‌ كه  يزدان  واپسين  پيغمبر  خود  را  همراه  با  آن  گسيل  داشته  است‌،  و  كساني ‌كه  از  اين  آئين  اطلاعت  نكنند  و  برابر  آن  دينداري  ننمايند، ‌كسانيند كـه  فرمان  جنگ  مشتمل  آنان  هم  مي‌گردد.

صحيح  اين  است  و  بس،  آيه  را  به  هر  نحوي  تأويـل  و  تفسير كنيم‌.  چه  به  طور  خلاصه  مقصود  از  ديـن  حـقّ تواضع  و كرنش  در  برابر  خداوند  يگانۀ  جهان  است  هم  در  اعتقاد  و  هم  در  شعائر  و  مراسم  بندگي،  و  هم  در  شرائع  و  قوانين  زنـدگي‌.  ايـن  قـاعدۀ  ديـن  يـزدان  به  طور كلّي  است‌،  و  اين  همان  آئيني  است‌ كه  سرانجام  در  چيزي  گرد آمده  است  كه  محمّد  صلّی الله عليه وآله وسلّم  با  خـود  آورده  است‌.  پس  هر كسي  يا  هر  قومي‌ كه  در اعتقاد  و  شعائر  و  شرائع  رويهم  از  خداي  يگانۀ  جهان  اطاعت  نكند  و  در  برابر  او كرنش  نبرد،  مي‌توان  بدو  و  بدانان  گفت  كه  برابر  آئين  راستين  دينداري  نمي‌كنند  و  از  دين  حـقّ  پـيروي  نمي‌نمايند،  و  آيۀ  جنگ  بر  ايشان  منطبق  مي‌شود...  البتّه  با  مراعات  برنامۀ  حركتي  و  جنبشي  اسلام‌،  و  پيش  چشم  داشتن  مراحل  آن‌،  و  در  مدّ نظر گرفتن  وسائل  متجدّد  و  نوين  آن‌،  همان‌ گونه  كه  بارها گفته‌ايم‌.

(هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ) (٣٣)

خدا  است  كه  پيغمبر  خود  (‌محمّد)  را  همراه  بـا  هـدايت  و  دين  راستين  (‌بـه  ميان  مردم‌)  روانـه  كـرده  است  تـا  ايـن  آئين  (‌كامل  و  شامل‌)  را  بر  همۀ  آئينها  پيروز  گرداند  (‌و  به  منصّۀ  ظهورش  رساند)  هر  چند  كه  مشركان  نپسندند.  اين  تأكيد  وعدۀ  نخستين  يزدان  است‌:

(وَيَأْبَى اللَّهُ إِلا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ) (٣٢)

 ولي  خداوند  جز  اين  نمي‌خواهد  كه  نور  خود  را  به  كمال  رساند  (‌و  پيوسته  با  پيروزي  اين  آئين‌،  آن  را  گسترده‏تر  گرداند)  هر  چند  كه  كافران  دوست  نداشته  باشند.

ولي  به  شكلي‌ كه  بيشتر  معيّن  و  مشخّص  مي‌شود.  چـه  نور  خدا كه  خداوند  سبحان  مقرّر  داشته  است  آن  را  به  كمال  برساند  و  پيوسته  گسترده‌تر گرداند،  هـمان  آئـين  راستين  و  دين  حقّي  است ‌كه  يزدان  پيغمبرش  را  همراه  با  آن  روانه‌ كرده  است  تا  آن  را  بر  همۀ  آئينها  و  دينها  چيره  و  پيروز  گرداند.

دين  حقّ  -‌ همان ‌گونه ‌كه  قبلاً گـفتيم  - ‌كـرنش  بـردن  و  تواضع  كردن  در  برابـر  يـزدان  يگـانۀ  جـهان  است‌،  در  اعتقاد  و  عبادت  و  تشريع  و  قانونگذاري  يكجا  و  رويهم‌.  دين  حقّ  متمثّل  و  مجسّم  در  هر  آئين  آسماني  است‌ كه  پيغمبري  آن  را  قبلاً  با  خود  آورده  است‌...  معلوم  است  ديانتهاي  تحريف  شدۀ  آميخته  و  آلوده  به  بت‌پرستيهاي  يهوديان  و  مسيحيان  امـروزه  جـزو  دين  حـقّ  و  آئـين  راستين  بشمار  نمي‌آيد.  همان ‌گونه ‌كه  نظامها  و  سيستمها  و  اوضاع  و  احوالي‌ كه  تابلو  و  پلاكارت  ديـن  را  بـلند  مي‌كنند،  ولي  در  زمين  خداوندگاراني  را  برپا  و  بـرجا  مي‌دارند كه  مردمان  آنها  را  بجز  خدا  مـي‌پرستند،  در  قالب  و  صورت  پيروي  از  شرائع  و  قوانيني‌ كه  خدا  آنها  را  نازل  نفرموده  است‌،  جزو  دين  حقّ  و  آئـين  راسـتين  نيستند‌.

