ِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ). 

ای  آدمیزادگان‌!  در  هر  نمازگاه  و  عبادتگاهی‌،  خود  را  (‌با  لباس  مـادی  کـه  عورت  شما  را  بـپوشاند،  و  بـا  لبـاس  معنوی  که  تقوا  نام  دارد)  بیارائید.

همچنین  ایشان  را  فریاد  می‌دارد که  از  خوراک  و  طعام  و  نوشیدنی  پاک  و  حلال‌،  بدون  اسـراف  و  زیـاده‌روی‌،  استفاده  بکنند  و  لذّت  ببرند:

(كُلُوا وَاشْرَبُوا وَلاَ تُسْرِفُوا إِنَّهُ لاَيُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ). 

بخورید  و  بنوشید  ولی  اسراف  و  زیاده‌روی  مکـنید  کـه  خـداونـد  مسـرفان  و  زیـاده  روی  کنندگان  را  دوست  نمی‌دارد.

روایت  شده  است‌ که  قریشیها  بدعت  دیگری  نیز  پدید  آورده  بودند.  بسی  از  خوراکیها  را  تحریم‌ کرده  بودند  همان‌گونه ‌که  بعضی  از  لباسها  را  تحریم  نموده  بودند.  در  صحیح  مسلم  از  هشام  روایت  شده  است‌ که  او  از  عروه‌،  و  عروه  از  پدرش  نقل  می‌کند که ‌گفته است‌:

«‌عربها  برهنه  خانۀ  خدا  را  طواف  مي‌‌کردند  مگر  حُمس‌.  حمس،  قریشیها  و  فرزندان  ایشان  بودند.  عربها  لخت  و  برهنه  خانۀ  خدا  را  طواف  می‌كردند،  مگر  این ‌که  از  میان  حمس  کسی  جامه‌ای  بدیشان  می‌داد.  مردان  حمس  به  سائر  مردان‌،  و  زنان  حمس  به  سائر  زنان‌،  لباس  می‌دادند.  افراد  حمس  از  مزدلفه  بیرون  نمی‌آمدند،  بدان  هنگام ‌که  مردمان  به  عرفات  می‌رفتند  و  در  آنجا  بسر  می‏بردند.  می‌گفتند:  ما  ساکنان  حرم  هستیم‌،  کسی  از  عربها  حقّ  ندارد  طواف‌ کند  مگر  در  جامۀ  ما،  و  وقتی‌ که ‌کسی  به  سرزمین  ما  وارد  شد،  در  سرزمین  ما  حقّ  ندارد  خوراکی  بخورد  مگر  از  خوراک  ما. کسی ‌که  در  مکّه  دوستی  نمی‌داشت‌ که  بدو  جامه  عاریه  دهد،  و  پول  و  پـاره‌ای  نمی‌داشت‌ که  با  آن  جامه‌ای  را کرایه‌ کند،  یکی  از  دو  کار  را  میبایستی  بکند:  یا  لخت  و  عریان  خانۀ  خدا  را  طواف‌ کند،  و  یا  در  جامه‌های  خود  خانۀ  خدا  را  طـواف  کند.  وقتی ‌که  طواف  به  پایان  می‌آمد،  جامه‌های  خود  را  به  دور  می‌انداخت  و کسی  آنها  را  برنمی‌داشت‌.  ایـن  چنین  جامه‌هائی  را  دور  انداخته  می‌گفتند».

در  تفسیر  قرطبی  به  نام  «‌احکام  القرآن‌»  آمده  است‌:  «‌گفته‌اند  که  عربها  در  دورۀ  جاهلیّت  در  مواسـم  حجّ  چربی  نمی‌خوردند،  و  به  خوردن  خوراک  اندکی  بسنده  مـی‌کردند،  و  لخت  و  عـریان  خـانۀ  خـدا  را  طواف  می‌نمودند.  پس  بدیشان  دستور  داده  شد:

(خُذُوا زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلاَ تُسْرِفُوا). 

در  هر  نمازگاه  و  عبادتگاهی‌،  خود  را  (‌با  لباس  مادی  که  عورت  شما  را  بپوشاند،  و  با  لباس  معنوی  که  تقوا  نـام  دارد)  بــیارائـید،  و  بخورید  و  بـنوشید  ولی  اسـراف  و  زیاده‌روی  مکنید.

یعنی  در  تحریم  چیزی ‌که  بر  شـما  حرام  نبوده  است  اسراف  مکنید»‌.  اسراف  با  تجاوز  از  حدّ  و  مرز  صورت  می‌گیرد،  همان‌گـونه ‌که  با  تـحریم  حلال  صورت  می‌پذیرد.  هر  دوی  اینها  از  حدّ  و  مـرز  تـجاوز کردن  است‌،  اين  به  اعتباری،  و  آن  به  اعتبار  دیگری‌.

