كردند!

روند  قرآني  واپسين‌ گام  را  براي  بيان  اين  حقيقت  به  جلو  برمي‌دارد.  ا‌ين  حقيقت  را  خطاب  به‌ كساني  مي‌گويد  كه  مؤمن  هستند.  در  اين  خطاب  برايشان  پرده  از  حقيقت  اهل  كتاب  برمي‌دارد:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ كَثِيرًا مِنَ الأحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلا يُنْفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ (٣٤)يَوْمَ يُحْمَى عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هَذَا مَا كَنَزْتُمْ لأنْفُسِكُمْ فَذُوقُوا مَا كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ) (٣٥)

اي  مؤمنان‌!  بسياري  از  علماء  ديني  يهودي  و  مسـيحي‌،  اموال  مردم  را  به  نـاحقّ  مـي‌خورند،  و  ديگران  را  از  راه  خدا  بازمي‌دارند  (‌و  از  اطمينان  مردمان  بـه  خود  سـوء  استفاده  مي‏‎كنند  و  از  پذيرش  اسلام  ممانعت  مـي‌نمايند.  اي  مؤمنان‌!  شما  همچون  ايشان  نشويد  و  مواظب  علماء  بدكردار  و  عرفاء  ناپرهيزگار  خود  باشيد  و  بدانيد  اسم  و  رســم‌،  دنـياپرستان  مـال‌انـدوز  را  تـغيير  نمي‌دهد)  و  كساني  كه  طلا  و  نقره  را  اندوخته  مي‌كنند  و  آن  را  در  راه  خدا  خرج  نـمي‌نمايند،  آنان  را  بـه  عـذاب  بس  بزرگ  و  بسيار  دردناكي  مژده  بده.  روزي  (‌فراخواهد  رسيد  كه‌)  اين  سكّه‌ها  در  آتش  دوزخ‌،  تافته  مي‌شود  و  پيشانيها  و  پهلوها  و  پشتهاي  ايشان  با  آنها  داغ  مي‏‎گردد  (‌و  بـراي  توبيخ‌)  بديشان  گفته  مي‌شود:  اين  همان  چيزي  است  كه  براي  خويشتن  انـدوخته  مـي‌كرديد،  پس  ايـنك  بچشيد  مزۀ  چيزي  را  كه  مي‌اندوختيد.

در  آيــۀ  نخستين  دنـبالۀ  بيان  نـقش  عـلماء  ديـني  و  ديرنشيناني  است  كه  اهل  كـتاب  ايشـان  را  بـجز  خـدا،  خداوندگاراني ‌كرده‌اند،  و  از  ايشان  پيروي  مي‌نمايند  در  چيزي  كه  براي  آنان  چه  در  معاملات  و  چه  در  عبادات  قانونگذاري  مي‌كنند.  اين  علماء  ديني  و  ديرنشينان  خود  را  خداوندگاراني  براي  قوم  خويش  مـي‌نمايند،  و  قـوم  ايشان  هم  آنان  را  خداوندگاراني  محسوب  مـي‌دارنـد،  خداوندگاراني  كه  از  ايشان  پيروي  مـي‌شود  و  اطــاعت  مي‌گردد.  آنان  در  قانونگذاريهاي  خود  اموال  مردمان  را  به  ناحقّ  مي‌خورند  و  از  راه  خدا  دوري  مـي‌گزينند  و  ديگران  را  نيز  از  راه  خدا  بازمي‌دارند.

خوردن  اموال  مردمان  به  شكلهاي‌ گوناگـون  جـلوه‌گـر  مي‌آمد،  و  هميشه  هم  جلوه‌گر  خواهد  آمد:

از  جملۀ  خوردن  به  ناحقّ  اموال‌،  دريافت  آن  در  بـرابـر  صدور  فتواهاي  حلال  كردن  حرام‌،  و  حرام  كردن  حلال‌،  براي  مصلحت  كار كسـاني  است  كـه  داراي  امـوال  يـا  صاحب  سلطه  و  قدرت  هستند.  نوع  ديگري  از  آن  چيزي  است‌ كه ‌كشيش  يا  غيبگو  در  مقابل  اعتراف  ديگران  به  گناهان  خودشان  در  پيشگاه  ايشان‌،  و  عفو گناهان  توسّط  آنان  -  در  پرتو  سلطه  و  قدرتي ‌كه  به‌ گمان  ايشـان  به  كليسا  داده  شده  است  -  دريافت  مي‌دارند)  نوع  ديگري  از  آن  ربا  است ‌كه  حرام‌تـرين  و  زشت‌تـرين  صـورت  خوردن  به  ناحقّ  امـوال  مــردمان  است‌.  چـيزهاي  زيـاد  ديگري  جز  ا‌ينها  وجود  دا‌رد.

