تي  برقرار  نسـازيد)‌.  در  نهان  بـا  آنـان  دوستي  مي‌كنيد،  در  حالي  كه  من  نسبت  به  هر  چه  پنـهان  مي‌داريد  يا  آشكار  مي‌سازيد  (‌از  همگان‌)  مطّلع‌تر  و  آگاه تر  هستم‌.  هـر  كس  از  شـما  چنين  كاري  را  بكند،  از  راستاي  راه  منحرف  گشته  است‌.  اگر  بر  شـما  دست  يـابند  دشـمنان  شما  مي‌گردند،  و  دست  تعدّي  به  سويتان  دراز  مي‏كنند،  و  زبــان  را  در  حقّ  شما  بـه  بدي  مـي‌گشايند،  و  آرزو  مي‏‎كنند  كه  كاش  مي‌شد  كافر  شويد.  هرگز  خـو يشاوندان  و  فرزندانتـان  سودي  به  حـالتان  نـخواهند  داشت‌.  روز  قيامت‌،  خدا  در  ميانتان  قضاوت  و  داوري  خوا‌هد  كرد  خدا  مي‌بيند  هـر  كـاري  را  كه  خـواهـيد  كرد.  (‌رفتار  و  كردار)  ابراهيم  و  كساني  كه  بدو  گرويده  بودند،  الگوي  خوبي  براي  شما  است‌،  بدان  گاه  كه  به  قوم  خود  گفتند:  ما  از  شما  و  از  چيزهائي  كــه  بـغير  از  خـدا  می پرستيد،  بيزار  و  گريزانيم‌،  و  شما  را  قبول  نداريم  و  در  حقّ  شـما  بي‌اعتنـائيم‌،  و  دشمنانگي  و  كينه‌توزي  هميشگي  ميان  ما  و  شما  پديدار  آمده  است‌،  تا  زماني  كه  بـه  خداي  يگانه  ايمان  مي‌آوريد  و  او  را  به  يگانگي  مي‌پرستيد.  (‌كردار  و  رفتار  ابراهيم  و  گروندگان  بدو،  سرمشق  خوبي  بـراي  شما  است‌)  مگر  سخني  كه  ابراهيم  به  پدر  خود  گفت‌:  من  قطعاً  براي  تو  طلب  آمرزش  مي‌كنم‌،  و  در  عين  حال  براي  تو  در  پيشگاه  خدا  هيچ  كار  ديگري  نمي‌توانم  بكنم‌.  (‌اين  سخن‌،  چيزي  نيست  كه  بدان  اقتداء  كنيد)‌...  پروردگارا!  به  تو  توكّل  مي‌كنيم‌،  و  به  تو  روي  مي‌آوريم‌،  و  بازگشت  به  سوي  تو  است  (‌و  همۀ  راه‌ها  سر  به  جانب  تـو  دارد  و  به  تو  منتهي  مي‌گردد)‌. (‌ممتحنه/1-4)

  اين  نمونه‌هاي  دهگانه  از  سوره‌هاي‌ گوناگون  ما  را  بس  است  براي  دليل  بر  بيماريهائي  كه  در  جامعۀ  اسلامي  پيدا  مي‌گرديد...  بيماريهائي  كه  نتيجۀ  طبيعی  و  قـطعي  داخل  شدن  پياپي  عناصر  جديد  به  آن  بود،  عناصري  كه  نمي‌توانند  ذوب  گـردند  و  بـا  اركـان  پـديدار  بنيادين  يكدست  و  يكرنگ  هماوا  و  همساز  شوند،  مگر  پس  از  گذشت  دوره‌اي  از  زمـان  و  تـلاش  بـيشمار  و  تـربيت  مستمرّ  چنين  عناصري‌.

امّا  بنياد  جامعۀ  اسلامي  از  آن  جهت  در  مدينه  سالم  و  در  امان  ماند  چون  اركان  مخلص  آن  در  اصل  بر  پـايۀ  استواري  برجا  و  بـرپا  بود كـه  از  مـهاجرين  و  انـصار  تشكيل  و  فراهم  آمده  بود،  پايه‌اي ‌كه  به  سبب  استحكام  و  ارتباط  لازم  ميان  بخشها  و  قسمتهاي  تشكيل  دهـندۀ  ساختار  آن‌،  مي‌توانست  تاب  مقاومت  در  برابر  همۀ  بيماريها  و  ناگواريها  و  پديده‌ها  و  آشفتگيهائي  را  بياورد  كه  چه  بسا  روي  مي‌داد  و  آن  را  در  معرض  خـطرهائي  مي‌انداخت  كه  عناصري  را  مي‌نماياند  كـه  هـنوز  ذوب  نگرديده‌انـد  و  پخته  و  رسـيده  نشـده‌انـد  و  پـيوند  و  همبستگی  پيدا  نكرده‌اند.

