هَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ (٧٧)أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ وَأَنَّ اللَّهَ عَلامُ الْغُيُوبِ (٧٨)الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقَاتِ وَالَّذِينَ لا يَجِدُونَ إِلا جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (٧٩)اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ (٨٠)فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ وَكَرِهُوا أَنْ يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَالُوا لا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ كَانُوا يَفْقَهُونَ (٨١)فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلا وَلْيَبْكُوا كَثِيرًا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ (٨٢)فَإِنْ رَجَعَكَ اللَّهُ إِلَى طَائِفَةٍ مِنْهُمْ فَاسْتَأْذَنُوكَ لِلْخُرُوجِ فَقُلْ لَنْ تَخْرُجُوا مَعِيَ أَبَدًا وَلَنْ تُقَاتِلُوا مَعِيَ عَدُوًّا إِنَّكُمْ رَضِيتُمْ بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَاقْعُدُوا مَعَ الْخَالِفِينَ (٨٣)وَلا تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَدًا وَلا تَقُمْ عَلَى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ (٨٤)وَلا تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَأَوْلادُهُمْ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُعَذِّبَهُمْ بِهَا فِي الدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ) (٨٥)

اي  پيغمبر!  با  كافران  و  مـنافقان  جـهاد  و  پـيكار  كن  (‌تـا  ايشان  را  از  كفر  و  نفاق  برگرداني‌)  و  بر  آنان  سخت  بگير  و  (‌با  ايشان  خشن  باش‌.  اين  مجارات  كنوني  ايشان  است  و  در  آخــرت‌)  جــايگاهشان  دوزخ  است  و  چه  بـد  سرنوشت  و  چه  زشت  جايگاهي  است‌)‌.  مناققان  به  خدا  سوگند  مي‌خورند  كه  (‌سخنـان  زنـنده‌اي‌)  نگفته‌انـد،  در  حالي  كـه  قطعاً  سخنان  كفرآميز  گفته‌اند  و  پس  از  ايمان  آوردن‌،  به  كفر  برگشته‌اند  و  قصد  انجام  كاري  كرده‌اند  كـه  بـدان  نرسيده‌اند  (‌و  آن  كشـتن  پـيغمبر  بـه  هنگام  مراجعه  از  جنگ  تبوك  بود)‌.  چيزي  كه  اين  منافقان  را  بر  سر  خشم  آورد  و  سبب  انتقام  گرفتن  آنان  شود  وجود  ندارد،  مگر  اين  كه  خدا  و  پيغمبرش  به  فضل  و  كرم  خود  آنان  را  (‌با  اعطاء  غنائم  كه  هدف  ايشان  در  زندگي  است‌)  بي‌نياز  كردانده‌اند  (‌و  اين  هم  نبايد  مايۀ  خشـم  و  انتقام  ايشان  شود)‌.  اگر  آنان  توبه  كنند،  (‌خداوند  توبۀ  ايشـان  را  مي‌پذيرد  و)  اين  برايشان  بهتر  خواهـد  بـود،  و  اگر  روي  بگردانند،  خدا  آنان  را  در  دنيا  و  آخرت  بـه  عذاب  بسيار  دردناكي  كيفر  مي‌دهد،  و  در  سراسر  روي  زمين  نــه  دوســتي  و  نــه  يـاوري  خواهند  داشت‌.  در  مـيان  (‌منافقان‌)  كساني  هستند  كه  (‌سوگند  مي‌خورند  و)  با  حدا  پيمان  مي‌بندند  كه  اگر  از  فضل  خود  مـا  را  بي‌نياز  كند  (‌و  بـه  نعمت  و  نـوائـي  بـرساند)  بدون  شكّ  بـه  صدقه  و  احسان  مي‌پردازيم  و  از  زمرۀ  شايستگان  (‌درگاه  يزدان  و  نيكوكاران  مردمان‌)  خواهيـم  بود.  امّا  هنگامي  كه  خدا  از  فضل  خود  (‌ثروت  و  دارائـي‌)  بـدانـان  بـخشيد،  بخل  ورزيدند  (‌و  چيزي  نبخشيدند  و  به  عهد  خود  وفا  نكردند،  و  هم  از  خدا  و  هم  از  خيرات‌)  سـرپيچي  كردند  و  روي  گرداندند.  