می‌برند  و  قدر  این  مقام  رفیع  را  نمی‌دانند  و)  واقعاً  ستمگر  ونادانند. (‌احزاب/72)  

در  این  صورت‌،  انسان  با  داشتن  ویژگیهائی‌،  منحصر  به  فرد  و  ممتاز  در  همۀ  جهان  هستی  است‌...  از  جملۀ  این  ویژگیها،  ظلم  و  جهل‌،  در کنار  اختیار  نسبی‌،  و  استعداد  معرفت  و  شناخت  والا  و  بالا،  و  ارادۀ  ذاتی‌،  و  قدرت  و  توان  دادگری  و  دانش  اندوری‌،  به  اندازۀ  قدرت  و  توان  ستمگری  و  نادانی  است‌...  خود  این  دو  بعدی  و  مزدوج  بودن،  وجه  تمایزی  است‌ که  انسان  را  ممتاز  و  منحصر  به  فرد  می‌گرداند.

همۀ  اینها  دیدگاهی  را  باطل  می‌گردانند که  با  توجّه  به  کوچکی  سیارۀ  زمین  به  انسـان  می‌نگریست‌،  سـیارۀ  زمینی ‌که  انسان  بر  آن  زندگی  می‌کند،  و  با  مقایسۀ  آن  با  حجمهای  گره‌های  بسیار  بزرگ  جهان‌،  بسی  کوچک  می‌نماید.  چه  حجم‌،  همه  چیز  نیست‌.  ویژگی  خردی‌ که  قابلیّت  مـعرفت  و  شـناخت  را  دارد،  و  اراده‌ای  که  می‌تواند  مستقلّ  -  در  حدود  و  ثغو‌ر  بندگی  یـزدان  -  باشد،  و  انتخاب  و  ترجـیح  ذاتی‌،  و  سائر  چیزهای  دیگر،  اینها  همه  ارزش  انسان  را  بالا  می‏‎برند  و  یکایک  آنـها  برتر  از  حجمی  است‌ که  سیر  جیمس  جوینز  و  امثال  او،  دیدگاه  خود  را  در  بارۀ  ارزش  انسان  و  نقش  او  بر  آن  پایه‌گذاری  می‌کنند،  و  پایگاه  انسان  را  با  حجم  جایگاه  حیات  او  می‌سنجند!

این  اهمّیّتی‌ که  داستان  و  مجموعۀ  آیه‌های  قرآن  به  این  پدیدۀ  انسان  نام  می‌دهد،  تنها  مربوط  به  نـقش  او  در  خلافت  و  جانشینی  زمین  در  پرتو  این  ویژگیهای  ممتاز  و  منحصر  به  فرد  نیست‌.  بلکه  صورت  مسأله  تکمیل  می‌گردد  با  تامّل  در  آفاق  و  جولانگاه‌هائی‌ که  انسان  در  آنجاها  می‌تواند  بچرخد  و  بگردد،  و  با  اندیشیدن  در  بارۀ  جهانهائی ‌که  انسان  توان  سازش  و کنش  با  آنها  را  دارد  و  می‌تواند  همساز  و  همراز  و  همسوی  با  آنها  بشود  و  با  آنها  بياید  و  برود.

انسان  با  پروردگار  والامقام  جهان  می‌توانـد  مسـتقیماً  تماس  پیدا كند  و  در کار  و  بار  خود  از  او  مدد  و  یاری  جوید.  خدا  است‌ که  با  دست  قدرت  خود  انسـان  را  آفریده  است‌،  و  تولّد  او  را  در  عالم  فرشتگان  و  جـهان  بالا  اعلان  فرموده  است‌.  سراسر  جهان  هستی  را  در  این  جشن  تولّد  به‌ گفتار  در  آورده  است  و  در  این  بزم  شرکت  داده  است‌.  بهشت  را  بدو  واگذار کرده  است  و  بدو  اجازه  فرموده  است  در  هر  جا  که  مـی‌خواهد  از  مـیوه‌ها  و  نعمتهای  آ‌ن  بخورد،  مگر  از  درختی‌ که  تـحریم  شـده  است‌.  سپس  بدو  جانشینی  و  خلافت  در  زمین  به  فرمان  ربّ  العالمين  واگذار گردیده  است‌،  و  اساس  معرفت  و  شناخت  را  بدو  آموخته  است‌،  همان‌گونه ‌که  در  آیۀ  سورۀ  بقره  آمده  است‌:

(وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّهَا). 

سـپس  بــه  آدم  نـامهای  (‌اشـیاء  و  خواصّ  و  اسـرار  چیزهائی  را  که  نوع  انسان  از  لحاظ  پیشرفت  مـادّی  و  معنوی  آمادگی  فراگیری  آنها  را  داشت‌،  بـه  دل  او  الهـام  کرد  و  بدو)  همه  را  آموخت‌. (‌بقره‌/31)