خداوند  سبحان  مي‌فرمايد:  خدا  پيغمبرش  را  هـمراه  بـا  هدايت  و  دين  حقّ  روانه ‌كرده  است  تا  آن  آئين  را  بر  همۀ  آئينها  چيره  و  پيروز گرداند...  لازم  است ‌كه  (‌دين‌)  را  در  مفهوم  وسيعي‌ كه  بيان‌ كرديم  بشناسيم  و  فهم ‌كنيم‌،  تا  به  ابعاد  و گسترۀ  اين  وعدۀ  الهي  پي‌ ببريم‌.

(‌دين‌)  همان  (‌دينونت‌)  است  كه  به  مـعني‌:  كــرنش  و  فرمانبرداري  است‌...  هر  برنامه‌اي  و  هر  مـذهبي  و  هـر  نظامي ‌كه  مردمان  در  آن  از  يـزدان  جـهان  اطاعت  و  پيروي ‌كنند  و  ولايت  و  حاكميّت  او  را  بپذيرند،  تـحت  پوشش  (‌دين‌)  قرار  مي‏‎گيرد.

يزدان  سبحان  داوري  خود  را  اعلان  مي‌كند  بـا  چيره  و  پيروز  شدن  دين  حقّ  و  آئين  راستيني‌ كه  پيغمبرش  را  با  آن  روانه ‌كرده  است‌،  بر  همۀ  د‌ينها  و  آئينها،  با  مفهوم  و  معني  شامل  و  عامي ‌كه  (‌دين‌)  دارد.

دينداري  و  كرنش  و  فرمانبرداري  براي  خداوند  يگانه  خواهد  شد.  چيره  شدن  و  پيروز گرديدن  نـيز  از  آن  بـرنامه‌اي  خواهد  گـرديد  كـه  ديـنداري  و كرنش  و  فرمانبرداري  در  آن  براي  خدا  متمثّل  و  جلوه‌گر  خواهد  شد‌.اين‌ كه  دين  خدا  چيره  و  پيروز  شود‌،  و  تنها  خدا  عبادت  و  فرمانبرداري‌ گردد،  يك  بار  بر  دست  پيغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  و  جانشينان  او  و كساني  كه  پس  از  ايشان  آمدند،  يك  دورۀ  طولاني  از  زمـان‌،  پـياده  گـرديده  است  و  تـحقّق  حاصل‌ كرده  است‌.  دين  حقّ  چيره‌تر  و  پـيروزتر  از  هـر  آئيني  بوده  است‌.  ادياني ‌كه  اطاعت  و كـرنش  در  آنـها  براي  خد‌ا  خالص  نبوده  است‌،  در  آن  هنگام  مـي‌ترسيده  است  و  مي‌لرزيده  اسبت.  بعدها  پيروان  دين  حقّ  گام  به  گام  از  دين  حقّ ‌‌كناره‌گيري ‌كرده‌اند،  از  يك  سو  به  سبب  كارهاي  اشخاص  بيگانه‌اي  كه  در  تركيب  بند  جامـعه‌هاي  اسلامي  خويشتن  را  جاي  داده‌اند،  و  از  ديگر  سو  بر  اثر  جنگهاي  دراز  مدّتي  كه  با  شيوه‌هاي‌ گوناگون‌،  از  سوي  دشمنان  دين  حقّ‌،  اعم  از  بت‌پرستان  و  اهل‌ كتاب‌،  اعلان  گرديده  است‌.

امّا  اين  پايان  گشت  و گذار  نيست‌...  وعدۀ  خدا  برجا  و  استوار  است‌.  منتظر گروه  مسلماني  است ‌كه  پـرچـم  را  بردارند  و  حركت‌ كنند.  دوباره  از  نقطۀ  شروعي  بياغازند  كه‌ گامهاي  پيغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  از  آنجا  به  پيش  برداشته  شد،  بدان  هنگام  كه  دين  حقّ  را  با  خود  بـرداشت‌،‌،  و  در  پرتو  نور  خدا  حركت  فرمود.

سپس  روند  قرآني  واپسـين  گـام  را  در  ايـن  بخش  از  سوره  برمي‌دارد.  به  تصوير  مي‌كشد كـه  چگـونه  ا‌هل  كتاب  حرام  نمي‌كردند  چيزي  را كه  خدا  و  پيغمبرش  حرام  مي‌كردند،  پس  ا‌ز  آن ‌كه  روند  قرآني  به  اين  حقيقت  در  اين  فرمودۀ  خدا  بدان  اشاره ‌كرده  بود:

(اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ).

 يــهوديان  و  تـرسايان  عـلاوه  از  خدا،  علماء  ديـني  و  پارسايان  خود  را  هم  به  خدائي  پذيرفتـه‌اند.

پيغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  اين  آيه  را  چنين  تفسير  فرمود‌ه  بـود  كه  آنان‌:

(أحلوا لهم الحرام وحرموا عليهم الحلال , فاتبعوهم). 

ايشان  حرام  را  براي  آنان  حلال‌،  و  حلال  را  براي  ايشان  حرام  كردند،  و  ايشان  از  آنان  متابعت  و  پيروي  كردند.  پـيغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  تـوضيح  داد كـه  آنـان  چـيزي  را  حـرام  نمي‌كردند  كه  خدا  و  پيغمبرش  حـرام  مـي‌كردند،  بـلكه  چيزي  را  حرام  مي‌كردند كه  علماء  ديني  و  ديرنشينان  بر  آنان  حرام  مي‌