خداوند  نفاق  را  در  دلهايشان  پديدار  و  پايدار  ساخت  تا  آن  روزي  كه  خدا  را  در  آن  مـلاقات  مـي‌كنند.  ايـن  بـه  خـاطر آن  است  كه  پيمان  خـدا  را  شكسـتند  و  همچنين  دروغ  گفتند.  مگر  آنان  نمي‌دانستند  كه  خداونـد  راز  و  نجواي  ايشان  را  مي‌داند  و  خدا  بس  آگاه  از  نهانيها  و  پـنهانيها  است‌؟  (‌و  لذا  نــقض  عـهد  و  نيرنگ  ايشـان  دربارۀ  مـؤمنان  از  خـدا  مـخفي  نـمي‌ماند)‌.  كسـاني  كه  خيرات  و  صدقات  مي‌پردازند،  و  مؤمنان  (‌فقيري‌)  را  كه  (‌بــا  وجــود  تـنگدستي‌)  بـه  كـمكهاي  مختصري  دست می يازند، مورد تمسخر قرار می دهند، خداوند ايشان را  با كشف رسوائيها و پـلشتيهايشان  در  پـيش  مردم‌)  مورد  تمسخر  قرار  مـي‌دهد  و  عذاب  بسيار  دردنـاكـي  خواهند  داشت‌.  چه  براي  آنان  طلب  آمرزش  كني  و  چـه  نكني‌،  حتّي  اگر  هفتاد  بار  (‌و  دفعات  بسـيار)  بـراي  آنان  طلب  آمرزش  كني‌،  هرگز  خداوند  آنان  را  نمي‌آمرزد!  اين  بدان  خاطر  است  كه  به  خدا  و  پيغمبرش  ايمان  ندارند  (‌و  سر  از  بند  شريعت  و  ربقۀ  اطاعت  برتافته‌اند)  و  خداوند  گروه  بيرون  روندگان  از  فرمان  يزدان  (‌و  آئين  آسماني‌)  را  (‌به  راه  سعادت‌)  هدايت  نمي‌كند.  (‌منافقاني  كه  از  رفتن  بـه  جنگ  تبوك  سـرباز  زده‌انـد  و  در  خانه‌هاي  خود  گرفته‌اند  و  نشسته‌اند،  اين‌)  خانه‌نشينان  (‌منافق‌)  از  اين  كـه  از  رسـول  خـدا  واپس  كشـيده‌انـد  شـادمانند،  و  نخواستند  با  مال  و  جان  در  راه  يزدان  جهاد  و  پيكار  كنند  (‌و  دين  خدا  را  ياري  دهند.  تا  مي‌توانند  ديگران  را  از  جنگ  مي‌ترسانند  و  به  نشستن  با  خود  تشـويق  مـي‌نمايند)  و  مي‏‎گويند  در  گرماي  (‌سوزان  تابستان  به  سوي  مـيدان  نبرد)  حركت  نكنيد.  (‌اي  پيغمبر!  بدانان‌)  بگـو:  اگر  دانـا  بـودند  مــي‌فهميدند  كه  آتش  دوزخ  بسـيار  گرمتر  و  سوزان‌تر  (‌از  گرماي  تابستان  و  از  همۀ  آتشهاي  جهان‌)  است‌.  (‌بگــذار  در  ايــن  جهان  بـر  اثر  مسـخره  كـردن  مؤمنان‌)  اندكي  بخندند  و  (‌امّا  لازم  است  بدانند  كـه  بـايد  در  آن  جهان‌)  بسيار  گـريه  كنند،  ايـن  جـزاي  كــارهائي  است  كه  مي‏‎كنند.  هر گاه  خداوند  تو  را  (‌از  جنگ  تبوك‌)  به  سوي  گروهي  از  آنان  باز  گرداند  و  ايشان  از  تو  اجـازه  خواستند  كه  در  ركاب  تو  به  سوي  جهاد  حركت  كنند،  بگو:  هيچ‌گاه  با  من  به  جهاد  نحواهـيد  آمـد  و  هـيچ  وقت  همراه  من  با  هيچ  دشمني  نخواهيد  جنگيد  (‌و  اين  افتخار  نصيبتان  نخواهد  شد)  چرا  كـه  شما  نـخستين  بـار  بـه كناره‌گيري  و  خـانه‌نشيني  خشـنود  شديد،  پس  بـا  كناره‌گيران  و  خانه‌نشينان  بنشينيد  (‌و  با  پيره  مـردان  و  زنان  و  بيماران  و  كودكان  باشيد)‌.  هرگاه  يكـي  از  آنـان  مرد  اصلاً  بر  او  نماز  مخوان  و  بر  سر  گورش  (‌براي  دعا  و  طلب  آمرزش  و  دفن  او)  مايست‌،  چرا  كه  آنان  به  خدا  و  پيغمبرش  باور  نداشته‌اند و  در  حالي  مرده‌اند  كه  از  دين  خدا  و  فرمان  الله  خارج  بوده‌اند.  اموال  و  اولادشان  تو  را  به  شگفت  نيندازد.  خداوند  مي‌خواهـد  آنـان  را  با  آن  در  دنيا  (‌با  رنـجها  و  بــلاهائي  كه  د