دان  سبب  كه  مرا  گمراه  داشتی‌،  من  بـر  سر  راه  مستقیم  تو  در  کمین  آنـان  می‌نشینم  (‌و  با  هـر  گونه  وسائل  ممکن  در  گمراهی  ایشان  می‌کوشم‌)‌.  سپس  از  پیش  رو  و  از  طرف  راست  و  از  طرف  چپ  (و  از  هـر  جهت  که  بتوانم‌)  به  سراغ  ایشان  می‌روم  و  (گمراهشـان  می‌سازم  و  از  راه  حقّ  منحرفشان  می‌نمایم‌.  تا  بـدانــجا  کـه‌)  بـیشتر  آنــان  را  (‌مؤمن  بـه  خود  و)  سپاسگزار  نخواهی  یافت‌.

اهریمن  ملعو‌ن  این  را  برگزیده  است‌ که  بدین ‌کید  و  مکر  بنشیند  و چنین  نیرنگی  را  بر  دست‌گیرد،  و  بدو  مهلت  و  فرصت  داده  شود که  در  درازنای  زمان  و  مدّت  مدید  و  طویل  تاریخ  به  مکر  و کید  خود  بپردازد...  این  کار  را  برگزید  بجای  این ‌که  با گریه  و  زاری  از  یزدان  درخواست‌ کند  خطا  و گناه  آشکار  او  را  ببخشاید  و  از  او  صرف  نظر  فرماید.  او که  رو  در  رو  فرمان  یـزدان  را  شنید  و  حقیقت  را  بی‌پرده  عیان  دید!  گذشته  از  این‌،  اهریمن  فریاد  برمی‌آورد که  او  بر  سر  راه  خدا  در کمین  ایشان  می‌نشیند  و  نمی‌گذارد  ایـن  راه  را  طی‌ کنند  و  بسپارند.  از  هر  سو  و  از  هر  جهتی  بر  سر  آنان  می‌تازد  و  ایشان  را  از  هدایت  و  رهنمود  یزدان  باز  می‌دارد.

اهریمن  از  راه  نقطه‌ضعفهای  موجود  در  انسانها  به  سراغ  انسانها  می‌رود  و  از  سوراخ  سـنبه‌های  شهوات  بر  سرشان  تاخت  می‌آورد.  کسی  نمی‌توانـد  از  دست  او  خویشتن  را  مصون  و  محفوظ‌ کند  مگر  این ‌که  خود  را  با  ایمان  و  یاد  خداوند  مهربان  نیرومند گرداند،  و  در  برابر  نیرنگبازی  و گمراهسازی  و  وسوسۀ  او  قدرت  و  قوّت  به  هم  رساند،  و  بر  شهوتها  چیره  شود،  و  هواها  و  هوسها  را  فرمانبردار  و  زیر  دست  هدایت  و  رهنمود  خداوند  جهان  نماید.

پیکار  با  اهریمن  پیکار  اصلی  است‌.  پیکار  با  هـواها  و  هو‌سها  به  وسیلۀ  پيروي  از  هدایت  و  رهنمود  یـزدان  است‌.  پیکار  با  شهوتها  با  بالا  بردن  نیروی  اراده  و  چیره  کردن  اراده  است‌.  پیکار  با  شرّ  و  بدی  و  فساد  و  تباهی  است‌ که  اهریمن  دوستان  خود  را  بدانها  می‌خواند  و  به  سوی  آنها  می‌راند،  پیکار  با  شرّ  و  بدی  و  فساد  و  تباهی  به  وسیلۀ  پیروی  کردن  از  شریعت  خدا که  اصلاح ‌کنندۀ  مردمان ‌کرۀ  زمین  است‌...  این  نیز  روشن  است‌ که  پیکار  در  پهنۀ  دل  و  درون‌،  و  پیکار  در گسترۀ  زندگی  عملی  بیرون،  به  همدیگر  متّصلند  نه  از  یکدیگر  مـنفصلند.  اهریمن  در  پشت  سر  هر  دو  پیکار  است  و  در  هر  دو  جبهه  در گشت  و گذار  است‌.

طاغوتها  و گردنکشانی ‌که  در کرۀ  زمین  قیام  می‌کنند  و  بر  پای  می‌ایستند  تا  مردمان  را  در  برابر  حاکمیّت  و  شرع  و  معیارها  و  مقیاسها  و  میزانها  و  ارزشهای  خود  فروتن  کنند  و  به ‌کرنش  درآورند،  و  حاکمیّت  و  شرع  و  معیارها  و  مقیاسها  و  میزانها  و  ارزشهای  خدا  را  دور  می‌اندازند  که  برگرفته  و  برجوشیده  از  آئین  یزدانند،  چنین  طاغوتها  و گردنکشانی  شیاطین  انس  هسـتند که  شـیاطین  جنّ  بدیشان  مطالب  را  دیكته  و  الهـام  مـی‌کنند.  پـیکار  با  طاغوتها  و گردنکشان  انس‌،  پیکار  با  خود  اهریمن  است  و  از  پیکار  با  او  دور  و  جدا  نیست‌.

