 مي‌گويند)  ابا  دارد.  بيشتر  آنان  نـافرمانبردارنـد  (‌و  عهد  و  پيمان  را  نگاه  نمي‌دارند)‌.  آنان  آيات  (‌خواندني  قرآن  و  ديدني  جهان‌)  خدا  را  به  بهاي  اندك  (‌كالا  و  مـتاع  دنيوي‌)  فروخته‌اند  و  از  راه  خدا  بازمانده‌اند  و  ديگران  را  نيز  بازداشته‌اند.  آنان  كار  بسيار  بدي  كرده‌اند.  آنان  (‌نه  تنـها  دربارۀ  شما،  بلكه‌)  دربارۀ  هيچ  فرد  باايماني  رعايت  خـويشاوندي  و  پـيمان  را  نـمي‌كنند  و  ايشـان  تـجاوز  پيشه‌اند  (‌و  عهدشكني  و  تـعدّي‌،  بـيماري  مـزمني  بـراي  آنـان  گشته  است‌)‌.  اگر  آنان  (‌از  كفر)  توبه  كردند  و  (‌احكام  اسلام  را  مـراعـات  داشتند،  و  از  جمله‌)  نماز  را  خواندند  و  زكات  دادند  (‌دست  از  آنان  بداريد،  چرا  كـه‌)  در  اين  صورت  برادران  ديني  شـما  هسـتند  (‌و  سـزاوار  هـمان  چيزهائي  بـوده  كه  شـما  سزاواريد،  و  همان  چيزهـائي  كه  بر  شما  واجب  است‌،  بر  آنـان  هـم  واجب  است‌)‌.  ما  آيات  خود  را  براي  اهل  دانش  و  مـعرفت  بـيان  مي‌كنيـم  و  شرح  مي‌دهيم‌.  و  اگر  پيمانهائي  را  كه  بسته‌اند  و  مؤكّد  نموده‌اند  شكستند،  و  آئين  شما  را  مورد  طعن  و  تمسـخر  قرار  دادند  (‌اينان  سردستگان  كفر  و  ضلالند  و)  با  سردستگان  كفر  و  ضلال  بجنگيد،  چرا  كه  پيمانهاي  ايشان  كمترين  ارزشي  ندارد.  شايد  (‌در  پرتو  باز  بودن  درگاه  توبۀ  خدا  و  شدّت  عمل  شما،  پشيمان  شـوند  و)  دست  بردارند.  آيا  با  مردماني  نمي‌جنگيد  كه  پيمانهاي  خود  را  (‌مكرّراً)  شكسته‌انـد  و  (‌هـم  ايشان  بـودند  كه‌)  نخستـن  بار  (‌اذيّت  و  آزار  و  تجاور  و  تعدّي  به  جـان  و  مال‌)  شما  را  آغاز  كر‌ده‌اند؟  آيا  از  ايشان  مي‌ترسيد  (‌و  به  جنگ  آنان  نمي‌رويد؟‌)‌.  در  صورتي  كـه  سزاوارتـر  آن  است  كه  از  خدا  بترسيد  (‌و  از  كيفر  نافرمـاني  او  بهراسيد)  اگر  واقعاً  ايمان  داريد  (‌و  مؤمنان  راسـتين  هستيد.  اي  مؤمنان‌)  با  آن  كافران  بجنگيد  تـا  خدا  آنان  را  بـا  دست  شما  عذاب  كند  و  خوارشـان  دارد  و  شـما  را  بـر  ايشـان  پيروز  گرداند  و  (‌با  فتح  و  پيروزي  مؤمنان  بر  كافران‌)  سينه‌هاي  اهل  ايمان  را  شفا  بخشد  (‌و  بر  دلهـاي  زخمي  ايشان  مرهم  نهد  و  درد  ديـرينۀ  اذيّت  و  آزار  كفار  را  از  درون  آنان  بزدايد)‌.  و  كينه  را  از  دلهـايشان  بردارد  (‌و  شادي  پيروزي  را  جايگزين  آن  گرداند.  همه  بايد  بدانـند  كه‌)  خداوند  تـوبۀ  هـر  كس  را  بخواهـد  (‌و  شـايسته‌اش  بداند)  مي‌پذيرد  (‌و  لذا  كافران  مـي‌توانند  تـا  ديـر  نشـده  است  از  كفر  دست  بكشند  و  به  سـوي  خدا  برگردند  و  اسلام  را  بپذيرند)‌.  خداوند  آگاه  (‌از  كار  و  بار  بندگان،  و  در  قانونگذاريها)  داراي  حكمت  فراوان  است‌.  آيـا  گمان  مي‌بريد  كه  به  حال  خود  رها  مي‌شويد  (‌و  مورد  آزمايش  به  وسيلۀ  جهاد  و  غيره  قرار  نـمي‌گيريد)  و  خداونـد  بـه  مــردم  نمي‌شناساند  كساني  از  شـما  را  كه  بـه  جهاد  برخاسته‌اند  و  به  غـير  از  خدا  و  پـيغمبرش  و  مـؤمنان‌،  دوست  نزديكي  و  محرم  اسراري  براي  خود  نگرفته‌اند؟  خداوند  از  همۀ  اعمالتان  آگاه  آست  (‌و  پـاداش  رفتار  و  كردارتان  را  به  تمام  و  كمال  مي‌دهد)‌.(‌توبه  /  1-16)

