ل  راستين  سر  و  كار  داشته‌اند)‌،  هنگامي  كه  قرآن  بر  آنان  خوانـده  مي‌شود،  سجده‌كنان  بر  رو  مي‌افتند  (‌و  ســر  تسـليم  در  برابر  خدا  فرود  مي‌آورند  و  او  را  سـپاس  مـي‌گويند  كه  ايشان  را  با  نعمت  ايمان  نواخته  است‌)‌.  و  (‌در  حـال  اين  سجدۀ  عاشقانه‌)  مي‌گويند:  پروردگارمان  پاك  و  منزّه  است  (‌از  اين  كه  در  وعدۀ  نعمت  بـهشت  و  وعيد  عـذاب  دوزخ  خلاف  كند)  مسـلّماً  وعدۀ  پروردگارمان  انـجام  شدني  است‌.  و  (‌بار  ديگر)  بـر  چـهره‌ها  فـرومي‌افتند  و  مي‏‎گريند  و  (‌اشك  شادي  مي‌ريزند،  و  مواعظ  قرآن‌)  بـر  تواضع  آنان  (‌در  برابر  خدا)  مـي‌افزايد. (‌اسر‌اء  /  107-109) 

(قل أرأيتم إن كان من عند الله وكفرتم به , وشهد شاهد من بني إسرائيل على مثله , فآمن واستكبرتم , إن الله لا يهدي القوم الظالمين). 

بگو:  به  من  خبر  دهـد  اگر  اين  قرآن  از  سوي  خدا  باشد  و  شما  بدان  ايمان  نياوريد،  و  كساني  از  بني‌اسـرائـيل  بـر  همچون  كتابي  گواهي  دهند  و  ايمان  بياورند،  و  شما  تكبّر  بورزيد  (‌و  خويشتن  را  بزرگتر  از  اين  بـدانيد  كـه  از  آن  پيروي  كنيد،  آيا  شما  به  خود  ظلم  نمي‌كنيد؟‌)‌.  بيگمان  خداوند  ظـالمان  را  (‌بـه  سوي  خير  و  بـه  راه  سـعادت‌)  رهـنمود  نـمي‌سازد.  (‌ظـالماني  كه  راسـتاي  راه  حـقّ  را  مي‌بينند  و  آن  را  در  پيش  نمي‌گيرند)‌.(‌احقاف/10) 

(وكذلك أنزلنا إليك الكتاب , فالذين آتيناهم الكتاب يؤمنون به , ومن هؤلاء من يؤمن به , وما يجحد بآياتنا إلا الكافرون). 

همچنين  ما  كتاب  (‌آسماني  قرآن‌)  را  بر  تو  نازل  كرده‌ايم  و  كساني  كه  پيش  از  اين،  كتاب  (آسماني  همچون  تورات  و  انجيل  را)  براي  آنـان  فـرو فرستاده‌ايم  (‌و  ايشـان  بـه  راستي  بدانها  پايبند  و  معتقدند)  به  ايـن  كـتاب  (‌آسماني  قرآن  نام‌)  ايمان  مي‌آورند  (‌چرا  كه  هم  نشـانه‌هاي  آن  را  در  كتابهاي  خود  يـافته‌انـد  و  هـم  محـتوايش  را  از  نظر  اصـول  كـلّي  هماهنگ  بـا  مـحتواي  كتابهاي  خويش  مي‌بينند)‌،  و  از  ميان  اينان  (‌كه  اهل  مكّه  و  مشركان  عرب  هستند،  همچنين‌)  كساني  بدان  ايمان  دارند،  و  آيات  ما  را  جز  كافران  انكار  نمي‏‎كنند.(‌عنكبوت /  4٧) 

(أفغير الله أبتغي حكماً وهو الذي انزل اليكم الكتاب مفصلا , والذين آتيناهم الكتاب يعلمون أنه منزل من ربك بالحق , فلا تكونن من الممترين ).

(‌اي  پيغمبر!  بديشان  بگو:  اين  داوري  خدا  دربارۀ  حقّ  و  حقيقت  است‌)  آيا  جز  خدا  را  (‌ميان  حود  و  شما)  قـاضي  كنم‌؟  و  حال  آن  كه  او  است  كه  كتاب  (‌آسماني  قرآن‌)  را  براي  شما  نازل  كرده  است  و  (‌حـلال  و  حرام  و  حـقّ  و  باطل  و  هدايت  و  ضلالت‌،  در  آن‌)  تفصيل  و  توضيح  شده  است‌.  كسـاني  كه  كتاب  (‌هاي  آسماني  را  پيشتر)  بـراي  آنان  فرستاده‌ايـم  مي‌دانند  كـه  اين  (‌قـرآن‌)  حـقيقتاً  از  سوي  خدا  آمده  است  و  مشتمل  بر  حقّ  است  (‌چرا  كه  كتابهاي  آسماني  خودشان  بدان  بشارت  داده  است  و  تصديق  كنندۀ  آن  است‌)‌.  پس  تو  از  ترديد  كنندگان  مباش  (‌و  پيروان  تو  نيز  دربارۀ  حقّانيت  قرآن  كمترين  ترديدي  به  خود  راه  ندهند.(‌انعام‌/ 114)

(والذين آتيناهم الكتاب يفرحون بما أنزل إليك , ومن الأحزاب من ينكر بعضه . قل:إنما أمرت أن أعبد الله ولا أشرك به , إليه أدعو وإليه مآب). 

