زد  و  مجموعه‌اي  نمي‌گرداند كه  بر  ضدّ  اسلام  دست  اندر كار  شوند  و  در  برابر  آن  ايستادگي ‌كنند  و  برزمند،  اسلام  -‌ در  سرزمين  اسلامي  -  امن  و  امـان  ايشان  را  به  عــهده  مـي‌گيرد،  و  خـداونـد  سـبحان  بـه  پيغمبرش  صلّی الله عليه وآله وسلّم  دستور  مي‌دهد  آنان  را  پـناه  دهد  تـا  سخن  خدا  را  بشنوند  و  تبليغ  مـحتواي  ايـن  دعـوت  را  تكميل  و  كاملاً  بديشان  تفهيم‌ كند،  و  آن‌ گاه  از  ايشـان  نگاهداري  و  نگاهباني  كند  تا  آنـان  را  به  مـحلّ  امـن  خودشان  مي‌رساند...  همۀ  اين  كارها  بايد  انجام  بپذيرد،  گر چه  آنان  هنوز  مشرك  هستند:

(وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْلَمُونَ) (٦)

 (‌اي  پيغمبر!)  اگر  يكي  از  مشركان  (‌و  كافراني  كه  به  شما  دستور  جنگ  با  آنان  داده  شـده  است‌)  از  تـو  پناهندگي  طلبيد،  او  را  پناه  بده  تا  كلام  خدا  (‌يـعني  آيـات  قرآن‌)  را  بشنود  (‌و  از  دين  آگاه  شود  و  راجع  بدان  بينديشد.  اگر  آئين  اسلام  را  پذيرفت‌،  از  زمرۀ  شما  است‌،  و  اگر  اسلام  را  نـپذيرفت‌)  پس  از  آن  او  را  بـه  مـحلّ  امـن  (‌و  مأوي  و  منزل  قوم‌)  خودش  بـرسان  (‌تـا  از  خطرات  راه  بـرهد  و  بدون  هـيچ ‌گونه  اذيّت  و  آزاري  بـه  مـيان  اهـل  و  عيال  خويشتن  رود)‌.  اين  (‌پناه  دادن‌)  بـدان  خـاطر  است  كـه  مشركان  مردمان  نـادان  (‌و  ناآگاه  از  حقيقت  اسـلام‌)  هستند  (‌و  چه  بسا  در  پرتو  آشنائي  با  اسلام‌،  نور  ايمان  در  دلهايشان  روشن  گردد)‌.

اين‌ كار  بدين  معني  است‌ كه  اسلام  آزمندانه  مي‌خواهد  هر  دلي  از  دلهاي  انسانها  رهنمون  و  راهياب  شود  و  به  سوي  ايزد  متعال  برگردد،  و  مشركاني  كـه  در  سرزمين  اسلام  پناه  مي‌خواهند  و  امان  مي‌جويند  واجب  است  اين  پناه  و  امان  بديشان  عطاء  شود.  چرا كه  در  اين  حالت  از  جنگ  ايشان  و  همايش  و گردهمآئي  آنان  ايمن  بايد  بود.  در  اين  صورت  هيچ  مانعي  نيست‌ كه  بديشان  فرصت  شنيدن  قرآن  و  شناخت  اين  آئين  داده  شود،  بدان  اميد كه  دريچه‌هاي  دلهايشان  باز  گردد  و  دريافت  دارد  و  پاسخ  گويد...  اگر  هم  سرانجام  پاسخ  نداد  و  ا‌سلام  را  نپذيرفت‌،  خدا  بر  ساكنان  سرزمين  اسلام  واجب  فرموده  است‌ كه  ايشان  را  بپايند  و  محافظت  نمايند  پس  ا‌ز  آ‌ن ‌كه  آنان  را  اخراج  ساختند،  تـا  بـه  مملكت  و  شـهر  و  ديـار  خـود  مي‌رسند  و  خود  را  در  امنيّت  مي‌يابند!‌!!

اين  پناه  دادن  و  امان  بخشيدن  به  مشركان  در  سر‌زمين  اسلام  قلّۀ  بلندي  است‌...  قلّه‌هاي  پياپي  و  بلند  و  والاي  اسلام  هميشه  به  نظر  مي‌آيند...  اين  قلّه  تنها  يكي  از  آن  قلّه‌ها  است‌...  اين  قلّه‌،  نگـاهباني  از  مشـرك  است  كـه  دشمن  اسلام  و  مـسلمانان  است‌.  دشمني  از  زمرۀ  كساني  است‌ كه  مسلمانان  را  اذيّت  و  آزار  رسانيده  است  و  آنان  را  با  زور  خواسته  است  از  دين  برگرداند  و  در  مدّت  اين  چندين  ساله  با  ايشان  دشمنانگي  كرده  است‌...  اين  قلّه‌،  نگاهباني  از  مشرك  است‌،  نگاهباني  از  او  تا  در  خارج  از  مرزهاي  سرزمين  اسلام  به  محلّ  امن  و  امـان  خويش  مي‌رسد!

برنامۀ  اسلام  برنامۀ  هدايت  و  رهنمود  است  نه  برنامۀ  ريشه‌كن  كردن  و  نابود  نمودن‌،  حتّي  در  آن  زمـان‌ كـه  برنامۀ  اسلامي  سرگرم  ايمن  كردن  پايگاه  اسـلام  بـراي  اسلام  است‌.

