  جمع‌آوري  امــوال‌،  و  غـمها  و  انـدوه‌هائي  كـه  در  پـرورش  اطفال  مـتحمّل  مي‌شوند)  شكنـجه  دهد،  (‌و  به  سبب  اشتغال  به  اموال  و  اولاد  از  آخرت  غافل  بشوند)  و  جانشان  برآيد  در  حالي  كه  كافر  بـاشند  (‌و  در  نـتيجه  دنـيا  و  آخرت  را  از  دست  بدهند  )‌.  (توبه/73-85)

و  آيه‌هاي  ديگري‌...ا‌ين  يورش  درا‌ز  آهـنگ  و  تـاخت  طولاني  روشنگر،  اشاره  به  تلاشها  و كوششهاي  زيادي  دارد  كه  منافقان  از  خود  نشان  مي‌دادند  براي  اذيّت  و  آزار گروه  مسلمانان  و  برگرداندن  آنان  از  دين  و  غافل ‌كردن  ايشان  با  فتنه‌ها  و  نيرنگبازيها  و  دروغگوئيها  از  مسير  و  هدفي‌ كه  در  مدّ  نظر  داشتند.  از  ديگر  سو  بيانگر  اين  واقعيّت  است‌ كه  در  همان  زمـان  حـالتي  از  تـزلزل  و  نـاهماهنگي  در  مـيان  اندامان  پيكرۀ  جامعۀ  اسلامي  در  ا‌ين  دوره  بوده  است‌ كه  اين  فرمودۀ  خدا‌وند  بزرگوا‌ر  بدان  اشاره  مي‌فرمايد:  

(وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ ).

در  مــيانتان  هــم  كسـاني  هستند  كـه  سخن  ايشـان  را  بشــنوند  (‌و  دعوت  تفرقه‌آميز  و  فتنه‌انگيز  ايشـان  را  بپذيرند)‌. (‌توبه /  47) 

 سخت  باز  داشتن  پيغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  از  طلب  آمرزش  بـراي  منافقان  يا  نماز  خواندن  بر  آنان  نيز  بدين  حالت  اشـاره  دارد...  اين  حالت  ا‌ز  دخول  گروه‌هاي  بيشماري  به  اسلام  پديد  آمده  بود كه  پس  از  فتح  مكّه  اسلام  را  پذيرفتند،  ولي  ا‌يمان  در  دلهايشان  ثابت  و  استوار  نگرديده  بود،  و  با  قالب  نوين  اسلامي  هم  قالب‌ريزي  نشده  بودند  و  ساخته  و  پرداخته  نگر‌ديده  بودند.  در  اين  زمينه  پس  از  ذكر  دسته‌بندي  قرآنـي‌ كه  در  ايـن  سوره  راجـع  به  گروه‌هاي  گوناگوني  كه  جامعۀ  اسلامي  در  اين  دوره  از  آنان  فراهم  گرديده  است‌،  بيشتر  صحبت  خواهيم  كرد.  بخش  پنجم  در  روند  سوره‌،  همان  بخشي  است ‌كه  از  اين  تقسيم  و  دسته‌بندي  صحبت  مـي‌كند.  ا‌ز  ايـنجا  مـتوجّه  مي‌گرديم‌ كه  در كنار  مهاجران  و  انصار  پيشتاز  مخلص  -  آن  مسلماناني  كه  پايۀ  محكم  و  استوار  جامعۀ  اسلامي  را  تشكيل  مي‌دادند  - ‌گروه‌هاي  ديگري  هم  بـوده‌انـد...  عربهائي  بوده‌اند  كـه  در  مـيان  آنـان  افـراد  مـخلص  و  اشخاص  منافق  و  كساني  وجود  داشته‌اند  كه  شادابي  ايمان  آميزۀ  دلهايشان  نشده  بود.  منافقان  اهل  مدينه  بودند.  كسان  ديگري  هم  بودند  كه  كارهاي  خوب  را  با  كارهاي  بد  آميزۀ  همديگر  مـي‌كردند،  و  سـرشتهايشان  چنان‌ كه  بايد  به  قالب  اسلامي  درنيامده  بود،  و  در  بوتۀ  آزمايش  اسلام  به  طور  تام  و  تمام  ذوب  نگرديده  بود.  دسته  ديگري  هم  بودند.  ناشناخته‌.  نـه  حـالشان  و  نـه  فرجامشان  روشن  بود‌.  كار  و  بارشان  به  خدا  واگذار  بود.  تنها  خدا  احوال  درونـي  و  اوضـاع  بـيروني  ايشـان  را  مي‌دانست‌.  گروه  ديگري  نيز  بودند  كه  با  يكديگر  رايزني  و  سر  و  سرّي  داشتند  و  خويشتن  را  در  زير  واژۀ  دين  پنهان  مي‌نمودند!  نـصوص  قـرآنـي  از  هـمۀ  ايـن  دسته‌ها  و گروه‌ها  بـه‌ گونۀ  چكيدۀ  سـودمندي  سخن  مي‌گويد،  و  بيان  مي‌دارد كه  در  جامعۀ  مسلمان  به  چـه  شكلي  با  ايشان  رفتار  مي‌شود،  و  پيغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  و  مسلمانان  مخلص  را  رهنمود  مي‌كند كه  چگونه  بـا  هر  يك  از  آن  دسته‌ها  و گروه‌ها  رفتار گردد:

