  مي‌گردد،  اهل‌ كتابي‌ كه  صفات  و  خصال  وارده  در  آيه  بر  ايشان  منطبق  مي‌شود،  همان‌ گونه  كه  -  اگر  خدا  بخواهد  -  هنگام  روبرو  شدن  با  نصوص  شرح  مي‌دهيـم‌.در  بخش  سوم،  واويلا  به  حال  كساني  سر  داده  مي‌شود  كـه  چسب  زمـين  مـي‌شوند  و  از  جـاي  خـود  تكـان  نمي‌خورند  هنگامي ‌كه  آنان  را  بـه  آمـاد‌ه  شـدن  براي  جنگ  فرا  مي‌خوانند.  محكم  به  زمـين  مـي‌چسبند  و  از  همراهي  با  سپاهيان  سستي  و  تنبلي  مي‌كنند...  همۀ  اينان  از  زمرۀ  منافقان  نيـستند،  همان ‌گونه  كه  روشن  خـواهـد  شد.  امّا  اين ‌گام  را  برداشتن  با  سختيها  و  دشواريها  همراه  است‌،  و  اين  جنگ  دردسـرها  و  گرفتاري‏ها  دارد.  گـام  نهادن  بدين  راه  و  رزم  در  اين  برهه  بنا  به  عـللي  بـراي  دلها  و  درونها  بسي  سخت  و  ناگوار  است‌.  اميدواريـم  ا‌سباب  و  علل  آن  را  بتوانيم  شرح  دهيم  و  خدا  يار  باشد  در  وقت  خود  مسأله  را  باز كنيم  و  در  حدّ  توان  بگشائيم‌: 

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأرْضِ أَرَضِيتُمْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الآخِرَةِ إِلا قَلِيلٌ (٣٨)إِلا تَنْفِرُوا يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلا تَضُرُّوهُ شَيْئًا وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (٣٩)إِلا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (٤٠)انْفِرُوا خِفَافًا وَثِقَالا وَجَاهِدُوا بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ) (٤١)

اي  مؤمنان‌!  چرا  هنگامي  كه  به  شما  گفته  مي‌شود:  (‌براي  جهاد)  در  راه  خدا  حركت  كنيد،  سستي  مي‏كنيد  و  دل  به  دنيا  مي‌دهيد؟  آيا  به  زندگي  اين  جهان  به  جاي  زندگي  آن  جهان  خشنوديد؟  (‌و  فاني  را  بر  باقي  ترجيح  مــي‌دهيد؟  آيا  سزد  كه  چنين  كنيد؟‌)  تمتّع  و  كـالاي  ايـن  جـهان  در  برابر  تمتـّع  و  كالاي  آن  جهان‌،  چيز  كمي  بيش  نيست‌.  اگر  براي  جهاد  بيرون  نرويد،  خداونـد  شما  را  (‌در  دنـيا  بـا  استيلاء  دشمنان  و  در  آخرت  بـا  آتش  سوزان‌)  عذاب  دردناكي  مي‌دهد  و  (‌شـما  را  نـابود  مـي‌كند  و)  قومي  را  جايگزينتان  مي‌سازد  كه  جداي  از  شمايند  (‌و  پاسخگوي  فــرمان  خدايـند  و  در  اسـرع  وقت  دسـتور  او  را  اجـراء  مي‌نمايند.  شما  بـدانـيد  كه  بـا  نـافرمـاني  خـود  تنها  بـه  خــويشتن  زيـان  مي‌رسانيد)  و  هيچ  زيـاني  بـه  خدا  نـمي‌رسانيد  (‌چرا  كه  خدا  بـي‌نياز  از  همگان  و  داراي  قدرت  فراوان  است‌)  و  خدا  بر  هر  چيزي  توانا  است  (‌و  از  جمله  بدون  شما  هم  مي‌تواند  اسلام  را  پيروز  گرداند،  و  همچنين  شما  را  از  بـين  بـبرد  و  دسـتۀ  فرمانبرداري  را  جانشين  شما  كند)‌.  اگر  پيغمبر  را  ياري  نكنيد  (‌خدا  او  را  ياري  مي‌كند،  همانگونه  كه  قبلاً)  خدا  او  را  يـاري  كـرد،  بدان  گاه  كـه  كــافران  او  را  (‌از مكّـه‌)  بيرون  كــردند،  در  حالي  كه  (‌دو  نفر  بيشتر  نبودند  و)  او  دومين  نفر  بود  (‌و  تنها  يك  نفر  به  همراه  داشت  كه  رفيق  دلسوزش  ابوبكر  بود)‌.  هنگامي  كه  آن  دو  در  غار  (‌ثور  جاي  گزيدند  و  در  آن  سه  روز  ماندگار)  شدند  (‌ابوبكر  ترسيد  كه  از  سوي  قريشيان  به  جان  پيغمبر  گزندي  رسـد)  در  اين  هنگام  خطاب  به  رفيقش  گفت‌:  غم  مخور  خدا  با  ما  است  (‌و  ما  را  حفظ  مــي‌نمايد  و  كـمك  مـي‌كند  و  از  دست  قريشيان  مي‌رهاند  و  به  عزّت  و  شوكت  مـي‌رساند.  در  ايـن  وقت  بود  كـه‌)  خداونـد  آرامش  خود  را  بهرۀ  او  سـاخت  (‌و  ابوبكر  از  اين  پرتو  الطاف‌،  آرام  گرفت‌)  و  پـيغمبر  را  بـا  سپاهياني  (‌از  فرشتگان  در  همان  زمان  و  همچنين  بعدها  در  جنگ  بـدر  و  حـنين‌)  يــاري  داد  كـه  شـما  آنـان  را  نمي‌ديديد،  و  سرانجام  سخن  كافران  را  فرو  كشـيد  (‌و  شوكت  و  آئين  آنان  را  از  هم  گسيخت)  و  سخن  الهي  پيوسته  بالا  بوده  است  (‌و  نـور  توحيد  بر  ظلمت  كـفر  چيره  شده  است  و  مكتب  آسماني‌،  مكتبهاي  زميني  را  از  ميان  برده  است‌)  و  خدا  بـا  عـزّت  است  (‌و  هـر  كــاري  را  مي‌تواند  بكند  و)  حكيم  است  (‌و  كارها  را  بـجا  و  از  روي  حكمت  انجام  مي‌دهد.  اي  مؤمنان‌!  هرگاه  منادي  جـهاد،  شما  را  به  جهاد  ندا  در  داد  فوراً)  به  سوي  جهاد  حركت  كنيد،  سبكبار  يا  سـنگين‌ بار،  (‌جوان  يا  پـير،  مـجرّد  يـا  متأهّل‌،  كم  عائله  يا  پرعائله‌،  غني  يا  فقير،  فـارغ‌البـال  يـا  گرفتار،  مسـلّح  بـه  اسلحۀ  سبك  يـا  سنگين،  پـياده  يـا  سواره‌،  و  ...  در  هر  صـورت  و  در  هر  حال‌،‌)  و  بـا  مـال  و  جان  در  راه  خدا  جـهاد  و  پـيكار  كنيد.  اگر  دانـا  بـاشيد  مي‌دانيد  كه  اين  به  نفع  خود  شما  است .(‌توبه  /  ٣٨-  41)

