ركتهاي  رستاخيز  اسلامي  خطرناك‌تر  از  دشمنان  آگاه  اين  دين  هسـتند.  دشمناني ‌كه  تابلو  و  پلاكارت  اسلام  را  نصب  می‌كنند  و  برمي‌افرازند  بالاي  اوضاع  و  احوال  و  حر‌كات  و  ديــدگاه‌ها  و  افكـار  و  مـعيارها  و  ارزشها  و  آداب  و  رسومي ‌كه  خودشان  آنها  را  برپا  و  برجا  مي‌دارند  و  از  آنها  حفاظت  و  حمايت  مي‌نمايند  تا  برايشان  اين  دين  را  درهم  بكوبند  و  نابود  نمايند!

اين  آئين  هميشه  پيروز  مي‌گردد  وقتي‌ كه  عقل  و  شعو‌ر  گروه  مؤمنان  -‌در  هر  زماني  و  در  هر  مكاني‌ كه  باشد  -  به  درجۀ  معيّني  برسد كه  از  حقيقت  اين  آئين  و  از  حقيقت  جاهليّت  اطّلاع  پيدا كند.  خطر  حقيقي  براي  اين‌  آئين  در  اين  نهفته  نيست‌ كه  دشـمنان  نـيرومند  و  آگاه  و كار  آزموده  و  مسلّحي  داشته  باشد،  بدان  اندازه  كه  خطر  در  اين  نهفته  است  كـه  دوسـتان  سـاده‌لوح  گـول‌خورده‌اي  داشته  باشند  و  درنگ  و كناره‌گيري  بكنند  و  مـيدان  را  خالي  بگذارند  بدون  اين  كـه  درنگ  و كناره‌گـيري  و  ميدان  خالي  گذاشتن  لازم  يا  ضروري  باشد،  و  نپذيرند  كه  دشمنانشان  از  اسلام  تابلو  و  پلاكارت  گول‌زننده اي  براي  خود  بسازند  و  آن  را  سپر  خويش‌ گردانند،  و  از  فراسوي  همچون  تابلو  و  پلاكارت‌ گول‌زننده‌ای‌  به  سوي  اسلام  نشانه  روند  و  تيراندازي  كنند!

نخسـتين  وظيفۀ  دعوت‌كنندگان  به  سوي  اين  آئين  در كرۀ  زمين  اين  است ‌كـه  همچون  تـابلوها  و  پـلاكارتهاي  گول‌زننده  و  فريبكارانه‌اي  را  پائين  بياورند كه بـالاي  اوضاع  و  احوال  جاهليّت  برافراشته  و  نصب  شده اند،  و  از  اين  اوضاع  و  احوالي  حمايت  و  پشتيباني  مي‌كنند كه  برپا  و  برجا  گرديده‌اند  تـا  ريشـه‌هاي  ايــن  دين  را  در  سراسر  زمين  يكسره  بكنند  و  بـخشكانند!  قطعاً  نـقطۀ  شـروع  در  هـر  حـركت  اسـلامي‌،  لخت  و  عور كـردن  جاهليّت  از  جامۀ  نادرستي  است‌ كه  به  تن ‌كرده  است‌،  و  نشان  دادن  حقيقت  جاهليّت  در  شرك  يا كفري  است‌ كه  بر  آن  است‌.  و  متّصف‌ كردن  مردمان  با  صفتي‌ كه‌  بـيانگر  زندگي  روزمرّه  و  واقعي  ايشان  باشد.  تا  اين ‌كه  حركت  اسلامي  با  گشاده‌روئي  كاملي  با  مردمان  روبرو  گردد،  و  بلكه  اين  چنين  مردماني  خودشان  بيدار  و  هوشيار  شوند  و  متوجّه  حقيقتي ‌گردند كه  حال  و  احوالشان  بدان  منتهي  شده  است‌.  اين  هم  همـان  حقيقتي  است  كه  حال  و  احوال  اهل  كتاب  بدان  انجاميده  است‌،  بدانگونه  كه  خـداونـد  كاربجا  و  بس  آگاه  آن  را  بيان  مي‌دارد،  تا  اين  بيدار  باش  و  هوشيار  باش  آنان  را  بيدار  و  هوشيار كند  و  ايشان  را  متوجّه  تغيير  حال  و  احوال  خودشان  گرداند،  و  در  پرتو  آن  چيزي  را  تغيير  دهند كه  در  درون  خويشتن  دارند،  تا  يزدان  هم  بدبختي  و  بـدبياري  و  نـاگـواري  و  عــذاب  دردناكي  را  دگرگون  سـازد كـه  آنـان  در  آن  حيران  و  سرگردان  هستند.

