  روي  عـلم  و  حكـمت  اداره  مي‌كند،  و  از  روي  اندازه  و  سنجش  و  حساب  و كتاب  مي‌گرداند  و  مي‌چرخاند.

*
برنامۀ  قرآن  دست  اندر كار  ساختن  و  پـيراستن  جـامعۀ  مسلماني  بود كه  از  فتح  مكّه  پديدار  و  نمودار گـرديده  بود.  جامعۀ  مسلماني  بود كه  هنوز  سـطوح  ايـماني  آن  هماهنگ  و  همگام  نگرديده  بود.

ما  همان ‌گونه‌ كه  از  لابلاي  روند  قرآني  در  ايـن  بخـش  درزها  و  رخـنه‌هائي  مـي‌بينيم  كه ‌گـريبانگير  هـمچون  جـامعه‌اي  مـي‌گردد،  همچنين  كـار  بـرنامۀ  قـرآنـي  را  مي‌بينيم‌ كه  چـنين  درزهـا  و  رخـنه‌هائي  را  مـي‌بندد.  و  تلاش  فراواني  را  مي‌بينيم‌ كه  صرف  تربيت  اين  ملّت  با  همچون  برنامۀ  منحصر  به  فرد  قرآني  مي‌شود.

اين  قلّۀ  بلند  برافراشته‌اي  كه  برنامۀ  قرآني  گامهاي  اين  ملّت  را  به  سوي  آن  مـي‌كشاند  تـا  خـويشتن  را  بدان  برسانند،  قلّۀ  دربست  و  خالصانه  از  آن  خدا  بودن‌،  و  با  آئين  او  خلوص  و  يكرنگي  داشتن  است‌.  قلّۀ  جدائي  و  بريدن  بر  اساس  عقيده  با  همۀ  پيوندهاي  خويشاوندي  و  با  همۀ  لذائذ  زندگي  است‌.  اين  كار  در  پـرتو  چـيزهائي  انجام  مي‌پذيرفت ‌كه  برنامۀ  قرآني  پخش  و  نشر  مي‌كرد  از  آگاهي  و  اطّلاع  بر  حقيقت  جدائيها  و  فاصله‌هائي‌ كه  ميان  برنامۀ  خدائي ‌كه  جملگي  مردمان  را  بندگان  يزدان  يكتاي  جهان  مي‌كرد،  و  ميان  برنامۀ  جاهليّتي ‌كه  مردمان  را  برخي  بر  برخي  سـروري  مـي‌داد...  ايـن  دو  بـرنامه  بگونه‌اي  هستند كه  هرگز  با  يكديگر  نـمي‌سازند  و  بـه  هــمديگر  نــمي‌رسند،  و  بـا  يكــديگر  هـمزيستي  مسالمت‌آميز  پيدا  نمي‌كنند.