بدین  منوال  پیکار  بس  بزرگ  و  دراز  و  شعله‌وری  با  خود  اهریمن‌،  و  با  دوستان  و  پیروان  اهریمن  درمی‌گیرد.  مسلمان  بدان‌گاه ‌که  به  پیکار  با  هو‌ا  و  هوس  و  شهوت  خود  می‌پردازد،  و  بدان‌گاه ‌که  به  پیکار  با  دوسـتان  و  پیروان  اهریمن  سرگرم  می‌شود که  فراهـم  آمـده‌انـد  از  طاغوتهای  زمین  و  دار  و  دسته  و  دنباله  روان  ایشان‌،  و  در  آن  هنگام‌ که  با  شرّ  و  فساد  و  بی‌بند  و  باری  اخلاقی  که  در  سرزمینهای  پیرامون  خود  به  وجود  می‌آورند  مي‌رزمد،  مسلمان  در  زمان  سرگرم  شدن  به  همۀ  ایـن  پیکارها  احساس  می‌کند که  تنها  به  یک  پیکار  جدّی  و  قاطع  و  شعله‌ور  می‌پردازد.  زیرا  دشـمن  او  در  ایـن  پیکارها  بر کار  خود  پافشار  است  و  به  راه  خود  ادامه  مي‌دهد...  از  آنجا  است ‌که  جهاد  تا  روز  قیامت  برقرار  و  بردوام  است‌،  به  همۀ  شکلها  و  صورتها  و  در  همۀ  جولانگاه‌ها  و  رزمگاه‌های  خود.

در  پایان‌،  داستان  و  پیروهای  آن  -  همان‌گونه ‌که  خواهد  آمد  -  به  چیزی  اشاره  دارند که  در  طبیعت  و  فطرت  انسان  مـتمرکز  است‌،  و  آن  حیاء  و  شـرم  از  لختی  و  لختیگری  و کشف  عورت  خود  است‌:

(فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا ووُرِيَ عَنْهُمَا مِن سَوْءَاتِهِمَا). 

سپس  اهـریمن  آنـان  را  وسـوسه  کـرد  تا  (‌مـخالفت  بـا  فرمـان  خدا  را  در  نظرشان  بیارایـد  و  لبـاسهایشان  را  از  تن  بـدر  آورد  و  بـرهنه  و  عـریانشان  سـازد)  و  عورات  نهان  از  دیدۀ  آنان  را  بدیشان  نماید.

(فَدَلاَّهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَاتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّة).

پس  آهسته  و  آرام  آنان  را  بــا  مکـر  و  فریب  (‌بـه  سـوی  نافرمانی  و  خوردن  از  آن  درخت‌)  کشید.  هنگامی  که  از  آن  درخت  چشیدند،  عورات  خویش  را  بدیدند،  و  (‌بـرای  پـوشاندن  شـرمگاه‌های  خود)  شـروع  بـه  جمع‌آوری  بـرگهای  (‌درختان‌)  بـهشت  کردند  و  آنـها  را  بـر  خود  افکندند. (اعراف/22)

(يَابَنِي آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاساً يُوَارِي سَوْءَاتِكُمْ وَرِيشاً وَلِبَاسُ التَّقْوَى‏ ذلِكَ خَيْرٌ ذلِكَ مِنْ آيَاتِ اللّهِ). 

ای  آدمیزادگان،  ما  لباسی  برای  شما  درست  کرده‌ایم  که  عورات  شما  را  می‌پوشاند،  و  لبـاس  زینتی  را  (‌بـرایـتان  ساخته‌ایم  که  خود  را  بدان  می‌آرائید.  امّا  باید  بدانید  كه‌)  لباس  تقوا  و  ترس  از  خدا،  بهترین  لباس  است  (‌که  انسان  خود  را  بدان  مـی‌آرایـد  و  خویشتن  را  از  عذاب  آخـرت  می‌رهاند)‌.  این  (‌آفرینش  لباسهای  ظاهری  و  بـاطنی‌)  از  نشانه‌های  (‌فضل  و  رحمت‌)  خدا  است‌.

(يَابَنِي آدَمَ لاَيَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْءَاتِهِمَا). 

ای  آدمیزادگان،  شیطان  شما  را  نفریبد،  همان  گونه  کـه  پدر  و  مادرتان  را  (‌فریفت  و)  از  بهشت  بیرونشان  کرد  و  لباسشان  را  از  (‌تن‌)  ایشان  بیرون  ساخت  تا  عوراتشان  را  بدیشان  نماید. (اعراف/27)

همۀ  این  آیه‌ها  ا‌لهامگر  ا‌ین  هستند که  چنين  مسأله‌ای  دارای  اهمّیّت  بسزائی  است‌،  و  ریشه  در  ژرفای  فطرت  بشریّت  دارد.  چه  لباس،  و  ستر  عورت‌،  زیـنت  انسـان  است  و  وسیلۀ  ستر  عورت  ظاهری  و  جسـمانی  است‌،  همان‌گونه ‌که  تقوا  لباس  است  و  وسـیلۀ  سـتر  عورت  باطنی  و  نفسانی  است‌.

فطرت  سالم  بيزار  و گریزان  از کشف  عورت  جسمانی  و  نفسانی  خویشتن  است‌،  و  بر  پوشاندن  و  پـنهان‌ ک