ترجیح  ما  این  است ‌که  مراد  قدرت  بکار  بردن  واژگان  برای  بیان  مدلولها،  و  سخن  از  نامیده‌ها  باشد.  قدرت  گفتار  و  توان  بیانگری  است‌ که  امکان  می‌دهد  تبادل  آراء  و  انتقال  دانش  و  معرفت  به  یکدیگر  صورت  بگیرد،  و  نوع  بشر  بتواند  مـنویّات  و  معلومات  خویش  را  به  همدیگر  برسانند  -  همان‌گونه  که  در  سورۀ  بقره ‌گفتیم‌[10]  -  یزدان  سفارش  خود  را  در  بهشت،  و  پس  ا‌ز  آن  در  زمین  به  انسان  فرموده  است‌.  استعدادهای  ویـژه‌ای  به  انسان  بخشیده  است ‌که  همنوعان  او  را  با  ویـژگیهای  خاصّ  خود  ممتاز  و  جدا  می‌گرداند.  پیغمبران  را  همراه  با  هدایت  برای  انسانها  روانه ‌کرده  است‌،  و  بر  خود  رحمت  واجب  فرموده  است‌،  و  از  روی  مهر  لغزشهای  انسانها  را  می‌بخشاید  و  توبه  و  پشیمانی  ایشان  را  می‌پذیرد...  و  نعمتهای  دیگری  را  به  این  موجود  منحصر  به  فـرد  در  سراسر گسترۀ  هستی‌،  ارمغان  داشته  است‌.

گذشته  از  این‌،  انسان  با  فرشتگان  نیز  سر  و كار  دارد.  یزدان  فرشتگان  را  به  سجده  بردن  برای  انسـان  فرا  خوانده  است‌.  از  میان  آنان  محافظان  و  مراقبانی  برای  انسان  تعیین  نموده  است‌.  همچنین  از  میان  فرشتگان  فرشته‌ای  را  تعیین  و  مأمور  ابلاغ  وحي  خدا  به  پیغمبران  کرده  است‌.  برخی  از  فرشتگان  را  نیز  به  سوی‌ کسـانی  نازل  می‌گرداند که  می‌گویند:  خداوندگار  ما  یزدان  است  و  سپس  استقامت  می‌ورزند  و  پایداری  می‌کنند.  ا‌یـن  چنين  فرشتگانی  دل  آنان  را  بر  جای  می‌دارند  و  مقاوم  و  جسور  می‌نمایند  و  بدیشان  مژده  مي‌دهند.  همچنین  آنان  را  به  سوی  مـجاهدان  در  راه  خدا  روانه  می‌فرماید.  فـرشتگان  بدیشان  نیز  یـاری  و  مـدد  می‌رسانند  و  پیروزشان  می‌گردانند  و  بدانان  نیز  مژده  می‌دهند.  خدا  فرشتگان  را  بر کسانی  مسلّط  و  چیره  می‌فرماید که‌ کفر  می‌ورزند.  فرشتگان  آنان  را  مـی‌کشند  و  با  تـهدید  و  توبیخ  و  شدّت  و  حدّت  و  عذاب  و  رنج  ارواح  ایشان  را  از  تنهایشان  بیرون  می‌کشند...  و  سائر  تماس  و كار  و  باری که  میان  فرشتگان  و  انسانها  برقرار  است‌،  هم  در  دنیا  و  هم  در  قیامت‌.انسان  با  جنّیان  نیز  سر  و كار  دارد،  اعـمّ  از  خوبان  و  شیاطین  ایشان‌...  ما  لحظاتی  پـیش  نخستین  جنگ  و  پیکار  میان  انسان  و  میان  شیطان  را  آشکارا  دیدیم‌.  این  جنگ  و  پیکار  نیز  تا  دامنۀ  قیامت  بر  جا  و  بر  پا  است‌.  سر  و كار  انسان  با  جنّیان  خوب،  در  آیه‌های  قرآنی  دیگری  مذکور  است‌.  تسخیر  جنّیان  در  بعضی  از  اوقات  با  دست  انسان‌،  ثابت  و  امکان‌پذیر  است‌،  همان  گـونه  که  در  داستان  سلیمان عليه السلام  آمده  است‌.

همچنین  انسان  با  جهان  محسوس  و  مادّی  هم  سر  و كار  دارد  -  بویژه  با  زمین  و  سیّارگان  و  ستارگان  نزدیک  به  زمین‌.  انسان  در  ایـن  زمـین  از  سوی  خدا  خلیفه  و  جانشین  است‌.  نیروها  و  انرژیها  و  روزیها  و  اندوخته‌ها  به  زیر  فرمان  او  کشیده  شده‌اند.  خدا  بدو  استعدادهائی  بخشیده  است‌ که  در  پرتو  آنها  می‌تواند  بعضی  از  رازها  و  رمزهای  اسرار  و  رموز کرۀ  زمـین  را  فـهم  نـماید  و  درهای  بستۀ  آنها  را  بگشاید.  همچنین  انسان  مي‌تواند  با  برخی  از  قوانین  زمین  آشنا  شود  و  آنـها  را  بشناسد  و  نسبت  بدانها  شناخت  پیدا كند،  شناختی‌ که  انسان  را  در  انجام  نقش  عظیم  و  سترگی ‌که  دارد کمک  و  یاری‌ کند...  بدین  خاطر  است  که  انسان  می‌تواند  با  همۀ  زنـده‌های  موجود  در  زمین  سر  و كار  پيدا کند  و  در  سازش  و کنش  بـاشد...  خـلاصه  انسـان  بـا  سرشت  دو  بعدی  و  استعدادهائی  که  دارد  می‌تواند  در  جولانگاه  بسیار  دور  از  خود  به  جنبش  و کوشش  و  تلاش  و  پویش  بپردازد.  او  م