و  منافع‌،  و گرايش  به  ساده‌ترين  و  آسانترين  مسائل  ممكن‌!..

نــصوص  قــرآنـي  با  ايـن  ا‌حساسها  و  هـراسـها  و  سهل‌انگاريها  مبارزه  مـي‌كند  بـه  وسـيلۀ  بـه  جـوش  و  خروش  انداختن  دلهاي  مسلمانان  در  پـرتو  يـادمانها  و  خاطره‌ها  و  ذكر  حوادث  نزديك  و  دور.  نصوص  قرآني  مسلمانان  را  به  ياد  پيمان‌شكنيهاي  مشركان  مي‌انـدازد  كه  پس  از  عهدها  و  پيمانهاي  استواري ‌كه  با  مسلمانان  داشته‌اند  بدين  كار  دست  يازيده‌انـد.  همچنين  به  يـاد  مسلمانان  مي‌اندازد كه  مشركان  چگونه  پيش  از  هجرت  خواسته‌اند  پيغمبر  صلّی اله عليه وآله وسلّم  را  از  مكّه  اخراج كنند.  باز  هم  به  يادشان  مي‌اندازد  كه  مشركان  كسـاني  بوده‌اند  كـه  پيشاپيش  در  مدينه  بديشان  تعدّي  كرده‌اند  و  بر  آنـان  تاخته‌اند...  سپس  شرم  و  حيا  و  عـظمت  و  عـزّت  را  در  درون  مسلمانان  بـرمي‌انگـيزد  كـه  چـرا  از  رويـاروئي  مشركان  و  نبرد  با  ايشان  بايد  بترسند.  خدا  است‌ كه  بايد  از  او  بترسيد  اگر  مؤمن  هستيد...  بعد  از  آن  مسلمانان  را  براي  جنگ  با  مشركان  جرأت  و  شـجاعت  مـي‌بخشد...  بديشان  مي‌گويد  چه  بسا  خدا  بخواهد  مشـركان  را  با  دست  مؤمنان  عذاب  دهد،  و  مؤمنان  تنها  پرده‌اي  بـراي  نمايش  قدرت  يزدان  بر  عذاب  دادن  و  خوار  و  رسـوا  كردن  و  شكست  دادن  دشمنان  خدا  و  دشـمنان  ايشـان  باشند،  و  با  عذاب  و  رسوائـي  و  شكست  مشـركان  دل  مؤمنان  خنك  شود،  و  زخـم  درون  سينه‌هاي  مؤمناني  كه  در  راه  خدا  توسّط  همچون  مشركاني  شكنجه  شده‌اند  و  اذيّت  و  آزار  ديده‌انـد  شـفا  و  بـهبودي  يـابد...  سـپس  نصوص  قرآني  به  اميدها  و  آرزوهائي  مي‌گـرايد كـه  در  سينه‌هاي  بعضي  از  مسلمانان  در  غـوغا  بـود  و  انـتظار  داشتند  مشـركان  باقيمانده  بدون  هـيچ‌ گونه  جنگي  و  نـبردي  اسـلام  را  بـپذيرند.  بـدين  امـيدها  و  آرزوهـا  مي‌گرايد  و  مي‌فرمايد كه  اميد  و  آرزوي  حـقيقي  بـهتر  است  بجاي  اين‌ كه  به  دخول  اينان  به  اسلام  بسته  شود  و  پيوند  خورد،  به  پيروزي  مسلمانان  و  شكست  مشركان  در  جنگ  و  نبرد  بسته  شود  و  پيوند  خورد.  چون  در  آن  هنگام  بعضي  از  مشركاني‌ كه  خداوند  توبه  را  نـصيب  ا‌يشان‌ كرده  باشد،  به  دائرۀ  اسلام  پيروز  و  چيره  و  مظفّر  درمي‌آيند...  در  پايان  اين  بخش‌،‌ آيات  قرآني  مسلمانان  را  متوجّه  اين  مسأله  مـي‌سازد كـه  سـنّت  و  روال ‌كـار  يزدان  آزمودن  گروه‌ها  و  دسته‌ها  با  همچون  وظـائف  و  تكاليف  و  سختيها  و  مشكلاتي  است‌،  تـا  در  سـايۀ  امتحان‌،  حقيقت  و  جوهرۀ  چيزي  پديدار  آيد كه  آنان  بر  آن  هستند.  خلاصه  آنان  را  متوجّه  مي‌سازد كه  سنّت  و  روال ‌كار  آفريدگار  دگرگون  نمي‌شود  و  از  راستاي  خود  منحرف  نمي‌گردد.

*

(أَلا تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ وَهَمُّوا بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُمْ بَدَءُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ) (١٣)

آيا  با  مردماني  نمي‌جنگيد  كه  پيمانهاي  خود  را  (‌مكـرّراً)  شكسته‌اند  و  (‌قبلاً  نـيز  ايشـان  بـودند  كه‌)  تصميم  بـه  اخراج  پيغمبر  (‌از  مكّه‌)  گرفته‌اند  و  (‌هم  ايشان  بودند  كه‌)  نخستين  بار  (‌اذيّت  و  آزار  و  تجاوز  و  تعدّي  بـه  جـان  و  مال‌)  شما  را  آغاز  كرده‌اند؟  آيا  از  ايشان  مي‌ترسيد  (‌و  به  جنگ  آنان  نمي‌رويد؟‌)‌.  در  صورتي  كه  سـزاوارتـر  آن  است  كـه  از  خدا  بترسيد  (‌و  از  كيفر  نافرماني  او  بهراسيد)  اگر  واقعاً  ايمان  داريد  (‌و  مؤمنان  راستين  هستيد).

