 را  نـدارند  ...  اما  انسانها  به  سوی  جاهلیّت  برگشته‌اند،  و  از  لااله الا الله  دست  کشیده‌اند،  این  است  که  بدین  بندگان  ویـژگیهای  الوهیّت  داده‌اند،  و  خدای  را  به  یگانگی  پرسـیدن  و  تنها  او  را  به  سرپرستی ‌گرفتن  را  فراموش ‌کرده‌اند!

انسانها  هم  باید  متوجّه  این  امر  باشند،  بویژه  آنان‌ که  بر  بالای  مناره‌ها،  یا  به  وسیلۀ  بلندگوها،  در  خاور  و  باختر  و  همۀ  نواحی  کرۀ  زمین‌،  واژه‌های‌:  «‌لااله‌الاالله»  را  بدون  مدلول  و مفهوم‌،  و  بدون  واقعیّت  داشتن  در  زندگی  عملی  ایشان  و  پیاده‌ کردن  در  روابط  اجتماعی  خودشان‌،  سر می‌دهند  و  طنین‌انداز  می‌کنند.  البتّه  ایـنان  در  روز  قیامت  جرمشان  سنگین‌تر  و  عذابشـان  سخت‌تر  است‌،  چرا که  ایشان  بعد  از  روشن  شدن  هدایت  و  رهنمود  آسمان‌،  و  پس  از گرویدن  به  آئین  یـزدان  جـهان‌،  به  پرستش  بندگان  برگشته‌اند!

امروزه‌ گروه  مسلمانان  بسیار  نیازمند  این  هستند که  در  برابر  این  آیات  روشن  و  روشنگر  بایستند  و  بیندیشند!  بسی  نیازمندند که  در  برابر  این  آیۀ  سرپرستی  بایستند  و  بیندیشند:

(قُلْ أَغَيْرَ اللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَهُوَ يُطْعِمُ وَلا يُطْعَمُ قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ).

 بگو:  آیـا  غیر  خدا  را  مـعبود  و  یـاور  خود  بگیرم‌؟‌!  در  صـورتی  که  او  آفرینندۀ  آسـمانها  و  زمـین  است  و  او  روزی  مـی‌دهد  (‌و  رازق  همگان  او  است  و  هـمه  بـدو  نــیازمندند)  و  بـه  او  روزی  داده  نمی‌شود  (‌و  نـیازمند  کسی  نیست‌)‌.  بگو:  به  من  دسـتور  داده  شـده  است  که  نخستین  کســـی  باشم  کـه  (‌از  این  امّت‌،  خویشتن  را  خالصـانه  تسلیم  فرمان  خدا  کند  و)  مسلمان  باشد  (‌و  نیز  خداوند  به  من  دستور  داده  است  که‌)  از  زمرۀ  مشرکان مباش.

این  بدان  خاطر  است‌ که‌ گروه  مسلمانان  امروزی  هـم  بدانند که  جز  یزدان  را  ولّی  و  سرپرست  خود کردن  -  با  همۀ  معانيی ‌که  (‌ولیّ)  دارد  -  از  قبیل‌: ‌کـرنش  بشمار  است  و  اسلام  هم  آمده  است  تـا  مردمان  را  از  شـرک  برهاند  ...  مسلمانان  باید  بدانند  که  نخستین  چیزی‌ کـه  بيانگر  غیر  خدا  را  ولیّ  و  سرپرست  خود کـردن  است‌،  پذیرش  حاکمیّت  و  فرمانروائی  غیر  خدا  در گسترۀ  دل  و  درون  و  در  پهنۀ  زندگی  و  بیرون  است  ...کاری‌ که  همۀ  انسانها  بدون  استثناء  انجام  می‌دهند  ...  مسلمانان  باید  بدانند که  امروزه  وظیفۀ  آنان  بیرون  آوردن  همۀ  مردمان  از  پرستش  بندگان،  و  رساندن  جملگی  ایشان  به  پرستش  یزدان  یگانه  است‌.  بلی  باید  بدانند که  امروزه  با  جاهلیّتی‌  رویاروی  مـی‌گردند که  پیغمبر  خدا صلیّ الله عليه وآله وسّلم  ‌و گـروه  مسلمانان  در  زمان  دریافت  این  آیات  با  آن  رویـاروی  گشتند.

گروه  مسلمانان  امروزی  در رویاروئی  با  جاهلیّت  بسی  نیازمند  این  هستند که  با  حقائق  و  مـعانی  و  مـفاهیمی  همراه  و  هـمدم  شوند که  آیـات  پـايین  به  دل  وارد  می‌گردانند:  

(قُلْ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ .مَنْ يُصْرَفْ عَنْهُ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ .وَإِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا كَاشِفَ لَهُ إِلا هُوَ وَإِنْ يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ .وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَ شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ).

