كه  (‌توسّط  محمّد)  براي  مـا  آمده  است‌،  ايمان  نياوريم‌؟‌!  و  حال  آن  كه  (‌راه  صواب  نمايان  و  حقّ  بي‌پرده  عيان  است  و)  اميد‌واريم  كه  پروردگارمان‌  ما  را  با  صالحان  (‌به  بهشت  جاويدان‌)  ببرد.  پس  خداوند  در  برابر  اعترافشان  (‌به  حقّ‌)  باغهاي  (‌بهشت  را)  به  عنوان  پــاداش  بـديشان  مــي‌دهد  كـه  در  زيـر  (‌درختان‌)  آن  جويبارها  روان  است  و  آنان  جاودانه  در  آنجا  مي‌مانند.  و  اين  جزاي  نيكوكاران  (‌چون  ايشان‌)  است‌.(مائده/82-85)

ليكن  موضع  اين  افراد  بيانگر  موضع  اكثر  اهل‌ كتاب  به  ويژه  يهوديان  در  جزيرة العرب  نيست‌.  زيرا  اعظم  اهل  كتاب  بر  اسلام  تاختند،  از  آن  زمان‌ كه  خـطر  آن  را  در  مدينه  احسـاس‌ كـردند،  و  جـنگ‌ كـثيفي  را  با  اسلام  آغازيدند.  در  اين  جنگ  پليد  از  همۀ  وسائلي  سود  بردند  و  استفاده  كردند  كه  قرآن  در  نصوص  بيشماري  آنها  را  از  ايشان  حكايت  مـي‌كند.  هـمچنين  طبيعي  است‌. كه  اسلام  را  نپذيرفتند،  و  چيزهائي  را كه  در كتابهايشان  بو‌د  و  مژدۀ  بعثت  ييغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  را  مي‌داد  و  يا  چيزهائي‌ كه  قرآن  آنها  را  تصديق  مي‌كرد  و  در كتابهاي  حقّ  اثبات  بود  انكار كردند،  چيزهائي‌ كه  خوبان  ايشان  كه  اسلام  را  پذيرفته  بودند  بـدانـها  اقـرار  و  اعـتراف  مـي‌كردند  و  آشكــارا  رو  بـه  روي  انكـاركنندگان  زبـان  بدا‌نـها  می‌گشودند!..  همچنين  قرآن  نازل  مي‌گرديد  و  اين  انكار  را  بيان  مي‌كرد  و  مي‌نگاشت‌،  و  انحراف  و  فساد  و  پوچي  معتقداتي  را  در  سوره‌هاي  مدني  ذكر  مي‌كرد  كه  همچون  اهل  كتابي  داشتند...  از  ديگر  سو  سـوره‌ها  و  آيـه‌هاي  مكّي  خالي  از  بيان  حقيقتي  نيستـد كه  اهل ‌كتاب  بر  آن  بوده‌اند...  نمونه‌هائي  از  آنها  را  بيان  مي‌د‌اريم‌:

(ولما جاء عيسى بالبينات قال:قد جئتكم بالحكمة , ولأبين لكم بعض الذي تختلفون فيه , فاتقوا اللّه وأطيعون . إن اللّه هو ربي وربكم فاعبدوه , هذا صراط مستقيم . فاختلف الأحزاب من بينهم , فويل للذين ظلموا من عذاب يوم أليم). 

هنگامي  كه  عيسي  با  در  دست  داشتن  معجزات  آشكار  و  آيات  روشن  (‌به  پـيش  بني  اسـرائيل‌)  آمـد،  گفت‌:  من  شريعت  حكيمانه‌اي  را  (‌دربارۀ  مبدأ  و  معاد  و  نيازهاي  زندگي  بشر)  براي  شما  آورده‌ام‌،  و  آمده‌ام  تـا  بـرايـتان  برخي  از  امـور  (‌ديـني‌)  را  روشن  گردانم  كـه  در  آنـها  اختلاف  مي‌ورزيد.  پس  از  خدا  بترسيد  و  از  من  پيروي  كنيد.  بطور  قطع  خداوند  پروردگار  من  و  پروردگار  شما  است‌.  پس  او  را  پــرستش  كـنيد،  راه  راست  ايــن  است‌.  گروهها  و  دسته‌ها  (‌ي  اهل  كتاب  نسـبت  به  عيسي‌)  در  ميان  خود  به  اختلاف  پرداختند  (‌و  هر  يك  او  را  به  نامي  خواندند  و  راه  افراط  و  تفريط  در  پيش  گرفتند)‌.  واي  بـر  كساني  كه  ستم  كردند!  چـه  عذاب  دردناكي  در  روز  قيامت  گريبانگيرشان  مي‌گردد!.  (‌زخرف / 63-65) (وما تفرقوا إلا من بعد ما جاءهم العلم - بغياً بينهم). . . (ولولا حكمة سبقت من ربك الى اجل مسمى لقضي بينهم , وإن الذين أورثوا الكتاب من بعدهم لفي شك منه مريب). 

