 خدا  ايشان  را  با  فرستادن  آخرين  پيامبري  كه  كتابشان  بدان  نويد  داده  است‌،  ياري  خواهد  داد  و)  اميد  فتح  و  پيروزي  بر  كافران  را  داشتند.  پس  لعنت  خداوند  بر  كافران  (‌چون  ايشان‌)  باد.  خويشتن  را  به  بدترين  چيزها  فروختند  (‌چه  از  هواي  نفس  پپروي  و  به  دنبال  تعصّبات  قبيله‌اي  روان  شدند)  و  به  ناروا  نسبت  به  آنچه  فـرستاده  بـوديم  كفر  ورزيدند  و  كفرشان  تنها  به  خاطر  دشمنانگي  (‌با  ديگران  و  انتقام  از  مؤمنان‌)  و  نـاخشنودي  از  ايـن  كـه  خـداونـد  (‌وحـــي  خــويشتن  را)  از  روي  فــضل  و  مــرحـمت  پروردگاريش  بـر  هـر  كـه  بـخـواهد  از  بـندگانش  نـازل  مي‌كند  بود.  لذا  خشم  خدا  يكي  پس  از  ديگري  آنـان  را  فرا گرفت  (‌و  مستوجب  دو  خشم  شدند:  يكي  بر  اثر  كفري  كه  نسبت  به  محمّد  پيغمبر  اسلام  روا  داشتند،  و  ديگري  خشمي  كه  بر  اثر  كفر  و آزاري  كه  دربـارۀ  موسي  روا  مي‌داشتند)‌.  بـراي  كفّار  (‌هـمانند  ايشـان‌)  عـذاب  خوار  كننده  و  دردناكي  است‌.  هنگامي  كه  به  آنان  گفته  شود:  به  آنچه  خداوند  فرو  فرستاده  است  (‌كه  قرآن  است‌)  ايمان  بياوريد؟  مي‌گويند:  مـا  به  چيزي  ايمان  مي‌آوريم  كه  بـر  خود  ما نازل  شده  باشد  (‌نه  بر  اقوام  ديگر)‌،  و  به  غير  آن  كفر  مي‌ورزند  و  حال  آن  كه  حقّ  بوده  و  تصديق  كنندۀ  چيزي  است  كه  با  خود  دارند.  بگو:  اگر  مؤمنيد  (‌و  راست  ميگوئيد  كـه  بـه  تـورات  ايـمان  داريد  و  از  آن  پـيروي  مــي‌كنيد)  پس  چـرا  پـيامبران  خـدا  را  پــيش  از  ايـن  مي‌كشتيد؟‌. (‌بقره/ 87-91)

(قل:يا أهل الكتاب لم تكفرون بآيات اللّه ? واللّه شهيد على ما تعملون . قل:يا أهل الكتاب لم تصدون عن سبيل اللّه من آمن تبغونها عوجاً وأنتم شهداء ? وما اللّه بغافل عما تعملون). 

بگو:  اي  اهل  كتاب‌!  چرا  نسبت  به  آيات  خدا  (‌كـه  دالّ  بـر  صـدق  نـبوّت  مـحمّد  است‌)  كفر  مـي‌ورزيد  و  (‌آنـها  را  تكذيب  مي‌كنيد)  با  آن  كه  خدا  گواه  بر  اعمال  شما  است‌؟  بگو:  اي  اهل  كتاب‌!  چرا  كسي  را  كه  ايمان  آورده  است‌،  از  راه  خدا  بازمي داريد  و  مي‌خواهيد  اين  راه  را  كج  نشـان  دهيد،  و  حال  آن  كه  شما  (‌از  راستي  و  درستي  ايـن  راه‌)  آگاهيد؟  و  خدا  از  آنچـه  مي‌كنيد  بي‌خبر  نيست  (‌و  پادافرۀ  شما  را  مي‌دهد)‌.

(ألم تر إلى الذين أوتوا نصيباً من الكتاب يؤمنون بالجبت والطاغوت , ويقولون للذين كفروا:هؤلاء أهدى من الذين آمنوا سبيلاً ? أولئك الذين لعنهم اللّه , ومن يلعن اللّه فلن تجدله نصيراً).

 آيا  در  شگفت  نيستي  از  كسـاني  كه  بـهره‌اي  از  (‌دانش‌)  كتاب  (‌آسماني‌)  بديشان  رسيده  است  (‌چگونه  خويشتن  را  از  هدايت  كتابهاي  يزدان  و  راهنمائي  خرد  و  فطرت  و  نداي  وجدان  بدور  داشته‌اند  و)  به  بتان  و  شيطان  ايمان  مي‌آوردند  (‌و  به  دنبال  اوهام  و  خرافات  راه  مي‌افتند  و  به  پرستش  معبودهاي  باطل  مي‌پردازند)  و  دربارۀ  كافران  (‌قريش‌)  مي‏‎گويند  كه  اينان  از  مسلماناني  بر  حق‌تر  و  راه  يافته‌ترند  (‌كه  اسلام  را  قبول  و  مـحمّد  را  بـه  پيشوائـي  پذيرفته‌اند)‌.  آنان  كسانيند  كه  خداوند  ايشـان  را  نـفرين  نموده  است  (‌و  از  رحمت  خود  مـحروم  كرده  است  و  رسوايشان  داشته  است‌)  و  هر كه را خدا‌وند نفرين كند (‌و  از درگاه  مرحمت و  مـحبّت  خود  بـرانـد) كسي را  نخواهي يافت كه  ياور او گردد (‌و  وي  را  از خشم  خدا  پناه  دهد  و  برهاند)‌.(‌نساء /  51و  52) 

