ن‌،  مردماني  برمي‌خيزند  و  اين  را  مي‌بينند كه  در  واقعيّت  زندگاني  مردمان  است  و  دفع  اتّهام  دروغين  را  ا‌ز  برنامۀ  يزدان  زمزمه  و  پچ  پـچ  مي‌كنند.  اين  بـرنامه  را  زشت  مـي‌نمايند  و  با  تـلاش  ضعيف  و  مذبوحانه‌اي  از  آن  به  دفاع  مي‌پردازند،  تلاش  ضعيف  ايشان  بر  پايۀ  سخن  در  برابر  اسلحه  و  توپ  در  اين  زمان  و  در  هر  زماني  استوار  است‌!

*
كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ (٧) كَيْفَ وَإِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلا وَلا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ (٨) اشْتَرَوْا بِآيَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلا فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِهِ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (٩) لا يَرْقُبُونَ فِي مُؤْمِنٍ إِلا وَلا ذِمَّةً وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُعْتَدُونَ (١٠) فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَنُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (١١) وَإِنْ نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ (١٢)

چگونه  بــراي  مشـركاني  (‌كــه  بارها  پـيمان  خود  را  شكسته‌اند)  در  پـيش  خـدا  و  پـيغمبرش  عـهد  و  پيماني  محترم  شمرده  مي‌شود؟  مگر  عهد  و  پـيمان  كسـاني  (‌از  قبائل  عرب‌)  كه  در  كنار  مسجدالحرام  بـا  ايشـان  پـيمان  بستيد  (‌و  آنان  بر  پيمان  خود  ماندگار  ماندند)‌.  مادام  كه  ايشان  در  برابر  شما  راست  و  وفادار  بـاشند،  شـما  نـيز  نسبت  بديشان  راست  و  وفـادار  بـاشيد  و  عـهد  خـود  را  نگاه  داريد.  بيگمان  خداوند  پرهيزگاران  (‌وفـا  كننده  بـه  عهد  و  پيمـان‌)  را  دوست  مي‌دارد.  چگونه  (‌عهد  و  پيمان  با  شما  را  مراعات  مـي‌دارنـد؟  هرگز!  بـلكه‌)  اگر  بـر  شــما  پپروز  شوند،  نه  خويشاوندي  را  در  نظر  مي‏‎گيرند  و  نــه  عهدي  را  مراعات  مـي‌دارند  (‌و  در  نابودي  شما  همۀ  توان  خود  را  بكار  مي‏‎گيرند.  اگر  پيروزي  با  شما  باشد)  آنان  با  سخنان  (‌زيبا  و  شيرين‌)  خود  شما  را  راضي  و  خشـنود  مي‌دارند.  ولي  دلهايشـان  (‌با  زبانهايشان  همآوا  نيست  و  اندرونشان  از  كينۀ  شما  لبريز  است  و  از  اذعان  و  اقرار  بدانچه  مي‌گويند)  ابا  دارد.  بيشتر  آنان  فرمانبردارند  (‌و  عهد  و  پيمان  را  نگاه  نمي‌دارند)‌.  آنـان  آيات  (‌خوا‌نـدني  قرآن  و  ديدني  جهان‌)  خدا  را  به  بهاي  اندك  (‌كالا  و  مـتاع  دنيوي‌)  فروخته‌اند  و  از  راه  خدا  بازمانده‌اند  و  ديگران  را  نيز  بازداشته‌اند.  آنان  كار  بسيار  بدي  كرده‌اند.  آنان  (‌نه  تنها  دربارۀ  شما،  بلكه‌)  دربارۀ  هيچ  فرد  باايماني  رعايت  خـويشاوندي  و  پـيمان  را  نمي‏‎كنند  و  ايشـان  تجاوز  پيشه‌اند  (‌و  عهدشكني  و  تـعدّي‌،  بـيماري  مـزمني  براي  آنـان  گشـته  است‌)‌.  اگر  آنـان  (‌از  كفر)  تـوبه  كردند  و  (‌احكام  اسلام  را  مـراعـات  داشـتند،  و  از  جمله‌)  نـماز  را  خواندند  و  زكات  دادند  (‌دست  از  آنان  بداريد،  چرا  كه‌)  در  اين  صورت  برادران  ديني  شما  هستند  (‌و  سـزاوار  هـمان  چيزهائي  بـوده  كه  شـما  سـزاواريـد،  و  هـمان  چيزهائي  كه  بر  شـما  واجب  است‌،  بـر  آنـان  هـم  واجب  است‌)‌.  ما  آيات  خود  را  براي  اهل  دانش  و  مـعرفت  بـيان  مي‌كنيم  و  شرح  مي‌دهيم‌.  و  اگر  پيمانهائي  را  كه  بسته‌اند  و مؤكّد  نموده‌اند  شكستند،  و آئين  شما  را  مورد  طعن  و  تمسخر  قرار  دادند  (‌اينان  سردستگان  كفر  و  صلالند  و)  با  سردستگان  كفر  و  ضلال  بجنگيد،  چرا  كـه  پـيمانهاي  ايشان  كمترين  ارزشي  ندارد.  شايد  (‌در  پرتو  باز  بودن  درگاه  توبۀ  خدا  و  شدّت  عمل  شـما،  پشـيمان  شـوند  و)  دست  بردارند.

