مْ قَوْمٌ لا يَعْلَمُونَ (٦)كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ (٧)كَيْفَ وَإِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلا وَلا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ (٨)اشْتَرَوْا بِآيَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلا فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِهِ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (٩)لا يَرْقُبُونَ فِي مُؤْمِنٍ إِلا وَلا ذِمَّةً وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُعْتَدُونَ (١٠)فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَنُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (١١)وَإِنْ نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ (١٢)أَلا تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ وَهَمُّوا بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُمْ بَدَءُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (١٣)قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ (١٤)وَيُذْهِبْ غَيْظَ قُلُوبِهِمْ وَيَتُوبُ اللَّهُ عَلَى مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (١٥)أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَكُوا وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنْكُمْ وَلَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلا رَسُولِهِ وَلا الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ) (١٦)

 (‌اين‌،  اعلام‌)  بيزاري  خداوند  بر  پيغمبرش  از  مشـركاني  است  كه  شما  (‌مؤمنان  توسّط  فرستادۀ  خدا،  فرمانده  كلّ  قوا)  با آنان  پيمان  بسته‌ايد  (‌و  ايشــان  آن  را  بـه  دلخواه  شكسته‌اند  و  به  دشمنان  اسـلام  پيوسته‌اند.  بـه  آنـان  چهار  ماه  فرصت  داده  مي‌شود  كه  در  اين  فاصله  يا  بـه  اسلام  بگروند،  يا  سرزمين  عربستان  را  ترك  كنند،  و  يا  اين  كه  آمادۀ  نبرد  با  مسلمانان  شوند)‌.  پس  (‌اي  مؤمنان  به  كافران  بگوئيد:‌)  آزادانه  چهار  ماه  در  زمين  بگرديد  (‌و  از  آغاز  عيد  قربان  سـال  نـهم  هـجري‌،  يـعني  روز  دهـم  ذي‌الحجّۀ  همان  سال‌،  تا  روز  دهم  ماه  ربيـع  الآخر  سال  بعدي‌،  يعني  سال  دهم  هجري‌،  به  هر  كجا  كه  مي‌خواهيد  برويد  و  بگرديد)  و  بدانيد  كه  شما  (‌در  همه  حال  و  همه  آن‌،  مــغلوب  قدرت  خدائيد  و  از  دست  او  نـجات  پـيدا  نمي‌كنيد  و)  هرگز  نمي‌توانيد  خدا  را  درمـانده  كـنيد،  و  بيگمان  خداوند  كافران  را  خوار  و  رسوا  مـي‌سازد.  ايـن  اعلامي  است  از  سوي  خدا  و  پيغمبرش  به  همۀ  مردم  (‌كه  در  اجتماع  سالانۀ  ايشان  در  مكّـه‌)  در  روز  بزرگ‌ترين  حجّ  (‌يعني  عيد  قربان‌،  توسّط  امـيرمؤمنان  علي‌بن  ابـي  طالب  و  بـه  امـير  الحاجي  ابوبكر  صـدّيق‌،  بـر  همگان  خــوانـده  مـي‌شود)  كه  خدا  و  پـيغمبرش  از  مشـركان  بيزارند  و  (‌عهد  و  پپمان  كافران  خائن  را  ارج  نمي‏‎گذارند.  پس  اي  مشركان  عهدشكن  بدانيد  كه‌)  اگر  توبه  كرديد  (‌و  از  شرك  قائل  شدن  براي  خدا  برگشتيد)  اين  براي  شما  بهتر  است‌،  و  اگر  سرپيچي  كرديد  (‌و  بر  كفر  و  شـرك  خود  ماندگار  مانديد)  بدانيد  كه  شما  نمي‌توانيد  خداي  را  درمـانده  داريــد  و  (‌خـويشتن  را  از  قـلمرو  قـدرت  و  فرماندهي  او  بيرون  سازيد.  