‌كند  و  مي‌فرمايد:                      

(ومن قوم موسى أمة يهدون بالحق وبه يعدلون). 

در  ميان  قوم  موسي  (‌يعني  بني‌اسرائيل‌)  گروه  زيادي  (‌بر  دين  صحيح  ماندگار)  بودند  كه  (‌مردم  را)  به  سـوي  حقّ  رهنمود  مي‌كردند  و  (‌به  سبب  تمسّك‌)  بـه  حقّ  (‌بـه  هنگام  داوري‌)  دادگري  مي‌نمودند.(‌اعر‌اف /  ١5٩) 

(ومن أهل الكتاب من إن تأمنه بقنطار يؤده إليك , ومنهم من إن تأمنه بدينار لا يؤده إليك إلا ما دمت عليه قائماً , ذلك بأنهم قولوا:ليس علينا في الأميين سبيل , ويقولون على اللّه الكذب وهم يعلمون . ).

و  در  ميان  اهـل  كتاب  كسـاني  هسـتند  كه  اگر  دارائـي  فراواني  به  رسم  امانت  بديشان  بسـپاري‌،  آن  را  بـه  تـو  باژپس  مي‌دهند.  و  در  ميان  آنان  كساني  هستند  كه  اگر  ديناري  به  رسم  امانت  بـديشان  بسپاري،  آن  را  بـه  تـو  بازپس  نمي‌دهند،  مگر  آن  كـه  پـيوسته  بـالاي  سـرشان  ايسـتاده  بــاشي‌.  ايـن  بـدان  خـاطر  است  كه  ايشـان  مي‌گويند:  ما  در  برابر  امّيها  (‌يعني  غير  يـهود)  مسـؤول  نبوده  و  بازخواستي  نداريم‌!  و  بر  خدا  دروغ  مـي‌بندند  (‌و  چنين  چيزي  حكم  خدا  نيست‌)  و  حال  آن  كه  ايشان  (‌اين  را)  مي‌دانند. (آل عمران/75)            

(ضربت عليهم الذلة أينما ثقفوا إلا بحبل من اللّه وحبل من الناس , وباءوا بغضب من اللّه , وضربت عليهم المسكنة , ذلك بأنهم كانوا يكفرون بآيات اللّه , ويقتلون الأنبياء بغير حق , ذلك بما عصوا وكانوا يعتدون . ليسوا سواء:من أهل الكتاب أمة قائمة يتلون آيات اللّه آناء الليل وهم يسجدون . يؤمنون باللّه واليوم الآخر , ويأمرون بالمعروف وينهون عن المنكر ويسارعون في الخيرات , وأولئك من الصالحين وما يفعلوا من خير فلن يكفروه ; واللّه عليم بالمتقين). 

آنان  هر  كجا  يافته  شوند  (‌مهر)  خواري  برايشان  خورده  است‌،  مگر  (‌اين  كه  از  روش  ناپسند  خود  دست  بردارند  و  در  اعمال  خويش  تجديد  نظر  كنند  و)  بـا  پـيمان  خـدا  (‌يعني  رعايت  قوانين  شريعت‌)  و  پـيمان  مـردم  (‌يـعني  رعايت  مقرّرات  همزيستي  مسالمت آمـيز،  خـويشتن  را  از  اذيّت  و  آزار  در  امــان  دارنـد  و  از  مسـاوات  حقوقي  قضائي  برخوردار  كردند)  و  آنان  شـايستۀ  خشـم  خـدا  شده‌اند  و  (‌مهر)  بيچارگي  بر  ايشان  خورده  است‌.  چـرا  كه  آنان  به  آيات  خدا  كفر  مي‌ورزيده‌اند  و  پيغمبران  را  به  ناحقّ  مي‌كشته‌اند  (‌و  هر  كس  هم  در  هر  عصر  و  زمـاني  به  چنين  كارهائي  دست  يازد  و  اعمال  ننگين  گذشتگان  را  بپسندد،  جزاي  او  همين  خواهـد  بـود‌).  ايـن  (‌جرأت  بـر  گناهان  بزرگ،  ناشي  از  استمرار  گناهان  كوچك  بود  و)  به  سبب  سركشي  (‌از  فرمان  خدا)  و  تجاوز  (‌از  حدود  شريعت  يزدان‌)  مـي‌باشد.  آنان  هـمه  يكسـان  نيستند.  گروهي  از  اهل  كتاب  (‌به  دادگري  خاسته‌اند  و  بـر  حقّ‌)  پابرجايند  و  در  بخشهائي  از  شب  -‌ در  حالي  كه  به  نماز  ايستاده‌اند  -‌ آيـات  خدا  را  مـي‌خوانـند.  بـه  خدا  و  روز  رسـتاخيز  ايـمان  دارنـد  و  (‌مـردمان  را)  بـه  كـار  نـيك  مي‌خوانند  و  از  كار  زشت  بازمي‌دارند  و  در  انجام  اعمال  شايسته  و  بايسته  بر  يكديگر  سبقت  مي‏‎گيرند،  و  آنان  از  زمرۀ  صالحانند.  و  آنچه  از  اعمال  نيك  انجام  دهند  (‌هدر  نمي‌رود  و  بي‌پاداش نـمي‌ماند  و)  از  ثـواب  آن  محروم  نـــمي‌گردند.  و  خـداونـد  آگاه  از  (‌حـال  و  احـوال‌)  پرهيزگاران  است‌. (‌آل  عمران  / 112/115)

  امّا  چيزي‌ كه  عملاً  در  آن  تعديل  صورت ‌گرفت  احكام  رفتار  با  اهل ‌كتاب  بود كه  زمان  به  زمان‌،  و  مرحله  بـه  مرحله‌،  و  رخدادي  پس  از  رخدادي‌،  برابر  برنامۀ  حركت  و  جنبش  عملي  اين  آئين  در  روبرو  شدن  با  احوال  و  اوضاع  اهل  كتاب  و  عملكردها  و  موضعگيريهاي  آنها،  با مسلمانان‌،  دگرگون  شد.

