نگذاريها)  داراي  حكمت  فراوان  است‌.(توبه/13-15)

اين‌ كارهاي  بغرنج  و گرفتاريهاي  پر  رنج  و  محيط  لبريز  از  نيرنگ  مي‌طلبيد  كه  بر اساس  عـقيده  جدائـي  كامل  حاصل‌ گردد،  و  پايداري  در  برابر  ا‌حساسات  هر  دو  تاي  قرابت  و  مصلحت  به  محكّ  تجربه  زده  شود،  و  اخـتيار  گزينش  قرابت  و  مصلحت‌،  يا  انتخاب  خدا  و  پيغمبرش  و  جهاد  در  راه  يزدان‌،  بديشان  عـطاء  مي‌گردد،  و  بدين  وسيله  ايزد  متعال  مسلمانان  را  بر  سر  دو  راهۀ  جدائـي  حقّ  و  باطل  نگاه  مي‌دارد:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آبَاءَكُمْ وَإِخْوَانَكُمْ أَوْلِيَاءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الإيمَانِ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (٢٣)قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ) (٢٤)

اي  مؤمنان‌!  پدران  و  برادران  (‌و  هـمسران  و  فرزندان  و  هر  يك  از  خويشـاوندان  ديگر)  را  ياوران  خود  نگيريد  (‌و  تكيه‌گاه  و  دوست  خود  نـدانيد)  اگر  كفر  را  بـر  ايمان  ترجيح  دهند  (‌و  بي‌ديني  از  دينداري  در  نزدشان  عزيزتر  و  گرامي‌تر  باشد)‌.  كساني  كه  از  شما  ايشـان  را  ياور  و  مددكار  خود  كنند  مسلّماً  ستمگرند.  بگو:  اگر  پـدران  و  مادران  و  فرزندان  و  برادران  و  همسران  و  قوم  و  قبيلۀ  شما،  و  اموالي  كه  فراچنگش  آورده‌ايـد،  و  بـازر‌گاني  و  تجارتي  كه  از  بي‌بازاري  و  بـي‌رونقي  آن  مـي‌تر‌سيد،  و  منازلي  كه  مورد  علاقۀ  شـما  است‌،  ايـنها  در  نظرتان  از  خدا  و  پيغمبرش  و  جهاد  در  راه  او  محبوب‌تر  با‌شد،  در  انتظار  باشيد  كه  خداوند  كار  خود  را  مي‏‎كند  (‌و  عذاب  خويش  را  فرو  مي‌فرستد)‌.  خداوند  كسان  نافرمانبردار  را  (‌به  راه  سعادت‌)  هدايت  مي‌نمايد.(‌توبه  /23و24)

  اين  اوضاع  و  احوال  بهم ‌آميخته  مي‌طلبيد  كه  مسلمانان  به  مدد  و  ياري  خدا  در  موارد  و  جـايگاه‌هاي  ‌بسياري  تذكّر  داده  شوند.  نزديك‌ترين  اين  مـوارد  و  جا‌‌يگاه‌ها  جنگ  حنين  است‌ كه  در  آن  مسلمانان  شكست  خوردند  و گريختند  و  جز  خدا كه  با  سپاهيان  خود  و  با  استوار  و  پابرجاي  داشتن  پيغمبر  خود  ايشان  را كمك‌ كرد  و  پيروز  نمود،  كسي  به  ياري  آنان  نشتافت‌:

(لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئًا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الأرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ (٢٥)ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنْزَلَ جُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ) (٢٦)

خداوند  شما  را  در  مواقع  زيادي  ياري  كرده  است  و  (‌به  سبب  نيروي  ايمان  بر  دشمنان  پيروز  گردانـده  است‌،  و  از  جمله‌)  در  جنگ  حنين  (‌كه  در  روز  شنبه،  شانزدهم  شوال  سال  هشتم  هجري‌،  مـيان  شـما  كه  ١٢٠٠٠  نفر  بوديد،  و  ميان  قبائل  ثقيف  و  هوازن  مشرك  كه4000  نفر  بودند  در گرفت،  و  شما  به  كثرت  خود  و  قلّت  دشمنان  مغرور  شديد  و  خداوند  شما  را  در  اوائل  امر  به  خود  رها  كرد  و  دشمنـان  بر  شما  چيره  شدند)  بدانگاه  ‌كه  فروني  خودتان  شمـا  را  به  اعجاب  انداخت  (‌و  فريفته  و  مـغرور  انبوه  لشكر  شديد)  ولي  آن  لشكريان  فراوان  اصـلاً  بـه  كار  شما  نيامدند  (‌و  گره  از  كارتان  نگشادند)  و  زمين  با  همه  وسعتش  بر  شما  تنگ  شد.  و  از  آن  پس  پشت  كرديد  و  پاي  به  فرار  نهاديد.  سپس  (‌عنايت  خدا  دربرتان  گرفت  و)  خداوند  آرامش  خود  را  نصيب  پـيغمبرش  و  مـؤمنان  گرداند  و  لشكرهـائي  را  (‌از  فرشتگان  براي  تـقويت  قلب  مسلمانان‌)  فرو  فرستاد  كه  شما  ايشان  را  نـمي‌ديديد،  و  (‌پــيروز  شـديد  و  دشـمنان  شكست  خوردند،  و  بـدين  وسيله‌)  كافران  را  مجازات  كرد،  و  اين  است  كيفر  كافران  (‌در  اين  جهان‌،  و  عذاب  آخرت  هم  بـه  جـاي  خود  بـاقي  است‌)‌. (‌توبه /25و26) 

