 كساني  است‌ كه  به  خدا  ايمان  داشته  باشند  و  فرائض  و  واجبات  او  را  بجاي  آورند.  تعمير  و  آباد كردن  بيت  الله  الحرام  در  جاهليّت‌،  و  آب  دادن  به  حاجيان  بدان  هنگام‌،  اين  قاعده  و  قانون  را  به‌ هم  نمي‌زند...  اين  آيات  رويارو  مي‌شد  با  چيزهائي‌ كه  در  درون  برخـي  از  مسـلمانان  در گشت  و  گذار  بود،  مسلماناني  كه  هنوز  قاعده  و  قانون  اين  آئين  كاملاً  برايشان  روشن  و  هويدا  نشده  بود.

*

(مَا كَانَ لِلْمُشْرِكِينَ أَنْ يَعْمُرُوا مَسَاجِدَ اللَّهِ شَاهِدِينَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ ).

مشركاني  كه  به  كفر  خويش  گواهي  مي‌دهند  حقّ  ندارند  مساجد  خدا  را  (‌با  عبادت  يا  تعمير  و  تنظيف  و  خدمت‌)  آباد  كنند.

اين  كار  از  اول  نادرست  بوده  است‌.  هيچ  دليـلي  بـراي  صحّت  آن  نيست،  چرا  كه  مخالف  با  سرشت  چيزها  است.  خانه‌هاي  خدا  خالصانه  و  دربست  از  آن  خـدا  است‌.  در  آنها  جز  نام  خدا  برده  نمي‌شود،  و  در  آنجاها  با  خدا  غير  خدا  خوانده  نمي‌شود  و  به  كمك  طلبيده  نمي‌گردد.  پس  چگونه  آنجاها  را  كساني  آباد  می‌گردانند كـه  تـوحيد  و  يگانه‌پرستي  دلهايشان  را  آباد  نمي‌سازد،  و كساني ‌كه  با  خدا  انبازهائي  را  مي‌پرستند  و  بـه  كـمك  مـي‌طلبند،  و  كساني  كه  آشكارا  عليه  خود  بر كفر  گواهي  مـي‌دهند،  گواهي  واقعيّتي  كه  نـمي‌توانـند  آن  را  انكـار كـنند،  و  چاره‌اي  جز  اعتراف  بدان  ندارند؟  اعتراف  بدان؟

(أُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ ).

آنان  اعمالشان  هـدر  و  تـباه  است  (‌و  اجر  و  مـزدي  بـه  كارهايشان  تعلّق  نمي‌گيرد)‌.

اعمال  ايشان  اصلاً  باطل  است‌.  از  آن  جمله  آباد كـردن  بيت  الله  الحرام  است‌.  چون  آباد  كردنشان  بـر  قـاعده  و  قانوني  از  توحيد  خدا  و  يگانه‌پرستي  او  استوار  نيست‌. 

 

(وَفِي النَّارِ هُمْ خَالِدُونَ) (١٧)

و  جاودانه  در  آتش  دوزخ  ماندگار  مي‌مانند.

اين  بـدان  خـاطر  است  كـه  كـفر  روشـن  آشكـاري  را  پيشاپيش  فرستاده‌اند.

عبادت  از  عقيده  تعبير  مي‌كند.  وقتي ‌كه  عقيده  درست  نباشد  عبادت  نيز  درست  نخواهـد  بود.  بـجاي  آوردن  مراسم  عبادات  و  آباد  كـردن  مسـاجد  چـيزي  بشمار  نمي‌آيد  مادام‌ كه  دلها  با  اعتقاد  ايماني‌،  و  با  عمل  واقعي  صريح  و كارهاي  روزمرّ  درست‌،  و  در  هر دوي  عمل  و  عبادت  خالصانه  براي  خدا  بودن‌،  آباد  نگردد:

(إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلا اللَّهَ).

 تنها  كسي  حقّ  دارد  مساجد  خدا  را  (‌با  تعمير  يا  عبادت‌)  آبادان  سازد  كه  به  خدا  و  روز  قيامت  ايمان  داشته  باشد  و  نماز  را  چنان  كه  بايد  بخواند  و  زكات  را  بدهد  و  جز  از  خدا  نترسد.