زماني  پيش  آمد كه  در  آن  به  مسلمانان‌ گفته  مي‌شد:

(ولا تجادلوا أهل الكتاب إلا بالتي هي أحسن - إلا الذين ظلموا منهم - وقولوا:آمنا بالذي أنزل إلينا(وأنزل إليكم , وإلهنا وإلهكم واحد , ونحن له مسلمون).

با  اهل  كـتاب  (‌يـعني  بـا  يـهوديان  و  مسيحيان‌،‌)  جز  بـه  روشي  كه  نيكوتر  (‌و  نرمتر  و  آرامتر  و  به  قبول  نزديكتر)  باشد،  بحث  و  گفتگو  مكن‌.  مگر  با  كساني  از  ايشان  كه  ستم  كنند  (‌و  متوسّل  به  زور  يا  گستاخي  شوند  و  از  حدّ  اعتدال  در  جدال‌،  خارج  كردند.  در  اين  صورت  شدّت  و  حدّت  در  مقابلۀ  با  آنـان  بلامانع  است‌)‌.  بگوئيد:  بـه  تـمام  آنچه  از  سوي  خدا  بر  ما  و  بر  شما  نازل  شده  است  ايمان  داريم  (‌كه  قرآن  و  تـورات  و  انـجيل  است‌)‌.  مـعبود  مـا  و  معبود  شما  يكي  است‌،  و  ما  تنها  تسليم  و  فرمانبردار  او  هستيم‌.(‌عنكبوت  /  46) (قولوا آمنا باللّه وما أنزل إلينا وما أنزل إلى إبراهيم وإسماعيل وإسحاق ويعقوب والأسباط , وما أوتي موسى وعيسى وما أوتي النبيون من ربهم , لا نفرق بين أحد منهم , ونحن له مسلمون . فإن آمنوا بمثل ما آمنتم به فقد اهتدوا , وإن تولوا فإنما هم في شقاق , فسيكفيكهم اللّه , وهو السميع العليم). 

بگوئيد:  ايمان  داريم  به  خدا  و  آنچه  (‌به  نام  قرآن‌)  بر  مـا  نازل  گشته  است‌،  و  آنچه  بر  ابراهيـم‌،  اسماعيل‌،  اسحاق‌،  يعقوب‌،  و  اسباط  (‌يعني  نـوادگان  يـعقوب‌)  نازل  شـده  است‌،  و  به  آنچه  براي  موسي  و  عيسي  آمده  ست‌،  و  به  آنچه  بـراي  (‌همۀ‌)  پـيغمبران  از  طـرف  پـروردگارشان  آمده  است‌.  ميان  هيچ  يك  از  آنان  جدائي  نمي‌اندازيم  (‌نه  اين  كه  مثل  يهوديان  يا  عيسويان‌،  بعضيها  را  بپذيريم  و  بـعضيها  را  نـپذيريم‌.  بـلكه  هـمۀ  پـيغمبران  را  راهـنماي  بشريّت  در  عصر  خود  مـي‌دانـيم  و  كـتابهايشان  را  بـه  طور  اجمال  مي‌پذيريم‌)  و  ما  تسليم  (‌فرمان‌)  خدا  هستيم‌.  اگر  آنـان  ايـمان  بـياورند،  هـمچنان  كه  شما  ايـمان  آورده‌ايد،  و  بدان  چيزهائي  كه  شما  ايمان  دار‌يد،  ايشان  نيز  ايمان  داشته  باشند،  بيگمان  (‌به  راه  درست  خدائي‌)  رهـنمود  گشته‌اند،  و  اگـر  پشت  كنند  و  (‌از  حقيقت  سرپيچي  نمايند  و  دوباره  بـه  رسوم  و  آداب  موروثي  چنگ  زنند)  پس  راه  اختلاف  و  دشمنانگي  را  ‌با  شما)  در  پيش  گرفته‌اند،  و  خدا  تو  را  بسنده  خواهد  بود  و  او  تو  را  از  (‌اذيّت  و  آزار  و  نيرنگ  و  دسيسه‌هاي‌)  ايشان  نجات  خواهد  داد،  و  او  شـنوا  و  بـينا  است  (‌و  گفتار  ايشـان  را  مي‌شنود  و  كردار  آنان  را  مـي‌بيند)‌. (بقره/136و137)        

(قل:يا أهل الكتاب تعالوا إلى كلمة سواء بيننا وبينكم:ألا نعبد إلا اللّه ولا نشرك به شيئاً , ولا يتخذ بعضنا بعضاً أرباباًَ من دون اللّه . فإن تولوا فقولوا:اشهدوا بأنا مسلمون). 

بگو:  اي  اهل  كتاب‌!  بيائيد  به  سوي  سخن  دادگرانه‌اي  كه  ميان  ما  و  شما  مشـترك  است  (‌و  همه  آن  را  بـر  زبـان  مي‌رانـيـم‌،  بيائيد  بـدان  عمل  كنيم‌،  و  آن  اين‌)  كـه  جـز  خداوند  يگانه  