ْنَ وَفِيهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَجُونَ). 
(‌آدم‌،  نیای  نخستین‌)  شما  را  آفریدیم  و  سپس  صورتگری  کردیم‌.  بعد  از  آن  به  فرشتگان  (‌و  از  جمله  ابلیس  که  در  صف  آنان  قــرار  داشت‌،  ولی  از  ایشـان  نـبود)  گفتیم‌:  بـرای  آدم  سجدۀ  (‌خضوع  و  خشوع‌)  کنید  (‌و  بزرگ  و  گرامیش  دارید)‌.  پس  (‌همۀ  فرشتگان  به  فرمان  یزدان‌)  سجده  کردند  (‌و  تعظیم  و  تکریم  بجای  آوردند)  مگر  ابلیس  که  (‌از  جنّیان  بود  و  فرمان  نبرد  و)  سجده  نکرد.  (‌خداوند  بـه  او)  گفت‌:  چـه  چیز  تـو  را  بازداشت  از  این  که  سجده  ببری‌،  وقتی  که  من  به  تو  دستور  (‌تعظیم  و  تواضع  برای  آدم‌)  داده‌ام‌؟  (‌ابلیس  از  روی  عناد  و  تکـبّر  پـاسخ‌)  گفت‌:  مـن  از  او  بـهترم‌.  چرا  که  مـرا  از  آتش  آفریده‌ای  و  او  را  از  خاک‌.  (‌و  آتش  کجا  و  خاک  كجا!  خداوند  بدو)  گفت‌:  پس  از  این  (‌بهشت  یا  بهشت  زمـینی‌،  یـا  از  مـیان  فرشتگان،  و  یا  از  این  منزلت  و  مرتبت‌)  فرود  آی‌!  تو  را  نرسد  که  در  این  (‌مکان  دل‌آرا،  و  جایگاه  والا،  نافرمانی  کنّی  و)  تکبّر  ورزی‌.  پس  بیرون  رو،  تو  از  زمرۀ  خوارانی  (‌و  جای  تـو  در  میان  اشرار  است‌،  نه  در  میان  اخیار.  اهریمن‌)  گفت‌:  مـرا  تـا  روزی  مهلت  ده  و  زنده  بدار  که  (‌قیامت  نام  است  و  مـردمان  در  آن  زنـده  مـی‌شوند  و  از  گورها)  برانگیخته  مـی‌گردند.  (‌خداوند)  گفت‌:  تو  از  زمرۀ  مهلت  یافتگانی  (‌و  مـدّتهای  مـدید  در  زمین  ماندگار  می‌مانی‌.  اهریمن‌)  گفت‌:  بدان  سبب  كه  مرا  گمراه  داشتی‌،  مـن  بـر  سـر  راه  مسـتقیم  تـو  در  کمین  آنـان  می‌نشینم  (‌و  با  هر  گونه  وسائل  ممکن  در  گمراهی  ایشـان  می‌کوشم‌)‌.  سپس  از  پیش  رو  و  از  طرف  راست  و  از  طرف  چپ  (‌و  از  هر  جهت  که  بتوانـم‌)  بـه  سـراغ  ایشـان  مـی‌روم  و  (گمراهشان  می‌سازم  و  از  راه  حقّ  منحرفشان  مـی‌نمایم‌.  تـا  بدانجا  که‌)  بـیشتر  آنـان  را  (‌مؤمن  بـه  خود  و)  سپاسگزار  نخواهی  یافت‌.  (‌خداوند)  گفت‌:  خوار  و  حقیر  و  رانده  و  ذلیـل  از  ایـن  (‌جـایگاه  قـدس  و  قـدسیان‌)  بـیرون  رو.  سوگند  می‌خورم‌،  دورخ  را  از  تو  و  از  همۀ  کسانی  پر  می‌سازم  که  از  تو  پیروی  کنند.  ای  آدم‌،  تو  و  همسرت  در  بـهشت  سـاکن  شوید  و  در  هر  کجا  که  خواستید  (‌بگردید  و  از  نعمتهای  آن‌)  بخورید،  ولی  به  این  درخت‌،  نزدیک  نشوید  (‌و  از  آن  نخورید،  که  اگر  چنین  کنید)  از  زمرۀ  ستمکاران  خواهـید  شـد.  سـپس  اهریمن  آنان  را  وسوسه  کرد  تا  (‌مخالفت  با  فرمان  خدا  را  در  نظرشان  بیاراید  و  لباسهایشان  را  از  تن  بدر  آورد  و  برهنه  و  عریانشان  سازد)  و  عورات  نــهان  از  دیـدۀ  آنـان  را  بـدیشان  بنماید،  و  (‌بدین  منظور)  گفت‌:  پـروردگارتان  شـما  را  از  ایـن  درخت  بازنداشته  است‌،  مگر  بـدان  خـاطر  که  (‌اگر  از  ایـن  درخت  بـخورید)  دو  فرشته  می‌شوید،  و  یا  این  که  (‌جاودانه  می‌گردید  و)  از  زمرۀ  جاویدانان  (‌در  این  سرا)  خواهید  شد.  و  برای  آنان  بارها  سوگند  خورد  که  من  خیرخواه  شما  هستم‌.  پس  آرام  آرام  آنان  را  با  مکر  و  فریب  (‌به  سـوی  نـافرمانی  و  خـوردن  از  آن  درخت‌)  کشـید.  هنگامی  کــه  از  آن  درخت  چشـیدند،  عـورات  خویش  را  بـدیدند،  و  (‌بـرای  پـوشاندن  شرمگاه‌های  خود)  شروع  به  جمع‌آوری  برگهای  (‌درختان‌)  بهشت  کردند  و  آنها  را  بر  خود  افکندند.  