 سرانجام  اين  جـامعۀ  مـختلط  از  دسـته‌ها  و  گـروه‌هاي  باايمان  و  بي‌ايمان‌،  و  خواستهاي  جوراجور  اينان  و  آنان‌،  مي‌طلبيد  كه  يزدان  مسلمانان  را  از  ناحيۀ  رزق  و  روزي  اطمينان  بخشد.  چرا كه  آنان  بر  اثر  بي‌رونقي  مواسـم  و  تعطيل  تجارت  سخت  نگران  رزق  و  روزي  بودند،  ولی  خدا  بديشان  تـذكّر  داد كـه  رزق  و  روزي  واگـذار  بـه  مشيّت  و  خواست  خدا  است  نه  بـدين  اسـباب  و  عـلل  ظاهري  و  پيدائي  كه  شما  گمان  مي‌بريد:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شَاءَ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ) (٢٨)

اي  كساني  كه  ايمان  آورده‌ايـد!  بيگمان  مشـركان  (‌بـه  سبب  كفر  و  سركشان،  از  لحاظ  عقيده‌)  پليدند.  لذا  نبايد  پس  از  امسال  (‌كه  نهم  هجري  است‌)  بـه  مسـجدالحرام  وارد  شوند.  اگر  (‌بر  اثر  قطع  تجارت  آنان  با  شما)  از  فقر  مي‌ترسيد  (‌نترسيد  كه‌)  خداوند  اگر  بخواهد  شـما  را  بـه  فضل  و  رحمت  خود  (‌از  خلق  و  از  مشـركان‌)  بـي‌نياز  مـي‌گردانــد؛  چرا  كه  خدا  آگـاه  (‌از  كـار  شـما  و  بـراي  برگرداندن  آن‌)  داراي  كمال  عنايت  و  حكمت  است‌.

اين  تأكيدها  و  بيان‌ها،  و  اين  پـيامها  و  اشـاره‌ها،  و  ايـن  برانگيختنها  و  تحريك ‌كردنها،  و  اين  حمله‌هاي  طولاني  و  يورشهاي‌ گوناگون‌،  با  اسلوبها  و  شيوه‌هاي  جوراجور،  همه  و  همه  -  همان‌ گونه ‌كه ‌گفتيم  -  بيانگر  حالت  جامعۀ  اسلامي  پس  از  فتح  مكّه  است‌،  و  اشاره  دارد  به  داخـل  شدن  عناصر  جديد  بسياري  به  دائرۀ  اسلام‌،  و گسترش 

 افقي  سريع  و  تندي‌ كه  دسته‌ها  و گروههائي  را  به  جامعۀ  اسلامي  سرازير كرد،  دسته‌ها  و گروههائي  كه  هـنوز  با  قالب  اسلامي  قالبگيري  و  آراسـته  و  پـيراسـته  نشـده  بودند...  اگر  جامعۀ  مدينه  با  گذشت  زمان  طولاني‌،  و  با  تربيت  طولاني‌،  به  درجه‌اي  از  استواري  و  پـايداري  و  استقرار  و  استحكام  و  خلوص  و  يكرنگي  و  وضـوح  و  روشني  نــرسيده  بـود،  ايـن  پـديده‌ها  و  نـمادها  باعث  برانگيختن  خطر  بزرگي  بر  ضـدّ  هستي  خود  اسلام  مي‌شدند،  همان‌ گونه  كه  پيش  از  اين  بارها  بيان  داشته‌ايم‌.  اينـك  بدين  اندازه  از  سخن  همگاني  دربارۀ  اين  مـقطع  پيش