بَعَةَ أَشْهُرٍ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّهِ وَأَنَّ اللَّهَ مُخْزِي الْكَافِرِينَ) (٢)

پس  (‌اي  مؤمنان‌!  به  كافران  بگوئيد:‌)  آزادانه  چهار  مـاه  در  زمين  بگرديد  (‌و  از  آغاز  عيد  قربان  سال  نهم  هجري‌،  يعني  روز  دهم  ذي‌الحجّۀ  همان  سال‌،  تا  روز  دهم  مـاه  ربيـع‌الآخر  سال  بعدي‌،  يعني  سال  دهم  هـجري‌،  بـه  هـر  كجا  كه  مي‌خواهيد  برويد  و  بگرديد)  و  بدانيد  كه  شما  (‌در  همه  حال  و  همه  آن‌،  مغلوب  قدرت  خدائيد  و  از  د‌ست  او  نجات  پيدا  نمي‌كنيد  و)  هرگز  نميتوانيد  خدا  را  درمـانده  كـنيد،  و  بيگمان  خـداونـد  كافران  را  خوار  و  رسـوا  مي‌سازد.(توبه  /  ٢) 

(فَإِنْ تُبْتُمْ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّهِ وَبَشِّرِ الَّذِينَ كَفَرُوا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ )(٣)

 (‌اي  مشركان  عهدشكن  بدانيد  كه‌)  اگر  توبه  كرديد  (‌و  از  شرك  قائل  شدن  براي  خدا  بـرگشتيد)  ايـن  بـرای  شما  بهتر  است‌،  و  اگر  سرپيچي  كرديد  (‌و  بـر  كفر  و  شـرك  خود  ماندگار  مانديد)  بدانيد  كه  شما  نمي‌توانيد  ‌خد‌اي  را  درمـانده  داريـد  و  (‌خـويشتن  را  از  قـلمرو  قدرت  و  فرماندهي  او  بيرون  سازيد.  اي  پيغمبر!  همۀ‌)  كافران  را  به  عذاب  عظيم  و  سخت  دردناكي  مژده  بده‌.(‌توبه  /  ٣) 

 اين  امور  تنيده  و  پديده‌هاي  پيچيده  مي‌طلبيد كه  ديگر  مشركان  را  با  خدا  و  رسول  عهدي  و  پـيماني  نماند  مگر كساني‌ كه  عهد  و  پيمان  بسته‌اند  و  بر  سر  عـهد  و  پيمان  مانده‌اند،‌ كه  در  اين  صورت  با  آنان  مدّت  پيمان  مراعات  مي‌گردد  مـادام ‌كـه  عـهدشكني  نكـنند  -  به  مؤمنان  نيز  تذكّر  داده  مي‌شود  كه  مشركان  با  ايشان  عهد  و  پيماني  نگاه  نمي‌دارند  و  در  نظر  گيرند،  و  بدشان  نمي‌آيد  از  اين  كه  اگر  بتوانند  كـاري  بر  سـر  مؤمنان  بياورند كه  نگو.  همچنين  كـفر كـافرا‌ن  به  تـصوير  زده  مي‌شود،  و  دروغگوئي  ايشان  پيش  چشـم  داشته  مي‌شود،  در  محبّتهائي‌ كه  چه  بسا گاه‌گاهي  در  حقّ  مؤمنان  از  خود  نشان  بدهند،  بدان  هنگام  كه  مؤمنان  نيرومند  و  چـيره  باشند:

(كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ (٧)كَيْفَ وَإِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلا وَلا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ (٨)اشْتَرَوْا بِآيَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلا فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِهِ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (٩)لا يَرْقُبُونَ فِي مُؤْمِنٍ إِلا وَلا ذِمَّةً وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُعْتَدُونَ) (١٠)