پـروردگارشان  (‌بـه سرزنش  ایشان  پرداخت  و  خطاکاری  آنان  را  متذکّر  شـد  و)  فریادشان  زد  که  آیا  شما  را  از  آن  درخت  نـهی  نکـردم  و  بـه  شما  نگفتم  که  اهریمن  دشمن  آشکارتان  است  (‌و  خیر  شما  را  نـمی‌خواهـد؟  آدم  و  هـمسرش‌،  دست  دعـا  بـه  سـوی  خدا  برداشتند  و)  گفتند:  پروردگارا!  مـا  (‌بـا  نـافرمانی  از  تـو)  بر  خویشتن  ستم  کرده‌ایم  و  اگر  ما  را  نبخشی  و  بر  ما  رحم  نکنی  از  زیانکاران  خواهیم  بود.  (‌خداوند  خطاب  به  آدم  و  حواء  و  ابلیس‌)  گفت‌:  (‌از  این  جایگاه  والا)  پائین  روید.  برخی  دشـمن  برخی  خواهید  بود.  در  زمین  تا  روزگاری  استقرار  خواهـید  داشت  و  (‌از  نعمتهای  آن‌)  بهره‌مند  خواهید  شـد.  (‌خداونـد)  گفت‌:  در  زمین  (‌تولید  نسل  می‌کنید  و)  زندگی  بسر  می‌برید  و  در  آن  می‌میرید  (‌و  دفن  می‌شوید)  و  از  آن  (‌هنگام  رستاخیز  زنده  می‌گردید  و)  بیرون  می‌آ‌ئید.     (اعراف/11-25)  
با  نمایش  این  صحنه‌،  از  همان  سرآغاز  حرکت ‌کاروان  بشریّت،  فرجام  سراسر کوچ  مشخّص  می‌گردد،  و  فرجام  همۀ  کوچندگان  معیّن  می‌شود...  پیشقراولان  این  پـیکار  بزرگ  پدیدار  می‌گردند.  پیکار  بزرگی  که  میان  ایـن  دشمن  که  دشمنانگی  خود  را  آشکارا  سـر  داده  است‌،  و  میان  همۀ  فرزندان  و  زادگان  آ‌دم‌،  در  طول  کوچ  برقرار  و  شعلۀ  آن  فروزان  است‌...  جملگي  نقطه‌های  ضعفی‌ که  در  این  پدیدۀ  انسـان  نـام  است‌،  و  همچنین  راه‌هائی  که  اهریمن  از  آ‌نجاها  می‌تواند  سرک  بکشد  و  نـفوذ کند،  آشکار  و  جلوه‌گر  می‌گردد.
از  اینجا  است  که  روند  قرآ‌نی  از  این  صحنه‌،  مـناسبتی  برای  پیرو  طولانی  پيدا می‌کند،  و  در  این  پیرو،  بیم‌دادنها  و  برحذر  داشتنها  و  بیدار  بـاشها  و  هوشیارباشهائی  را  پیش  می‌کشد...  آ‌دمیزادگان  را  از  جریانی  که  از  سوی  این  دشمن‌ کینه‌توز  برای  پدر  و  مادرشان  پـیش  آمده  است‌،  بیم  می‌دهد...  در  پرتو  این  صحنه‌ای  که  اهریمن  در  آن  رویاروی  آدم  و  همسرش‌،  یـعنی  پد‌ر  و  مادر  انسانها،  می‌ایستد  و  می‌رزمد،  و  در  پرتو  نتیجه‌ای  که  مرحلۀ  نخستین  پیکار  بدان  انجامیده  است‌،  روند  قرآنی  رو  به  آ‌دمیزادگان  مـی‌کند  و  ایشـان  را  مـخاطب  قـرار  می‌دهد  و  آنان  را  پـند  و  بیم  مـی‌دهد،  و  ایشـان  را  از  سرنوشتی  همچون  این  سرنوشت  برحذر  می‌دارد:
(يَابَنِي آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاساً يُوَارِي سَوْءَاتِكُمْ وَرِيشاً وَلِبَاسُ التَّقْوَى‏ ذلِكَ خَيْرٌ ذلِكَ مِنْ آيَاتِ اللّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ. يَابَنِي آدَمَ لاَيَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْءَاتِهِمَا إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لاَتَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاءَ لِلَّذِينَ لاَيُؤْمِنُونَ).
ای  آدمیزادگان،  ما  لباسی  برای  شما  درست  کرده‌ایم  که  عورات  شما  را  می‌پوشاند،  و  لبـاس  زیـنتی  را  (‌بـرایـتان  ساخته‌ایم  که  خود  را  بدان  می‌آرائید.  امّا  باید  بدانید  که‌)  لباس  تقوا  و  ترس  از  خدا،  بهترین  لباس  است  (‌که  انسان  خود  را  بدان  می‌آراید  و  خویشتن  را  از  عذاب  آخرت  می‌رهاند)‌.  این  (‌آفرینش  لباسهای  ظاهری  و  بـاطنی‌)  از  نشانه‌های 