كساني  كه  كتاب  (‌آسماني‌)  بديشان  داده‌ايم  (  و  منصف  هستند)  از  آنچه  بر  تو  نازل  شده  است  خوشحال  هستند  و  از  مـيان  دسـته‌ها  (‌و  گروههاي  اهل  كتاب  و  سـاير  مشركان‌)  كساني  هستند  (‌كه  به  سبب  تعصّبهاي  مذهبي  و  قومي‌)  قسمتي  از  آن  را  نمي‌پذيرند.  (‌اي  پيغمبر!  بـه  مخالفت  و  لجـاجت  ايـن  و  آن  اعتناء  مكن  و  بلكه  خطّ  اصيل  و  صراط  مستقيم  خود  را  پيش  بگير  و  برو،  و)  بگو:  من  تنها  و  تنها  مأمورم  كه  خدا  را  بپرستم  و انبازي  براي  او  نسازم‌.  من  (‌مردمان  را)  به  سوي  او  مي‌خوانم  و  بازگشت  من  ا‌و  همگان  به  جانب  او  است‌.(‌رعد / 6‌٣)

  اين  پـاسخگوئي  از  طرف  افـرادي  در  مـدينه  نـيز  تكرار  شده  است‌.  قرآن  بعضي  از  موقعيّتها  را  در  سوره‌هاي  مدني  از  ايشان  حكايت  كرده  است‌،  و  در  برخي  از  آنها  در  خود  آيات  بيان  فرموده  است  كـه  آنان  مسيحي  بوده‌ا‌نـد،  چـرا  كـه  يـهوديان  موضع  ديگـري  در  مدينه  جـداي  از  موضع  افـرادي  از  يهوديان  مكّه  در  پيش‌ گرفتند،  هـنگامي  كه  خـطر  اسلام  را  در  مدينه  احساس  كردند.

(وإن من أهل الكتاب لمن يؤمن باللّه وما انزل اليكم وما أنزل إليهم , خاشعين للّه لا يشترون بآيات اللّه ثمناً قليلاً , أولئك لهم أجرهم عند ربهم , إن اللّه سريع الحساب.( 

برخي  از  اهل  كتاب  هستند  كه  به  خدا  و  بدانچه  بـر  شما  نازل  شده  و  بدانچه  بر  خود  آنـان  نـازل  گرديده  است‌،  ايمان  دارند.  در  برابر  خدا  فروتن  بوده  و  آيات  خدا  را  به  بهاي  ناچيز  (‌دنيا)  نمي‌فروشند.  پاداش  ايشـان  در  نـزد  پروردگارشان  (‌محفوظ‌)  است‌.  بيگمان  خداوند  سـريع  الحساب  است  (‌و  بـه  سـرعت  تمام  در  مدّتي  انـدك  بـه  حساب  اعمال  همگان  رسيدگي  كرده  و  پاداش  و  پادافره  نيكان  و  بدان  را  بدون  كم  و  كاست  خواهد  داد)‌. (‌آل  عمران  /  199) 

(لتجدن أشد الناس عداوة للذين آمنوا اليهود والذين أشركوا , ولتجدن أقربهم مودة للذين آمنوا الذين قالوا:إنا نصارى . ذلك بأن منهم قسيسين ورهباناً , وأنهم لا يستكبرون . وإذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول ترى أعينهم تفيض من الدمع مما عرفوا من الحق , يقولون:ربنا آمنا فاكتبنا مع الشاهدين . وما لنا لا نؤمن باللّه وما جاءنا من الحق ونطمع أن يدخلنا ربنا مع القوم الصالحين ? فآثابهم اللّه بما قالوا جنات تجري من تحتها الأنهار خالدين فيها , وذلك جزاء المحسنين).

 (‌اي  پيغمبر!)  خواهي  ديـد  كه  دشمن‌ترين  مـردم  بـراي  مـؤمنان‌،  يـهوديان  و  مشركانند،  و  خواهي  ديـد  كه  مهربان‌ترين  مردم  براي  مؤمنان‌،  كسـانيند  كه  خود  را  مسيحي  مي‌نامند،  ايـن  بدان  خاطر  است  كه  در  ميان  مسيحيان‌،  كشيشان  و  راهباني  هستند  كـه  (‌به  سبب  آشنائي  با  دين  خود  و  خـوف  از  خدا،  از  شـنيدن  حقّ  سرباز  نمي‌زنند  و  در  برابر  آن‌)  تكبّر  نمي‌ورزند‌.  و  آنان  هر  زمان  بشنوند  چيزهائي  را  كه  بر  پيغمبر  نـازل  شـده  است  (‌از  شنيدن  آيات  قرآني  متأثّر  مي‌شوند  و)  بر  اثـر  شناخت  حقّ  و  دريافت  حقيقت‌،  چشمانشان  را  مي‌بيني  كه  پر  از  اشك  (‌شوق‌)  مي‏‎گردد  (‌و  زبانشان  به  د  عا  بـاز  مي‌شود  و‌)  مي‌گويند:  پروردگارا!  (‌به  تو  و  پيغمبر‌‌ان  تـو  و  همۀ  كتابهاي  آسـماني  و  بـدين  آيـات  قـرآني‌)  ايـمان  داريم  (‌و  حويشتن  را  در  پناه  تو  مي‌داريم‌)  پس  (‌ايمان  ما  را  بپذير  و)  ما  را  از  زمرۀ  (‌امّت  محمّدي  كه‌)  گواهان  (‌بـر  مردم  در  روز  رستاخيزند)  بشمار  آور.  ما  چرا  نبايد  به  خدا  و  به  حقيقتي  