اين  چنين  عناصري  هم‌ كم‌كم  ذوب  مي‌گرديدند  و  پاكيزه  و  پالوده  مي‌شدند  و  با  پايۀ  اصيل  و  بنيادين‌،  هماهنگي  و  همبستگي  پيدا  مي‌كردند،  و  گريزپايان  و  نافرماياني  كه  از  سست  دلان  و  مـنافقان‌،  و  همچنين  از  مـتردّدان  و  ترسويان‌،  و  از كساني  فراهم  آمده  بودند  كه  هنوز  پرتو  عقيده  در  درونشـان  فـروزان  و  تـابان  نگـرديده  بود،  عقيده‌اي ‌كه  همۀ  روابط  و  ارتباطات  خود  را  با  ديگران  بر  اساس  آن  برجا  و  برپا  مي‌داشـتند...  اين  وضـع  تـا  اندكي  پيش  از  فتح  مكّه  ادامه  داشت‌.  آن  زمان  بود كه  جامعۀ  اسلامي  تا  انـدازۀ  زيـادي  هـماهنگي  كـامل  بـا  بنيانگذاران  مخلص  را  پيدا كرد،  و  مي‌توان  گفت  تا  حدّ  زيادي  به  جامعۀ  نمونه‌اي  تبديل ‌گرديد كه  برنامۀ  تربيتي  ممتاز  الهي  هدفش  فراهم  آمدن  آن  است  و  براي  تشكيل  آن  مي‌كوشد.

بلي  هميشه  در  اين  جامعه  مراتب  متفاوتي  بوده  است ‌كه  خود  حركت  اسلامي  آن  مراتب  را  پـديدار كـرده  است‌.  مجموعه‌هائي  از  مؤمنان  مراتب  ممتازي  پيدا  كرده‌اند  به  اندازۀ  تلاشي  كه  داشته‌اند  و  زحماتي‌ كه  كشـيده‌انـد  و  دليري  و  شهامتي  كه  در  جنبش  و  پيشتازي  و  استواري  از  خود  نشان  داده‌اند...  پيشتازان  نخستين  مـهاجرين  و  انصار،  و  اهل  بدر،  و  اصحاب  بيعة الرّضوان  در  حديبيه‌،  امتيازات  و  درجاتي  بوده  است‌ كـه  به  تـرتيب  نـصيب  گروه‌هائي  از  مؤمنان  راسـتين  شـده  است‌.  سـپس  به  صورت  همگاني  كساني  ممتاز  بوده‌اند  كه  پيش  از  فتح  مكّه  اموال  خود  را  انفاق  و  هزينه ‌كرده‌اند  و  در  راه  خدا   جنگيده‌اند.  نصوص  قرآني،  و  احاديث  نبوي،  و  اوضاع  عملي  در  جامعۀ  اسلامي‌،  اين  مراتب  و  منازل  عالي  را  تأكيد  مي‌كنند،  درجات  و  امتيازاتي  كه  جنبش  عقيده  آنها  را  پديدار كرده  است  و  بر  آنها  صراحت  دارد:

(والسابقون الأولون من المهاجرين والأنصار والذين اتبعوهم بإحسان رضي الله عنهم ورضوا عنه وأعد لهم جنات تجري من تحتها الأنهار , خالدين فيها أبدا , ذلك الفوز العظيم ).

پيشگامان  نخستين  مهاجران  و  انصار،  و  كساني  كه  بـه  نيكي  روش  آنان  را  در  پيش  گرفتند  و  راه  ايشـان  را  بـه  خوبي  پيمودند،  خداوند  از  آنان  خشنود  است  و  ايشـان  هـم  از  خدا  خشنودند،  و  خداونـد  بـراي  آنان  بهشت  را  آماده  ساخته  است  كه  در  زير  (‌درختان  و  كاخهاي‌)  آن  رودخانه‌ها  جاري  است  و  جاودانـه  در  آنـجا  مـي‌مانند.  اين  است  پيروزي  بزرگ  و  رستگاري  سترگ. (‌توبه /100) 

(لعل الله اطلع إلى أهل بدر فقال:اعملوا ما شئتم , فقد وجبت لكم الجنة ).

چه  بسا  خداوند  از  بـالا  بـر  اهل  بـدر  نگريسته  است  و  فرموده  است‌:  هر  كاري  را  كه  مي‌خواهيد  بكنيد،  بـهشت  كه  براي  شما  واجب  گرديده  است‌.  (‌حديث  نبوي  است  و  بخاري  آن  را  استخراج  كرده  است‌)

اين  حديث  پيغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  پاسخي  به  عمر  رضی الله عنهُ  است  كه  از  پيغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  اجازه  خواست  تا گردن  حاطب  پسر  ابوبلتعه  را  بزند.  چرا كه  در  لحظه‌اي  از  ضعف ‌كسي  را  پنهاني  به  پيش  قريش  فرستاده  بـود  و  ايشـان  را  از  آماده  شدن  پيغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  براي  فتح  مكّه  آگاه كرده بود.

 (لقد رضي الله عن المؤمنين إذ يبايعونك تحت الشجرة , فعلم ما في قلوبهم , فأنزل السكينة عليهم وأثابهم فتحا قريبا , ومغانم كثيرة يأخذونها وكان الله عزيزا حكيما).

خداوند  از  مؤمنان  راضی  گرديد  همان  دم  كه  در  زير  درخت  با  تو  بيعت  كردند.  خدا  می دانست   آنچه  را  كه  در  درون  دلهـايشان  (‌از  صـداقت  و  ايـمان  و  اخلاص  و  وفاداري  به  اسلام)  نهفته  بود؛  لذا  اطمينان  خاطري  به  دلهـايشان  داد،  و  فـتح  نـزديكي  را  (‌گـذشته  از  نـعمت  سرمدي  آخرت‌)  پاداششان  كـرد.  همراه  بـا  غنيمتهاي  بسياري  كه  آن  را  به  دست  خواهند  آورد.