ار  بخشد،  و  ثبات  پـايه‌هاي  ايـن  آئـين‌،  و  راست  قـامتي  تنه‌هاي  آن  را  به  خردها  تفهيم  كند...  همۀ  ا‌ين  چيزها  در  بيست  و  يك  واژه  نهفته  است ‌كه  در  ظـاهر،  عـادي  و  ساده  و  زود فهم  و  معمولي  به  نظر  مي‌آيد.

(ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلا تَظْلِمُوا فِيهِنَّ أَنْفُسَكُمْ ).

اين  (‌تحريم  نـبرد)  آئـين  راسـتين  و  تـغييرناپذير  (‌خدا)  است‌،  پس  در آنها  به  خويشتن  ستم  نكنيد  (‌و  جنگ  در  آنها  را  حلال  ندانيد،  مگر  اين  كه  تجاوز  و  قانون  شكني  از  سوي  دشمن  باشد  و  شما  به  ناچار  از  خود  دفاع  كنيد)‌. 

 در  اين  ماه‌هاي  حرامي ‌كه  تحريم  آنها  با  قانون  هسـتي  ارتباط  دارد،  قانوني‌ كه  آسمانها  و  زمين  بر  آن  استوار  و  ماندگار  است‌،  به  خويشتن  ستم  نكنيد.  اين  قانون  جهاني  چنين  است ‌كه  يزدان  براي  مردمان  قانونگذاري  مي‌كند،  همان ‌گونه  كه  او  براي كيهان  قانونگذاري  مي‌كند...  بـه  خويشتن  ستم  نكنيد  با  حلال‌ كردن  حرام  ماه‌هائي‌ كه  خدا  خواسته  است  چنين  ماه‌هائي  دورۀ  امن  و  امان  و  دهكدۀ  صلح  و  ساز  باشند.  اگر گوش  نكنيد  و  همچون  فرماني  را  ناديده‌ گيريد  با  خواست  خدا  مخالفت  مي‌ورزيد.  با  اين  مخالفت  به  خويشتن  ستم  مي‌كنيد،  چرا كـه  خـود  را  در آخرت  به  عذاب  خدا  گـرفتار  مـي‌سازيد،  و  در  زمين  خويشتن  را  دچار  ترس  و  هراس  و  پريشاني  و  نگرانـي  مي‌كنيد،  زماني ‌كه  همۀ  ماه‌ها  و  سراسر  زمين  به  يك  دوزخ  جنگي  تبديل  مـي‌گردد،  و  آرامش  و  آسايش  و  صلح  و  سازي  در  آن  يافته  نمي‌گردد.

(وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً).

 (‌اي  مؤمنان‌!)  با  همۀ  مشركان  بجنگيد  هـمان  گونه  كـه  آنـان  جملگي  با  شما  مي‏‎جنگند.

امّا  اين  جنگيدن  بايد  در  غير  ماه‌هاي  حرام  باشد،  مادام  كه  مشركان  جنگ  را  نياغازند.  اگر  مشـركان  جنگ  را  بياغازند  پاسخ  به  تعدّي  و  تجاوز  آنان  در  ايـن‌  مـاه‌ها  لازم  است  و  بايد  بر  ايشان  بتازيد،  چون  دست ‌كشـيدن  يك  جانبه  از  جنگ  نيروي  خيرخواه  را  ضعيف  مي‌كند،  نـيروي  خـيرخواهي  كـه  نگـاهداري  و  نگـاهباني  از  مقدّسات  بدان  واگذا‌ر  شده  است‌،  و  بايد  نيروي  بدخواه  و  تجاوز  پيشه  را  متوقّف  سازد  و  بر  جاي  خود  بنشاند.  اگر  چنين  نكند  فساد  و  تـباهي  در كـرۀ  زمـين  پـخش  مي‌گردد،  و  در  قوانين  هرج  و  مرج  پيش  مي‌آيد.  پس  در  اين  صورت  پاسخ  به  نـيروي  بـدكردار  تـعدّي  كـننده‌،  وسـله‌اي  براي  حفظ  ماه‌هاي  حـرام  است‌،  و  جنگ‌  بـا  همچون  نيروي  بدنهاد  و  شروري  تـعدّي  و  اهـانت  بـه  ما‌ه‌هاي  حرام  بشمار  نمي‌آيد.

(وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً). [2]

با  همۀ  آنان  بدون  استثناء  كسي  يـا  گـروهي  از  ايشـان  بجنگيد.  چه  آنان  همگي  با  شما  مي‌جنگند  و كسی  را  از  شما  مستثني  و  جدا  نمي‌كند،  و گروهي  از  شما  را كنار  نمي‌گذارند  و  بر  جاي  نمي‌دارند.  كارزار  در  اصل  خود  پيكار  ميان  كفر  و  توحيد،  و  كفر  و  ايـمان‌،  و  هدايت  و  ضلالت  است‌.  پيكار  ميان  دو  اردوگاه  جداي  از  يكديگر  است‌.  دو  اردوگاهي  كه  صلح  و  ساز  دائمي  ميان  آن  دو  تا،  ممكن  نيست‌،  و  اتّفاق  و  اتّحاد كامل  ميان  آن  دو  تا،  صورت  نمي‌گيرد.  چرا  كه  اختلاف  موجود  در  ميان  ايـن  دو  اردوگاه  عرضي  و  ظاهري  و  يا  جزئي  و  ناچيز  نيست.  

