  صحنه‌ای‌ که  پدر  و  مـادرشان  رنـج  آن  را  چشـیدند،  و  یادآور  نعمت  یزدان  ا‌ست ‌که  خلعتِ  نوعی  جامه  ا‌ست‌ که  عورت  را  می‌پوشاند،  و  ارمغانِ  نوعی  جامۀ  دیگر  است  که  می‌توان  بدان  خود  را  زینت  داد  و  آراست‌...  ولی  این  دومین  نداء  و  فریاد،  بر  حذر  داشتن  آدمیزادگان  بطور  عام‌،  و  مشرکانی  است ‌که  پیش  از  دیگران  اسلام  با  آنان  روبرو  می‌گردد.  بد‌یشان  می‌گو‌ید که  خویشتن  را  بپایند  و  خود  را  تسلیم  اهریمن  ننمایند  در  برنامه‌ها  و  قانونها  و  مقرّرات  و  آداب  و  رسومی ‌که  برای  خويش  برمی‌گزبنند  و  در  پیش  می‌گیرند.  اگر  خویشتن  را  تسلیم  وسوسه‌ها  و  خواستهای  اهریم ‌کنند  ایشان  را  به  مصیبت  و  بلا  گرفتار  خواهد کرد  -  همان‌گونه ‌که  قبلًا  با  پدر  و  مادرشان  چنین‌ کرده  است  و  از  بهشت  بیرونشان  انداخته  است  و  جـامه‌ها  را  از  تنشان  بدر  آورده  است  تـا  عورتهایشان  را  به  خـودشان  بنمایاند  -  چه  لختی  و  کشف  عورتی ‌که  در  پیش  می‌گیرند  -  لختی  و کشف  عورت‌ که  قالب  و  سیمای  هر  جاهلیّتی  در گذشته  و  حال  است  - ‌کاری  ازکارهای  فتنه‌گرانۀ  اهریمنانه  است‌،  و  گام  برداشتن  در  راه  پیاده‌ کردن  نقشۀ  دشمن‌ کینه‌توزشان  شـیطان  در گمراهسـازی  آدم  و  فرزندان  او  ا‌ست‌.  گمراهسـازی  و  نیرنگبازی  اهریمن  هـم‌ گـوشه‌ای  از  پیکاری  است ‌که  هرگز  میان  انسان  و  دشمنش  نمی‌گسلد،  و  شـعلۀ  جـنگ  آن  خـاموش  نـمی‌گردد.  پس  باید  آدمیزادگان  به  دشمنشان  اجازه  ندهند که  ایشان  را گول  بزند  و  بلا زده ‌کند،  و  در  این  پیکار  بر  آنان  ییروز گردد،  و  در  پایان  این ‌گشت  و گذار،  دورخ  را  از  آنان  پـر  گرداند.

(يَابَنِي آدَمَ لاَيَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْءَاتِهِمَا). 

ای  آدمیزادگان!  شیطان  شما  را  نفریبد،  همان  گونه  که  پدر  و  مادرتان  را  (‌فریفت  و)  از  بهشت  بیرونشان  کرد  و  لباسشان  را  از  (‌تن‌)  ایشان  بیرون  ساخت  تا  عوراتشان  را  بدیشان  بنماید.

برای  بیشتر  برحذر  داشتن  ایشان‌،  و  برانگیختن  پرهیز  و  حذر  در  ایشان‌،  پروردگارشان  بدیشان  خبر  می‌دهد که  اهریمن  و  دار  و  دسته‌اش  شما  را  به  نحوی  می‏بینند،  ولی  شما  ایشان  را  نمی‏‎بینید.  در  این  صورت  اهریمن  پرفتنه  و  آشوب  و  بلازده  و گرفتار کرد‌نشان  با  وسائل  پـنهان  توانائی  بیشتری  دارد.  آنان  به  احتیاط  بیشتری  نـیاز  دارند  و  باید  بیداری  و  هوشیاری  خود  را  چندین  برابر  بنمایند،  و  پیوسته  برحذر  باشند،  تا  ایشـان  را  در  حین  غفلت  به  دام  نیندازد  و  ناگهانی  بر  سرشان  نتازد:

(إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لاَتَرَوْنَهُمْ). 

شیطان  و  همدستانش  شما  را  می‌بینند،  در  صورتی  کـه  شما  آنها  را  نمی‌بینید.

سپس  نوای  مؤثّر  الهام ‌بخشی  برای  پرهیختن  و  پـاییدن  درمی‌گیرد...  خداوند  سبحان  شـیاطین  را  سـرپرستان  و  دوستان  کسانی  می‌کند  که  ایمان  نمی‌آورند...  واویلا  به  حال  کسی‌ که  دشمن  او  سرپرست  و  دوست  وی‌ گردد!  در  این  صورت  شیطان  بر  او  چیره  می‌شود  و  خوارش  می‌کند  و  رام  خودش  می‌گرداند  و  هر کجا که  بخواهد  او  را  به  دنبال  خود  می‌کشد،  بدون  این ‌که  یـار  و  یـاوری  داشته  باشد،  و  بدون  این ‌که  خدا  از  او  حمایت  و  حفاظت  فرماید:

(إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاءَ لِلَّذِينَ لاَيُؤْمِنُونَ). 