(‌پيروان  پيغمبران  پيشين‌،  دربارۀ  دين‌)  گروه  گروه  و  دسته  دسته  نشده‌اند  (‌و  راه  اختلاف  در  پيش  نگرفته‌اند)  مگر  بعد  از  علم  و  آگاهي  (‌از  بـرنامه  و  اصول  و  اركان  دين  و  پي ‌بردن  به  حقّانيّت  آئين‌)‌.  و  اين  تفرقه‌جوئي  تنها  به  خاطر  ستمگري  و  كجروي  در  ميان  خودشان  بوده  است‌.  اگر  فرماني  از  سوي  پروردگارت  صـادر  نشـده  بود  كه  آنان  تا  سرآمد  معيّني  (‌كه  قيامت  است‌،  زنده  و  آزاد)  باشند،  مـيانشان  (‌بـا  مـجازات  و  نـابودي‌)  داوري  مي‌گرديد.  آناني  كه  (‌در  روزگار  تو  اهل  كتاب  بشـمارند  و)  كـتابهاي  آسـماني  بـعد  از  گذشتگان  بـه  دسـتشان  رسيده  است‌،  دربـارۀ  آن  دچـار  شكّ  و  گمان  تـوأم  بـا  بدبيني  و  سوء‌ظنّ  شده‌اند.  (‌و  الّا  اگر  به  كتابهاي  خود  ايمان  كامل  داشتند،  پي  مي‌بردند  كه  تو  حقيقتاً  فرستادۀ  خدائي‌.                                                         (‌شوری  / 14)  

(وإذ قيل لهم:اسكنوا هذه القرية وكلوا منها حيث شئتم , وقولوا:حطة وادخلوا الباب سجدا نغفر لكم خطيئاتكم سنزيد المحسنين . فبدل الذين ظلموا منهم قولا غير الذي قيل لهم , فأرسلنا عليهم رجزاً من السماء بما كانوا يظلمون . واسألهم عن القرية التي كانت حاضرة البحر إذ يعدون في السبت , إذ تأتيهم حيتانهم يوم سبتهم شرعاً ويوم لا يسبتون لا تأتيهم , كذلك نبلوهم بما كانوا يفسقون). 

و  (‌به  ياد  آوريد)  آن  گاه  را  كه  بديشان  گفته  شد:  در  اين  شهر  (‌بزرگي  كه  پيغمبرتان  موسي  بـرايـتان  نـام  بـرده  است‌)  سكونت  گزينيد  و  هر گونه  كه  مي‌خواهيد  و  هر  چه  كه  لازم  داريد  (‌از  خوراكيها  و  ميوه‌هاي  آنجا)  بخوريد  و  بگوئيد:  خداوندا!  از  گناهان  ما  درگذر،  و  از  دروازۀ  (‌آن  شهر)  با  خشوع  و  خضوع  وارد  شويد  تا  گناهان  شما  را  بيامرزيم‌.  ما  به  نيكوكاران  (‌از  عفو  و  مـغفرت‌)  فزونتر  مــي‌بخشيم‌.  سـپس  ستمگران  (‌از  فرمان  خدايشـان  سرپيچي  كردند  و)  گفتاري  را  كه  بدانان  گفته  شده  بود  ديگر  كردند  و  دگرگون  گفتند؛  پس  در  برابر  سرپيچي  و  تمرّدشان‌،  از  آسمان  بر  آنان  عذابي  فرستاديم‌.  از  آنان  دربارۀ  (‌سرگذ‌شت  اهالي‌)  شهر  (‌ايله‌)  كه  در  ساحل  دريا  بود  بپرس.  (‌به  ياد  بياوريد)  هنگامي  را  كه  آنان  (‌در  روز  شنبه  از  حدود  و  مقرّرات  خدا)  تجاوز  مي‌كردند.  همان  هنگام  كه  ماهيانشان  روز  شنبه  به  سويشان  مـي‌آمدند  (‌روي  آب‌)  و  خودنمائي  مي‌كردند،  امّا  در  غير  روز  شنبه  به  سويشان  نمي‌آمدند  (‌و  اين  هم  آزمايشي  از  سوي  خدا  بود)‌.  به  همين  منوال  آنان  را  پيوسته  بـه  سبب  فسـق  و  فجور  دائمي  و  مستمرّشان  (‌بـا  آزمـونهاي  گـوناگون‌)  مي‌آزموديم  (‌تا  نيكوكاران  پاك  سرشت  از  بدكاران  بـد  طينت  و  مشخّص  شوند)‌. (‌اعراف /161-163) 

(وإذ تأذّن ربك ليبعثن عليهم إلى يوم القيامة من يسومهم سوء العذاب , إن ربك لسريع العقاب وإنه لغفور رحيم). 

و  (‌نيز  به  ياد  يهوديان  بياور)  آن  گاه  را  كه  پروردگار  تو  (‌توسّط  پيغمبران  به  نياكان  ايشان  گوشزد  و)  اعلام  كرد  كه  تا  دامنۀ  قيامت  كسي  را  بر  آنان  چيره  مي‏‎گرداند  كه  بدترين  عذاب  را  بدانان  مي‌چشاند.  بيگمان  پروردگار  تو  (‌به  عاصيان  و  طاغيان‌)  هر  چه  زودتر  عقاب  مي‌رساند  و  او  (‌نسبت  بـه  مطيعان  و  توبه‌كاران‌)  آمرزنده  و  مـهربان  است‌. (‌اعر‌اف /  167)  

(فخلف من بعدهم خلف ورثوا الكتاب يأخذون عرض هذا الأدنى ويقولون:سيغفر لنا , وإن يأتهم عرض مثله يأخذوه . ألم يؤخذ عليهم ميثاق الكتاب ألا يقولوا على اللّه إلا الحق , ودرسوا ما فيه ? والدار الآخرة خير للذين يتقون , أفلا تعقلون ? ).

بعد  از  آن‌،  فرزندان  نـاخلفي  جانشين  آنـان  شـدند  كـه