ـتند...  هيچ  چـاره‌اي  جـز  ايـن  بـراي  كـنار  زدن  پـرده‌ها  و  زدودن  معذرتها  نبود،  و  ميبايستي  جدائي  بـا  همگان  اعـلان  گردد،  تا  كساني  پديد  آيند كه  در  دلهايشان  چيز  نهاني  پنهان  مي‌كردند،  و  غير  از  خدا  و  پيغمبرش  و  مؤمنان‌،  دوستان  نهاني  برمي‌گزيدند،  و  از  راه  آنان  به  مصالح  خـود  مــي‌رسيدند،  و  با  مشـركان  روابـط  برقرار  مي‌نمودند.  اين  كار  را  در  سايۀ  ارتباطات  نامشخّص  و  غير  روشن  موجود  در  ميان  اردوگاه‌هاي  گوناگون  انجام می دادند:

(أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَكُوا وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنْكُمْ وَلَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلا رَسُولِهِ وَلا الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ) (١٦)

آيا  گمان  مي‌بريد  كه  به  حال  خود  رهـا  مي‌شويد  (‌و  مورد  آزمايش  بـه  وسـيلۀ  جـهاد  و  غيره  قرار  نـمي‌گيريد)  و  خداوند  به  مردم  نمي‌شناساند  كساني  از  شما  را  كه  به  جهاد  برخاسته‌اند  و  بغير  از  خدا  و  پـيغمبر  و  مؤمنان‌،  دوست  نزديكي  و  محرم  اسراري  براي  خود  بگرفته‌اند؟  خداوند  از  همـۀ  اعمالتان  آگاه  است  (‌و  پـاداش  رفتار  و  كردارتان  را  به  تمام  و  كمال  مي‌دهد)‌.

در  جامعۀ  اسلامي ‌گروهي  بودند  -  همان‌ گونه  كه  عادتاً  حال  اين  چنين  است  -‌ كه  خوب  مانور  مي‌دادند  و  خوب  چرخش  مي‌كردند،  و  چابكانه  از  بالاي  ديوارها  به  داخل  دژها  نفوذ  مي‌نمودند،  و  در  بكارگيري  عذرها  مهارت  داشتند.  از  پشت  گروه  مسلمانان  دور  مـي‌زدند،  و  بـا  دشمنان  ايشان  پيوند  و  ارتباط  برقرار  مي‌كردند  تـا  بـه  مصالح  خود  نائل  گردند  هر چند  به  حساب  ديگران  باشد.  در  اين  كار  بر  شل  و  ولي  ارتباطات‌،  و  بر  بودن  ر‌خنه‌ها  در كار  متاركه  و  جدائي  اردوگاه‌ها  تكيه  داشتند..  وقتي  كه  متاركه  و  مصالحه  روشن  و  واضح  بـاشد  و  اعلان  گردد،  راه  همچون ‌گروهي  قطع  و  بسته  مي‌گردد،  و  موارد  و  مواضع  نفوذ  دشـمنان  و  بيگانگان  در  جـلو  ديدگان  آشكار  مي‌شود.

مصلحت  گروه  مسلمانان‌،  و  مـصلحت  عـقيده‌،  در  ايـن  است  كه  پرده‌ها  پاره‌ گردد،  و  دوستيها  و  رابطه‌ها  پديدار  آيد،  و  موارد  و  مواضع  شناخته  شود،  تا  مبارزان  مخلص  جدا  و  ممتاز گردند،  و  سازشكاران ‌كجرو  برملا  شوند،  و  مردمان  هر  دو گروه  را  چنان‌ كه  هستند  بشناسند،  هر چند  كه  قبلاً  خدا  ايشان  را  مي‌شناخته  است‌:

(وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ) .

خداوند  از  همۀ  اعمالتان  آگاه  است  (‌و  پـاداش  رفتار  و  كردارتان  را  به  تمام  و  كمال  مي‌دهد)‌.

با  وجود  آگاهي  يزدان  سبحان  از  واقعيّت  بندگان،  مردمان  را  در  برابر  چيزي  محاسبه  مـي‌فرمايد كه  بـا كرد‌ار  و  رفتار  خود  آن  را  نشـان  دهـند  و  پـرده  از  حـقيقت  آن  برافكنند.  همچنين  سنّت  و  قانون  خدا بر  ايـن  جـاري  و  ساري  است‌ كه  همگان  را  بيازمايد  و  با  به  ميان  آمـدن  امتحان  پنهان  و  نهان  آشكار  شود،  و  صفها  جدا  و  دلها  سره ‌گردد.  چنين  چيزي  هم  ناشدني  است  مگر  با  آزمودن  سختيها  و  دشواريها  و گرفتاريها  و  دردها  و  رنجها.