(الأعْرَابُ أَشَدُّ كُفْرًا وَنِفَاقًا وَأَجْدَرُ أَلا يَعْلَمُوا حُدُودَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (٩٧)وَمِنَ الأعْرَابِ مَنْ يَتَّخِذُ مَا يُنْفِقُ مَغْرَمًا وَيَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوَائِرَ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (٩٨)وَمِنَ الأعْرَابِ مَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنْفِقُ قُرُبَاتٍ عِنْدَ اللَّهِ وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (٩٩)وَالسَّابِقُونَ الأوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (١٠٠)وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الأعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ (١٠١)وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (١٠٢)خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ) (١٠٣)

باديه‌نشينان  عـرب‌،  كفر  و  نـفاقشان  شـديدتر  است  از  (‌كـفر  و  نــفاق  شـهرنشينان  عرب‌.  زيـرا  سـنگدل‌تر  و  جفاپيشه‌ترند  و  با  اهل  خير  و  صلاح  نشست  و  برخاست  كمتري  دارند)  و  آنان  بيشتر  سزاوارند  كه  از  مقرّرات  و  قوانين  چيزي  بي‌خبر  باشند  كه  خداونـد  بر  پـيغمبرش  نازل  كرده  است‌.  خداوند  آگاه  (‌از  احوال  بندگان،  اعم  از  مؤمنان  و  كافران  و  منافقان‌،  و)  حكيم  (‌در  كار  خود،  از  جمله  تـعيين  سـزا  و  جزاي  مـردمان‌)  است‌.  بـرخـي  از  باديه‌نشينان  (‌منافق‌)  عرب‌،  چيزي  را  كه  (‌در  راه  خدا)  صرف  مي‌كنند،  زيان  مـي‌دانـند  (  چرا  كـه  بـه  ثـواب  آن  ايمان  ندارند)‌.  و  چشم  به  راه  (‌حوادث  دردناك  و)  بلايا  و  مصائب  (‌خوفناكي‌)  هستند  كه  شما  را  از  هر  سو  احاطه  دهند  (  و  له  و  لوردتان  كنند)  -‌ بلاها  و  مصيبتها  گريبانگير  

خودشان  باد  -‌ (‌چون  مردمان  بد  خواه  و  تنگ  چشـم  و  منافقي  هستند،  تيره  روزيها  و  ناكاميها  و  بدبختيها  تنها  به  سراغ  آنان  مي‌رود)‌.  خداوند  شنوا  و  دانـا  است  (‌و  لذا  نيّات  و  اقوال  و  افعال  ايشان  را  مي‌دانـد  و  مـي‌شنود.  در  ميان  عربهاي  باديه‌نشين‌،  كساني  هم  هستند  كه  به  خدا  و  روز  رستاخيز  ايمان  دارند  و  چيزي  را  كه  (‌در  راه  خدا)  صرف  مـي‌كنـد  مـايۀ  نزديكي  بـه  خدا  و  سـبب  دعاي  پيغمبر  (‌در  حقّ  خود)  مي‌دانند  (‌و  دعـاي  پيغمبر  مـايۀ  سعادت  محسنان  و  خير  و  بركت  عمر  و  روزي  ايشـان  است‌)‌.  هان‌!  بيگمان  صرف  پول  (‌در  راه  خدا،  و  دعاهاي  رسول‌)  مايۀ  تقرّب  آنان  (‌در  پيشگاه  خداوند)  است‌.  (  به  طور  قطع‌)  خداوند  آنان  را  غرق  رحمت  خود  خواهـد  كرد،  چـرا  كه  خداوند  آمرزندۀ  (‌گـناهان  و)  مـهربان  (‌در  حـقّ  بـندگان‌)  است‌.  پيشگامان  نـخستين  مـهاج