ر  پست  و  ناجوانمردانه  خفه  مي‌گردد  و  مي‌ميرد!

يوگسلاوي  كمونيستي  نيز  در  حقّ  مسلمانان  آنجا  چنين  كارهاي  وحشيانه  را  انجام  داده  است‌،  و  پس  از  جنگ  جهاني  دوم ‌كه  يوگسلاوي‌ كمونيستي  شده  است  تا  بـه  امروز  يك  ميليون  نفر  مسلمان  آنجا  را  نابود كرده  است‌.  عمليّات  نابودي  و  شكنجۀ  وحشـيانه  پـيوسته  در  آنـجا  ادامه  داشته  است  و  ادامه  دارد.  از  جملۀ  ايـن  عـمليّات  نابودي  زشت  و  پلشت‌،  فروانداختن  مسلمانان  اعـم  از  مردان  و  زنان  در  ‌(‌چرخ‌ گوشتهائي‌)  است‌ كه  براي  تهيّۀ  كالباس  (بولوبيف‌)  بكار  مي‌روند.  مسلمانان  را  از  اين  قسمت  به  داخل  آن  فرو مي‌اندازند  تا  از  قسمت  ديگر  به  شكل  خميري  از گـوشت  و  اسـتخوان  و  خون  بيرون  بيايند!  اين  كار  تاكنون  ادامه  دارد!!!

چيزي‌ كه  در  يوگسلاوي  ادامه  دارد،  در  تمام  دولتـهاي  كمونيستي  و  بت‌پرستي  ادامه  دارد...  هم ‌اينك‌...  در  اين  زمان‌...  فرمودۀ  يزدان  سبحان  راست  است‌:

(كَيْفَ وَإِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلا وَلا ذِمَّةً ).

چگونه  (‌عهد  و  پيمان  با  شما  را  مراعات  مي‌دارند؟  هرگز!  بلكه‌)  اگر  بر  شما  پيروز  شـوند،  نـه  خويشاوندي  را  در  نظر  مي‏‎گيرند  و  نه  عـهدي  را  مراعـات  مي‌دارند  (‌و  در  نابودي  شما  همۀ  توان  خود را  بكار  مي‌گيرند)‌.

(لا يَرْقُبُونَ فِي مُؤْمِنٍ إِلا وَلا ذِمَّةً وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُعْتَدُونَ) (١٠)

آنـان  (‌نـه  تـنها  دربـاۀ  شـما،  بـلكه‌)  دربـارۀ  هيچ  فـرد  باايـماني  رعـايت  خويشاوندي  و  پـيمان  را  نمي‌كنند  و  ايشان  تجاوز پيشه‌اند  (‌و  عـهدشكني  و  تـعدّي‌،  بـيماري  مزمني  براي  آنان  گشته  است‌)‌.

اين ‌كار  پلشت  و  اين  عمل  زشت‌،  يك  حالت  عارضي  و  زماني‌ گذرائي  در  جزيرة  العرب،  يا  در  بغداد  نبوده  است  و  بس‌...  اين  يك  حالت  هميشگي  و  سرشتي  و  قـطعي  است‌.  هر كجا  مؤمناني  پيدا  شوند كه  خالصانه  يزدان  را  پرستش‌ كنند،  و  مشركاني  يا  ملحداني  باشند كه  غير  يزدان  را  پرستش ‌كنند  و  براي  غير  خدا كرنش  برند،  در  هر  زماني  و  در  هر  مكاني ‌كار  به  همين  منوال  و  بر  همين روال  است‌.  

بــدين  خـاطر  است  ايـن  نـصوص  هـر چند كه  براي  روياروئي  با  يك  حالت  و  يك  واقعيّت  زنـداني  در  جزيرة العرب  نازل  شده‌اند،  و  عملاً  براي  بـيان  احكـام  رفتار  با  مشركان  جزيرة العرب  فـرو آمده‌اند،  ولي  از  فاصله  و گسترۀ  زماني  و  مكاني  فراتر  مي‌روند  و  مرزي  از  زمان  و  مكان  نمي‌شناسند،  چرا كه  پيوسته  با  همچون  حالتي  در  هر  زماني  و  در  هر  مكاني  روبرو  مي‌گردند.  فرمان  اجراء  احكام  آنها  به  قدرت  و  توان  اجراء  آ‌نها  در  همچون  حالتي  بستگي  دارد كه  در  آن  در  جزيرة العرب  اجراء  و  پياده  شده‌اند،  و  به  اصل  حكم  و  به  اصل  موضع  و  موقعيّت  بستگي  ندارد كه  تـغيير  نـاپذير  است  و  در  طول  زمان  دگرگون  نمي‌شود.

