دي  ايشان  بـه  مـرور  زمـان  بدون  عمليّات  سخت  و  زمخت  جـنگ  هـم  بـه  اسـلام  بگروند،  پس  جــنگ  چـــرا؟‌..  ولي  يــزدان  سـبحان  مي‌خواست  پيوند  همايش  و  رابطۀ ‌گردهمآئي  تـنها  بـر  عقيده  استوار  و  برقرار گردد،  و  جزيره العر‌ب  كاملاً  در  اختيار  اسلام  قرار گيرد،  و  سرتاسر  آنجا  پـايگاه  امـيني  براي  آن  شود.  خدا  مي‌دانست  كه  روميان  در  بلنديهاي  شام  در  انديشۀ  توطئه  و  در  فكــر  چـاره‌سازي  اسـلام  هستند،  همان‌ گونه  كه  خواهد  آمد!

در  جامعۀ  اسلامي  افراد‌ي  بودند كه  -  چه  بسا  برخي  از  آنان  از  بــزرگان  مسـلمانان  و  بـرگزيدگان  ايشـان  هـم  بوده‌اند  -  از  كساد  و  بي‌بازاري  و  بي‌رونقي  كـالاها  و  كــارهاي  خـود  مـي‌ترسيدند،  كسـاد  و  بـي‌بازاري  و  بي‌رونقي‌اي  كه  به  دنبال  تعطيل  شدن  روابط  تجاري  و  اقتصادي  در  نواحی  جزيرة العرب  به  سبب  اعلان  جنگ  همگاني  با  جملگي  مشركان‌،  و  تأثير  آن  در  موسم  حجّ‌،  مخصوصاً  بعد  از  اعلان  ايـن ‌كـه  پس  از  امسـال  هـيچ  مشركي  نبايد  به  حجّ  بيايد،  و  مشركان  نبايد  مساجد  خدا  را  تعمير  و  آباد كنند،  انتظار  آن  را  داشتند كه  روي  دهد.  وقتي‌ كه  چنين‌ كساني  به  اين  امر  عدم  ضرورت  اين  گام  را  مي‌افزودند،  و  رسيدن  به  اين  هدف  را  در  دير  زمان  از راه  صـلح  و  سـاز  مـمـكن  مـي‌ديدند،  بـيشتر  پـريشان  مي‌گرديدند...  امّا  يـزدان  سبحان  مـي‌خواست  پـيوند  همايش  و  رابطۀ ‌گردهمآئي  تـنها  بر  عـقيده  اسـتوار  و  برقرار گردد،  و  عقيده  در  معيارها  و  مـيزانـهاي  دلهـاي  ايماندار  از  هر  چيز  ديگري  برتر  و  فراتـر  بـاشد.  حـتّي  بالاتر  و  والاتر  باشد  از  خويشاونديها  و  دوستيها،  و  از  منافع  و  مصالح‌،  از  ديگر  سو  يزدان  جهان  مـي‌خواست  بدانان  بياموزد كه  تنها  رازق  و  روزي‌رسان  او  است  و  بس‌،  و  اين  اسباب  و  علل  ظاهري  رزق  و  روزي‌،  يگانه  اسباب  و  عللي  نيستند كه  خدا  با  قـدرت  خـود  آنـها  را  براي  كسب  رزق  و  روزي  در  اختيارشان  قرار  دهـد،  و  آنان  جز  از  راه  اين  اسـباب  و  عـلل  رزق  و  روزي  بـه  دست  نياورند.

در  جامعۀ  اسلامي‌،  سست  دلان‌،  شكّ  كنندگان‌،  مـؤلّفة القلوب‌،  منافقان‌،  و  جز  آنان  كسان  ديگري  هم  بودند  كه  دسته  دسته  داخل  دائرۀ  اسلام  شده  بودند  و  هنوز  با  قالب  اسلامي  قالبگيري  و  ساخته  و  پرداخته  نشده  بودند  و  از  جنگ  با  همۀ  مشركان  بر  خود  مي‌لرزيدند  و  از كساد كـار  و  بي‌رونقي  بازار  مي‌ترسيدند،  كسا‌د  و  بي‌رونقي‌اي  كه  از  تعطيل  مواسم  و  مراسم‌،  و  از كمي  امن  و  امان  و  قلّت  امنيّت  در  تجارت  و  كـوچك  و گسيختن  پـيوندها  و  پيوستگها  و  روابط  خويشاوندي‌،  حـاصل  مـي‌گرديد.  همچنين  از  وظائف  و  تكاليف  و  سختيها  و  دشواريـهاي  جاني  و  مالي  جهاد  همگاني  هراس  داشتند،  و  در  درون  خود  انگيزه اي  براي  تحمّل  همۀ  اينها  نداشتند.  آنان  وارد  دائرۀ  اسلامي  شده  بودند كه  غالب  و  چيره  و  مستقرّ  بود.  دخول  در  چنين  اسلامي  معاملۀ  پرسودي  بود كه  خرج  و  رنج  چنداني  نداشت ...  امّا  اين  يكي‌ كه  آنـان  را  بدان  مـي‌خوانـند،  و  جـهاد  هـمگاني  با  جـملگي  مشـركان  مي‌نامند،  ايشان  را  با  اين  چه ‌كار؟‌)  مگر  نه  اين  است ‌كه  ايشان  تازه  با  اسـلام  و  وظـائف  آن  آشـنا  شـده‌انـد؟‌!  خدا‌وند  سبحان  مـي‌خوا‌ست  صفها  و  دلها  را  سره  و  خالص  كند.  اين  است ‌كه  به  مسلمانان  مي‌فرمود:

(أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَكُوا وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنْكُمْ وَلَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلا رَسُولِهِ وَلا الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ) (١٦)

آيا  گمان  مي‌بريد  كه  به  حال  خود  رها  مي‌شويد  (‌و  مورد  آزمايش  بـه  وسـيلۀ  جـهاد  و  غيره  قرار  نمي‌گيريد)  و  خداوند  به  مردم  نمي‌شناساند  كساني  از  شما  را  كـه  بـه  جهاد  برخاسته‌اند  و  به  غير  از  خدا  و  پيغمبر  و  مؤمنان‌،  دوست  نزديكي  و  محرم  اسراري  براي  خود  نگرفته‌اند؟  خداوند  از  همۀ  اعمالتان  آگاه  است  (‌و  پـاداش  رفتار  و  

كردارتان  را  به  تمام  و  كمال  مي‌دهد)‌.  (‌توبه / 16)

  اين  رخدادها  و  پديده‌هاي  پيچيده‌،  و  ايـن  پـيشآمدها  و  خواستهاي  تنيده‌،  در  جامعۀ  مسلمان  مختلط  -  بعد  از  فتح  مكّه  -  مقتضي  و  خواستار  ايـن  چـنين‌ گـفتار  دراز  مفصّلي  است‌ كه  در  اين  مقطع  بـا  شـيوه‌ها  و  پـيامها  و  اشاره‌هاي  گوناگون  و  جوراجور  مطرح  گردد،  تا  بـا  آن  اين  ته‌نـشستها  و  رسوبات  درونها،  و  اين  ناهمگونيها  و  ناموزونيهاي  صفها،  و  اين  شبهه‌ها  و  ترديدهاي  موجود  حتّي  در  دلهاي  برخي  از  مسـلمانان  مـخلص‌،  زدوده  و  چاره‌جوئي  گردد.اين  چيزها  مي‌طلبيد كه  سورۀ  توبه  آغاز گردد  با  ايـن  اعلان  همگاني  مـتضمّن  بيزاري  خـدا  و  پـيغمبرش  از  مشركان‌،  و  اين  اعلان  بيزاري  از  جانب  خدا  و  پيغمبرش  آن  هم  بس  يك  آيه  با  همان  شدّت  و  حدّت  و  با  همان  نغمۀ  بلند  و  فرياد  رسا  تكرار  شود،  تا  دل  باايـماني  بر  پيوند  و  رابطۀ  با  قومي  نماند كه  خدا  و  پيغمبرش  از  آن  قوم  بيزاري  جسته‌اند  و  دوري  گزيده‌اند:

(بَرَاءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ) (١)

 (‌اين‌،  اعلام‌)  بيزاري  خداوند  بر  پيغمبرش  از  مشـركاني  است  كه  شما  (‌مؤمنان  توسّط  فرستادۀ  خدا،  فرمانده  كلّ  قوا)  با  آنان  پيمان  بسته‌ايد  (‌و  ايشـان  آن  را  بـه  دلخواه  شكسته‌اند  و  به  دشمنان  اسـلام  پيوسته‌انـد.  بـه  آنـان  چهار  ماه  فرصت  داده  مي‌شود  كه  در  اين  فاصله  يا  بـه  اسلام  بگروند،  يا  سرزمين  عربستان  را  ترك  كنند،  و  يا  اين  كه  آمـادۀ  نبرد  با  مسلمانان  شوند)‌. (‌توبه  /  1)  

(وَأَذَانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الأكْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَرَسُولُهُ).

 اين  اعلامي  است  از  سوي  خدا  و  پيغمبرش  به  همۀ  مردم  (‌كــه  در  اجـتماع  ســـالانـۀ  ايشــان  در  مكّــه‌)  در  روز  بزرگ‌ترين  حجّ  (‌يعني  عيد  قربان‌،  تـوسّط  امـيرمؤمنان  علي‌بن‌ابي‌طالب  و  به  امير  الحاجي  ابوبكر  صدّيق‌،  بـر  همگان  خوانده  مي‌شود)  كه  خدا  و  پيغمبرش  از  مشركان  بيزارند  و  (‌عهد  و  پيمان  كافران  خائن  را  ارج  نمي‏‎گذارند.  (‌توبه  /  ٣) 

 اين  مسائل  و  مشاكل  مي‌طلبيد  مؤمنان  را  اطمينان  داد،  و  مشركان  را  به  هراس  انـداخت‌،  بـدين  خـبر كـه  يـزدان  كافرا‌ن  را  خوار  و  رسوا  مي‌كند،  و كساني‌ كه  پشت  مي‌كنند  و  مـي‌روند  و  اسـلام  را  نمي‌پذيرند،  خـدا  را  درمــانده  نـمي‌كنند  و  از  عقاب  او  خـويشتن  را  رهـا  نمي‌سازند  و  راه  گريزي  از  آن  ندارند:

(فَسِيحُوا فِي الأرْضِ أَر