می‌پذیرد  تا  در  آن‌،  این  دو  اصل  نباشد:  ١- درست  باشد  و  موافق  با  شریعت  خدا  باشد.  ٢ -  از  شرک  پالوده  باشد  و  شـرک  آمـیزۀ  آن  نباشد».

در  رویاروی  شدن  با  ایـن  واقعیّت  جاهلی  در  امور  قانونگذاری  برای  عبادت‌،  و  طواف‌،  و  لباس  -  افزون  بر  چیزی ‌که  به  آداب  و  رسومی  مثل  این‌،  راجع  به  خوراك  داشتند  و  گمان  می‏بردند  که  نـاشی  از  شریعت  یـزدان  است  و  از  جملۀ  شریعت  یزدان  نبود  -  در  رویاروئی  با  این  چنین  واقعیّتی‌،  این‌گونه  پـیروهائی  بر  داسـتان  نخستین  انسانها  زده  می‌شود.  سخن  از  خوردن  میوه‌های  بهشت  -  مگر  چیزی ‌که  خدا  حرام‌ کرده  است  -  به  میان  می‌آید.  و  به  ویژه  از  لباس  سخن  می‌رود که  اهریمن  آن  را  از  تن  آدم  و  همسرش  با گول  زدن  آنان  و  خورانـدن  میوۀ  درخت  ممنوعه  بدیشان  بیرون  می‌آورد.  از  حیا  و  شرم  فطری  آدم  و  حوّاء  از کشف  عورت‌،  سخن  به  میان  مـی‌آید،  و  از  جـمع‌آوری  برگ  درخـتان  بهشت  و  پوشاندن  عورت  با  آنها  صحبت  می‌گردد.

پس  ذکر  رخدادهای  داستان‌،  و  چیزهائی  که  در  نخستین  پیرو  آن‌،  آمده  است‌،  به  علّت  رویـاروئی  عملی  با  واقعیّت  معیّنی  در  جاهلیّت  بوده  است‌.

این  داستان  در  موارد  دیگری  از  قرآن‌،  و  در  سوره‌های  دیگری ‌که  آمده  است  به  خاطر  رویاروئی  با  حـالتهای  دیگری  ذکر  شده  است‌.  موقعیّتها  و  صحنه‌هائی  از  ایـن  داستان  ذکر  می‌شود،  و  بعد  از  آنها  بیان‌ها  و  پـیروهائی  می‌آید  و  با  حالتهای  تازه  رویاروی  می‌گردد...  تـمام  قرآن  حقّ  است  و  خلافی  در  آن  نیست‌...  امّا  تفصیلات  قرآنی  برای  رویاروئي  با  واقعيّتهای  زنـدگی  انسـانها  مقتضی  این ‌گزینش  و  هماهنگی  در  حلقه‌های  زنجیرۀ  داستان  در  هر  موردی  از  موارد  آن  بوده  است‌،  و  طبیعت  فضا  و  موضوع  آن  در  هر  صحنه‌ای‌،  چنین  بخش  و  چنین  قسمتی  را  ایجاب  می‌کرده  است‌. [2]

(يَابَنِي آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاساً يُوَارِي سَوْءَاتِكُمْ وَرِيشاً وَلِبَاسُ التَّقْوَى‏ ذلِكَ خَيْرٌ ذلِكَ مِنْ آيَاتِ اللّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ). 

ای  آدمیزادگان،  ما  لباسی  برای  شما  درست  کرده‌ایم  که  عورات  شما  را  می‌پوشاند،  و  لبـاس  زینتی  را  (‌بـرایتان  ساخته‌ایم  که  خود  را  بدان  می‌آرائید.  امّا  باید  بدانید  که‌)  لباس  تقوا  و  ترس  از  خدا،  بهترین  لباس  است  (‌که  انسان  خود  را  بدان  مـی‌آرایـد  و  خویشتن  را  از  عذاب  آخرت  می‌رهاند)‌.  این  (‌آفرینش  لباسهای  ظاهری  و  بـاطنی‌)  از  نشانه‌های  (‌فضل  و  رحمت‌)  خدا  است  تا  بندگان  مـتذکّر  (‌نعمتهای  پروردگار)  شوند.

این  نداء  در  سايۀ  صحنه‌ا‌ی  ذکر  می‌گردد ‌که  در  داستان  بیان ‌گردید،  صحنۀ  لخت  شدن  و  بیرون  ا‌فتادن  عورت  و  پوشاندن  آن  با  جمع‌آوری  برگهای  درختان  بهشت  و  افکندن  آنها  بر  روی  آن  ...  این  هم  نتیجۀ  خطا  بود...  خطای  در  نـافرمانی  از  دسـتور  خدا،  و  خوردن  چیز  ممنوعی ‌که  خدا  از  آن  نهی  فرموده  بود...  امّا  خطا  آن  خطائی  نیست  که  افسـانه‌های  «‌کتاب  مقدّس‌»  از  آن  صحبت  مي‌کند.  آن  خطائی  هم  نیست ‌که  جـهان‌بینیها  و  اندیشه‌های  هنری  غربی  ناشی  از  آن  افسانه‌ها،  و  ناشی  از  پیامهای  زهرآگین  «‌فروید»  لبریز  از  آن  است‌...  این  خـطا،  خوردن  از  «‌درخت  مـعرفت‌»  هم  نـیست ‌که  افسانه‌های  عهد  قدیم  می‌گویند  و  بیان  می‌دارنـد  که  غیرت  یزدان  و  ترس  او  نگذاشت  انسان  هـم  از  درخت  حیات  بخورد  و  يكی  از  خدایان ‌گردد،  همان‌گونه ‌که  این  افسانه  گمان  می‌برد.[3]  -  خدای  سبحان  بسی  والاتر  از  این‌گفتارها  و  پنداشـتهای  ایشـان  است  -  ایـن  خطا،  نزدیکی  زناشوئی  هم  نیست‌،  بدان‌گونه ‌که  خیالهای  هنر  اروپائی  پیوسته  پیرامون  لجنزار گل  و  لای  جنسی  در  گشت  و گذا‌ر  است  تا  به  وسیلۀ  آن  همۀ  فعالیّتهای  زندگی  را  توجیه  و تفسیر کنند  و همۀ  پویائیها  را  ثمرۀ  آن  بشمار  آورند  همان‌گونه ‌که  فروید  یهودی‌،  بدیشان  آموخته  است‌.