ما  شیاطین  را  دوستان  و  یاران  کسانی  سـاخته‌ایـم  کـه  ایمان  نمی‌آورند  (‌یعنی  اهـریمنان  تنها  بـر  غیرمؤمنان  تسلّط  دارند).

این  حقیقتی  است‌.  قطعًا  شیطان  سرپرست  و  یار کسانی  است‌ که  ایمان  نمی‌آورند،  همان‌گونه ‌که  خدا  سرپرست  و  یار کسانی  است‌ که  ایمان  می‌آورند...  واقعاً  حقیقت هراسناکی  است‌،  و  دارای  نتائج  هراس‌انگيزی  است‌...  به  همین  صورت‌،  بدون  قید  و  قیود،  سـهل  و  ساده  ذکر  می‌شود.  مشرکان  با  آن  بسان  یک  حالت  روزمرّه  و  یک  رخداد  معمولی  برخورد  می‌کنند.  امّـا  مـا  مـی‌بینیم‌ که  سرپرستی  و  دوستی  شیطان  چگو‌نه  خواهد  بود.  چگونه  در  جهان‌بینیها  و  اندیشه‌های  مردمان  و  زندگی  ایشـان  کارگر  واقع  می‌شود  و  اثر  خـود  را  مـی‌بخشد...  ایـن  نمونه‌ای  از  آن  است‌:

(وَإِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً قَالُوا وَجَدْنَا عَلَيْهَا آبَاءَنَا وَاللّهُ أَمَرَنَا بِهَا). 

(‌کافران‌)  وقتی  که  کار  زشتی  (‌همچون  شرک  و  طـواف  کعبه  را  در  حال  بـرهنگی‌)  انجام  مـی‌دادند،  مـی‌گفتند:  پدران  خود  را  بر  این  کار  دیده‌ایم  (‌و  نیاکانمان  را  بر  این  روش  و  برنامه  یافته‌ایم  و  ما  به  دنبال  آنـان  رفته  و  از  ایشان  پیروی  می‌کنیم‌)  و  خدا  مـا  را  بدان  دستور  داده  است‌.

این  چیزی  بود که  مشرکان  عرب  می‌کردند  و  می‌گفتند.  به‌ گناه  لختیگری  در  طواف  بیت  الله  دست  می‌یازیدند،  هر  چند که  زنان  هم  در  میان  ایشان  می‌بودند. گمان  هم  می‌بردند که  خدا  این  چنین‌ کار  پلشتی  را  بدیشان  دستور  داده  است‌.  می‌گفتند:  خدا  به  نیاکانشان  بدان  دستور  داده  است  و  نیاکانشان  آن  را  اجراء‌ کرده‌اند.  نیاکانشان  هم  آن  را  بدیشان  سفارش  نموده‌اند  و  آنان  هم  سفارش  نیاکان  خود  را  انجام  می‌دهند.

مشرکان  عرب  با  وجود  شرکی ‌که  می‌ورزیدند  همچون  جاهلیّت‌های  جدید  به  خود  نمی‌بالیدند  و  لاف  نمی‌زدند.  جاهلیّت‌های  جدید  متکبّرانه  و  لاف  زنان  می‌گویند:  دین  را  با  امور  زندگی  چه‌ کار؟  همچنین ‌گمان  می‌برند که  بجای  خدا  حقّ  دارند  اوضـاع  و  شـرائـع  و  مـعیارها  و  مقیاسها  و  ارزشها  و  عادات  و  آداب  را  از  پـیش  خود  ترتیب  دهند  و  قوانین  و  مقرّرات  وضع  کـنند...  آنـان  دروغ  شـاخدار  می‌گفتند  و  افتراء  نابهنجار  فراهم  می‌دیدند  و  شریعت  را  تهیّه  و  ترتیب  می‌دادند،  سپس  می‌گفتند:  یزدان  ما  را  بدان  دستور  داده  است!  چه  بسا  نقشۀ  این  جاهلیّتهای  جدید،  پست‌تر  و کثیف‌تر  از  کار  مشرکان  عرب  آن  روزگار  باشد.  زیرا  با  ایـن  عـمل‌،  جاهلیّت  عرب‌ کسانی  را گول  می‌زد  و  می‌فریفت ‌که  در  دلهایشان  اثری  از  عاطفۀ  دینی  بر  جای  و  ماندگار  بود.  به  مردمان  چنین  القاء  و  الهام  می‌کرد که  این  شریعت  از  جانب  یزدان  است‌...  در  هر  صورت  جاهلیّت  عرب  تکبّر  و  خودستائی‌ کمتری  از کسانی  داشت‌ که  امروزه ‌گمان  می‏‎برند  حقّ  دارند  بجای  خدا  برا‌ی  مردمان  قانونگذاری  کنند  و  راه  و  رسم  تعیین  نمایند  برابر  چیزهائی ‌که  برای  ایشان  مصلحت  می‌دانند!

یزدان  سبحان  به  پیغمبر صلّي الله عليه و آله و سلّم  خود  دستور  می‌دهد  این  افتراء  به  خدا  را  تکذیب‌کند،  و  سرشت  شریعت  یزدان  را  بیان گرداند  و  بگو‌ید که  شریع