د.  اين  جنگ  سرانجام  به  تبعيد  بـني‌قينقاع  و  بـني‌نضير  و  افرادي  از  بني‌قريظه  به  نواحي  شام  منتهي  شد.  پس  يـهوديان  در  آن  روزگار  بر  سر  راه  حركت  اسلامي  به  سوي  شام  قرار  گرفته  بودند.  و  لذا  ا‌ين ‌كار  اقتضاء  مي‌كرد كه  اين  فرمان  و  اين  بيان  هر  دو  تا  شامل  ايشان  شود.

سخن  مسيحيان ‌كه  مي‌گفتند:  (‌مسيح  پسـر  خـدا  است‌)  معلوم  و  مشهور  است‌،  و  از  آن  زمان ‌كه  پـولس  آن  را  تحريف  كرده  است‌،  و  اين  تحريف  تـوسّط  كـنگره‌هاي  پاك  -  همان‌گونه  كه  بيان  خواهيم  كرد  -  تكميل  گرديده  است‌،  تاكنون  پيوسته  بر  اين  بوده  است  و  بر  اين  است‌...  ولي  گفتار  يهوديان  كه  مي‌گفتند:  (‌عزير  پسر  خدا  است‌)  امروزه  شائع  و  معروف  نيست‌.  چيزي  كـه  در كـتابهاي  مدوّن  و  جاي  مانده  است‌ كتابي  به  نام  (‌عزا)  است‌.  عزرا  همان  عزير  است‌.  در  آنجا  توصيف  شده  است ‌كه  عزرا  نويسندۀ  ماهري  در  امر  نگارش  تورات  موسي  بوده  است‌،  و  به  جسـتجوي  شريعت  يزدان  دل  داده  است‌...  و لكين  نقل  قول  اين  سخن  از  زبان  يهوديان  در  قرآن‌،  دليل  قاطعي  است  بر  اين‌ كه  دست‌ كم  برخي  از  يهوديان  -  مخصوصاً  آنـان  كه  در  مـدينه  بـوده‌انـد  -  همچون‌ گماني  را  برده  باشند،  و  در  ميانشان  رواج  داشته  است  و  شائع  بوده  است‌.  چرا كه  قرآن  به  زبان  واقعيّت  با  يهوديان  و  مسيحيان  صحّت‌ كـرده  ا‌ست  و  بـا  چـيزي  ايشان  را  مخاطب  قرار  داده  است  كه  مردمان  بدان  آشنا  بوده‌اند.  اگر  قرآن  چيزي  را  از  سـخنان  ايشـان  روايت  مي‌كرد  و  در  ميانشان  وجود  نمي‌داشت  قـطعاً دليـلي  و  حجّتي  به  دست  آنان  مي‌داد كه  براي  تكذيب  چيزي  به  كار  ببرند كه  پيغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم‌ آن  را  روايت‌ مي‌كرد،  و  ايشان  ساكت  نمي‌نشستند  و  به  شكل  بسيار گسترده‌اي  آن  را  پخش  مي‌نمودند  و  به  عنوان  اسلحۀ  برّنده‌اي  بــر  ضدّ  اين  آئين  از  آن  استفاده  مي‌كردند.

مرحوم  استاد  محمّد  رشيدرضا  در  جزء  دهم  تفسير  المنار  از  صفحۀ  ٣٧٨  تا  ٣٨5  چكيدۀ  مفيدي  دربارۀ  مكانت  و  منزلت  عزرا  در  نزد  يهوديان  ذكر كرده  است‌،  و  تعلقه  و  تحشيۀ  سودمندي  نيز  بر  آن  نگاشته  است‌.  از  آن‌،  بخشها  و  بندهائي  را  نقل  خواهيم‌ كـرد كـه  بـطور  خـلاصه  در  روشنگري  حقيقت  عقيده  و  باور  يهوديان  در  اين  زمينه  برايمان  سودمند  باشد.  او گفته  است‌:

(‌در  دائرة المعارف  يهودي  چاپ  ١٩٠٣  آمده  ا‌ست  كه  عصر  عزرا  بهار  تاريخ  ملّي  يهوديّت  است‌،  تاريخي  كه  شكوفه‌هاي  عزرا  در  آن  شكفته  ا‌ست  و  بوي  خوش  گل‌ سرخ  او  در  فضاي  آن  پراكنده  است‌.  عزرا  شايان  اين  بوده  است  كه  ناشر  شريعت  بوده  باشد.  (‌در  متن  اصلي  گردانندۀ  ارّابۀ  شريعت  آمده  است‌)‌. [8] اگر  آن  شريعت  را  موسي  نياورده  بود  (‌تلمود  ٢١  ب‌)  شريعت  فراموش  مي‌گرديد.  امّا  عزرا  شريعت  را  برگرداند  يا  زنده‌ گرداند.  

اگر گناهان  بني‏اسرائيل  نبود  مي‌توانسـتند  مـعجزات  را  ببينند  همان‌ گونه  در  روزگار  موسي  ديدند...  پايان  سخن  دائرة المعارف‌...  در  اين  دائرة المعارف  آمده  است  كـه  عزرا  شريعت  را  با  حروف  آشوري  نوشته  است‌.  عــزرا  بـالاي  واژه‌هـائي  كـه  در  آنـها  شكّ  مـي‌كرد  علامت  مي‌گذاشت‌...  سرآغاز  تـاريخ  يـهودي  بـه  روزگار  او  برمي‌گردد.