در  رویاروئی  صحنۀ  لخت  شدنی‌ که  به  دنبال  خطا  آمده  است‌،  و  در  رویاروئی  با  لخت  شدنی‌ که  مشرکان  در  جاهلیّت  انجام  می‌دادند،  روند  قرآنی  در  این  نداء  نعمت  خدا  بر  انسان  را  ذ‌کر  می‌کند  و  می‌گوید  یزدان  به  انسانها  تهیۀ  لباس  را  آموخته  است  و  ا‌ین ‌کار  را  برایشان  ساده  نموده  است‌،  لباسی‌ که  عورتهای  پـیدا  را  می‌پوشاند.  گذشته  از  آن‌،  پوشاندن  عورت‌،  وسیلۀ  زینت  و  زیبائی  می‌گردد،  و  جای  زشتی  لختی  و  پلشتی‌ آن  را  می‌گیرد.  بدین  لحاظ  است ‌که  یزدان  می‌فرماید:  «‌اَنْزَلْنَا»  یعنی  در  تنزیل  برایتان  مشروع  کرده‌ایم‌...  لباس  گاهي  بر  چیزی  اطلاق  می‌شود که  عورت  را  پنهان  و  پوشیده  می‌سازد.  در  این  صورت  مراد  جامه‌های  زیرین  است‌.  ریاش  نیز  گاهی  بر  چیزی  اطلاق  می‌شود که  سراسر  تن  را  بپوشاند  و  بدان  خود  را  بیارایند.  در  این  صورت  مراد  جامه‌های  روئين‌،  یعنی  بیرون  است‌. گاهی  هم  ریاش  بر  زندگی  خوش  و  خرّم‌،  و  بر  نعمت  و  دارائی  اطلاق  می‌شود...  همۀ  ایـن  مـعانی  و  مفاهیم  هـم  مـتداخل  و  مـتلازم  یکدیگرند:

(يَابَنِي آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاساً يُوَارِي سَوْءَاتِكُمْ وَرِيشاً). 

ای  آدمیزادگان،  ما  لباسی  برای  شما  درست  کرده‌ایم  که  عورات  شما  را  می‌پوشاند،  و  لبـاس  زینتی  را  (‌بـرایـتان  ساخته‌ایم  که  خود  را  بدان  می‌آرائید).

در  اینجا  از  «‌لباس  تقوا»  سخن  می‌رود،  و  خدا  آن  را  «‌خیر»  می‌نامد:

(وَلِبَاسُ التَّقْوَى‏ ذلِكَ خَيْرٌ ذلِكَ مِنْ آيَاتِ اللّهِ). 

لباس  تقوا  و  ترس  از  خدا،  بهترین  لباس  است  (‌كه  انسان  خود  را  بدان  مــی‌آرایـد  و  خـویشتن  را  از  عذاب  آخـرت  می‌رهاند)‌.  این  (‌آفرینش  لباسهای  ظاهری  و  بـاطنی‌)  از  نشانه‌های  (‌فضل  و  رحمت‌)  خدا  است‌.

عبدالرحمن  پسر  اسلم‌ گفته  است‌:  «‌از  خدا  می‌ترسد  و  عورت  خود  را  پوشیده  می‌دارد،  این  است  لباس  تقوا»‌.  میان  شرع  خدا  در  مورد  پوشیدن  لباس  برای  پنهان  داشتن  عورتها،  و  زینت  و  آرایش  حاصل  شدن‌،  و  میان  تقوا  و  پرهیزگاری‌،  ملازمت  است‌...  هر  دوی  آنها  لباس  است‌.  تقوا  عورتهای  دل  را  می‌پوشاند  و  دل  را  زیـنت  می‌دهد،  و  جامۀ  معمولی  عورتهای  تن  را  می‌پوشاند  و  تـن  را  زیـنت  می‏بخشد.  هر  دوی  آنها  هـم  مـلازم  همدیگرند.  چه  از  احساس  تقوا  و  ترس  از  خدا  و  شرم  و  حیاء  از  او،  احساس  زشت  شمردن  لخت  بودن  بـدن  و  شرم  و  حیاء‌ کردن  از  عریان  شـدن‌،  به  انسان  دست  می‌دهد.  کسی  که  از  خدا  شرم  نکند  و  از  او  نـهراسد‌،  برای  وی  مهمّ  نیست ‌که  لخت  و  عریان  شود  و  دیگران  را  نیز  به  لخت  شدن  و  عریان  بودن  فراخوانـد...  لخت  شدن  و  عریان  بودن  ا