هنگامي‌ كه  روند  قرآني  در  مجموعه‌اي  از  آيات ‌گذشته  به  پايان  احكام  نهائي  ميان  جامعه  اسلامي  و  مشـركان  برجاي  مانده  در  جزيرة العرب  رسيد،  و  حالت  معاهده  و  همپيماني  و  متاركه  و  صلح  و  ساز  را  به  طـور كلّي  بـه  پايان  برد  و  بر  آن  قلم  بطلان ‌كشيد،  يدين  معني‌ كه  به  برخي  چهار  ماه  مهلت  و  فـرصت  داده  شـد،  و  پـيمان  بعضيها  تا  موعد  مقرّر  مراعات‌ گرديد،  و  بيان  شد كه  پس  از  اين  احكام  كار  به  دو  حالت  مي‌انجامد:  توبه  كردن  و  نماز گزاردن  و  زكات  مال  دادن  -  يعني  پذيرش  اسلام  و  انجام  واجبات  و  فرائض  آن  -  يا  جنگ  و  محاصره‌ كردن  و  اسير  نمودن  و  در كمين  نشستن‌...  هنگامي  كه  رونـد 

 قرآن  بدينجا  مي‏‎كشد  و  پيمان  بستن  بدين  ترتيب  پايان  مي‌گيرد،  روند  قرآنـي  بـه  ايـن  مجموعۀ  تـازۀ  آيـات  مي‌پردازد  و  به  شيوۀ  استفهام  انكاري  بيان  مي د‌ارد  كـه  شايسته  نيست  و  درست  هــم  نـيست  و  خوشا‌يند  هـم  نمي‏باشد  كه  مشركان  در  پـيشگاه  خـدا  و  در  پـيشگاه  پيغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  عهد  و  پيماني  داشته  باشند.  اين  چنين  پرسشي  بيانگر  نفي  همچون  قاعده  و  قانوني‌،  و  در  اصل  نشان  دهندۀ  دور  از  انتظار  بودن  همچون  كـاری  است‌!  آنجا  كه  خداوند  بزرگوار  مي‌فرمايد:

(كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ ).

چگونه  بــراي  مشـركاني  (‌كــه  بــارها  پـيمان  خود  را  شكسته‌اند)  در  پـيش  خدا  و  پـيغمبرش  عـهد  و  پـيماني  محترم  شمرده  مي‌شود؟‌!.

وقتي‌ كه  اين  استفهام  انكاري  در  روند  قرآني  در  ايـن  مجموعۀ  دوم  آيات  قرار  مي‌گيرد،  مجموعۀ  آياتي كـه  پس  از  مجموعۀ  آيـات  پـيشين  ذكـر  مـي‌گردد،  از  آن  منسوخ  شدن  چيزي  فهميده  مـي‌شود كـه  در  مجموعۀ  پيشين  آيات  راجع  به  مهلت  دادن  به  همپيمانانی  آمـده  است ‌كه  به  عهدها  و  پيمانهاي  خود  وفا  كـرده‌اند  و  با  مسلمانان  در  چيزي  عهدشكني  ننموده‌اند  و كسي  را  تا  موعد  مقرّر  پيمان  بر  ضدّ  مسلمانان  كـمك  و  يـاري  و  پشتيباني  نكرده‌اند...  در  اينجا  ديگـر  بـاره  اين  حكـم  تكرار  و  مقرّر  مي‌كند:

(إِلا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ )(٧)

مگر  عهد  و  پيمان  كساني  (‌از  قبائل  عـرب‌)  كه  در  كـنار  مسجدالحرام  با  ايشان  پيمان  بستيد  (‌و  آنـان  بر  پـيمان  خود  ماندگار  ماندند)  مادام  كـه  ايشان  در  برابـر  شـما  راست  و  وفادار  باشند،  شما  نيز  نسبت  بديشان  راست  و  وفادار  باشيد  و  عهد  خود  را  نگاه  داريد.  بيگمان  خداوند  پـرهيزگاران  