ان  و  انصار،  و  كسـاني  كه  بـه  نـيكي  روش  آنـان  را  در  پيش  گرفتند  و  راه  ايشان  را  به  خوبي  پـيمودند،  خداونـد  از  آنان  خشنود  است  و  ايشـان  هـم  از  خدا  خشنودند،  و  خداوند  براي  آنان  بهشت  را  آماده  سـاخته  است  كه  در  زير  (‌درختان  و كاخهاي‌)  آن  رودخانه‌ها  جـاري  است  و  جاودانه  در  آنجا  مي‌مانند.  اين  است  پـيروزي  بزرگ  و  رستگاري  سترگ.  در  ميان  عربهاي  باديه‌نشين  اطراف  (‌شهر)  شما،  و  در  ميان  خود  اهل  مدينه‌،  منافقاني  هستند  كه  تمرين  نفاق  كرده‌اند  و  در  آن  مهارت  پيدا  نموده‌انـد.  تو  ايشان  را  نمي‌شناسي  و  بلكه  ما  آنان  را  مـي‌شناسيم‌.  ايشان  را  (‌در  همين  دنيا)  دو بار  شكنجه  مـي‌دهيم  (‌:  يك  بـار  بـا  پـيروزي  شما  بـر  دشـمنـانتان  كه  مـايۀ  درد  و  حسرت  و  خشم  و  كين  آنان  مي‏‎گردد،  و  بار  دوم  با  رسوا  كردن  ايشان  به  وسيلۀ  پرده‌برداري  از  نفاقشان‌)‌.  سپس  (‌در  آخرت‌)  روانۀ  عذاب  بزرگي  مـي‌كردند  (‌و  بـه  دوزخ  گرفتار  مي‌آيند)‌.  مردمان  ديگري  هم  هسـتند  كـه  (‌نه  از  پيشگامان  نخستين‌،  و  نـه  از  منافقين  بشــمارند  و)  بـه  گناهان  خود  اعتراف  مي‌كنند،  و  كار  خوبي  را  با  كار  بدي  مي‌آميزند  (‌و  گاهي  به  حسنات  و  زماني  به  سيّئات  دست  مي‌يازند)  اميد  است  كه  خداوند  توبۀ  آنان  را  بـپذيرد  (‌و  احساس  شرمندگي  چنين  كساني  از  گناه،  و  هراس  آنان  از  عقاب  و  عذاب‌،  و  تصميـم  ايشان  بر  اين  كه  بـه  سـوي  گناه  نروند،  سبب  گردد  كه  ديگر  دچار  معصيت  نشوند  و  مشمول  مـغفرت  و  مـرحمت  شـوند.  چرا  كـه‌)  بيگمان  خداوند  داراي  مـغفرت  فراوان  و  رحمت  بيكران  است‌.  (‌اي  پيغمبر!)  از  اموال  آنان  (‌كـه  بـه  گناه  خود  اعتراف  دارنـد  و  در  صــدد  كاهش  بـديها  و  افزايش  نيكيهاي  خويش  مي‌باشند)  زكات  بگير  تا  بدين  وسيله  ايشان  را  (‌از  رذائل  اخلاقي‌،  و  گناهان،  و  تنگچشمي‌)  پاك  داري‌،  و  (‌در  دل  آنان  نيروي  خيرات  و  حسـنات  را  رشـد  دهـي  و  درجات‌)  ايشان  را  بـالابري‌،  و  بـراي  آنـان  دعـا  و  طلب  آمرزش  كن  كه  قطعاً  دعا  و  طلب  آمرزش  تو  مايۀ  آرامش  (‌دل  و  جان‌)  ايشان  مي‌شود  (‌و  سبب  اطمينان  و  اعتقاد  بـيشترشان  مــي‌گردد)  و  خـداوند  شــنواي  (‌دعـاي  مخلصان  و)  آگاه  (‌از  نيّات  همگان‌)  است‌.   (‌توبه‌/ 97-103 ) 

(وَآخَرُونَ مُرْجَوْنَ لأمْرِ اللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَإِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (١٠٦)وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًا لِمَنْ حَارَبَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلا الْحُسْنَى وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ (١٠٧)لا تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ) (١٠٨)