اختلاف  بر  سر  مصالح  و  منافع  نيست  تـا  بتوان  راجـع  بدان  تصميم‌ گرفت  و  مشكل  را  حل  و  هـماهنگي‌ كـرد.  اختلاف  بر  سر  حدود  و  ثغور  هم  نيست  تا  بتوان  از  نـو  مرزبندي  و  نشانه‌گذاري  كرد.  ملّت  مسلمان  قطعاً  گول  مي‌خورد  و  از  حقيقت  پيكار  ميان  خود  و  ميان  مشركان  -  چه  بت‌پرستان  و  چه  اهل‌ كـتاب  -  غافل  مـي‌گردد،  هر گاه  چنين  بفهمد  يا  چنين  بدو  تفهيم‌ كنند كـه ‌كـارزار  ميان  ملّت  مسلمان  و  مشركان‌،  پيكار  اقتصادي‌،  يا  جنگ  نژادي‌،  يا  نبرد  ميهني‌،  يا  رزم  استراتژيكي  است‌...  هرگز  چنين  نيست‌.  بلكه  اين ‌كارزار  پيش  از  هر  چـيز  پـيكار  عقيده  است‌،  و  پيكار  برنامه‌اي  است  كه  از  اين  عـقيده‌،  يعني‌:  دين‌،  برمی جوشد[3] ... 

در  اينجا  ديگر  نيمه  راه  حلّها  فائده‌اي  ندارند  و  سـودي  نمي‌بخشند.  اتّحادها  و  توافقها  و  مـانورها  پـيكار  را  از  ميان  برنمي‌دارند  و  چارۀ ‌كار  را  نمي‌سازند.  چارۀ  پيكار  پرداختن  به  جهاد  و  مبارزه  است‌،  جهاد  شامل  و  مبارزۀ  كامل  ...  سنّت  خدا كه  تخلّف  ناپذير  است‌.  قانون  خدا كه  آسمانها  و  زمين  بر  آن  استوار  و  پايدار  است‌،  و  عقائد  و  اديان  بر  آن  برپا  و  بـرجـا  و  مـاندگار  است‌،  و  دلهـا  و  درونها  بر  آن  اسـقرار  و  استمرار  يافته‌اند.  در  آن  زمان  كه  يزدان  آسمانها  و  زمين  را  آفريده  است‌،  در كتاب  خود  چنين  نوشته  است‌.

(وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ) (٣٦)

و  بدانيد  كه  (‌لطف  و  ياري‌)  خدا  با  پرهيزگاران  است‌.  پيروزي  با  پرهيزگاراني  است ‌كـه  خـويشتن  را  از  ايـن  برحذر  مي‌دارند  كه  مقدّسات  خدا  را  نامحترم  دارند،  و  چيزي  را ‌كه  يزدان  حـرام  كـرده‌انـد  حـلال  شـمارند،  و  قوانين  او  را  تحريف ‌كنند.  نبايد  مسلمانان  از  جـهاد  بـا  همۀ  مشركان  باز  ايستند،  و  از  جهاد كامل  و  شامل  و  همه  جانبه  بترسند.  چون  اين  جهاد،  جهاد  در  راه  يزدان  است‌، آداب  و  رسوم  آن  را  مراعات  مي‌دارند،  و  از  حـدود  و  ثغور  آن  درنمي‌گذرند،  و  جهاد  را  براي  خدا  مي‌كنند  و  در  پنهان  و  آشكار  خدا  را  در  نظر  مي‌دارند  و  رضاي  او  را  مي‌جويند.  پيروزي  با  ايشان  است‌،  چون  خدا  با  آنان  است‌،  و كسي‌ كه  خدا  با  او  باشد  جاي  هيچ‌ گونه  جدال  و  ستيزي  نيست ‌كه  پيروز  است‌.

(إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيَادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عَامًا وَيُحَرِّمُونَهُ عَامًا لِيُوَاطِئُوا عِدَّةَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ فَيُحِلُّوا مَا حَرَّمَ اللَّهُ زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمَالِهِمْ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ) (٣٧)

به  تأخير  انداختن  (‌و  بـهم  زدن  ترتيب  مـاه‌هاي  حرام‌)  افـزايش  در  كـفر  است‌.  كـافران  بـدان  گمراه  (‌گمراه  و  سرگشته‌تر  از  پيش‌)  مي‌شوند.  آنان  يك  سال  (‌ماه  حرام  را)  حــلال  مــي‌كنند  و  يك  سـال  (‌مـاه  حـلال  را)  حرام  مــي‌سازند  (‌و  بـرابـر  آرزوي  خـود  مـاه‌ها  را  جابجا  مي‌نمايند  و  مي‌گويند:  ماهي  در  برابر  ماهي‌)  تا  با  تعداد  ماه‌هائي  كه  خدا  حرام  كرده  است  موافقت  برقرار  سازند  (‌و  عدد  چهـار  را  تكميل  گردانند)  و  بدين  وسيله  چيزي  را  (‌براي  خود)  حلال  نمايند  كه  خداوند  حرام  كرده  است  (‌و  چيزي  را  حرام  نمايند  كه  خداوند  حلال  فرموده  است‌)‌. 