دكتر  جورج  بوست  در  فرهنگ‌ كتاب  مقدّس‌ گفته  است‌:  عزرا  (‌به  معني ‌كمك  و  ياري‌)  يك ‌كـاهن  و  غيبگوي  يهودي‌،  و  شاعر  مشهوري  بود.  در  زمان  (‌ارتحشثتا) ‌[9] كه  شاه  مقتدري  بود  در  بابل  سكونت‌ گزيد.  اين  فرد  در  سال  هفتم  سلطنت  خود  در  حـدود  سـال  45٧  پيش  از  ميلاد  به  عزرا  اجازه  داد  تعداد  زيادي  از  مـلّت  را [10] با  خود  به  اورشليم  ببرد  (‌عزرا  ص  ٧)‌.  مـدّت  اين كـوچ  چهار ماه  طول  كشيد.

سپس‌ گفته  است‌:  عزرا  در  عقائد  و  امور  عبادت  موروثي  يهوديان  جايگاهي  همچون  جايگاه  موسي  و  ايليا  دارد.  مي‌گويند:  او كنگرۀ  بزرگ  را  تأسيس  كرد.  و  او  اسـفار  كتاب  مقدّس  را  گردآوري‌ كرد،  و  حـروف  كـلد‌انـي  را  بجاي  حروف  عبراني  قديم  بكار  برد،  و  اسفار  (ايّام‌)‌  و  (‌عزرا)  و  (‌نحميا)  را  تأليف  كرد.

سپس‌ گفته  است‌:  زبان ‌كتاب  عزرا  از  صفحۀ  4:  ٨  -   6:  19،  همچنين  صفحۀ  ٧:  ١ - ‌٢٧ كلداني  است‌.  ملّت  يهود  پس  از  برگشت  از  اسارت  كلداني  را  بيشتر  از  عبرانـي  مي‌فهميدند...  (‌پايان  سخن  دكتر  جورج‌)‌.
من  مي‌گويم‌:  در  نزد  تاريخ  نگاران  ملّتها،  و  حتّی  تاريخ  نگـاران  اهـل‌ كـتاب‌،  مشـهور  است  كـه  تـورا’تي  كـه  موسي  عليه السّلام  نوشته  است  و  آن  را  در  تابوت  عهد‌  يـا  در  پهلوي  آن ‌گذاشته  است‌،  در  زمان  پيش  از  سليمان  عليه السّلام  مفقود گرديده  است‌.  چه  سليمان  وقتي‌ كه  در  زمان  خود  تابوت  عهد  را  باز كرد  در  داخل  آن  جز  دو  لوحه‌اي  يافته  نشد  كه  وصاياي  دهگانه  بر  آنها  نوشته  شـده  بـود،‌ [11] همان‌گونه‌ كه  در كتاب  پادشاهان  نخستين  خواهی  ديد.  و  (‌عزرا)  همان ‌كسي  است‌ كه  تورات  و  جز  آن  را  پس  از  اسارت  با  حروف  كلداني  و  با  زبان  كلداني  آميخته  بـه  بازمانده‌هاي  زبان  عبري  نوشته  است  كه  يهوديان  مقدار  زيادي  از  زبان  عبري  را  فراموش  كرده‌اند.  اهل  كـتاب  مي‌گويند:  عزرا  تورات  را  چنان‌ كه  بود  به  وحي  خدا  يا  با  الهام  خدا نوشت‌...  ديگران  اين  چيز  را  از  ايشان  نمي‌پذيرند،  و  اعتراضات  زيـادي  بـر  آن  است  كـه  در  كتابهاي  مربوط  بدين  امر  در  فصلهاي  ويژه  نوشته  شده  است‌.  حتّي  در  تأليفات  خود  اهل ‌كتاب  نگـارش  يـافته  است‌،  همچو‌ن  ذخيرة الألبـاب  يـا  تـوشۀ  خـردها  بـراي  كاتوليكها  كه  اصل  آن  به  زبان  فرانسـه  است‌.  در  ايـن  كتاب  نويسنده  دو  فصل  يازدهم  و  دوازدهم  را  اختصاص  داده  است  به  اعتراضاتي ‌كه  بر  اين  نوشته  شده  است  كه  می گويند  اسفار  پـنجگانه  مـتعلّق  بـه  مـوسي  است‌.  از  جمله‌:

در كتاب  عزرا  (‌4  ف  ١4  عدد  ٢١)  آمده  است‌ كه  هـمۀ  اسفار  مقدّسه  در  زمان  (‌نبوخذ  نصّر)  با  آتش  سـوخت‌.  آنجا  كه‌ گفته  است‌:  (‌آتش  شريعت  تـو  را  باطل  كـرده  است‌.  لذا  هيچ  كسي  نمي‌داند  كه  چه  كرده‌اي‌!‌)‌. [12]

افزون  بر  اين‌،  عزرا  با  الهام  روح  القدس  دوباره  اسـفار  مقدّسه  را گردآوري  كرد،  اسفار  مقدّسه‌اي‌ كه  آتش  آنها  را نابود  كرده  بود.  در  اين  راستا  پنج  نويسندۀ  معاصر،  او  را  ياري  دادند.  اين  است  كه  مي‌بيني  (‌ثـرثوليانوس‌)  و كشيش  (‌ايريناوس‌)  و  كشيش  (‌ايرونيموس‌)  و كشيش  (‌يوحنّا  ذهبي‌)  و  كشيش  (‌باسيليوس‌)  و  جز  آنان  عـزرا  را  ترميم‌كنندۀ  اسفار  مقدّسۀ  مشهور  در  پيش  يهوديان  مي‌خوانند...

در  اينجا  بدين  سخن  بسنده  مي‌كنيم‌.  مـراد  مـا  از  نـقل  همچون  سخني  دو  چـيز  است‌:  يكم‌:  هـمۀ  اهل‌ كـتاب  