است‌.  مؤمنان  در  انتظار  چه  چيز  هستند كه  به  منافقان  برسد؟  آنچه  مـؤمنان  براي  مـنافقان  چشـم  مي‌دارند  عذاب  يزدان  است  كه  ايشان  را  فرامـي‌گيرد،  همان‌ گونه  كه  پيش  از  اينان‌ گريبانگير  تكذيب  كـنندگان  حقّ  و  حقيقت  گرديده  است‌.  يا  منافقان ‌گرفتار  تاخت  و  تاز  و  يورش  سخت  مؤمنان  خواهند  شد،  همان‌گونه‌ كه  در گـذشته‌ها  مشـركان  دچار  حـمله  و  غلبۀ  مؤمنان  گرديده‌اند  و  به  شكنجه  و  آزارشان  گرفتار  آمده‌اند... 

(فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُونَ) .

پس  شما  چشم  به  راه  (‌فرمان  و  خواست‌)  خدا  بـاشيد  و  ما  هم  با  شما  در  انتظاريم‌.

فرجام  كار  نيز  روشن  و  پيدا  است‌...  سرانجام  گذشت  و  گذار  به  سود  مؤمنان  و  از  آن  ايشان  است‌.

*برخي  از  اين  منافقاني  كه  به  عذرآوري  مي‌پرداختند  و  واپس  مـي‌نشستند  و  در  انـتظار  بلا  و  بدي  براي  مسلمانان  بودند،  اموال  خويش  را  پـيش  مـي‌كشيدند  و  تقديم  مي‌داشتند،  تا  بدين  وسيله  از  جهاد  عذر  بخواهند  و  به  جهاد  نروند،  و  عصا  را  از  وسط  بگيرند  همان‌ گونه  كه  پيشۀ  همۀ  منافقان  در  هر  زماني  و  در  هر  مكـاني  است‌.  امّا  يزدان  جهان  مانور  آنان  را  مردود  مي‌دارد،  و  پيغمبر  خود  را  وامي‌دارد كه  اعلان‌ كند  بذل  و  بـخشش  ايشان  نامقبول  و  ناپذيرفتني  در  پيشگاه  خدا  است‌،  چه  آنان  اموالشان  را  از  روي  ريا  و  هراس  مي‏‎بخشند  نه  از  روي  ايمان  و  اعتقاد.  ايشان  چه  اموال  خود  را  با  رضا  و  رغبت  ببخشند  و  آن  اموال  را  وسـيله‌اي  براي  فـريب  مسلمانان‌ كنند،  و  چه  آن  را  ناخشنودانه  به  سبب  هراس  از  آشكار  شدن ‌كارشان  بذل  و  بخشش  كنند،  در  هر  دو  حال  كارشان  ناپذيرفتني  و  اموالشـان  بـرگشت  دادنـي  است‌.  نه  سزا  و  جزائي  به  اموالشان  تعلّق  مي‌گيرد،  و  نه  ثواب  و  پاداشي  در  پيشگاه  خدا  برايشان  نوشته  مي‌شود  و  به  حسابشان‌ گرفته  مي‌شود:

(قُلْ أَنْفِقُوا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا لَنْ يُتَقَبَّلَ مِنْكُمْ إِنَّكُمْ كُنْتُمْ قَوْمًا فَاسِقِينَ (٥٣)وَمَا مَنَعَهُمْ أَنْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَاتُهُمْ إِلا أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَبِرَسُولِهِ وَلا يَأْتُونَ الصَّلاةَ إِلا وَهُمْ كُسَالَى وَلا يُنْفِقُونَ إِلا وَهُمْ كَارِهُونَ) (٥٤)

 (‌اي  پيغمبر!  به  منافقاني  كه  براي  پنهان  داشتن  نفاق  خود  به  بذل  و  بخشش  مي‌پردازند)  بگو:  چه  از  روي  اختيار  و  چه  از  روي  اجبار  به  بذل  و  بخشش  بـپردازنـد،  در  هـر  حال  از  شما  پذيرفته  نمي‏گردد.  چرا  كه  شما  قوم  فاسقي  هستيد  (‌و  بر  دين  خدا  مي‌شوريد  و  از  فرمان  او  بـه  در  مــي‌رويد  و  نــفاقتان  اعمال  نيكتان  را  پـوچ  و  بيسود  مي‌گردانـد)‌.  هيچ  چيز  مـانع  پـذيرش  نـفقات  و  بـذل  و  بخششهايشان  نشده  است  جز  اين  كـه  آنان  به  خدا  و  پپغمبرش  ايمان  ندارند  (‌و  كفر هم  اعمال  را  پوچ  و  بيسود  مــي‌كند،‌)  و  جـز  بـا  ناراحـتي  و  