*

(أَلا تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ وَهَمُّوا بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُمْ بَدَءُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (١٣)قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ (١٤)وَيُذْهِبْ غَيْظَ قُلُوبِهِمْ وَيَتُوبُ اللَّهُ عَلَى مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (١٥)أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَكُوا وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنْكُمْ وَلَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلا رَسُولِهِ وَلا الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ) (١٦)

 آيا  با  مردماني  نمي‌جنگيد  كه  پيمانهاي  خود  را  (‌مكرّراً‌)  شكسته‌اند  و  (‌قبلاً)  نيز  ايشـان  بـودند  كه‌)  تصميم  به  اخراج  پيغمبر  (‌از  مكّه‌)  گرفته‌اند  و  (‌هـم  ايشان  بودند  كه‌)  نخستين  بار  (‌اذيّت  و  آزار  و  تجاوز  و  تعدّي  بـه  جـان  و  مال‌)  شما  را  آغاز  كرده‌اند؟  آيا  از  ايشان  مي‌ترسيد  (‌و  به  جنگ  آنان  نمي‌رويد؟‌)‌.  در  صورتي  كه  سـزاوارتـر  آن  است  كه  از  خدا  بترسيد  (‌و  از  كيفر  نافرماني  او  بهر‌اسيد)  اگر  واقعاً  ايمان  داريـد  (‌و  مـؤمنان  راسـتين  هستيد.  اي  مؤمنان‌!)  با  آن  كافران  بجنگيد  تا  خدا  آنان  را  با  دست  شما  عذاب  كند  و  خوارشـان  دارد  و  شـما  را  بـر  ايشــان  پيروز  گرداند  و  (‌با  فتح  و  پيروزي  مؤمنان  بـر  كافران‌)  سينه‌هاي  اهل  ايمان  را  شفا  بخشد  (‌و  بر  دلهـاي  زخمي  ايشان  مرهم  نهد  و  درد  ديـرينۀ  اذيّت  و  آزار  كـفّار  را  از  درون  آنان  بزدايـد)  و  كينه  را  از  دلهايشان  بـردارد  (‌و  شادي  پيروزي  را  جايگزين  آن  گرداند.  همه  بايد  بدانـند  كه‌)  خداوند  تـوبۀ  هـر  كس  را  بـخواهـد  (‌و  شـايسته‌اش  بداند)  مي‌پذيرد  (‌و  لذا  كافران  مـي‌توانـند  تـا  ديـر  نشــده  است  از  كفر  دست  بكشند  و  بـه  سـوي  خدا  برگردند  و  اسلام  را  بپذيرند)‌.  خداوند  آگاه  (‌از  كار  و  بار  بندگان،  و  در  قانونگذاريها)  داراي  حكمت  فراوان  است‌.  آيـا  گمان  مي‌بريد  كه  به  حال  خود  رها  مي‌شويد  (‌و  مورد  آزمايش  به  وسيلۀ  جهاد  و  غيره  قرار  نـمي‌گيريد)  و  خداونـد  بـه  مـردم  نـمي‌شناساند  كسـاني  از  شـما  را  كـه  بـه  جـهاد  بـرخاسته‌انـد  و  بـغير  از  خدا  و  پيغمبرش  و  مؤمنان‌،  دوست  نزديكي  و  محرم  اسراري  براي  خود  نگرفته‌اند؟  خداوند  از  همۀ  اعمالتان  آگاه  است  (‌و  پـاداش  رفتار  و  كردارتان  را  به  تمام  و  كمال  مي‌دهد)‌.

اين  بخش  پس  از  بخش  پيشين  قرار  مـي‌گيرد،  بـخش  پيشيني‌ كه  در  آن  مقرّر  شده  بود كه  از  نظر  عقيدتي  اصلاً  مشركان  عهد  و  پيماني  در  پيشگاه  خـدا  و  در  پـيشگاه  پيغمبر  خدا  ندارند.  به  مشركان  ساكن  جزيرة العرب  هـم  اختيار  پذيرش  اسلام  يـا  جـنگ  داده  شـده  بـود،  مگـر  مشركاني ‌كه  پناهنده  شوند  و  بديشان  بايد  پناهندگي  داد  تا  كلام  خدا  را  بشنوند  و  آن ‌گاه  به  محلّ  امن  و  امان  خود  در  بيرون  از  سرزمين  اسـلامي  رسـانده  شـوند.  عـلّت  نداشتن  پيمان  در  پيشگاه  خدا  و  رسول  نيز  بيان  گرديده  است‌،  و  آن  اين‌ كـه  مشــركان  خـويشاوندي  و  عــهد  و  پيماني  را  در  حقّ  مؤمنان  رعايت  نمي‌دارند  هر  زمان كه  بر  مؤمنان  چيره  و  پيروز  شوند.

اين  بخش  هم  مي‌آيد  تا  با  چيزي  مبارزه ‌كند كه  در  درون  گروه  مسلمانان  -  با  تفاوت  مراتب  مختلفي ‌كه  داشتند  و  از  آن  سخن  رفت  - ‌دغدغه  مي‌كـرده  است‌،  از  قبيل‌:  شكّ  و  ترديد،  بيم  و  هراس  از  اقدام  به  اين‌ گام  قاطعانه‌،  علاقه  و  رغبت‌،  سهل‌انگاري  مشركان  بـاقيمانده  در  پـذيرش  اسلام  بدون  نياز  به  جنگ  همه  جانبه‌،  ترس  بر  جـان  و  مال  مصالح  