  خدا کارهای  زشت  و  پلشت  را  نمی‌پسندد،  و  خدا  به  کارهای  زشت  و  پلشت  دستور  نمی‌دهد:

(قُلْ إِنَّ اللّهَ لاَيَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ أَتَقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَتَعْلَمُونَ). 

(ای  پیغمبر)  بگو:  خداوند  به  کار  زشت  دستور  نمی‌دهد.  آیا  چیزی  را  به  خدا  نسبت  می‌دهید  که  (‌مسـتند  و  دلیـل  صحّت  آن  را)  نمی‌دانید؟‌.

به  هیچ  وجه  خدا  به  انجام  کار  زشت  دستور  نمی‌دهد...  «‌فاحشة‌»‌:  به  هر  چیزی  گفته  می‌شود  که  فـاحش ‌گردد،  یعنی  از  حدّ  بگذرد.  لختی  از  جملۀ  چنین ‌کارهای  زشتی  است  و  یزدان  به  انجام  آن  دستور  نمی‌دهد.  چگو‌نه  خدا  دستور  می‌دهد  به  حدود  و  ثغور  ا‌و  تعدّی  و  تجاوز  شود؟  و  با  دستوری‌ که  به  پوشیدن  بدن  و  سـتر  عورت  داده  است‌،  و  با  فرمانی ‌که  برای  تقوا  و  پرهیزگاری  صادر  کرده  است‌،  مخالفت  شود؟  اصلًا  چه ‌کسی  ایشان  را  از  این  د‌ستور  خدا  آگاه  نموده  است‌؟  اوامر  و  قوانین  خدا  با  ادّعاء  فراهم  نمی‌آید.  اوامر  و  قوانین  خدا  در کتابهایش  ذکر  شده  است‌ که  برای  پیغمبران  خود  فرستاده  است‌.  منبع  دیگری  وجود  ندارد  تا  از آن‌،‌ گفتار  و  شریعت  خدا  را  استخراج  و  فهم‌ کرد.  هیچ ‌کسی  را  نسزد که ‌گمان  برد  و  بگوید  ا‌ین ‌کار  ا‌ز  زمرۀ  شریعت  خدا  ا‌ست‌،  مگر  این  که  آن  را  مستند  به‌ کتاب  خدا  و  به  تبلیغ  پیغمبر  خدا كند.  چه‌ کسی  در  بارۀ  دین  خدا  صحبت  می‌کند،  به  عـلم  و  اطّلاعی  استناد  می‌کند که  با  فرمودۀ  یزدان  مؤیّد  و  مؤكّد  است‌.  اگر چنین  نباشد  و  هر کسی  هر  چه  خواست  بگوید  و گمان  برد  آنچه  می‌گو‌ید  جزو  آئین  یزدان  است‌،  هرج  و  مرج  و  نابسامانی  و  پریشان‌گوئی  شگفتی  پد‌یدار  و  آ‌شکار  می‌شود که  مگو!

قطعاً  جاهلیّت  همان  جاهلیّت  است‌.  جاهلیّت  پـیوسته  ویژگیهای  بنیادین  خود  را  حفظ  می‌کند.  هر  زمان‌ که  مردمان  به  جاهلیّت  برگردند،  با  وجود  فاصلۀ  زمانی  و  مکانی‌،  سـخنان  مشابه  و  همگو‌نی  می‏‎گویند،  و  جهان‌بینیها  و  اندیشه‌های  همسان  و  همنواختی  خواهند  داشت‌.

در  این  جاهلیّتی ‌که  امروزه  در  آن  بسر  می‏بریم،  پیوسته  یکی  می‌آید  و  به  دروغگوئی  و  ا‌فتراء  می‌پردا‌زد  و  آنچه هوا  و  هوسش  بر  او  دیکته‌ کند  می‌گوید.  سپس  ادّعـاء  می‌کند  چیزی  را که  می‌گوید  شریعت  خدا  است‌!!  یكي  دیگر  می‌آید  و  مستکبرانه  با  پر  روئی  ژاژخائی  می‌کند  و  اوامر  دین  را  زشت  می‌شمارد،  و  نواهی  نصّ  قرآن  و  فرمودۀ  پیغمبر  صلّي الله عليه و آله و سلّم یـزدان  را  نـاپسند  مـی‌داند،  و  می‌گوید:  دین  ممکن  نیست  چنین  و  چنان  باشد!  ممکن  نیست  دین  به  چنین  و  چنان  چیزی  دستور  دهـد!  دیـن  ممکن  نیست  از  چنین  و  چنان  چیزی  نهی‌ کند!...  حجّت  و  دلیل  او  در  این  موارد  تنها  هوا  و  هوس  خودش  است  و  بس‌!!!

(أَتَقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَتَعْلَمُونَ). 

آیا  چیزی  را  به  خدا  نسبت  می‌دهید  که  (‌مستند  و  دلیل  صحّت  آن  را)  نمی‌دانید؟‌.

