را  نپرستيم‌،  و  چيزي  را  شريك  او  نكنيـم‌،  و  برخي  از  ما  برخي  ديگر  را  بجاي  خداوند  يگانه  به  خدائي  نپذيرد.  پس  هر گاه  (‌از  اين  دعوت‌)  سر  برتابند،  بگوئيد:  گواه  باشيد  كه  ما  منقاد  (‌اوامر  و  نواهي  خدا)  هستيم (آل عمران/64) 

(ود كثير من أهل الكتاب لو يردونكم من بعد إيمانكم كفاراً حسداً من عند أنفسهم من بعد ما تبين لهم الحق , فاعفوا واصفحوا حتى يأتي اللّه بأمره , إن اللّه على كل شيء قدير).

بسياري  از  اهل  كتاب‌،  از  روي  رشك  و  حسـدي  كـه  در  وجودشان  ريشه  دوانده  است‌،  آرزو  دارند  اگـر  بشود  شما  را  بعد  از  پذيرش  ايمان  باز  گردانند  (‌به  جانب  كفر  و  حال  سابقي  كه  داشتيد!)  با  ايـن  كه  حقّانيّت  (‌اسـلام  و  درستي  راهي  كه  بـرگزيده‌ايد،  از  روي  خود  كـتابهاي  آسمانيشان‌)  برايشان  كاملاً  روشـن  گشـته  است‌.  پس  گذ‌شت  نمائيد  و  چشم  پوشي  كنيد  تا  خدا  فرمان  دهد  (‌كه  در  بـرابرشان  چـه  كار  كـنيد)‌.  بـيگمان  خداونـد  بـر  هر چيزي  توانا  است‌.(‌بقره‌ /  109) 

 آن‌ گاه  يزدان  جهان  فرمان  خود  را  صادر  فرمود  و  مؤمنان  را  به  اجراء  آن  خواند.  حوادثي  روي  داد.  احكام  تعديل  پيدا كرد.  برنامۀ  حركت  و  جنبش  واقعي  و  مثبت  راه  خود  را  در  پيش  گرفت  تا  بدانجا كـه  ايـن  احكـام  نـهائي  و  واپسين  در  اين  سوره  و  بدين  نحوي  كه  ديديم  نـازل  گرديد  و  بر جاي  ماندگار  شد.

در  ديدگاه  اين  آئين  نسبت  به  حقيقت  چيزي‌ كه  اهل‌ كتاب  از  فساد  عقيده  و  از  شركي ‌كه  براي  خـدا  داشـتند،  و  از  كفري  كه  دربارۀ  آيات  خدا  مي‌ورزيدند،  اصلاً  تغييري  پيدا  نشده  است‌...  بلكه  تنها  چيزي  كه  تغيير  پيدا  كـرده  است  قاعده  و  قانون  رفتار  و  عملكرد  است‌...  قـاعده  و  قانون  رفتار  و  عملكرد  هم  همان  اصول  و  اركاني  بر  آن  فرمانروا  است  كه  در  سرآغاز  اين  فصل  آمادگي  براي  اين  بخش  از  روند  سوره‌،  در  اين  بندها  از  آن  سـخن  گفتيم‌:

(‌اين  تعديل  واپسين  در  قواعد  و  قوانين  عملكرد  موجود  ميان  جامعۀ  اسلامي  و  اهل ‌كتاب  چنان  كه  بايد  درك  و  فهم  نمي‌شود،  مگر  با  اطـّلاع  روشـنگرانـه  از  سـرشت  روابط  قطعي  موجود  در  ميان  برنامۀ  يزدان  و  برنامه‌هاي  جـاهليّت‌،  از  يك  سو،  و  از  ديگـر  سـو  لازم  است  از  سرشت  برنامۀ  حركتي  و  جنبشي  اسـلامي‌،  و  مـراحـل  گوناگون  و  وسائل  متجدّد  هـمساز  و  هـماهنگ  آن  با  واقعيّت  زندگاني  متغيّر  بشري‌،  اطّلاع  كافي  داشت‌...  و  ...)‌.  

*  

هم  اينك  به  بررسي‌ كوتاهي  از  سـرشت  مـوضع  اهـل  كتاب  و  جامعۀ  اسلامي  مي‌پردازيم‌،  و  آن  را  از  نـاحيۀ  مـوضوعي  ثابت  و  برجاي،  و  هـمچنين  از  نـاحيۀ  موقعيّتهاي  رخدادهاي  تاريخي‌،  از  مدّ  نظر  مي‌گذرانيم‌...  چه  همين  عناصر  اصلي  بوده  است‌ كه  بدين  احكام  نهائي  انجاميده  است‌.

نخست  بايد  موضع  اهل ‌كتاب  و  جامعۀ  اسـلامي  را  در  پرتو  بيانات  يزدان  سبحان  دربارۀ  آن  پژوهش  كرد.  چرا  كه  بيانات  يزدان  سبحان  حقيقت  نهائي  است  و  باطل  بدان  رو  نمي‌كند  نه  حالا  و  نه  در  آينده‌...  و  به  سبب  يزداني  بودن  اين  بيانات‌،  خطاها  و  اشتباه‌هائي ‌كه  به  استنباطها  و  استدلالهاي  بشري  رو  مي‌كند،  بدين  بيانات  يزداني  رو  نمي‌كند...  دوم  بايد  موضع  اهل‌ كتاب  و  جامعۀ  اسلامي  را  در  موقعيّتهاي  تاريخي  جستجو كرد كه  بيانات  يزدان  سبحان  را  تصديق  مي‌كنند.

