يغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  شكّ  و  تـرديدهائي  به  راه  انداختند  هـر  چـند  خودشان  او  را  مـي‌شناختند.  منافقان  را  پرورده‌ كردند  و  در  آغوش  خود گرفتند  و  ايشان  را  با  شكّها  و  شبهه‌ها  و  تهمتها  و دروغهائي ‌كه  در  فضاي  جامعه  مي‌پراكندند  كمـك  و  ياري  مي‌كردند.  در  حادثۀ  تغيير  قبله  چه‌ كارهائي  كردند.  در  قضيّۀ   افك  چه  چيزهائي  انجام  دادند.  در  هر  مناسبتي  به  چه  اعـمال  و  افعال  ناجوانمردانه‌اي  دست  مي‌زدند...  اينها  نمونه‌هائي  از  نيرنگ  پليدشان  بيش  نيست‌...  دربارۀ  ايـن  كـارهاي  زشت  و  پلشت‌،  قرآن  مجيد  نازل  مي‌گرديد.  سوره‌هاي  بقره  و  آل  عمران  و  نساء  و  مائده  و  حشـر  و  حزاب  و  توبه‌،  و  سوره‌هائي  جز  اينها  دربـارۀ  ايـن  نـابكاريها  و  كجرويها  چيزهاي  زيادي  در  بردارند:‌ [1]

(ولما جاءهم كتاب من عند اللّه مصدق لما معهم - وكانوا من قبل يستفتحون على الذين كفروا - فلما جاءهم ما عرفوا كفروا به , فلعنة اللّه على الكافرين . بئسما اشتروا به أنفسهم أن يكفروا بما أنزل اللّه - بغياً أن ينزل اللّه من فضله على من يشاء من عباده - فباءوا بغضب على غضب , وللكافرين عذاب مهين). 

هنگامي  كه  از  طرف  خداوند  كتابي  (‌به  نام  قرآن  توسّط  پيغمبر  اسلام‌)  به  آنان  رسيد  كه  تصديق  كنندۀ  چيزهائي  (‌همچون  توحيد  و  اصول  دين  و  مقاصد  آن‌)  بود  كـه  بـا  خـود  (‌از  تـورات‌)  داشـتند،  و  (‌از  روي  تورات‌)  آن  را  شناختند  و  (‌به  صدق  مـحتوايش‌)  پـي  بـردند،  ولي  (‌به  ســبب  حســادت  و  عــناد)  بـدان  كفر  ورزيـدند  (‌زيرا،  پـيغمبري  آن  را  آورده  بـود  كه  از  بـني‌اسـرائـيل  نبود.  گر چه‌)  قبلاً  (‌هنگامي  كه  با  مشركان  به  جنگ  و  يـا  نـزاع  لفـظي  بـرمي‌خاستند،  مي‏‎گفتند  كـه  خـدا  ايشـان  را  يـا  فرستادن  آخرين  پيامبري  كه  كتابشان  بدان  نـويد  داده  است‌،  ياري  خواهد  داد  و)  اميد  فتح  و  پيروزي  بر  كافران  را  داشتند.  پس  لعنت  خداوند  بر  كافران  (‌چون  ايشـان‌)  باد.  خويشتن  را  بـه  بـدترين  چيزها  فروختند  (‌چـه  از  هواي  نفس  پيروي  و  به  دنبال  تـعصّبات  قبيله‌اي  روان  شدند)  و  به  ناروا  نسبت  به  آنچه  فرستاده  بوديم  كفر  ورزيدند  و  كفرشان  تنها  به  خاطر  دشمنانگي  (‌با  ديگران  و  انتقام  از  مؤمنان‌)  و  نـاخشنودي  از  ايـن  كه  خداونـد  (‌وحــــي  خــويشتن  را)  از  روي  فـضل  و  مـرحـمت  پروردگاريش  بـر  هـر  كه  بخواهد  از  بـندگانش  نـازل  مي‏‎كند  بود.  لذا  خشم  خدا  يكي  پس  از  ديگري  آنان  را  فرا  گرفت  (‌و  مستوجب  دو  خشم  شدند:  يكي  بر  اثر  كفري  كه  نسبت  به  محمّد  پـيغمبر  اسـلام  روا  داشـتند،  و  ديگري  خشمي  كه  بر  اثر  كفر  و  آزاري  كـه  دربـارۀ  مـوسي  روا  مي‌داشتند)‌.  بـراي  كـفّار  (‌هـمانند  ايشـان‌)  عذاب  خوار  كننده  و  دردناكي  است‌.(‌بقره /89و90)

(وَلَمَّا جَاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِيقٌ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ كِتَابَ اللَّهِ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ كَأَنَّهُمْ لا يَعْلَمُونَ) (١٠١)

