 (‌در  پرتو  باز  بودن  درگاه  توبۀ  خدا  و  شدّت  عمل  شما،  پشيمان  شوند  و)  دست  بردارند.

مسلمانان  قطعاً  با  دشـمناني  رويـاروي  مـي‌گردند  كـه  پيوسته  در كمين  ايشان  خـواهـند  بود،  و  ايـن  چـنين  دشمناني  را  جاي  نمي‌نشاند  و  از  تاخت  و  تاز  بلاهاي  ايشان  بر  مسلمانان  بر كنار  نمي‌گردانـد  مگـر  ايـن  كـه  ناتوان  و  درمانده  از  اين  كار  شوند.  پـيوسته  در  صـدد  نابودي  مسلمانان  خواهند  بود،  و  عهدها  و  پيمانها  ايشان  را  از  اين  قصد  و  هدف  بازنمي‌دارد،  و  ننگ  و  عاري  در  اين  راه  نمي‌شناسند،  و  حـرمت  و  پـيوندي  را  در  نـظر  نمي‌گيرند...  تاريخ  دور  و  درازي  در  فراسوي  اين  بيان  است‌ كه  دالّ  بر  صحّت  اين‌ گفتار  است‌،  و  همه  و  هـمه  گواه  بر  اين  است‌ كه  چنين  خطّ  سيري  خطّ  سير  اصلي  است‌،  و  به  سوي  همين  قصد  و  هدف  ادامه  دارد  و  از  آن  كج  نمي‌گردد  مگر  بر  اثر  يك  عارضۀ ‌گذرائي‌ كه  چيزي  نـمي‌گذرد  ديگر باره  رهسپار  همان  جا  و  هـمان  راه  مي‌گردد  و  راه  اصلي  خود  را  دوباره  در  پيش  مي‌گيرد!  ايـن  تــاريخ  دور  و  درازي  كـه  از  واقـعيّت  زنـدگي  برمي‌جوشد،  به  اضافۀ  سرشت  پيكار  قطعي  ميان  برنامۀ  يزدان ‌كه  مردمان  را  از  بندگي  بندگان  بيرون  مي‌آورد  و  ايشــان  را  به  ســوي  بـندگي  يـزدان  يگـانۀ  جـهان  برمي‌گرداند،  و  ميان  برنامه‌هاي  جاهليّتي  كه  مردمان  را  بندۀ  بندگان  مي‌گردانند،  برنامۀ  حركت  و  جنبش  اسلامي  با  رهنمود  يزدان  سبحان‌،  اين‌ گونه  صريح  و  قاطعانه  با  همچون  تاريخي  روياروي  مي‌شود:

(فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَنُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (١١)وَإِنْ نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ) (١٢)

اگر  آنان  (‌از  كفر)  توبه  كردند  و  (‌احكام  اسلام  را  مراعات  داشـتند،  و  از  جمله‌)  نـماز  را  خوانـدند  و  زكات  دادنـد  (‌دست  از  آنان  بداريد،  چرا  كه‌)  در  اين  صورت  بـرادران  ديني  شما  هستند  (‌و  سزاوار  همان  چيزهائي  بـوده  كـه  شما  سزاواريد،  و  همان  چيزهائي  كـه  بـر  شـما  واجب  است‌،  بر  آنان  هـم  واجب  است‌)‌.  ما  آيـات  خود  را  براي  اهل  دانش  و  معرفت  بيان  مي‌كنيم  و  شرح  مـي‌دهيم‌...  و  اگر  پيمانهائي  را  كه  بسته‌اند  و  مؤكّد  نموده‌اند  شكستند،  و  آئين  شما  را  مورد  طعن  و  تمسخر  قرار  دادنـد  (‌اينان  سردستگان  كفر  و  ضـلالند  و)  بـا  سـردستگان  كفر  و  ضلال  بجنگيد،  چرا  كه  پيمانهاي  ايشان  كمترين  ارزشي  ندارد.  شايد  (‌در  پرتو  باز  بودن  درگاه  توبۀ  خدا  و  شدّت  عمل  شما،  پشيمان  شوند  و)  دست  بردارند.

يا  داخل  همان  چـيزي  مـي‌شوند  كـه  مسـلمانان  داخل  شده‌اند،  و  توبه  مي‌كنند  و  برمي‌گردند  از  شرك  و  تعدّي  پيشيني  كه  داشته‌اند...  كـه  در  ايـن  صـورت  اسلام  و  مسلمانان  صرف ‌نظر  مي‌كنند  از  همۀ  چيزهائي‌ كه  از  اين  مشركان  متعدّي  و  متجاوز  د‌يده‌اند  و  چشيده‌اند،  و  پيوند  بر  اساس  عقيده  برقرار  و  استوار  مي‌گردد،  و  مسلمانان  نوين  با  مسلمانان  پيشين  برادر  مي‌شوند،  و گذشته‌ها  با  همۀ  بديها  و  زشتيهائي ‌كه  داشته  است  از  صفحۀ  واقعيّت  زندگي  و  از  صفحۀ  دلها  زدوده  مي‌گردد!

 

(وَنُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ).

ما  آيات  خود  را  براي  اهل  دانش  و  معرفت  بيان  مي‌كنيم  و  شرح  مي‌دهيم‌.