يزدان  سبحان  سـرشت  مـوضع  اهـل ‌كـتاب  در  بـرابـر  مسلمانان  را  در  چند  جاي‌ كتاب  ارزشـمند  خـود  بيان  مي‌فرمايد...  گاهي  يزدان  سبحان  به  طور  جـداگـانه  از  ايشان  صحبت  مي‌نمايد.  گاهي  همراه  با  مشركان  از  آنان  سخن  مي‌راند،  به  سـبب  ايـن  كـه  مـيان  اهـل ‌كـتاب  و  مشركان  وحدت  هدف  است  در  برابر  اسلام  و  مسلمانان‌.  اين  وحدت  هدف‌،  كافران  اهل‌ كتاب  و كافران  مشركان  را  گـرد مي‌آورد...  گـــاهي  هــم  يــزدان  سـبحان  از  موضعگيريهاي  ايشان  در  زنجيرۀ  پيشآمدهاي  زنـدگي  سخن  مي‌گويد كه  از  وحدت  هدف  و  وحـدت  هـمايش  جنبشي  آنـان  براي  روياروئي  و  نـبرد  با  اسـلام  و  مسلمانان  پرده  برمي‌افكند...  نصوص  و  آياتي  كه  از  اين  حقائق  سخن  مي‌گويند،  آن  اندازه  روشن  و  قاطع  هستند  كه  نيازي  به  حاشيه  پـردازي  مـا  نـدارنـد...  ايـن  هـم  نمونه‌هائي  از  آنها:

(ما يود الذين كفروا من أهل الكتاب ولا المشركين أن ينزل عليكم من خير من ربكم). 

كافران  اهل  كتاب  و  همچنين  مشركان‌،  دوست  نمي‌دارند  خير  و  بركتي  از  جانب  خدايتان  بر  شما  نازل  گردد  و  به  شما  دست  دهد.(‌بقره/105)

(ود كثير من أهل الكتاب لو يردونكم من بعد إيمانكم كفاراً حسدا من عند أنفسهم , من بعد ما تبين لهم الحق). 

بسياري  از  اهل  كتاب‌،  از  روي  رشك  و  حسـدي  كه  در  وجودشان  ريشه  دوانده  است‌،  آرزو  دارند  اگـر  بشـود  شما  را  بعد  از  پذيرش  ايمان  بازگردانند  (‌به  جانب  كفر  و  به  حال  سابقي  كه  داشتيد!)  با  اين  كه  حقّانيّت  (‌اسـلام  و  درســتي  راهـي  كــه  بـرگزيده‌ايــد،  از  روي  كتابهاي  آسمانيشان‌)  برايشان  كاملاً  روشن  گشته  است‌.(بقره/109)

(ولن ترضى عنك اليهود ولا النصارى حتى تتبع ملتهم). 

يهوديان  و  مسيحيان  هرگز  از  تو  خشنود  نخواهند  شد،  مگر  ايـن  كـه  از  آئـين  (‌تحريف  شـده  و  خواسـتهاي  نادرست‌)  ايشـان  پيروي  كني‌.(بقره/120)

(ودت طائفة من أهل الكتاب لو يضلونكم). 

 گروهي  از  اهل  كتاب  آرزو  داشتند  كاش  مي‌شد  شـما  را  گمراه  كنند!.(آل عمران/69)

(وقالت طائفة من اهل الكتاب:آمنوا بالذي أنزل على الذين آمنوا وجه النهار واكفروا آخره لعلهم يرجعون , ولا تؤمنوا إلا لمن تبع دينكم). 

جمعي  از  اهل  كتاب  (‌به  همگيشان  خود)  گفتند:  بدانچه  بر  مسلمانان  نازل  شده  است‌،  در  آغاز  روز  ايمان  بياوريد،  و  در  پايان  روز  بـدان  كافر  شـويد،  تـا  شـايد  (از  قرآن  پيروي  نكنند  و  از  آن‌)  برگردند.  و  بـاور  مكنيد  مگـر  بـه  كسي  كه  پيروي  از  آئين  شما  كرده  باشد.(آل عمران/72-73)

(يا أيها الذين آمنوا إن تطيعوا فريقاً من الذين أوتوا الكتاب يردوكم بعد إيمانكم كافرين). 

 اي  كساني  كه  ايمان  آورده‌ايد،  اگر  از  گروهي  از  كساني  كه  كتاب  بديشان  داده  شده  است  پيروي  كنيد،  شـما  را  پس  از  ايمان  آوردنتان  به  كفر  باز  مي‏‎گرداند.(آل عمران/100)

(ألم تر إلى الذين أوتوا نصيباً من الكتاب يشترون الضلالة ويريدون أن تضلوا السبيل , واللّه أعلم بأعدائكم ). 

مگر  نمي‌بيني  كساني  كه  بهره‌اي  از  كتاب  (‌هاي  آسماني  ســابق‌)  بـديشان  داده  شـده  است‌،  (‌بـا  بـهاي  هـدايت‌،‌)  ضلالت  را  مي‌خرند  و  مي‌خواهند  كه  شما  (‌نيز  هـمچون  ايشان‌)  گمراه  شويد؟  خداوند  (‌از  شما)  بهتر  دشمنانتان  را  مي‌شناسد.(‌نساء/44و45  ) 

(ألم تر إلى الذين أوتوا نصيبا من الكتاب يؤمنون بالجبت والطاغوت , ويقولون للذين كفروا:هؤلا