هنگامي  كه  فرستاده‌اي  (‌محمّد  نـام‌)  از  جـانب  خدا  بـه  سراغ  آنان  آمد،  گرچه  (‌اوصافش  با  نشـانه‌هائي  كـه  در  كتابهايشان  بود  و)  با  آنچه  بــا  خود  داشـتند،  مـطابقت  داشت‌،  جـمعي  از  اهـل  كـتاب‌،  كتاب  خدا  را  پشت ‌سـر  افكندند  (‌و  اوصاف  محمّد  را  از  كتابهاي  خود  زدودنـد.  انگار  در  كتابهايشان  چيزي  دربـارۀ  او  نيامده  است  و)  گـوئي  آنــان  (‌چـيزي  از  اوصــاف  چـنين  پيغمبري‌)  نمي‌دانند.(‌بقره/101)  

(سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُوا عَلَيْهَا قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ) (١٤٢)

نابخردان  مردم  خواهند  گفت‌:  چه  چيز  ايشان  را  از  قبلۀ  خود  كه  بر  آن  بودند  برگرداند؟  بگو:  خاور  و  باختر  (‌و  همۀ  جهات  ديگر)  از  آن  خدا  است‌.  هر  كه  را  بخواهد  بـه  راه  راست  رهبري  مي‌نمايد. (‌بقره  /142)

(يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَأَنْتُمْ تَشْهَدُونَ (٧٠)يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ) (٧١)

اي  اهل  كتاب‌!  چرا  آيه‌هاي  (‌دالّ  بر  صدق  نبوّت  مـحمّد،  فــرستادۀ‌)  خـداونـد  را  نــاديده  مي‏گيريد  و  تكذيب  مي‌داريد،  و  حال  آن  كه  (‌صحّت  آنها  و  نشانه‌هاي  نبوّت  محمّد  را  در  كتابهاي  خود)  مي‌بينيد؟  اي  اهل  كتاب‌!  چرا  حقّ  را  با  باطل  مي‌آميزيد  و  كتمانش  مي‌كنيد،  و  حال  آن  كه  شما  مي‌دانيد  (‌كه  عقاب  و  عذاب  خدا  در  برابر  چنين  كاري  چيست‌؟‌)‌. (‌آل عمران  / 70و71) 

(وَقَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ آمِنُوا بِالَّذِي أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهَارِ وَاكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ) (٧٢)

جمعي  از  اهل  كتاب  (‌به  همكيشان  خود)  گفتند:  بدانچه  بر  مسلمانان  نازل  شده  است‌،  در  آغاز  روز  ايمان  بياوريد،  و  در  پايان  روز  بـدان  كافر  شـويد،  تـا  شـايد  (‌از  قرآن  پيروي  نكنند  و  از  آن‌)  برگردند.(‌آل  عمران / ٧٢)

(وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقًا يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ) (٧٨)

در  ميان  آنان  كساني  هستند  كه  به  هنگام  خواندن  كتاب  (‌خدا)  زبان  خود  را  مي‌پيچند  و  آن  را  دگرگون  مي‌كنند  تا  شما  گمان  بريد  (‌آنچه  را  كه  مي‌خوانند)  از  كـتاب  (‌خدا)  است‌!  در  حالي  كه  از  كتاب  (‌خدا)  نيست‌.  و  مي‏‎گويند  كه‌:  آن  از  نزد  خدا  (‌نازل  شده‌)  است  و  با  اين  كه  از  سوي  خدا  نيامده  است  و  بـه  خدا  دروغ  مـي‌بندند  و  حـال  آن  كـه  مي‌دانند  (‌كه  دروغ  مي‌گويند)‌.(‌آل عمران /  ٧٨)  

(قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ شَهِيدٌ عَلَى مَا تَعْمَلُونَ (٩٨)قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ مَنْ آمَنَ تَبْغُونَهَا عِوَجًا وَأَنْتُمْ شُهَدَاءُ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ) (٩٩)

بگو:  اي  اهل  كتاب  چرا  نسبت  به  آيات  خدا  (‌كـه  دالّ  بـر  صـدق  نبوّت  مـحمّد  است‌)  كـفر  مـي‌ورزيد  و  (‌آنها را  تكذيب  مي‌كنيد)  با  آن  كه خدا گواه  بر  اعمال  شما  است‌؟  بگو:  اي  اهل كتاب!چرا كسي را كه ايمان  آورده است‌،از راه خدا بـاز مي‌داريد  و  مي‌خواهيد  ا‌ين  راه را  كج نشـان دهـيد.  و حـال  آن كه  (‌از  راستي  و  درستي  ايـن  راه‌)  آگاهيد؟ و خد