 بگو:  من  (‌هم  مانند  سائر  انسانهای  مآل‌انـدیش‌)  اگر  نافرمانی  پروردگارم  کنم‌،  از  عذاب  روز  بزرگ  (‌قیامت‌)  می‌ترسم‌.  کسی  کـه  چنین  (‌عذابی‌)  بدان  هنگام  از  او  بدور  داشته  شود،  به  حقیقت  خدا  بدو  رحم  کرده  است‌،  و  این  پـیروزی  آشکـاری  است‌.  اگر  خداونـد  زیـانی  بـه  تو  برساند،  هیچکس  جز  او نمی‌تواند  آن  را  برطرف  سازد،  و  اگر  خیری  به  تو  برساند  (‌هیچکس  نمی‌توانـد  از آن  جلوگیری  کند)‌،  مرا  که  او  بر  هر  چیزی  توانا  است  او  بر  ســر  بندگان  خـود  مسـلّط  است  و  او  حکیم  (‌است  و  کارهایش  را  از  روی  حکمت  انجام  می‌دهد،  و  از  احوال  و  اوضاع‌)  بس  آگاه  است‌.

کسی ‌که  با  جاهلیّت  رویاروی  می شود،  جاهلیّت  با  همۀ  سـرکشی‌،  بزرگی،  رویگردانی‌،  کـینه ‌توزی‌،  کژی‌،  نیربگبازی‌،  تباهی،  و  بی‌بند و باری  و  لجام گسـیختگی  که  دارد،  این  چنین‌ کسی ‌که  با  ایـن  همه  شـرّ  و  بدی  رویاروی  می‌گردد،  بسی  نیاز  دارد  به  این ‌که  در  زوایای  دل  خود  همچون  حقائق  و  احساساتی  داشته  باشد  و  با  معانی  و  مفاهیم  آنها  زندگی ‌کند،  تـا  مرتکب‌ گناه  و  نافرمانی  نشود  و  جز  خدا  را  ولیّ  و سـرپرست  خـود  نسازد،  و  از  عذاب  هراس‌ برانگیزی  بترسد که  در  انتظار  سرکشان  و  بزهكازان  است  ...کسی‌ که  باور  دارد که  زیان  رساننده  و  سود  رساننده  خدا  است  و  بس،  باید که  با  معانی  و  مفاهیم  این  آیـات  زیست ‌کند  و  در  پرتو  رهنمودها  و  رهنمونهای  آنها  آگاه  و  هـوشیار  باشد  و  بداند که  تنها  یزدان  چیره  بر  بندگان  خود  است‌،  و  بدانچه  فرمان  دهد  و آنگونه ‌که  بخواهد  همان  خواهـد  شـد،  و  دستور  او  اصلاً پیگرد  و  ردخور  ندارد.  هر  دلی ‌که  با  این  حقائق  و  با  این  احساسات  بسر  برد،  قطعاً‌ مـی‌تواند  وظائف  (‌پدید  آوردن)  اسلام  را  از  نو  انجام  دهد  و  در  مبارزه  با  جاهلیّت  طاغی  و  یاغی  به  رستاخیز  اسلامی  خدمت کند  و  دین  خود  را  در  قبال  آئین  یزدان  اداء  نماید  ...  انجام  چنین  وظائفی  هم  آن  اندازه  دشوار  است‌ که  بر  کوهها  سنگینی  می‌کند!

گروه  مؤمنان  د‌ر  این  زمان‌،  پس  از  ایـن ‌کـه‌ کاملاً  با  وظیفۀ  خود  در کرۀ  زمین  آشنا  شدند،  و  حقيقت  عقیده‌ای  را  شناختند که  مردمان  را  بدان  می‌خوانند  و  مـقتضیات  عقیده  را  بدیشان  می‌شناسانند،  مقتضیاتی  همچون  تـنها  یـزدان  را  ولیّ  و  سـرپرست  خـود  دانسـتن‌،  ولّی  و  سرپرست  با  همۀ  معانی  و  مفاهیمی‌ که  دارد،  و  پس  از  ایـن ‌که  در  انـجام  وظیفۀ  دشوارشـان‌،  آن  حقائق  و  احساسات  هـمراه  و  همدمشان ‌گردید  و  در کـار و بار  زندگیشان  منعکس  شد،  چنین ‌گروه  مـؤمنانی  بسیار  نیازمند  این  هستند که  موقعیّت‌ گـواهی‌ طلبیدن  و  از دیگران  بریدن  و  به  ترک  بیگانگان گـفتن  و  از  ایشـان  دوری ‌گزیدن  و  از  شرک  بیزاری  جستن  و گـریختن  را  پیش  چشم  دارند  و کاملاً  از  شرکی  ببرند که  انسانهای  جاهلیّت  امروزی  بدان‌ گرفتار  می‌آیند  و  همچو‌ن  افـراد  جاهلیّت  پیشین  خویشتن  را  بد‌ان  مـی‌آلایند. گروه  مسلمانان  امروزی  همچنین  نیازمند  این  هستند که  همان  چیزی  را  گویند که  به  پیغمبر  خدا صلیّ الله عليه وآله وسّلم  ‌دسـتور  داده  شده  بود  آن  را  بگوید،  و  به  پ