بدون  اين  آگاهي  ضروري  از  سرشت  اين  آئين  و  از  حقيقت  آن‌،  و  بدون  اطّلاع  از  سـرشت  جـاهليّت  و  از  حقيقت  آن‌،  انسان  نمي‌تواند  احكام  اسلامي  را  راست  و  درست  و  صاف  و  صوف‌ كند،  احكـامي ‌كه  قواعـد  و  قوانين  معاملات  و  ارتباطات  ميان  اردوگاه  مسـلمان  و  سائر  اردوگاه‌هاي  ديگر  را  مقرّر  مي‌دارد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] مُدْلج قبيله‌اي از كنانه است‌. (‌مترجم‌)  
[2] از نصّ قرآني پيدا است‌ كه خدا كساني را كه با مسلمانان عهد و پيمان داشته‌اند و عهد و  پيمان خود را شكسته‌اند تا پايان موعد و عــهد و پـيمان مهلت و فرصت داده است‌. شايد  مجاهد رضی الله عنهُ به طور اخـتصار بـه مسأله توجّه داشته است‌. (‌مؤلف‌)
[3] لازم است در اينجا به برنامۀ مدرسۀ استاد شـيخ مـحمّد عـبده اشـاره كنيم‌. برنامۀ او متأثّر از  فلسفه‌اي است‌ كه جداي از فلسفۀ اسلام است و آن فلسفۀ (‌‌ديكارت‌‌) است‌. اين امر باعث  شده است كه اسـتاد شـيخ مـحمد عبده سخت بر (‌عقل‌) تكيه‌ كند و در مسائل عقيده بيش  از حدّ خود به عقل مجـال دهد. چه لازم است بر دلائل عقلي و عملي دلائل فطري را  بيفزائيم‌، آن دلائل فطري‌اي‌ كه در اين آئين بديهي و روشن هستند و پـاسخگوي هستي  انسان از جمله عقل و ذهن او است‌. (‌مؤلف‌) 
[4] اين سخن درستي است اگر مرا‌د از آن پخش عقيده بـا قـانع ‌كـردن و دليل آوردن باشد. چه  قانع ‌كرد‌ن و دليل آوردن اساس ايـن حـركت است‌. ولي اگر مراد اين باشد كه جهاد در اسلام  جز براي دفاع از اسلام نيست و جهاد تنها براي دفاع از مسلمانان است‌، و صلح و ساز در  غير اين صـورت واجب است‌... همان‌ گونه ‌كه مؤلف المنار ؛ در نظر دارد، سخن بـي‌اعتبار و  نادرستي است‌. (‌مؤلف‌) 
[5] جاي تعجّب است كه هر چند مؤلف المنار؛ اين حقيقت واقعي را لمس كرده است‌: زندگي  مسالمت‌آميز بر اساس عهدها و پيمان نامه‌هاي‌ موجود در ميان اردوگاه اسلامي و اردوگاه  شرك‌ و اردوگاه اهل‌ كتاب ممكن نيست مگر در اوقات محدود و موقّتي كه بيانگر قاعدۀ هميشگي نيست - مؤلف محترم قانون  ارتباطات ميان اردوگاه ا‌سلامي و ا‌ين اردوگاه‌ها، عهدها و المنار پذيرفته است ‌كه‌: (‌پيمانهاي  صلح و ساز است مادا‌م‌ كـه آنـان بـر مسلمانان در كشورهاي اسلامي نتازند! همچون صـلح  و ســازي هـميشه ممكن است‌! امّا جز  اين مستثني است‌! و اين امـر ويـژۀ مشـركان جزيرة  العرب است‌...)‌. اين سخن بطور نسبي صحيح است‌، ولي حقيقت امر اين است‌ كه هر چند روي سخـن با  مشركان جز‌يرةالعرب است‌، اما شامل همۀ مشـركان بطور  عام است‌، همان‌گونه ‌كه هنگام  روياروئي با آيات بيان خواهيم كرد. (‌مؤلف‌)   
[6] مراد آيۀ  5 سورۀ  تو‌به است‌. (‌مترجم‌) 
[7] مراجعه شود به چيز‌هائي‌ كه دربارۀ جهاد نوشته‌ايم‌، و به چيزهائي‌ كه از كتاب‌: (‌الجهاد في  سبيل الله‌) تأليف استاد مودودي اقتباس كرده‌ايم‌، و در سرآغاز سورۀ انفال در جزء نهـم  في‌ ظلال القرآن بيان داشته‌ايم‌. (‌مؤلف‌)   
[8] براي اطّلاع بيشتر مراجعه شود به كتاب: ‌(‌التصوير الفني في القـرآن‌) فصل‌: (التناسق  الفني‌) و فصل‌: (‌طريق القرآن‌)‌. 
[9] ترجمۀ اين آيۀ مباركه‌، اندكي پيش آمده است‌.
[10] مراد تكرار: (‌انّ اللهَ يُحبُّ الْمُتّقينَ‌) در آيه‌هاي 4 و 7 است.   
[11] (‌البدايه و النهايه‌) تأليف حافظ ابن‌كثير، جلد ١٣
[12] اين هم بدان خاطر بود كـه يـهوديان و مسـيحيان اهـل ذّمه از زمـرۀ كساني بودند كه با  تاتارها براي فتح پايتخت خلافت و دمار از روزگار اسلام و مسلمانان برآوردن مكاتبه مي‌كردند  و تاتارها را به جاهائي ‌كه مـي‌شد از آنجاها به شهر رخنه ‌كرد مطّلع‌ و راهنمائي مي‌كردند، و  عملاً هـم در ايـن فا‌جعه شركت ورزيدند و از تاتارهاي بت‌پـرست بـراي خـوش آمدگـوئي  استقبال‌ كردند، تا مسلماناني را نابود كنند كه عهد و حرمت ايشان را حفظ كرده و بدانان  امن و امان داده و از ايشان حمايت و حفاظت نموده بودند! 
[13] با اندكي تصرّف از تفسير ابن‌كثير روايت مي‌شود.   
[14] مراجعه شود به كتاب‌: (‌التصوير الفني في القرآن‌) فـصل‌: (‌التخييل و التجسيم‌)‌.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:240.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:241.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:242.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:243.txt">قسمت چهارم</a><a class="text" href="w:text:244.txt">قسمت پنجم</a><a class="text" href="w:text:245.txt">قسمت ششم</a><a class="text" href="w:text:246.txt">قسمت هفتم</a><a class="text" href="w:text:247.txt">قسمت هشتم</a><a class="text" href="w:text:248.txt">قسمت نهم</a></body></html> نزدیکترین  معنی  به  ذهن  در:‌(‌ما  سَکَنَ)  اين  است‌ که  از  سکونت  برگرفته  شود  و چنین  معنی‌ گردد:  آنچه  آرمیده  است‌.  در  این  صورت  مراد  هر  آن  چیزی  است ‌کـه  در  شب  و  روز  جای‌ گرفته  است‌،  یعنی‌:  همۀ  آفریده‌ها  و  پدیده‌ها.  ضـمناً  مالکیّت  همۀ  آفریده‌ها  و  پدیده‌ها  را  نيز  برای  یزدان  مقرّر  می‌نماید.  با  ایـن  فرق که  در  آیـۀ  پیشین،  یعنی‌:
(قُلْ لِمَنْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ؟ قُلْ لِلَّهِ).
 بگو:  آنچه  در آسمانها  و  زمین  است  از آن  کیست‌؟  (‌از  زبان  فطرت  آنان‌)  بگو:  از  آن  خدا  است‌.
آفریده‌ها  و  پدیده‌ها  را  از