 اشخاصي  باشد  كـه  خداوند  سبحان  دربارۀ  كسـاني  هـمچون  ايشـان  حكـم  صادر  مي‌فرمايد  بدين  مضمون  كه  آنان  مشرك  هستند  و  برابر  دين  حقّ  دينداري  نمي‌كنند  و  بر  آئين  راسـتين  نيستند،  و  ايشان  بجز  يزدان  جهان  خداوندگاراني  براي  خود  برمي‌گزينند...  وقتي  كه  دشمنان  اين  آئين،  حريص  و  آزمندند  بر  اين‌ كه  تابلو  و  پلاكارت  اسلام  بر  همچون  اوضاع  و  بالاي  همچو‌ن  كسـاني  بـماند،  بـر  حـاميان  و  نگاهبانان  اين  آئين  واجب  است ‌كه  اين ‌گونه  تـابلوها  و  پلاكارتهاي ‌گول  زننده  را  بكنند  و  بشكنند،  و  شرك  و  كفر  و گزينش  خداوندگاراني  بجز  خدا  را  نمايان‌ كنند كه  در  زير  همچون  تابلوها  و  پلاكارتهائي  نـهان  و  پـنهان هستند...

(وَمَا أُمِرُوا إِلا لِيَعْبُدُوا إِلَهًا وَاحِدًا لا إِلَهَ إِلا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ) (٣١)

 (‌در  همۀ  كتاب‌هاي  آسـماني  و  از  سـوي  همۀ  پيغمبران  الهي‌)  بديشان  جز  اين  دستور  داده  نشده  است  كه‌:  تنها  خداي  يگانه  را  بپرستند  و  بس‌.  جز  خدا  معبودي  نيست  و  او  پـاك  و  مـنزّه  از  شـرك‌ورزي  و  چيزهائي  است  كه  ايشان  آنها  را  انباز قرار  مي‌دهند.

*

روند  قرآني  در  ترغيب  و  تحريك  مؤمنان  به  جنگ‌،‌ گام  ديگري  پيش  مي‌نهد:

(يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ (٣٢)هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ) (٣٣)

  آنان  مي‌خواهند  نور  خدا  را  با  (‌گمانهاي  باطل  و  سخنان  نارواي‌)  دهان  خود  خاموش  گردانند  (‌و  از  گسترش  اين  نور  كه  اسلام  است  جلوگيري  كنند)  ولي  خداوند  جز  اين  نمي‌خواهد  كه  نور  خود  را  به  كمال  رساند  (‌و  پيوسته  با  پيروزي  اين  آئين،  آن  را  گسترده‏تر  گرداند)  هر  چند  كه  كافران  دوست  نداشته  باشند.  خدا  است  كه  پيغمبر  خود  (‌محمّد)  را  هـمراه  بـا  هـدايت  و  ديـن  راسـتين  (‌بــه  مـيان  مردم‌)  روانه  كرده  است  تا  اين  آئين  (‌كامل  و  شـامل‌)  را  بر  همۀ  آئـينها  پـيروز  گرداند  (‌و  بـه  مـنصّۀ  ظهورش  رساند)  هر  چند  كه  مشركان  نپسندند.

اين  اهل ‌كتاب  تـنها  به  انـحراف  از  ديـن  حقّ  بسنده  نمي‌كنند،  و  فقط  به  پرستش  خداوندگارانـي  بجز  خـدا  خشنود  نمي‌شوند،  و  در كنار  عدم  ايمان  به  خدا  و  روز  قيامت  - ‌ايماني‌ كه  داراي  مفهوم  صحيح  ايمان  به  خدا  و  روز  قيامت  باشد  - ‌نمي‌ايستند.  بلكه  جـنگ  بـا  آئـين  راستين  و  دين  حقّ  را  اعلان  مي‌كنند،  و  مي‌خواهند  نور خدا  را  در  زمين  خاموش‌ گردانند،  نوري‌ كه  در  اين  آئين  متمثّل  است‌،  و  در  دعوتي  جلوه‌گر  است‌ كه  اين  آئين  را  به  سراسر كرۀ  زمين  مي‌برد،  و  در  برنامه‌اي  مجسّم  است  كه  برابر  اين  آئين  زندگي  انسانها  را  مي‌سازد.

(يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ ).

آنان  مي‌خواهند  نور  خدا  را  با  (‌گمانهاي  باطل  و  سخنان  نارواي‌)  دهان  خود  خاموش  گردانند  (‌و  از  گسترش  اين  نور  كه  اسلام  است  جلوگيري  كنند) .