اي  پپغمبر!  همۀ‌)  كافران  را  به  عذاب  عظيم  و  سخت  دردناكي  مژده  بده‌.  امّا  كسـاني  كه  از  مشركان  با  آنان  پيمان  بسته‌ايد  و  ايشان  چيزي  از  آن  فروگذار  نكـرده‌انـد  (‌و  پـيمان  را  كـاملاً  رعـايت  نموده‌اند)  و  از  كسي  بر  ضدّ  شما  پشتيباني  نكرده  (‌و  او  را  ياري  نداده‌اند)  پيمان  آنان  را  تا  پايان  مدّت  زماني  كه  تعيين  كرده‌اند  محترم  شماريد  و  بدان  وفا  كنيد.  بيگمان  خداوند  پرهيزگاران  (‌وفا  كننده  بـه  عـهد)  را  دوست  مي‌دارد.  هنگامي  كه  ماه‌هاي  حرام  (‌كه  مدّت  چهار  ماهۀ  امان  است‌)  پايان  گرفت،  مشركان  (‌عهدشكن‌)  را  هر  كجا  بــيابيد  بكشـيد  و  بگيريد  و  مـحاصره  كـنيد  و  در  همۀ  كمينگاه‌ها  براي  (‌به  دام  انداختن‌)  آنان  بنشينيد.  اگر  توبه  كردند  و  (‌از  كفر  برگشتند  و  به  اسلام  گرويدند  و  براي  نشان  دادن  آن‌)  نماز  خواندند  و  زكـات  دادند  (‌ديكر  از  زمرۀ  شمايند  و  ايشان  را  رها  سازيد  و)  راه  را  بـر  آنــان  بازگذاريد.  بيگمان  خداوند  داراي  مغفرت  فراوان  (‌بـراي  توبه  كنندگان  از  گناهان‌،‌)  و  رحمت  گسترده  (‌براي  هـمۀ  بـندگان‌)  است‌.  (‌اي  پـيغمبر!)  اگر  يكـي  از  مشـركان  (‌و  كافراني  كه  به  شما  دستور  جنگ  با  آنان  داده  شده  است‌)  از  تو  پناهندگي  طلبيد،  او  را  پناه  بده  تا  كلام  خدا  (‌يـعني  آيات  قرآن‌)  را  بشنود  (‌و  از  دين  آگاه  شود  و  راجع  بدان  بينديشد.  اگر  آئين  اسـلام  را  پذيرفت‌،  از  زمرۀ  شما  است‌،  و  اگر  اسلام  را  نپذيرفت‌)  پس  از  آن  او  را  به  محلّ  امن  (‌و  مأوي  و  منزل  قوم‌)  خودش  بـرسان  (‌تـا  از  خطرات  راه  برهد  و  بدون  هيچ  گونه  اذيّت  و آزاري  بــه  ميان  اهـل  و  عيال  خويشتن  رود)‌.  اين  (‌پناه  دادن‌)  بدان  خاطر  است  كه  مشركان  مردمان  نادان  (‌و  ناآگاه  از  حقيقت  اسـلام‌)  هستند  (‌و  چه  بسا  در  پرتو  آشنائي  با  اسلام‌،  نور  ايمان  در  دلهايشان  روشن  گردد)‌.  چگونه  براي  مشركاني  (‌كه  بارها  پــيمان  خـود  را  شكسـته‌اند)  در  پـيش  خدا  و  پيغمبرش  عهد  و  پيماني  محترم  شمرده  مي‌شود؟  مگر  عــهد  و  پــيمان  كســـاني  (‌از  قبائل  عـرب‌)  كه  در  كنار  مسجدالحرام  با  ايشان  پيمان  بستيد  (‌و  آنـان  بر  پـيمان  خود  ماندگار  ماندند)‌.  مادام  كه  ايشـان  در  بـرابـر  شما  راست  و  وفادار  باشند،  شما  نيز  نسبت  بديشان  راست  و  وفادار  باشيد  و  عهد  خود  را  نگاه  داريد.  بيگمان  حداوند  پــرهيزگـاران  (‌وفـا  كننده  بـه  عهد  و  پيمان‌)  را  دوست  مــي‌دارد.  چگونه  (‌عـهد  و  پـيمان  بـا  شـما  را  مـراعــات  مي‌دارند؟  هرگز!  بلكه‌)  اگر  بـر  شـما  پيروز  شـوند،  نـه  حويشاوندي  را  در  نظر  مي‏‎گيرند  و  نه  عهدي  را  مراعات  مي‌دارند  (‌و  در  نابودي  شـما  هـمۀ  تـوان  خود  را  بكـار  مي‏‎گيرند.  اگر  پيروزي  با  شما  بـاشد)  آنـان  بـا  سخنان  (‌زيبا  و  شيرين‌)  خود  شما  را  راضي  و  خشنود  مي‌دارند.  ولي  دلهايشان  (‌بــا  زبـانهايشان  هـمآوا  نـيست  و  اندرونشان  از  كينۀ  شما  لبريز  است  و  از  اذعان  و  اقـرار  بدانچه 