تاريخ  مشـركان  بـا  مسـلمانان  هـمه  لبـريز  از  عـهد  و  پيمان‌شكنيها  است‌.  نزديك‌ترين  اين  عهدها  و  پيمانهاي  شكسته  عهدشكني  ايشان  با  پيغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  است ‌كه  آن  را  در  حديبيّه  با  او  بسته  بودند.  پيغمبر  در  حديبيّه  با  الهام  و  رهنمود  پروردگارش  شروطي  را  از  ايشـان  پـذيرفته  بود كه  برخي  از  بزرگان  صحابه  پـذيرش  آنـها  را مـايۀ  ننگ  و  پستي  مي‌شمردند.  با  عهد  و  پيمانشان  هـم  بـه  بهترين  وجه  ممكن  و  با  دقّت  هر  چه  بيشتر  وفا كرد.  امّا  آنان  به  عهد  خـود  وفـاء  نكــردند  و  پـيمان  خويش  را  مراعات  ننمودند،  و  پس  از  دو  سال  در  نخستين  فرصتي  كه  دست  داد  خلاف  وعده  كردند...  هـمچنين  مشـركان  بودند كه  قبلاً  در  مكّه  تصميم‌ گرفتند  پيغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  را  بيرون ‌كنند،  و  سرانجام  رأي  ايشان  بر  اين  قرار گـرفت  كه  او  را  پيش  از  هجرت  بكشند.  اين  رأي  ظـالمانه  در  بيت  الله  الحرام  اتّخاذ  شد،  در  آنجائي  كه  در  ميان  آنـان  قاتل  بر  جان  و  مال  خود  ايمن  بود.  تا  آنجا كه‌ كسي  به  قاتل  برادر  يا  پدر  خويش  در  بيت  الله  الحرام  مـي‌رسيد  كم‌ترين  بلائي  بدو  نمي‌رسانيد.  امّا  مـحمّد  صلّی الله عليه وآله وسلّم ‌كـه  پيغمبر  خدا  و  دعوت‌كنندۀ  به  سوي  هدايت  و  ايمان  و  پرستش  يزدان  يگانه  بود  اين  خصلت  و  صفت  را  بـا  او  مراعات  ننمودند،  و  تصميم  به  بيرون ‌كردن  او گرفتند،  و  بعد  از  آن  رأي  ايشان  بر  اين  قرار گرفت‌ كه  حقّ  حيات  را  از  او  بگيرند،  و  وي  را  در  بيت  الله  ا‌لحـرام  بكشند،  بدون  اين  كه  آن  را  ننگ  و  عار  و  بزه  و گناه  بدانـند!  كاري ‌كه  مي‌خوا‌ستند  در  حقّ  پيغمبر  انجام  دهند  حتّي  آ‌ن  را  با  قاتلان  خوني  خود  انـجام  نـمي‌دادنـد!.. همچنين  مشركان  بودند كه  تصميم‌ گرفتند  در  مدينه  با  مسلمانان  بجنگند  و  به  نبرد  بپردازند.  همانها  هـم  بودند كه با  رهبري  ابوجهل  پافشاري  مـي‌كردندكـه  با  مسلمانان  روبرو  شوند،  پس  از  آن‌ كه  قافله‌اي‌ كه  براي  نجات  آن  بيرون  آمده  بودند  نجات  پيدا  كرده  بود  و  در  دسترس  نمانده  بود.

گذشته  از  اينها  مشركان  بودند كه  در  احد  و  خندق‌  جنگ  را  آغازيدند،  و  همچنين  در  حـنين  بـر  ضـدّ  مسلمانان  همايش  كرده  و  گرد آمده  بودند...  همۀ  اينها  رخدادهائي  آماده  در  جلو  ديدگان‌،  يا  يادها  و  يادمانهاي  نزديكي  بود  كه  بر  پردۀ  خيال  نمايش  مي‌رفت‌،  و  اصراري  را  می نمود  كه  اين  فرمودۀ  ايزد  متعال  آن  را  بيان  مي‌فرمايد:

(ولا يزالون يقاتلونكم حتى يردوكم عن دينكم إن استطاعوا). 

پيوسته  با  شما  خواهند  جنگيد  تا  اگر  بتوانـند  شما  را  از  آئينتان  برگردانند.(بقره/217)                                             

همچنين  همۀ  اينها  سرشت  رابطه‌اي  را  جلوه‌گر  می‌نمود  كه  اردوگاهي  بر  آن  بود كه  بجز  خدا  خداگونه‌‌ها‌ئي  را  مي‌پرستيد،  و  در  برابر  اردوگـاهي  مي‌ايستاد  و  با  آن  به  نبرد  مي‌پرداخت‌ كه  جز  خدا  را  نمي‌پرستيد.

هنگامي ‌كه  روند  قرآني  اين  نوار  دراز  يادها  و  يادمانها  و  مـوضعگيريها  و  موقعيّتها  و  رخدادها  را  با  ايـن  پسوده‌هاي  تند  و  سريع  و  