*

(مَا كَانَ لِلْمُشْرِكِينَ أَنْ يَعْمُرُوا مَسَاجِدَ اللَّهِ شَاهِدِينَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ أُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ وَفِي النَّارِ هُمْ خَالِدُونَ (١٧)إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلا اللَّهَ فَعَسَى أُولَئِكَ أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ (١٨)أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (١٩)الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ (٢٠)يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُقِيمٌ (٢١)خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ) (٢٢)

مشركاني  كه  به  كفر  خويش  گواهي  مي‌دهند  حقّ  ندارند  مساجد  خدا  را  (‌با  عبادت  يا  تعمير  و  تنظيف  و  خدمت‌)  آباد  كنند.  آنـان  اعمالشان  هـدر  و  تباه  است  (‌و  اجر  و  مزدي  به  كـارهايشان  تـعلّق  نمي‌گيرد)  و  جـاودانـه  در  آتش  دوزخ  ماندگار  مـي‌مانند.  تـنها  كسـي  حقّ  دارد  مساجد  خدا  را  (‌با  تعمير  يا  عبادت‌)  آبادان  سازد  كه  بـه  خدا  و  روز  قيامت  ايمان  داشته  باشد  و  نماز  را  چنان  كه  بايد  بخواند  و  زكات  را  بدهد  و  جز  از  خدا  نـترسد.  امـيد  است  چنين  كساني  از  زمرۀ  راه  يافتگان  باشند.  آيا  (‌رتبۀ  سقايت  و)  آب  دادن  به  حاجيان  و  تعمير  كردن  مسجد  الحرام  را  همسان  (‌مقام  آن‌)  كسي  مي‌شماريد  كه  به  خدا  و  روز  رستاخيز  ايمان  آورده  است  و  در  راه  خدا  جهاد  كرده  است  (‌و  بـه  جـان  و  مـال  كـوشيده  است‌؟  هرگز  مـنزلت  آنــان  يكســان  نـيست  و)  در  نزد  خدا  بـرابـر  نمي‌باشند.  و  خداوند  مردماني  را  كه  (‌بـه  خويشتن  بـه  وسيلۀ  كفر  ورزيدن‌،  و  به  ديگران  به  وسيلۀ  اذيّت  و  آزار  آنان)  ستم  مي‌كنند  (به  راه  خير  و  صلاح  دنيوي  و  نعمت  و  سعادت  اخروي‌)  رهنمود  نمي‌سازد.  كساني  كه  ايمان  آورده‌اند  و  به  مهاجرت  پرداخته‌اند  و  در  راه  خدا  با  جان  و  مال  (‌كوشيده‌اند  و)  جـهاد  نـموده‌انـد،  داراي  مـنزلت  والاتر  و  بزرگتري  در  پيشگاه  خدايند.  و  آنان  رستگاران  و  به  مقصود  رسندگان  (‌و  سعادتمندان  دنـيا  و  آخـرت‌)  مـي‌باشند.  پـروردگارشان  آنـان  را  بـه  رحمت  خود  و  خشــنودي  (‌از  ايشــان  كــه  بزرگ‌ترين  نـعمت  است‌)  و  بهشتي  مژده  مي‌دهد  كه  در  آن  نعمت‏هاي  جاودانه  دارند.  همواره  در  بهشت  ماندگار  مي‌مانند  (‌و  غرق  در  لذائذ  و  نـعمتهاي  آن  خواهـند  بـود)‌.  بيگمان  در  پيشگاه  خدا  پاداش  بزرگي  (‌و  فراواني  بـراي  فرمانبرداران  امـر  او)  موجود  است‌.

پس  از  برائت  و  بيزاري  و  اعلان  و  اعلام‌،  ديگر  عذري  و  حجّتي  براي  كسي  نمي‌ماند كه  با  مشـركان  نـجنگد.  همچنين  شكّ  و  ترديدي  بر جاي  نمي‌ماند  در  ايــن  كـه  مشركان  را  بايد  از  زيارت  يـا  آبـادان  كـردن  بـيت  الله  الحرام  محروم  و  بي‌بهره  كرد،  هر  چند  كـه  در  جـاهليّت  مشركان  هر دوي  اين  كارها  را  مي‌كرده‌اند.  در  اينجا  روند  قرآني  براي  مشركان  نمي‌پسندد  كه  حقّي  در  اين  داشته  باشند كه  خانه‌هاي  يزدان  را  تعمير  و  آباد كنند.  چه  تعمير  و  آباد كردن  خانه‌هاي  خدا  حقّ  خالص  و  دربست 