هر  درنگ  و كناره‌گيري  بي‌جائي‌،  و  هر گول  زدنـي  بـا  شكلها  و  نمادها  و  تابلوها  و  پلاكارتهائي‌،  تنها  به  تأخير  انداختن  حركت  اوّليّۀ  يك‌ گـروه  اسـلامي  در  سـراسـر  زمين  است‌.  درنگ  و كناره‌گـيري  در  جـامعۀ  اسـلام  سبب  مي‌شود كه  دشمنان  اين  آئين  حـيله  و  نـيزنگشان  استقرار  پيدا كند،  حيله  و  نــيرنگي‌ كـه  بـا  حـرص  و  آز  خواسته‌انـد  در  پـرتو  آن  بـتوانـند  آن ‌چـنان  تـابلوها  و  پلاكارتهائي  را  برپا  و  برجا  دارند،  پس  از  آن ‌كه  حركت  (آتاتورك‌)  در  تاريخ  معاصر  پيدا  و  هويدا  گرديد  و  از  آن  روي  خپله  و  زشتي‌ كه  با  اسلام  درافتاد  و  ورافتاد،  و  پس  از  الغاء  واپسين  نماد  از  نمادهاي  همايش  اسلامي  بر  اساس  عقيده‌،  نتوانست  حتّي  گامي  جلوتر  بگذارد،  چـرا  كه  هدف  حركت  آتاتورك‌ كاملاً  روشن  و  نمايان  گرديد  و  براي  همگان  پيدا  و  هويدا  شد...  بدانگونه  كـه  يك  نويسندۀ  صليبي  بسيار  نيرنگباز  و  بس  ناپاك  هـمچون  (‌ولفرد  كانتول  سميث‌)  را  بر  آن  مي‌دارد  كـه  در كـتاب  خـود:  (‌اسـلام  در  تـاريخ  مـعاصر)  بكـوشد  حـركت  آتاتورك  را  بار  ديگر  پنهان  و  پوشيده  دارد،  و  از  آن  نفي  الحاد  و  بي‌ديني‌ كند،  و  همچون  حركتي  را  بزرگ‌ترين  و  درست‌ترين  حركت  رستاخيز  (‌اسلامي‌‌)‌[20] در  تاريخ  معاصر  بشمار    آورد!!!
--------------------------------------------------------------------------------
[1] مراجعه شود به ديباچه‌هاي سوره‌هاي بقره و آل عمران و نساء و مائدۀ في‌ ظلال القرآن‌. 
[2] مراجعه شود به كتاب‌: (‌المستقبل لهذا الدين‌) فصل‌: (‌الفصام النكد)‌.   
[3] به نقل ازكـتاب‌:(‌الشريعه الاسـلاميه و ا‌لقانون الدولي العـام‌) تأليـف‌: استاد علي علي  منصور.
[4] مرجع قبلي‌. 
[5] بــلشويسم يــا بــالشوسيـم مكـــتبي است سـياسي طـرفدار حكـومت پرولتاريا. مركز اين  مكتب اتّحاد جماهير شوروي است‌. (‌فرهنگ معين‌) 
[6] از كتاب جورج براون‌، به نقل از كتاب‌:(‌التبشير و الاستعمار في ا‌لبـلاد االعربيه‌) تأليف دكتر  مصطفي خالدي‌، و دكتر عمر فرّوخ‌.
[7] مراجعه شود به كتاب‌: (‌‌الاسـتعمار و التـبشير) تأليـف دكـتر مـصطفي خالدي و دكتر عمر  فرّوخ‌. و كتاب‌: (‌الغاره علي العـالم الاسـلامي‌) تأليف استادان اليافي و محـب‌الدين الخطيب‌.  و كتاب‌: (‌الاتجاهات الوطـنيه فـي الادب المعاصر) تأليف دكتر مـحـمّد مـحمّد ‌حسين‌. و كـتاب‌:  (‌هـل نحن مسلمون‌) تأليف محـمّد قطب‌.
 [8] شايد تعبير (حامل شريعت‌) دقيق‌تر از (ناشر شريعت‌) در تر‌جمه از  اصل‌ انگليسي ‌باشد.  
[9] يعني اردشير دراز دست‌. (‌نگا: قاموس كتاب مقدّس‌، تأليـف و ترجمۀ جيمس هاكس‌، صفحه309)‌. 
[10] مراد جـماعت زيـادي از اســيران است‌.(‌نگـا: قـاموس كـتاب مقدّس، تأليف و ترجمۀ جيمس هاكس صفحۀ  610)‌.
[11] در قرآن مجيد دربارۀ اين رخداد چنين آمده است‌:(انّ آيةَ مُلْكه أنْ يَأتيكُمُ التّابوت فيه سَكينةٌ. منْ ربّكُم و بَقيّة مما تَرَكَ آلُ مُوسي وَ آل هارُون  تَحْملُه الملائكه ).(نشانۀ حكومت او (‌طالوت‌) اين است ‌كه صندوق (‌عهد) بـه سـوي شـما خـواهـد آمـد  (‌هـمان صـندوق عـهدي ‌كـه دلگـرمي و) آرامشـي از سـوي پروردگارتان و يادگارهاي خاندان  موسي و هارون در آن است‌، و فرشتگان آن را حمل مي‌كنند )‌. (‌بقره /  ٢4٨)
[12] ما مي‌گوئيم‌: سخن قرآن درست‌ترين سخن است و مقرّر فرموده است كه (‌بقيّه‌) و  يادگارهائي برجاي بوده و مانده است‌. 
[13] لازم است ما در في ‌ظلال القرآن متذكّر شويم ‌كه بكـار بـردن واژگـاني  همچون آزادگان و آزاد  انديشان در مكتب شيخ محـمد عبده و شاگردانش، دلالت دارد بر اين ‌كه اين مكتب  بطور كلّي متأثّر از شيوه‌هاي انديشه و افكار غربي بيگانه از شيوۀ انديشۀ خـالص اسـلامي است.  بـا تأثـپرپذيري ايـن مكتب از غـربيها است ‌كـه بـه نويسندگان اروپـائي بـا وصـف آزادگان و  آزادانديشان ياد كند، نويسندگاني ‌كه بر ض