خداوند  پس  از  آن‌ که  ادّعای  ایشان  را  زشت  می‌شمارد  که  می‌گفتند:  خدا  ما  را  بدین ‌کار  زشت  و گناه  آلود  دستور  داده  است‌!  برای  آنان  روشن  می‌کند که  دستور  خدا  درست  عكس ‌کار  ایشان  و  در  جهت  مخالف  با  آن  صادر  شده  است‌...  یـزدان  مـردمان  را  به  دادگری  و  میانه‌روی  در  همۀ  کارها  می‌خواند،  نه  این ‌که  ایشان  را  به  زشتی  و  پلشتی  و  تعدّی  و  تجاوز  بخواند.  خدا دستور  داده  است  به  ماندن  بر  راسـتای  راه  برنامۀ  یزدان  در  عبادات  و  مراسم  دینی‌،  و  یاری  جستن  از  چیزی ‌که  در  کتاب  خدا  است  و  بر پیغمبر صلّي الله عليه و آله و سلّم نازل  شده  است‌،  و  مسائل  را  نابسامان  رها  نکرده  است  و  به  دست  هرج  و  مرج  نسپرده  است‌،  تا  هر  انسانی  بیاید  و  برابر  هوا  و  هوسش  دربارۀ  امور  زندگی  صحبت ‌کند  و  سپس گمان  برد که  این  از  سوی  یزدان  است  و  فرمان  خدای  مهربان!  خداوند  دستور  فرموده  است  دینداری  و  پرستش  باید  خالصانه  برای  خدا  باشد،  و  عبودیّت  و  بندگی ‌كاملًا  برای  خدا  شود.  لذا  کسی  نباید  به  خاطر کسی  و  برای  کسی  دینداری  و  پرستش‌ کند،  و کسی  نباید  به  خاطر  خودِ  شخص  از کسی  فرمانبرداری  نماید:

(قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ). 

بگو:  پروردگارم  (‌همگان  را  در  هـر  زمـان  و  مکـانی‌)  بـه  دادگری  فرمان  داده  است‌،  و  (‌دستور  او)  این  (‌است‌)  که  در  هر  عبادتی  رو  به  خدا  کنید  و  از  وی  مخلصانه  اطاعت  نمائید  و  او  را  صادقانه  بپرستید.

این  چیزی  است ‌که  یزدان  بدان  دستور  داده  است‌،  و  این  چیز كاملًا  مخالف  چیزی  است ‌که  آنان  بر  آن  بودند...  مخالف  است  با  پیروی  ایشان  از  نیاکانشان  و  از  قوانینی  که  بندگانی  چون  خودشان  آنها  را  وضع  و  مقرّر کرده‌اند،  و  حال  این ‌که  ادّعاء  دارند که  خدا  این  چیزها  را  بدیشان  دستور  داده  است‌...  همچنین  مخالف  است  با  لخـتی  و  برهنگی  و کشف  عـورت‌.  در  صورتی ‌که  یزدان  بر  مردمان  منّت  می‌نهد  به  این ‌که  جامه  برایشان  ترتیب  داده  است  و  ساختن  و  پوشیدن  لباس  را  بدیشان  آموخته  است‌.  جامه‌ای‌ که  زیـرپو‌ش  است  و  عورتهایشان  را  می‌پوشاند،  و  همچنین  جامه‌ای ‌که  روپوش  است  و  خود  را  بدان  مي‌آرایند...  مخالف  است  هـمچنین  با  این  شرکی  که  می‌ورزند،  شرکي ‌که  حاصل  آمیختن  و  آلودن  منابع  قـانونگذاری  و  شـریعتشان  بـرای  حيات  و  زنـدگی  و  پرستش  و  عبادتشان  است‌.

در این  مقطع  بیان،  پند  و  اندرز و  بیم  و  تهدید  به  میان  می‌آید.  برایشان  اشاره‌ای  می‌کند  و  نگاهی  می‌اندازد  به  معاد  و  برگشت  به  سوی  یـزدان‌،  پس  از  پـایان ‌گرفتن  مدّت عمرشان‌،  مدّتی ‌که  برای  امتحان  ایشـان  تـعیين  گردیده  است‌.  پس  از  سررسید  عمرشان  صحنه‌ای  را  تشکیل  می‌دهند.  در  این  صحنه  دو گروه  خواهند  بود:  گروهی  از  ایشان  از  فرمان  یزدان  پیروی ‌کرده  است‌،  و  گروهی  از  آنان  از  فرمان  شیطان  پیروی  نموده  است‌:  

(كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ. فَرِيقاً هَدَى‏ وَفَرِيقاً حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلاَلَةُ إِنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِ اللّهِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُهْتَدُونَ). 

خداوند  همان  گونه  که  شما  را  در  آغاز  آفریده  است‌،  (‌به  همان  سادگی  پس  از  مرگ  شما  را  زنده  مـی‌کند  و  بـه  سـوی  او)  بـرمی‌گردید.  (‌در  آن  وقت  که  بـه  سـوی  او  برمی‌گردید،  دو  گروه  خواهید  بود:‌)  گروهی  که  (‌خداوند  ایشان  را  موفّق  گردانده  است  و  بـه  سبب  پیروی  از  رهنمود  پیغمبران‌)  هدایتشان  بخشیده  است‌،  و  گروهی  که  درخور  گمراهی  گردیده  و  سرگشته  شده‌اند،  چرا  که  بــه  جای  یزدان  شیاطین  