كساني  كه  از  جهاد  در  اسلام  صحبت  مي‌كنند،  و  اسلام  را  ننگين  مي‌كنند  به  اين‌ كه  جهاد  در  اسلام  براي  وادار  كردن  افراد  به  پذيرش  عقيده  بوده  است‌!  و كساني‌ كه  اين  اتّهام  ايشان  را  به  هراس  مي‌اندازد  و  از  جملۀ  اشخاصي  هستند  كه  دين  را  در  جايگاه  دفاع  نگـاه  مـي‌دارند،  و  پيوسته  به  دفع  ايـن  تـهمت  از  اسـلام  مـي‌پردازنـد  و  مي‌گويند:  اسلام  جز  براي  دفاع  از  مسلمانان  در  گسترۀ  كشور  خود  نمي‌جنگد!  هم  اينان  و  هم  آنان  نيازمند  اين  هستند كه  بدان  قلّۀ  بلند  و  والائي  بنگرند كه  اين  رهنـمود  ارزشمند  بيانگر  آن  است‌:

(وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْلَمُونَ) (٦)

 (‌اي  پيغمبر!)  اگر  يكي  از  مشركان  (‌و  كافراني  كه  به  شما  دستور  جنگ  با  آنان  داده  شـده  است‌)  از  تـو  پـناهندگـي  طلبيد،  او  را  پناه  بده  تا  كلام  خدا  (‌يـعني  آيـات  قرآن‌)  را  بشنود  (‌و  از  دين  آگاه  شود  و  راجع  بدان  بينديشد.  اگر  آئين  اسلام  را  پذيرفت‌،  از  زمرۀ  شما  است‌،  و  اگر  اسلام  را  نپذيرفت‌)  پس  از  آن  او  را  بـه  محلّ  امـن  (‌و  مأوي  و  منزل  قوم‌)  خودش  بـرسان  (‌تـا  از  خطرات  راه  بـرهد  و  بدون  هـيچ  گونه  اذيّت  و  آزاري  بـه  مـيان  اهـل  و  عيال  خويشتن  رود)‌.  اين  (‌پـناه  دادن‌)  بـدان  خاطر  است  كـه  مشركان  مردمان  نـادان  (‌و  ناآگاه  از  حقيقت  اسـلام‌)  هستند  (‌و  چه  بسـا  در  پرتو  آشنائي  با  اسلام‌،  نور  ايمان  در  دلهايشـان  روشن  گردد)‌.

اين  آئين  كساني  را  آگاهي  و  اطّلاع  مي‌دهد كه  ناآگاه  و  بي‏اطّلاع  هستند،  و  كساني  را  پناه  مي‌دهد  كه  خواسـتار  پناه  هستند،  حتّي  اگر  از  زمرۀ  دشمناني  باشند كه  بر  ضدّ  اسلام  شمشير كشيده  باشند  و  با  اسلام  جنگيده  باشند  و  با  آن  دشمنانگي  ورزيده  باشند...  امّا  اسلام  وقـتي  با  شمشير  و  اسلحه  جهاد  مي‌كند كه  بخواهد  نيروهاي  مادي  را  در هم  شكند،  نيروهائي‌ كه  ميان  اشـخاص  و  شـنيدن  كلام  خدا،  ميان  مردمان  و  آگاهي  از  آنچه  خدا  نازل  كرده  است‌،  ميان  ا‌نسانها  و  هدايت‌،  و  همچنين  ميان  ا‌نسانها  و  آزادي  و  رهائي  از  بندگي  و  پرستش  بـندگان‌،  حـائل  و  مانع  مي‌گردند،  و  مردمان  را  به  بندگي  و  پرستش  غـير  خدا  وامي‌دارند...  اسلام  هنگامي‌ كه  اين  نيروها  را  درهم  كوبيد،  و  وقتي ‌كـه  ايـن‌ گــردنه‌ها  و  مـانعها  را  زدود  و  برطرف  نمود،  افراد  و  اشخاص  -  با  هر  عقيده‌اي ‌كه  دارند  -  تحت  حمايت  و  حفاظت  او  در  امن  و  امان  خواهند  بود.  آنان  را  آگاه  مـي‌كند  و  ايشـان  را  نـمي‌ترساند  و  وادار  نمي‌گرداند  و  نمي‌كشد.  گذشته  از  اين  از  ايشان  حمايت  و  حفاظت  و  مراقبت  مي‌نمايد  تا  بـه  مـحلّ  امـن  خـود  مي‌رسند...  همۀ  اين  كارها  وقتي  صورت  مـي‌گيرد  كـه  آنـــان  بـرنامۀ  يـزدان  را  نـمي‌پذيرند  و  آن  را  مـردود  مي‌شمارند!  

در كرۀ  زمين  امروزه  سيستمها  و  رژيمها  و  بـرنامه‌ها  و  پروژه‌ها  و  اوضاع  و  احوالي  است  كه  سـاختار  بـندگان  هستند.  در  آنها كسي‌ كه  با  آنها  مخالفت  ورزد،  بر  جان  و  مال  و  ناموس  خود،  و  بر  يك  چيز  مقدّسي  از  مقّدسات  انسان  ايمن  نيست‌!  با  وجود  اي