ذكر  تنها  ترس  از  خدا  داشتن  و  از  ديگران  نهراسيدن  در  متن  قرآن‌،  به  دنبال  دو  شرط  ايـمان  دروني  و  عمل  بيروني‌،  به  عنوان  چيز  زائـدي  و  افـزون  بر  سـازماني  نمي‌آيد.  بلكه  بايد  قطعاً  خالصانه  و  دربست  از  آن  خدا  

بود  و  مخلصانه  به  پرستش  او  پرداخت‌،  و  حتماً  بايد  از  هر گونه  سايه  و  شبح  شرك  در  احساس  و  در  رفتار‌،  رها  و  آزاد  شد.  هراس  از كسي  جز  خدا  نوعي  از  شرك‌،  خفي  است‌.  نصّ  قرآن  عمداً  در  اين  موضع  بدان  توجّه  مي‌دهد  تا  اعتقاد  و  عمل  همه  و  همه  خالصانه  از  آن  خدا گردد.  بدين  هنگام  است  كـه  مـؤمنان  سـزاوار  خـواهند  بـود  مساجد  خدا  را  آباد  كنند،  و  سزاوار  خواهند  بود  كه  از  خدا  اميد  هدايت  و  رهنمون  داشته  باشند:

(فَعَسَى أُولَئِكَ أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ) (١٨)

اميد  است  چنين  كساني  از  زمرۀ  راه  يافتگان  باشند. 

 دل  تنها  توجّه  مي‌كند  و  مي‌گرايد،  و  اندامها  نيز  به  عمل  مي‌پردازند،  پس  از  آن  يزدان  پاداش  توجّه  و گرايش  دل‌،  و  مزد  عمل  اندامها  را  مي‌دهد كه  هـدايت  يـافتن  و  به  هدف  رسيدن  و  پيروز  شدن  است‌.

اين  قاعده  و  قانون  سزاوار  آباد  كردن  خانه‌هاي  يزد‌ان‌،  و  راستي  و  درستي  عبادات  و  مراسم  ديني  است‌.  خداوند  اين  قاعده  و  قانون  را  بطور  يكسان  براي  مسـلمانان  و  مشركان  بيان  مي‌فرمايد.  جائز  نيست  كساني  را كه  در  جاهليّت‌ كعبه  را  آباد  مي‌كرده‌انـد  و  به  حاجيان  آب  مي‌داده‌اند،  ولي  عقيدۀ  ايشان  خالصانه  براي  خدا  نبوده  است‌،  و  هيچ  بهره  و  نصيبي  از كار  يا  جهاد  براي  ايشان  نيست‌،  همچون ‌كساني  را  تنها  به  خاطر  اين‌ كه ‌كعبه  را  آباد  كرده‌اند  و  به  حاجيان  آب  داده‌اند،  با  كساني  يكسان  گرفت ‌كه  درست  و  حسابي  ايمان  آورده‌اند  و  در  راه  خدا  و  براي ‌والائي  فرمان  خدا  جهاد  كرده‌اند:

(أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ).

 آيا  (‌رتبۀ  سقايت  و)  آب  دادن  به  حاجيان  و  تعمير  كردن  مسجد  الحرام  را  همسان  (‌مقام  آن‌)  كسي  مي‌شماريد  كه  به  خدا  و  روز  رستاخيز  ايمان  آورده  است  و  در  راه  خدا  جهاد  كرده  است  (‌و  به  جان  و  مال  كوشيده  است‌؟‌)‌.

(لا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ ).

(‌هرگز  منزلت  آنان  يكسان  نيست  و)  در  نزد  خدا  برابـر  نمي‌باشند.

ميزان  و  معيار  خدا  ميزان  و  معيار  است‌.  ارزيابي  يزدان  ارزيابي  است  و  بس‌.

(وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ) (١٩)

و  خداوند  مردماني  را  كه  (‌به  خويشتن  بـه  وسـيلۀ  كفر  ورزيدن‌،  و  به  ديگران  به  وسيلۀ  اذيّت  و  آزار  آنان‌)  ستم  مي‌كنند  (‌به  راه  خير  و  صلاح  دنيوي  و  نعمت  و  سعادت  اخروي  )  رهنمود  نمي‌سازد.

ستمگران  مشركاني  هستند كه  آئين  راستين  و  پـرستش  درست  را  ندارند،  و  عقيدۀ  خود  را از  شرك  نمي‌زدايند،  هر  چند كه  بيت  الله  الحرام  را  آباد كنند  و  حاجيان  را  آب  بدهند.

اين  معني  با  بيان  برتري  مؤمنان  مهاجر  مجاهد،  و  ذكـر  چيزي‌ كه  از  رحمت  و  رضـايت  و  نـعمت  جـاودانـه  و  پاداش  بزرگ  در  انتظار  ايشان  است‌،  به  پايان  مي‌رسد: 

(الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ (٢٠)يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُقِيمٌ (٢١)خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ) (٢٢)

كساني  كه  ايمان  آورده‌اند  و  به  مهاجرت  پرداخته‌انـد  و  در  راه  خدا  با  جان  و  مـال  (‌كوشيده‌اند  و)  جهاد  نموده‌اند،  داراي  منزلت  والاتر  و  بزرگتري  در  پيشگاه  خدايند.  و  آنان  رستگاران  و  به  مقصود  رسندگان  (‌و  سعادتمندان  دنيا  و  آخرت‌)  مـي‌باشند.  پـروردگارشان  آن