گروه  ديگري  (‌از  متخلّفان  از  جهاد)  هستند  كه  به  فرمان  خدا  واگذار  گرديده‌اند  (‌و  مردم  بايد  در  انتظار  بمانند  تا  ببينند  كه  دستور  خدا  دربارۀ  اين  دسته  كه  بدون  عذر  از  جهاد  باز  پس  مانده‌اند  چه  بـاشد)  يا  خدا  ايشان  را  به  گناه  خود  مي‏‎گيرد  و  يا  بر  آنان  مي‌بخشايد.  خداوند  آگاه  (‌از  احوال  و  نيّات  آنان  بوده  و)  حكيم  است  (‌و  برابر  حكمت  خود،  بندگان  را  ثـواب  يـا  عقاب  مـي‌دهد)‌.  و  (‌از  مـيان  منافقان‌)  كسـاني  هسـتند  كه  مسـجدي  را  بنا  كـردند  و  منظورشان  از  آن‌،  زيان  (‌به  مؤمنان‌)  و  كـفر  ورزي  (‌در  آن‌)  و  تـفرقه  انـدازي  مـيان  مؤمنان  (‌و  درهـم‌ كوبيدن  صفوف  مسلمانان‌)  و  كمينگاه  ساختن  براي  كسـي  بود  كه  قبلاً  با  خدا  و  پيغمبرش  جنگيده  بـود  و  (‌علم  طـغيان  برافراشته  بود)  سوگند  هـم  مـي‌خورند  كـه  نـظري  جز  نيكي  نداشته‌اند  (‌و  تنها  مرادشان  خدمت  بـه  مـردمان  و  اقامۀ  نماز  در  آن  بوده  و  بس‌)‌.  امّا  خداوند  گواهي  مي‌دهد  كه  آنان  (‌در  سوگند  خود)  دروغ  مي‌گويند.  (‌اي  پيغمبر!)  هرگز  در  آن  (‌مسـجد  ضـرار)  مـايست  و  نماز  مگذار.  مسجدي  (‌مانند  مسجد  قباء‌)  كه  از  روز  نخست  بر  پـايۀ  تقوا  بنا گرديده  است  (‌و  مراد  سازندگان  آن  تنها  رضاي  الله  بوده  است‌)  سزاوار  آن  است  كه  در  آن  بر پاي  ايستي  و  نماز  بگزاري.  در  آنجا  كساني  هستند  كه  مـي‌خواهـند  (‌جسم  و  روح‌)  خود  را  (‌با  اداي  عبادت  درست‌)  پـاكـيزه  دارند  و  خداوند  هم  پاكيزگان  را  دوست  مي‌دارد.  (‌توبه  /  106-108)  

و  آيه‌هاي  ديگري  كه  در  اين  زمينه  است‌...

از  شماره‌هاي  دسته‌ها  و گروه‌ها  و  طبقه‌ها  و  سـطحهاي  ايماني  در  جامعۀ  اسلامي  -  آن‌ گونه  كه  چنين  آيـه‌هائي  مي‌رسانند  - ‌پيدا  است‌ كه  پس  از  فتح  مكّه  يا  نزديك  به  فتح  مكّـه  چـه  انـدازه  پـراكـندگي  و  آشـفتگي  بـه  راه  انداخته‌اند  و  چيزهائي  انجام  داده‌اند  كه  جامعۀ  اسلامي  از  آنها  پاك  و  دور  بوده  است‌،  همان‌ گونه ‌كه  خواهد  آمد.  بخش  ششم  در  روند  سوره  دربرگيرندۀ  بـيان  سـرشت  بيعت  اسلامي  با  خدا  بـراي  جـهاد  در  راه  او،  و  بـيان  سرشت  اين  چنين  جهادي  و  حدود  و  ثغو‌ر  آن‌،  و  وظيفۀ  جهادگرانۀ  اهل  مدينه  و كسـاني  از  عـربهاي  پـيرامـون  مدينه  است‌.  بيان  مي‌گردد  كـه  آنـان  درست  نيست  از  جهاد  دوري ‌گزينند  و  از  پيغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  عقب  بمانند  و  خويشتن  را  از  او  عزيزتر  بدانند.  بيان  مـي‌شود  كـه  دوري  از  مشركان  و  منافقان  ضرورت  دارد...  در  لابلاي  اين  بخش  هم  حكم  خدا  دربارۀ  برخي  از كسـاني  بـيان  مي‌گردد  كه  از  جنگ  دوري  گزيده‌اند  و  مخلص  بوده  و  منافق  نيستند.  همچنين  سخن  مي‌رود  از  نشانۀ  برخي  از  احـوال  مـنافقان  و  مـوضعگيريهاي  ايشـان  در  برابر  آيه‌هائي ‌كه  از  قرآن  مجيد  نازل  مي‌گردد:

(إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالإنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ) (١١١)

بيگمان  خداوند  (‌كالاي‌)  جان  و  مال  مؤمنان  را  به  (‌بهاي‌)  بهشت  خريداري  مي‌كند.  (‌آنان  بايد)  در  راه  خدا  بجنگند  و  بكشند  و  كشته  شوند.  اين  وعده‌اي  است  كه  خداونـد  آن  را  در  كتابهاي  آسماني‌)  تورات  و  انجيل  و  قرآن  (‌بـه  عنوان  سند  معتبري  ثبت  كرده  است‌)  و  وعدۀ  راسـتين  آن  را  داده  است‌،  و  چه  كسي  از  خدا  بـه  