و  يا  نقض  چيزي  مي‌كنند كه  بر آن  بيعت  مي‌نمايند كـه  پـذيرش  ايـمان  و  ورود  به  دائـرۀ  آن  است‌،  و  آئـين  مسلمانان  را  مورد  طعنه  قرار  مي‌دهند...  در  اين  صورت  ايشان  پيشوايان‌ كفر  بشمار  مي‌آيند،  و  هيچ‌ گونه  عهد  و  پيماني  با  ايشـان  نـيست‌.  در  ايـنجا  با  ايشـان  جنگ  مي‌شود،  بدان  اميد كه  بدين‌ وسيله  به  سـوي  هدايت  برگردند...  همان ‌گونه ‌كه  قبلاً گفتيم‌:  قدرت  و  شوكت  و  چيرگي  و  غلبۀ  اردوگاه  اسلامي  در  جهاد،  چه  بسا  دلهاي  زيادي  را  به  سوي  راه  راست  بكشاند  و  حقّ  چيره  و  حقيقت  پـيروز  را  بـديشان  نشـان  دهـد  و  آنان  آن  را  بشناسند،  و  بدانند كه  اردوگاه  اسلامي  پيروز  شده  است  چون  حقّ  بوده  است‌،  و  در  فراسوي  آن  نـيروي  يـزدان  قرار  داشته  است‌،  و  متوجّه  شوند كه  پيغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  در  آنچه  تبليغ‌ كرده  است  و  بديشان  رسانده  است  و گفته  است‌ كه  خدا  و  پيغمبران  خدا  چيره  و  پيروز  مي‌گردند،  راستگو  بوده  است‌.  همۀ  اينها  بلكه  ايشان  را  به  سوي  توبه  و  هدايت  بكشاند،  نه  با  اكراه  و  اجبار،  و ليكن  بـه  سبب  قانع  شدن  دل  بدانچه  از  حقّ  و  حقيقت  ديده  است  و  آشكارا  پيروزي  حقّ  غالب  و  حقيقت  چيره  را  مشـاهده  نـــموده  است‌،  هــمان‌ گونه  كــه  روي  داده  است  و  در  زمانهاي  بسياري  روي  خواهد  داد.

*

از  اينها  بگذريم‌...  آيا  اين  نصوص  قرآني  تـا  بـه  كجا  كاربرد  دارند؟  گسترۀ  تاريخي  و  محيطي  آنها  تـا  چـه  اندازه‌اي  است‌؟  آيا  اين  نـصوص  ويــژۀ  اهـالی  جـزيرة العرب  در  آن  زمان  محدود  و  مقرّر  است‌؟  يا  اين ‌كه  ابعاد  و  فواصل  زماني  و  مكاني  ديگري  نيز  دارد؟

اين  نصوص  قرآني  با  واقعيّت  زندگاني  جـزيرة العـرب  روبرو  گرديده  است‌،  واقـعيّت  مـوجود  مـيان  اردوگـاه  اسلامي  و  اردوگاه‌هاي  مشركان‌.  شكّي  نيست‌ كه مقصود  احكام  وارده  در  اين  نصوص  اين  چنين  واقعيّت  زندگاني  بـوده  است‌،  و  مشـركان  مورد  نـظر  در  ايـن  نـصوص  مشركان  جزيرة العرب  بوده‌اند...  اين  در  جاي  خود  حقّ  است‌،  ولي  آيا  معتقدي ‌كه‌ گسترۀ  نهائي  اين  نـصوص  همين  باشد  و  بس‌؟

بر  ما  لازم  است ‌كه  موضع  مشركان  -‌ در  طول  تاريخ  -  را  در  برابر  مؤمنان  دنبال  و  بـررسي ‌كـنيم‌،  تا  گسترۀ  حقيقي  و  پهنۀ  واقعی  ايـن  نـصوص  قـرآنـي  براي  مـا  جلوه‌گر  و  روشن  شود،  و  موضع  را كاملاً در  طول  تاريخ  ببينيم  و  بنگريم‌:

و  امّا  در  جزيرة العرب‌،  شايد  از  روي  حوادث  تـاريخ  زندگاني  پيغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  معلوم  و  پيدا  باشد،  و  چه  بسـا  تنها  در  اين  جزء  في‌ ظلال  القرآن  چيزهائي  آمده  باشد كه  براي  به  تصوير  كشـيدن  موضعگيريهاي  مشركان  در  رابر  اين  آئين  و  پيروان  آن  از  نخستين  روزهای  دعوت  در  مكّه  تا  همين  زماني‌ كه  نصوص  ايـن  سـوره  با  آن  روياروي  مي‌گردد  بسنده  و  كافي  باشد.

حقيقت  اين  است‌ كه  پيكار  اسلام  و  شرك  بدان  انـدازه  طولاني  نبوده  است  كه  ميان  اسلام  و  اهل ‌كتاب  يهودي  و  مسيحي  به  درازا  كشـيده  است‌.  با  ايـن  وجود  ايـن  موضعگيري  مشركان  در  برابر  مسـلمانان  ايــن‌،  را  نـفي  نمي‌كند كه  موضعگيري  مشركان  در  ب