 چگونه  بـراي  مشـركاني  (‌كــه  بارها  پـيمان  خود  را  شكسته‌اند)  در  پـيش  خدا  و  پيغمبرش  عـهد  و  پـيماني  محترم  شمرده  مي‌شود؟  مگر  عهد  و  پيمان  كسـاني  (‌از  قبائل  عرب‌)  كه  در  كنار  مسجدالحرام  بـا  ايشـان  پيمان  بستيد  (‌و  آنان  بر  پيمان  خود  ماندگار  ماندند)‌.  مادام  كه  ايشان  در  برابر  شما  راست  و  وفادار  بـاشند،  شـما  نـيز  نسبت  بديشان  راست  و  وفـادار  بـاشيد  و  عـهد  خود  را  نگاه  داريد.  بيگمان  خداوند  پرهيزگاران  (‌وفـا  كننده  بـه  عهد  و  پيمان‌)  را  دوست  مي‌دارد.  چگونه  (‌عهد  و  پيمان  با  شما  را  مراعات  مـي‌دارنـد؟  هرگز!  بلكه‌)  اگر  بـر  شـما  پيروز  شوند،  نه  خويشاوندي  را  در  نظر  مي‏‎گيرند  و  نـه  عهدي  را  مراعات  مي‌دارند  (‌و  در  نابودي  شما  همۀ  توان  خود  را  بكار  مي‏‎گيرند.  اگر  پيروزي  با  شما  باشد)  آنان  با  سخنان  (‌زيبا  و  شيرين‌)  خود  شما  را  راضي  و  خشنود  مي‌دارند.  ولي  دلهايشان  (‌با  زبانهايشان  همآوا  نيست  و  اندرونشان  از  كينۀ  شما  لبريز  است  و  از  اذعان  و  اقرار  بدانـچه  مـي‌گويند)  ابـا  دارد.  (‌و  عهد  و  پيمان  را  نگاه  نمي‌دارند)‌.  آنان  آيات  (‌خواندني  قرآن  و  ديدني  جهان‌)  خدا  را  به  بهاي  اندك  (‌كالا  و  متاع  دنيوي‌)  فروخته‌انـد  و  از  راه  خدا  بازمانده‌اند  و  ديگران  را  نيز  بـازداشـته‌انـد.  آنان  كار  بسيار  بدي  كرده‌اند.  آنان  (‌نه  تنها  دربارۀ  شما،  بلكه‌)  دربارۀ  هيچ  فرد  باايماني  رعايت  خويشاوندي  و  پيمان  را  نمي‌كنند  و  ايشان  تجاوز  پيشه‌اند  (‌و  عهدشكني  و  تعدّي‌،  بيماري  مزمني  براي  آنان  گشته  است‌)‌.(توبه/7-10)

همچنين  اوضاع  و  احوال  مي‌طلبيد  كه  خاطره‌ها  و  يادهاي  تلخ  و  ناگوار  در  ذهن  و  مغز  مسلمانان  برانگيخته  شود،  و  احساس  خشم  و  انتقام  به  جوش  و  خروش  انداخته  شود،  و  سينه‌ها  از كينه‌هاي  د‌شمنان  مسلمانان  و  دشمنان  خدا  و  دين  خدا  لبريز گردد  و  انگيزۀ  توفندگي  بر  ضدّ  همچون  دشمناني  شود:

(أَلا تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ وَهَمُّوا بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُمْ بَدَءُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (١٣)قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ (١٤)وَيُذْهِبْ غَيْظَ قُلُوبِهِمْ وَيَتُوبُ اللَّهُ عَلَى مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ) (١٥)

آيا  با  مردماني  نمي‌جنگيد  كه  پيمانهاي  خود  را  (‌مكرراً‌)  شكسته‌اند  و  (‌قبلاً  نـيز  ايشـان  بـودند  كه‌)  تـصميم  بـه  اخراج  پيغمبر  (‌از  مكّه‌)  گرفته‌اند  و  (‌هم  ايشان  بودند  كه‌)  نخستين  بار  (‌اذيّت  و  آزار  و  تجاوز  و  تعدّي  بـه  جـان  و  مال‌)  شما  را  آغاز  كرده‌اند؟  آيا  از  ايشان  مي‌ترسيد  (‌و  به  جنگ  آنان  نمي‌رويد؟‌)‌.  در  صورتي  كه  سـزاوارتـر  آن  است  كه  از  خدا  بترسيد  (‌و  ار  كيفر  نافرماني  او  بهراسيد)  اگر  واقعاً  ايمان  داريـد  (‌و  مـؤمنان  راستين  هستيد.  اي  مؤمنان‌!)  با  آن  كافران  بجنگيد  تا  خدا  آنـان  را  بـا  دست  شما  عذاب  كند  و  خوارشـان  دارد  و  شما  را  بـر  ايشـان  پيروز  گرداند  و  (‌با  فتح  و  پپروزي  مؤمنان  بـر  كـافران‌)  سينه‌هـاي  اهل  ايمان  را  شفاء  بخشد  (‌و  بر  دلهاي  زخمي  ايشان  مرهم  نهد  و  درد  ديـرينۀ  اذيّت  و  آزار  كفّار  را  از  درون  آنان  بزدايد)‌.  و  كينه  را  از  دلهـايشان  بـردارد  (‌و  شادي  پيروزي  را  جايگزين  آن  گرداند.  همه  بايد  بدانـند  كه‌)  خداوند  تـوبۀ  هـر  كس  را  بـخواهـد  (‌و  شـايسته‌اش  بداند)  مي‌پذيرد  (‌و  لذا  كافران  مـي‌توانـند  تا  ديـر  نشـده  است  از  كفر  دست  بكشند  و  بــه  ســوي  خدا  برگردند  و  اسلام  را  بپذيرند)‌.  خداوند  آگاه  (‌از  كار  و  بار  بندگان،  و  در  قان