همگون  اينها  است  اموالي  كه  از  دارائي  مـردمان  براي  جنگ  با  آئين  راستين  جمع‌آوري  مي‌كردند.  ديرنشينان  و  اسقفها  و كاردينالها  و  پاپها،  صدها  ميليون  دارائي  را  در  جنگهاي  صـليبي  گـردآوري  مـي‌كردند،  و  پـيوسته  اموال  را  جمع‌آوري  مـي‌كنند  بـراي  مسـيحي ‌كـردن  و  خاورشناسي  تا  ديگران  را  از  راه  خدا  بازدارند.

لازم  است  كه  دقّت  قرآني  و  دادگري  الهي  را  در  فرمودۀ  يزدان  بزرگوار  در  اين  باره  ملاحظه‌ كنيم  و  پيش  چشم داشته  باشيم:

(إِنَّ كَثِيرًا مِنَ الأحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ ...).

بسياري  ار  علماء  ديني  و  ديرنشينان‌....

تا  از  حكم  بر  اندكي  پرهيز  شود كـه  مـرتكب  هـمچون  گناهي  نمي‌شوند.  در  ميان  هر گروهي  از  مردمان  قـطعاً  افرادي  هستند  كه  بر  خير  و  خوبي  مانده  باشند.  خداوند  تو  بر  هيچ  كسي  ستم  نمي‌كند.

بسياري  از  علماء  ديني  و  ديرنشينان  همچون  اموالي  را  مي‌اندوزند،  اموالي  كه  آن  را  به  ناحقّ  مي‌خورند.  تاريخ  همچون ‌كساني‌،  اموال  زيادي  را  ديده  است‌ كه  به  دست  علماء  ديني  رسيده  است  و  به ‌كليساها  و  ديـرها  تـبديل  شده  است‌.  روزگاري  بر  آنان  گـذشته  است  كـه  در  آن  همچون  كساني  از  شاهان  چـيره  و  از  جـبّاران  سـركش  ثروت  بيشتري  داشته‌اند!

روند  قرآني  در  صحنه‌اي  از  صحنه‌هاي  هراس‌انگـيز  و  بيمناك‌،  عذاب  آخرت  ايشان  را  بـه  تـصوير  مـي‌كشد،  عذابي  كه  به  سبب  انباشتن  ثروت  بدان  گرفتار  می آيند.  همچنين  عذاب  كساني  را  به  تصوير  مي‌زند كه  طـلا  و  نقره  را  مي‌اندوزند  و  آن  را  در  راه  خدا  صرف  و  هزينه  نمي‌كنند:

(وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلا يُنْفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ (٣٤)يَوْمَ يُحْمَى عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هَذَا مَا كَنَزْتُمْ لأنْفُسِكُمْ فَذُوقُوا مَا كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ) (٣٥)

كساني  كه  طلا  و  نقره  را  اندوخته  مي‌كنند  و  آن  را  در  راه  خـدا  خـرج  نمي‌نمايند،  آنـان  را  بـه  عـذاب  بس  بزرگ  و  بسيار  دردناكي  مژده  بده‌.  روزي  (‌فرا خواهد  رسيد  كه‌)  اين  سكّه‌ها  در  آتش  دوزخ  تافته  مي‌شود  و  پـيشانيها  و  پهلوها  و  پشتهاي  ايشان  با  آنـها  داغ  مي‏‎گردد  (‌و  بـراي  توبيخ‌)  بديشان  گفته  مي‌شود:  اين  همان  چيزي  است  كه  براي  خويشتن  اندوخته  مـي‌كرديد،  پس  ايـنك  بـچشيد  مزۀ  چيزي  را  كه  مي‌اندوختيد.

ترسيم  صحنه‌اي  بدين  روال  به  صورت  مفصّل‌،  و  نشان  دادن  صحنۀ  عملكرد  از  همان‌ گامهاي  نخستين  به  سوي  گامهاي  واپسين  آن‌،  صحنه  را  در  خيال  و  حسّ  و  درون  و  بيرون  به  درازا  مي‌كشاند...  اين  به  درازا  كشاندن  هـم  به  درازا  كشاندن  مطلوب  و  مقصودي  است‌:

(وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلا يُنْفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ) (٣٤)

كساني  كه  طلا  و  نقره  را  اندوختـه  مي‌كنند  و  آن  را  در  راه  خدا  خرح  نـمي‌نمايند،  آنـان  را  بـه  عذاب  بس  بزرگ  و  بسيار  دردناكي  مژده  بده‌.

روند  قرآني  سكوت  مي‌گزيند.  آيه  با  اين  اجمال  و  ابهام  دربارۀ  عذاب  به  پايان  مي‌آيد.

روند  قرآنـي  پس  از  ايـن  اجـمال‌،  به  تـفصيل  سـخن  مي‌پردازد:

(يَوْمَ يُحْمَى عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ ).

روزي  (‌فرا خواهد  رسيد  كه‌)  اين  سكّه‌ها  در  آتش  دوزخ