آ‌نان  با  نـور  خـدا  مـي‌رزمند،  چـه  بـا  دروغگـوئيها  و  دسيسه‌ها  و  فتنه‌انگيزيهائي  كه  مـي‌پراكـنند،  و  چـه  بـا  ترغيب  و  تحريك  پيروان  و  دسته‌ها  و گروه‌هاي  خود  به  جنگ  اين  آئين  و  به پيروان  اين  آئين‌،  و  چه  با  ايستادن  در  برابر  اين  دين  و  ممانعت  از  پيشرفت  آن‌،  همان‌ گونه  كه  در  آن  زمان  كه  اين  نصوص  و  آيات  قرآنـي  پـائين  مي‌آ‌مد،  با  همچون  چيزي  روبرو  گرديد،  و  پـيوسته  در  طول  تاريخ  نيز  با  همچو‌ن  چيزي  روبرو  مي‌گردد!

اين  بيان  - ‌هـر چند  مـراد  از  آن  به  جـوش  و  خـروش  انداختن  دلهاي  مسلمانان  در  آن  زمان  است  -  ســرشت  موضعگيري  هميشگي  اهل‌ كتاب  را  نيز  در  برابر  نـور  خدا  به  تصوير  مي‌كشد،  نور  خدا كه  در  آئين  راستين  او  مجسّم  است‌،  آئين  راستيني‌ كه  مردمان  در  پرتو  نور  آن  راهياب  مي‌گردند.

(وَيَأْبَى اللَّهُ إِلا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ) (٣٢)

ولي  خداوند  جز  اين  نمي‌خواهد  كه  نور  خود  را  به  كمال  رساند  (‌و  پيوسته  با  پيروزي  اين  آئين‌،  آن  را  گسترده‏تر  گرداند)  هر چند  كه  كافران  دوست  نداشته  باشند.

اين  وعدۀ  راستين  يزدان  است‌،  وعده‌اي ‌كه  دالّ  بر  سنّت  تغيير ناپذ‌ير  خدا  است‌.  سنّت  تغييرناپذيري  كه  نور  خدا  را  با  آشكار  ساختن  و  پيروز گرداندن  آئين  خدا  اتمام  مي‏بخشد،  هر چند  كه  كافران  نخواهند  و  دوست  ندارنـد  ...  اين  وعده‌اي  است  كه  دلهاي  مؤمنان  بدان  مي  آرامد  و  اطمينان  مي‏‎يابد.  اين  آرميدن  و  اطمينان  يافتن  ايشان  را  بر  آن  مي‌دارد  راه  را  طي‌ كنند،  هر چند  ايـن  راه  پـر  از  مشقّت  و  محنت  بوده،  و  نيرنگ  و  جنگ‌ كافران  در  طول اين  راه  باشد.  مراد  از  اين ‌گونه  كافران‌،  اهل  كتابي  است  كه  پيش  از  اين  از  آنان  سخن  رفته  است  .  .  .  از  ديگـر  سو،  اين  وعده  در  لابلاي  خود  تـهديد  ايـن‌ كـافران  و  تهديد  امثال  ايشان  را  در  طول  تاريخ  به  همراه  دارد.  روند  قرآني  بر  اين  وعد  و  بر  ايـن  وعـيد  تأكيدي  را  مي‌افزايد:

(هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ) (٣٣)

خدا  است  كه  پيغمبر  خود  (‌محمّد)  را  همراه  بـا  هـدايت  و  دين  راستين  (‌به  ميان  مردم‌)  روانــه  كـرده  است  تـا  اين  آئين  (‌كامل  و  شامل‌)  را  بر  همۀ  آئينها  پيروز  گرداند  (‌و  به  منصّۀ  ظهورش  رساند)  هر  چند  كه  مشركان  نپسندند.  در  اين  نصّ  روشن  مي‌گردد كه  مراد  از  دين  حقّ‌ كه  قبلاً  در  اين  فرمودۀ  يزدان  بزرگوار گذشت‌،  چيست‌:

(قَاتِلُوا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلا بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَلا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ) (٢٩)

با  كساني  (‌از  اهل  كتاب‌)  كه  نه  به  خدا،  و  نه  به  روز  جزا  (‌چنان  كه  شايد  و  بايد)  ايمان  دارند،  و  نـه  چيزي  را  كه  خدا  (‌در  قرآن‌)  و  فرستاده‌اش  (‌در  سنّت  خود)  تـحريم  كرده‌اند  حرام  مي‌دانـند،  و  نـه  آئـين  حقّ  را  مـي‌پذيرند،  پـيكار  و  كارزار  كنيد  تـا  زمـاني  كــه  (‌اسـلام  را  گـردن  مي‌نهند،  و  يا  اين  كه‌)  خاضعانه  به  انذازۀ  توانائي‌،  جزيه  را  مي‌پردازنـد  (‌كه  يك  نـوع  مـاليات  سـرانـه  است  و  از  اقليّتهاي  مذهبي  بـه  خـاطر  مـعاف  بـودن  از  شـركت  در  جهاد،  و  تأمين  امنيّت  جان  و  مال  آنان  گرفته  مي‌شود).  (توبه/ ٢٩) 

اين  آئيني  است