  از  ساختارهاي  واژگاني  تنبيه  و  تهديد  و  تأكيدهاي  پياپي  در  اين  بخش‌،  و  از  يادآوري ‌كردن  مؤمنان  به  ياري  و  مدد  خدا  در  حقّ  پيغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  بدان  هنگام‌ كه  كافران  او  را  از  مكّه  بيرون  كردند،  آن  ياري  و  مددي ‌كه  كسي  از  انسانها  در  آن  شـركت  و  دسـتي  نـداشت‌،  و  از  فرمان  قاطعانه  دادن  به  مؤمنان  به  اين  كه  سبكبار  يا  سنگين‌بار  فوراً  براي  حركت  و  نبرد  بيرون  روند...  از  همۀ  اينها  پيدا  است‌ كه  در  چنين  موقعيّتي  چه  رنـجها  و  دشـواريـها  و  واپس‌كشيدنيها  و  سستيها  و  تنبليها  و  هول  و  هراسها  و  درنگها  و  دودليهائي  در  ميان  بوده  است‌ كـه  ايـن  هـمه  تهديدها  و  تأكيدها  و  يادآوريها  و  فرمانهاي  تند  و  خشن  را  مي‌طلبيده  است‌.

آن  گاه  بخش  چهارم  در  روند  سوره  سـر  مـي‌رسد كـه  طولاني‌ترين  بخشهاي  اين  سوره  است  و  بيش  از  نيمۀ  سوره  را  در  بر  مي‌گيرد.  در  اين  بخش  سخن  مي‌رود  از  رسوائي  مـنافقان  و  دسيسه‌ها  و  نـيرنگهاي  ايشان  در  جامعۀ  اسلامی،  و  بيان  احوال  رواني  و كـردارشـان‌،  و  موقعيّتهائي كه  در  جنگ  تبوك  و  پيش  از  آن  و  پس  از  آن  داشتند،  و  پرده  برانداختن  از  حقيقت  اسرارشـان  و  حيله‌ها  و  دوز  و كلكهايشان  و  معذرتها  و  پوزشهائي  كه  براي  نرفتن  به  جهاد  مي‌آوردند،  و  پخش  ضعف  و  فتنه  و تــفرقه  افكــني  در  صف  مسلمانان‌،  و  اذيّت  و  آزار  رساندن  به  پيغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  و  به  مـؤمنان  خـالص  و  مخلص‌.  