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آبَاءَكُمْ وَإِخْوَانَكُمْ أَوْلِيَاءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الإيمَانِ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (٢٣)قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ) (٢٤)

اي  مؤمنـان‌!  پدران  و  برادران  (‌و  همسران  و  فررندان  و  هر  يك  از  خويشاوندان  ديگر)  را  ياوران  خود  نگيريد  (‌و  تكيه‌گاه  و  دوست  خود  ندانيد)  اگر  كفر  را  بـر  ايـمان  ترجيح  دهند  (‌و  بي‌ديني  از  دينداري  در  نزدشان  عزيزتر  و  گرامي‌تر  باشد)‌.  كساني  كه  از  شما  ايشـان  را  ياور  و  مددكار  خـود  كنند  مسلّماً  ستمگرند.  بگــو:  اگر  پـدران  و  مادران  و  فرزندان  و  برادران  و  همسران  و  قوم  و  قبيلۀ  شما،  و  اموالي  كه  فراچنگش  آورده‌ايـد،  و  بازرگاني  و  تجارتي  كه  از  بي‌بازاري  و  بــي‌رونقي  آن  مـي‌ترسيد،  و  منارلي  كه  مورد  علاقۀ  شـما  است‌،  ايـنها  در  نـظرتان  از  خدا  و  پيغمبرش  و  جهاد  در  راه  او  محبوب‌تر  بـاشد،  در  انتظار  باشيد  كه  خداوند  كار  خود  را  مـي‌كند  (‌و  عذاب  خويشتن  را  فرو  مي‌فرستد)‌.  خداوند  كسـان  نافرمانبردار  را  (‌به  راه  سعادت‌)  هدايت  نمي‌نمايد.(‌توبه /  ٢٣و  24) 

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شَاءَ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ) (٢٨)

اي  كساني  كه  ايمان  آورده‌ايـد،  بيگمان  مشـركان  (‌بـه  سبب  كفر  و  شركشان،  از  لحاظ  عقيده‌)  پليدند،  لذا  نبايد  پس  از  امسال  (‌كه  نهم  هجري  است‌)  بـه  مسـجدالحـرام  وارد  شوند.  اگر  (‌بر  اثر  قطع  تجارت  آنان  با  شما)  از  فقر  مي‌ترسيد،  (‌نترسيد  كه‌)  خداوند  اگر  بخواهد  شما  را  بـه  فضل  و  رحمت  خود  (‌از  خلق  و  از  مشـركان‌)  بـي‌نياز  مـي‌گردانـد؛  چرا  كه  خدا  آگاه  (‌از  كار  شـما  و  براي  گرداندن  آن‌)  داراي  كمال  عنايت  و  حكمت  است‌.  (‌توبه/  ٢٨) 

 از  شيوۀ  قرآني  در  آياتي ‌كه  در  ا‌‌ينجا گلچين‌ كرديم‌،  و  شيوۀ  قرآني  در آيات  همۀ  بخشها  و  بندها،  و  از  شدّت  وحدّت  در  ترغيب  و  تشـويق  و  بـرانگـيختن  بـه  جـنگ  مشركان‌،  و  قطع  رابطۀ  با  ايشـان‌،  انـدازۀ  پـريشاني  و  آشفتگي  دروني  گروه  مسلمانان  -  يا  دست  كم  دسته‌اي  از  آنان  كه  داراي  جايگاه  و  پايگاهي  بـودند  -  پـيدا  و  هويدا  است‌،  و  امـواج  نگـرانـي  و  هـول  و  هـراس  از  برداشتن  اين  گام  قاطلعانه  در  چـنين  بـرهه‌اي  از  زمـان  ايشان  را  سرگردان  مي‌كرد.  اين  دلهره  و  پريشان  حالي  به  سبب  عوامل گوناگوني  بود.  اميدواريم  ما  بتوانيم  در  اين  ديباچه  و  در  لابلاي  بررسي  نصوص  قرآني‌،  هر  چه  زود  پرده  از  اين  عوامل  به ‌كنار  زنيم‌.

و  امّا  بخش  و  بند  دوم  در  اين  سـوره‌،  مـتضمّن  تـعيين  حدود  و  ثغور  نهائي  ارتباطات  مـوجود  مـيان  جـامعۀ  اسلامي  و  ميان  اهل ‌كتاب  به  طور كلّي  است‌.  البتّه  با  ذكر  اسباب  و  علل  عقيدتي  و  تاريخي  و  واقـعيّتي ‌كـه  ايـن  تعيين  حدود  و  ثغو‌ر  ر