روند  قرآنی  به  دعوت  استفادۀ  از  زینت  بسنده  نمی‌کند.  بلکه  مردمان  را  فرا  می‌خواند  به  استفاده  و  بهره‏مندی  از  خوراک  و  نوشیدنی  پاک  و  حلال‌.  نه  تنها  دعوت  به  لذّت  بردن  و  استفاده‌ کردن  مي‌کند،  بلکه  بر  مـردمان  زشت  می‌شمارد که  بر  خود  تحریم ‌کنند  زیـنتی  را که  برای  ایشان  آفریده  است  و  خوراکیهای  پاکیزه‌ای  را که  بهرۀ  ایشان  فرموده  است‌.  چه  تحریم  و  تـحلیل  چیزی  جائز  نیست  مگر  با  رهنمود  شرع ‌و  شریعت  یزدان‌:

(قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ). 

بگو:  چه  کسی  زینتهای  الهی  را  که  برای  بندگانش  آفریده  است  و  همچنین  مواهب  و  روزیهای  پـاکیزه  را  تـحریم  کرده  است‌؟‌.

به  دنبال  این  پرسش  انکاری‌،  سخن  می‌رود  از  زیـنت  لباس‌،  و  از  این  روزیهای  پاک‌.  روزیهای  پـاکی  که  استفادۀ  از  آنها  حقّ ‌کسانی  است‌ که  ایمان  آورده‌اند  -  به  حکم  ایمانشان  به  پروردگارشان‌ که  روزیـها  را  برای  آنان  فراهم  و  پدیدار کرده  است  -  اگر  هم  در  این  دنيا  با  آنان  دیگران  هم  از  آن  روزیها  استفاده  می‌کنند،  روزیها  در  جهان  آخرت  دربست  در  اختیار  ایشان  قرار  می‌گیرد  و کـافران  بهره‌ای  از  روزیها  ندارنـد  و  با  مؤمنان  نمی‌توانند  از  آنها  بهره‌مند  شوند:

(قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ). 

بگو:  این  (‌نعمتها  و  موهبتهای  حلال  و)  چیزهای  پاکیزه  را  برای  افراد  باایمان  در  این  جهان  آفریده  است‌.  در  روز  قیامت  اینها  همه  در  اختیار  مؤمنان  قرار  می‏‎گیرد  (‌و  دیگران  بکلّی  از  آنها  محروم  می‌گردند).

در  آ‌خرت‌، ‌کار  بدین  مـنوال  نـیست‌.  بدین  معنی ‌کـه  کافران  ابتداء  با  مؤمنان  در  نعمتها  شریک  شوند،  سپس  نعمتها  بر  آنان  حرام ‌گردد.  بلکه  خدا  در  آخرت  هیچ  نعمتی  از  ا‌ین  نعمتها  را  بدیشان  نمی‌دهد  و همه  را  بر  آنان  قدغن  می‌کند!

(كَذلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ). 

این  چنین  آیات  (‌خود  را  دربارۀ  احکام  حـلال  و  حرام‌)  برای  کسانی  توضیح  و  تشـریح  مـی‌کنیم  که  آگاهند  و  می‌فهمند.

کسانی‌ که  حقیقت  ا‌ین  آئین  را  «‌می‌دانند»  آنان  از  ایـن  بیان  استفاده  می‌نمایند.

چیزی  را که  خدا  واقعاً  حرام‌ کرده  است‌،  زینت  معتدلانۀ  جامه  نیست‌،  و  خوراک  و  نوشیدنی  پاکیزه  نیست  -‌ اگر  با  اسراف  و  تبذیر  صرف  نشود  و  برای  خودستائی  و  خود  بزرگ‌بينی  از  آن  استفاده  نگردد  -  بلکه  خداوند  چیزی  را  حرام ‌کرده  ا‌ست‌ که  هم  ایـنک  عملًا  بدان  سرگرم  هستند:

(قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَاظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُوا بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَاناً وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللّهِ مَا لاَتَعْلَمُونَ). 

بگو:  خداوند  حرام  کرده  است  کارهای  نابهنجار  (‌چـون  زنا)  را،  خواه  آن  چیزی  که  آشکارا  انجام  پذیرد  و  ظاهر  گردد،  و  خواه  آن چیزی  که  پوشیده  انجام  گیرد  و  پنهان  ماند،  و  (‌هر  نوع‌)  بزهکاری  را  و  ستمگری  (‌بر  مردم‌)  را  که  به  هيچ  وجه  درست  نیست‌،  و  این  که  چیزی  را  شریک  خدا  کنید  بدون  دلیل  و  برهانی  که  از  سوی  خدا  مبنی  بر  حقّانیت  آن  چیز  در  دست  باشد،  و  ایـن  که  بـه  دروغ  از  زبان  خدا  چیزی  را  (‌دربارۀ  تـحلیل  و  تـحریم  و  غیره‌)  بیان  دارید  که  (‌صحّت  و  سقم  آن  را)  نمی‌دانید.

این  چیزی  است‌ که  خدا  حرام‌ کرده  است‌.  فواحش  اعمال‌،  کارهائی  است ‌که  از  حدود  و  مـقرّرات  خـدا  تعدّی  و  تجاوز کند،  چه  برای  مردمان  نمایا