(لقد كفر الذين قالوا:إن اللّه هو المسيح ابن مريم . وقال المسيح:يا بني إسرائيل اعبدوا اللّه ربي وربكم , إنه من يشرك باللّه فقد حرم اللّه عليه الجنة , ومأواه النار , وما للظالمين من أنصار . لقد كفر الذين قالوا:إن اللّه ثالث ثلاثة , وما من إله إلا إله واحد , وإن لم ينتهوا عما يقولون ليمسن الذين كفروا منهم عذاب أليم . أفلا يتوبون إلى اللّه ويستغفرونه واللّه غفور رحيم . ما المسيح ابن مريم إلا رسول قد خلت من قبله الرسل , وأمه صديقة , كانا يأكلان الطعام . انظر كيف نبين لهم الآيات , ثم انظر أنى يؤفكون !). 

 بيگمان  كساني  كافرند  كـه  مـي‌گويند:  (‌خدا  در  عيسي  حلول  كرده  است  و)  خدا  همان  مسيح  پسر  مـريم  است‌.  (‌در  صـــورتي  كــه  خــود)  عـيسي  گــفته  ابت‌:  اي  بني‌اسرائيل‌!  خداي  يگانه‌اي  را  بـپرستيد  كه  پرور‌دگار  من  و  پروردگار  شما  است‌.  بيگمان  هر  كس  انباز  براي  خدا  قرار  دهد،  خدا  بهشت  را  بر  او  حرام  كرده  است  (‌و  هرگز  به  بهشت  گام  نمي‌نهد)  و  جايگاه  او  آتش  (‌دوزخ‌)  است‌.  و  ستمكاران  يار  و  ياوري  ندارند  (‌تا  ايشــان  را  از  عــذاب  جـهنـم  بــرهاند)‌.  بيگمان  كسـاني  كـافرند  كه  مي‌گويند:  خداوند  يكي  از  سه  خـدا  است‌!  (‌در  صـورتي  كه‌)  معبودي  جز  معبود  يگانه  وجود  ندارد  (‌و  خدا  يكـي  بيش  نيست‌)  و  اگر  از  آنچه  مي‏‎گويند  دست  كشند  (‌و  از  معتقدات  باطل  خود  برنگردند)  به  كافران  آنــان  (‌كـه  بـر  اين  اعـتقاد  بـاطل  ماندگار  مي‌مانند)  عـذاب  دردنـاكـي  خواهد  رسيد.  آيا  (‌اينان  از  ايـن  عقيدۀ  منحرفانه  دست  نمي‌كشند  و)  به  سوي  خدا  برنمي‌گردند  و  از  او  آمرزش  (‌گناهان  خود  را)  نمي‌خواهند؟‌!  خداوند  داراي  مغفرت  و  رحمت  فراوان  است  (‌و  اگر  توبه  نمايند  و  طلب  آمـرزش  كنند،  خـداوند  ايشـان  را  مـي‌بخشد  و  بـديشان  رحـم  مي‌كند)‌.  مسيح  پسر  مريم  جز  پيغمبري  نبود،  پيش  از  او  نيز  پيغمبراني  (‌چون  او  انسان  و  برگزيدۀ  يزدان  بوده‌ا‌ند  و  به  ميان  مردمان  روانه  شده‌اند  و  پس  از  روزگاري  از  دنـيا  رفـته‌انـد  و  مـادرش  نيز  زن  بسـيار  راسـتكار  و  راستگوئي  بود.  هم  عيسي  و  هـم  مادرش  (‌از  آنجا  كـه  انســان  بـودند)  غـذا  مــي‌خوردند  بنگر  كه  چگونه  (‌نشـانه‌هاي  انسـاني  آن  دو  را  بـرمي‌شماريم  و)  آيـات  (‌خـود)  را  بـراي  آنـان  (‌كه  عيسي  و  مـادرش  را  خدا  مي‌دانند!)  توضيح  و  تبيين  مي‌كنيم‌؟  دوبـاره  بنگر  كه  چگونه  ايشـان  (‌از  حقّ  بـا  وجود  ايـن  هـمه  روشـني  بازداشته  مي‌شوند؟‌!.(‌مائده  / 72-75)

  از  مراجعه  و  بررسي  اين  نصوص  قرآني  و  امثال  آنها كه  در  هر  دوي  قرآن  مكّي  و  مدني  فـراوان  است‌،  روشـن  مي‌گردد  كه  ديدگاهي  كه  قرآن  دربارۀ  انحراف  اهل‌ كتاب  از  آئين  صحيح  يزدان  دارد  در  بيانات  اخير  آن  در  سورۀ  مورد  نظر  تغيير  نكرده  است‌،  و  رخنه‌ گرفتن  از  انحراف  و  فسق  و  فجور  و  شرك  و كـفر  ايشـان  چـيز  تـازه‌اي  نيست‌،  و  بيانگر  ديدگاه  تازه‌اي  از  حقيقت  اعتقاد  آنـان  نمي‌باشد...  بايد  هم  توجّه  داشت‌ كه  قرآن  مجيد  پيوسته  هدايت  و  راهـيابي  و  صـلاح  و  خـوبي  دسـته  و گـروه  راهياب  و  نـيكوي  ايشـان  را  بـيان  مـي‌كند  و  در  خـود  مي‌نگارد.  از  جمله  خـداونـد  بـزرگوار  بـا  صـالحان  و  نيكوكاران  ايشـان  انــصاف  را  مـراعـات  مـ