أُولَئِكَ أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ (١٨)أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (١٩)الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ (٢٠)يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُقِيمٌ (٢١)خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ (٢٢)يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آبَاءَكُمْ وَإِخْوَانَكُمْ أَوْلِيَاءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الإيمَانِ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (٢٣)قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ (٢٤)لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئًا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الأرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ (٢٥)ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنْزَلَ جُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ (٢٦)ثُمَّ يَتُوبُ اللَّهُ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ عَلَى مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (٢٧)يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شَاءَ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ) (٢٨)

 ا‌ين  بخش  از  روند  سوره  پس  از  سائر  بخشهاي  سـوره  نازل ‌گرديده  است‌،  هر  چند كه  از  لحاظ  ترتيب  پيش  از  آنــها  قـرار گـرفته  است‌.  تـرتيب  آيـات  در  سـوره  -  همان‌گونه‌ كه  گذشت  -  بـه  فـرمان  پـيغمبر  خـدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  انجام  مي‌گرفت‌.  لذا  پيشي  و  پسي  آيات  برابر  دسـتور  پيغمبر  صلّی الل عليه وآله وسلّم  بوده  است‌.

ا‌ين  بخش  در  برگيرندۀ  پايان‌ گرفتن  عهدها  و  پيمانهائي  است  كه  ميان  مسلمانان  و  مشركان  تا  آن  زمان  موجود  بوده  است‌،  چه  پايان‌ گرفتن  چهار  ماهۀ ‌كساني ‌كه  عهد  و  پيمان  ايشان  مطلق،  يعني  بدون  قيد  زمان  بوده  است،  و  چه  عهد  و  پـيمان  افرادي‌ كه  عـهد  و  پـيمان  خود  را  شكسته‌اند،  و  چه  به  پايان  رسيدن  مدّت  زمان  عهدها  و  پـيمانهائي  كه  مقيّد  بـوده  است  و  صاحبان  آنـها  با  مسلمانان  عهدشكني  و  پيمان‌شكني  نكرده‌اند  و كسي  را  بر  ضدّ  ايشان  پشتيباني  ننموده‌اند...  به  طور كلّي  آخرين  نـتيجه  ايـن  شـد كه  عـهدها  و  پـيمانها  با  مشركان  جزيرة العرب  به  پايان  آمد،  و  پس  از  آن  با  مشـركان  معامله  و  بازرگاني  نشد،  و  اين  امر  با  بيزاري  بي  حون  و  چرا  از  مشركان  انـجام  پـذيرفت‌،  و  اعـلان  گـرديد كـه  مشركان  در  پيش  خدا  و  پيغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم ‌ديگر  عهد  و  پيماني  ندارند.

اين  بخش  همچنين  متضمّن  اين  است‌ كه  ديگر  از  اين  به  بعد  به  مشركان  اجازه  داده  نمي‌شود كعبه  را  طواف‌ كنند  يا  آن  را  به  شكلي  از  اشكال  تعمير  و  آباد  نمايند.  بـر  خلاف  عهد  و  پيمان  همگاني  بي‌قيد  و  بندي‌ كه  قبلاً ميان  پيغمبر خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  و  ميان  مشركان  بود  و  برابر  آن  برخي  بعضي  را  در  بيت  الله  الحرام‌،  و  در  مـاه‌هاي  حـرام‌،  بـا  وجود  شرك  مشركان‌،  امن  و  امان  مي‌داد.

كسي‌ كه  به  حوادث  تـاريخ  زندگاني  پـيغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  بنگرد،  و  رخدادهاي  آن  را  پيش  چشم  دارد،  از  لابـلاي  سيرۀ  نبوي‌،  واقعيّت  تاريخي  برنامۀ  حركتي  اسلامي  را  خواهد  ديد.  همچنين‌ كسي‌ كه  به  سرشت  اين  بـرنامه  و  مراحل  و  اهداف  آن  مراجعه ‌كند،  آشكارا  خوا‌هد  ديد  كه  اين  گام  قاطعانه  در  روابط  ميان  اردوگاه  اسلامي  در  جزيرة العرب  و  مـيان  سائر  اردوگـاه‌هاي  مشـركان‌،  و  همچنين  ميان  اردوگاه  اسلامي  و  ميان  اردوگاه‌هاي  اهل  كتاب ‌كه  در  اين  سوره  از  آن  سخن  رفته  است  و  احكام  آن  مقرّر گرديده  است‌،  بس  بجا  و  بموقع  برداشته  شده  است‌،  و  زمين  براي  آن  آماده‌،  و  اوضاع  و  احوال  مـهيّا  بوده  است‌،  و گام  طببعي  بـوده  و  در  زمـان  لازم  خود  برداشته  شده  است‌.

د‌ر  وا‌قعيّت  عملي‌،  مرحله  به  مرحـله‌،  و  آزمون  پس  از  آزمو‌ن‌،  روشن  گرديده  بود  كه  همزيستي  مسالمت‌آميز  ميان  دو  برنامۀ  زندگي  ممكن  نيست‌،  دو  برنامه‌اي  كـه  اين  همه  اختلاف  ريشه‌اي  ژرف  مـيان  آن  دو تا  است‌،  اختلاف  اصلي  و  عميقي ‌كه  در  برگيرندۀ  هـر  جزئي  از  جزئيّات  اعتقاد  و  جهان‌بيني،  و  اخلاق  و  آداب‌،  و  نـظام  اجتماعي  و  اقتصادي  و  سياسي  و  انساني  است‌.  همچون  اختلافي  بـه  نـاچار  از  اخـتلاف  اعـتقاد  و  جهان‌بيني  سرچشمه  خواهد  گرفت‌...  مراد  دو  برنامۀ  زندگي  است  كه  يكي  بر  پرستش  و  بندگي  يزدان  يگانۀ  بدون  انـباز  استوار  است‌،  و  ديگري  بر  پرستش  و  بندگي  انسا‌ن  براي  انسان‌،  و  انسان  براي  آلهه  و  خدا  گونگان  دروغـين‌،  و  انسان  براي  اربابان  جوراجور،  استوار  است‌.  گذ‌شته  از  اين‌،  ميان  اين  چنين  دو  برنامه‌اي  بايد  در  هر گامي  از  گامهاي  زندگاني‌،  اختلاف  بيفتد.  چرا  كه  در  همچون  دو  نظامي  و  همچون  دو  برنامه‌اي  در  هر گامي  از گامهاي  زندگاني  آنها  برخورد كامل  با  يكديگر  وجود  دارد.

اين  يك  رخداد  و  عارضۀ  ناگهاني  گـذرائـي  نبود كـه  قريش  در  مكّه  چنين  موضعگيري ‌كينه‌توزانه‌اي  در  برابر  دعوت  (‌لا اله ‌الّا الله‌، و محمّد رسول الله‌)  داشته  باشد،  و  در  مدينه  اين  چنين  جنگ  ستمگرانـه‌اي  با  هـمچون  دعوتي  بكند...  اين  يك  رخـداد  و  عـارضۀ  ‌ناگـهاني  گــذرائــي  نـبود  كـه  يـهوديان  نـيز  در  مـدينه  چنين  موضعگيري  زشت  و  پلشتي  در  برابر  هـمچون  حـركتي  داشته  باشند،  و  ايشان  كه  اهل  كتاب  بوده‌اند  با  مشركان  در  يك  اردوگاه  قرار گيرند.  اين  يك  رخداد  و  عارضۀ  ناگهاني  گذرائي  نبوده  است  كه  يهوديان  از  يك‌  سو،  و  قريش  از  ديگ