الم في  الطريق‌) فصل‌: (شريعه‌كونيه‌).   
[5] مراجعه شود به كتاب‌: (‌‌معالم في الطريق‌) فصل‌: (‌لا اله الا الله‌، برنامۀ زندگي است‌)‌.  
[6]نگاه‌: توبه ١٠0 و واقعه 10، (‌مترجم‌)   
[7] در پـيشاپيش اينگونه افـراد ژوليـان هاكسـلي است كـه از پـيروان  (‌داروينيسم نوين‌) است‌.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:219.xml">رهنمودهاي سوره‌ي توبه</a><a class="folder" href="w:html:227.xml">سوره‌ي توبه آيه‌ي 28-1</a><a class="folder" href="w:html:239.xml">سوره‌ي توبه آيه‌ي 35-29</a><a class="text" href="w:text:249.txt">سوره‌ي توبه آيه‌ي 37-36</a><a class="text" href="w:text:250.txt">سوره‌ي توبه آيه‌ي 41-38</a><a class="folder" href="w:html:251.xml">سوره‌ي توبه آيه‌ي 92-42</a><a class="text" href="w:text:261.txt">رهنمودهاي جزء يازدهم</a><a class="text" href="w:text:262.txt">سوره‌ي توبه آيه‌ي 96-93</a><a class="folder" href="w:html:263.xml">سوره‌ي توبه آيه‌ي 110-97</a><a class="folder" href="w:html:269.xml">سوره‌ي توبه آيه‌ي 129-111</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:220.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:221.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:222.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:223.txt">قسمت چهارم</a><a class="text" href="w:text:224.txt">قسمت پنجم</a><a class="text" href="w:text:225.txt">قسمت ششم</a><a class="text" href="w:text:226.txt">قسمت هفتم</a></body></html>سوره‌ي انعام آيه‌ي 19-12

(قُلْ لِمَنْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ قُلْ لِلَّهِ كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لا رَيْبَ فِيهِ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ (١٢)وَلَهُ مَا سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (١٣)قُلْ أَغَيْرَ اللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَهُوَ يُطْعِمُ وَلا يُطْعَمُ قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ (١٤)قُلْ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ (١٥)مَنْ يُصْرَفْ عَنْهُ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ (١٦)وَإِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا كَاشِفَ لَهُ إِلا هُوَ وَإِنْ يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (١٧)وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ (١٨)قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادَةً قُلِ اللَّهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأنْذِرَكُمْ بِهِ وَمَنْ بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ آلِهَةً أُخْرَى قُلْ لا أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ) (١٩).

این  موج  تازۀ  بلند  و  دارای  آهنگ  هراس ‌انگیز،  به  دنبال  سخن  از  تکذیب  و  رویگردانـی  و  تمسخر  و  استهزاء  می‌آید،  و  پس  از  چیزی  قرار  می‌گیرد که  این  سخن  بدان  پایان  می‌پذیرد  و  به  دنبال  تهدید  هراسـناکـی  که  در  لابلای  آن  واقع  است‌،  و  پس  از  متوجّه ‌کردن  چشـمها  و  دلها  به  عـبرت‌ گرفتن  از  هلاک  و  نـابودی  تکذیب  کنندگان  تمسخر  پیشه‌،  ذکر  می‌شود.  این  موج  نیز  بعد  از  موج  پیشينی  می‌آید که  سخن  از  تکذیب‌ کنندگان  را  می‌آغازید،  و  حقیقت  الوهیّت  را  در  جولانگاه  جهان  فراخ‌،  و  در  جولانگاه  بشری  ژرف  عرضه  می‌كرد.  ایـن  موج  نیز  حقیقت  الوهیّت  را  در  جولانگاههای  دیگر  عرضه  می‌دارد،  البتّه  با  آهنگهای  تازه  و  همچنين  با  انگیزه‌های  نو  ...  بدین  سبب  سخن  از  تکذیب  می‌رود  امّا  میان  موج  آغازین  و  این  موج  پسین  قرار می‌گیرد،  و  بسی  زشت  و  پلشت  جلوه‌گر  می‌آید. 

موج  نخستین‌،  حقیقت  را  در  آفرینش  آسمانها  و  زمین‌،  پدید  آوردن  تاریکیها  و  نور،  آفرینش  انسان  از گل‌،  تعیین  مدّت  نخستین  عمر  انسان‌،  و  نامگذاری  مدّت  د‌وم  زنـدگی  دوبارۀ  او،  مـجسّم  می‌دارد  و  مـی‌نمایاند.  فراگیری  الوهیّت  یزدان  بر  آسمانها  و  زمـین‌،  و  احاطۀ  دانش  آفریدگار  را  بر  پنهان  و  آشکار  انسانها،  و  آگاهی  همه  جانبۀ  کردگار  را  بر  چیزهائی‌ که  انسانها  مخفیانه  یا  آشکارا  انعام  می‌دهند  و  فرا  چنگ  می‌آورند،  نشان  می‌دهد  ...  بیان  این  امور  نیز  نه  به  خاطر کلام  لاهوتی  و  یا  سخن  فلسفی  نظری  منفی  بافانه  است‌.  بلکه  برای  بيان  مقتضیات  حقائق  در  زندگی  بشری  است‌.  بدان  خاطر که  انسانها  خویشتن  را  تسلیم  خداوندگار  یگانه  گردانند،  و  کسی  را  همتای  او  نسازند،  و  در  این  یگانگی  شکّ  و  گمانی  به  خود  راه  ندهند.  به  فراگیری  الوهیّت  بر  همۀ  امور  جهان  هستی  و  بر  همۀ ‌کار و بار  پـنهان  و  آشکار  انسان‌،  اعترا‌ف  نمایند،  و  معتقد  باشند که  نتائج  طبیعی  بر  این  حقائق  مترتّب  می‌گردد  و  مثلاً  بدانند  تسلیم  حاکمیّت  یزدان  یگانه  در  همۀ  امور  زندگی  زمینی‌،  بسان  تسلیم  حاکمیّت  یزدان  یگانه  در  همۀ  امور  جهان  هستی‌،  واجب  است‌،  و  ثمرۀ  فرمانبرداری  و  نتیجۀ  نافرمانی‌،  سرانجام  روی  می‌نماید،  و گندم  ز گندم  بروید  و  جو  ز  جو  ... 

 این  موج  تازه  نیز  به  اظهار  حقیقت  الوهیّت  می‌گراید،  و  آن  را  در  مـــالکیّت  و  فـاعلیّت‌،  روزی  رسـانی  و  نگاهداری‌،  حفاظت  و کفالت‌،  قدرت  و  غلبه،  و  در  سود  رساندن  و  زیان  رساندن‌،  مجسّم  و  نمودار  می‌نماید  ...  بیان  همۀ  این  امور  نه  به  خاطر کلام  لاهوتی  یا  سخنان  فلسفی  نـظری  منفی  بافانه  است‌،  بلکه  برای  بتان  مقتضیات  این  حقائق  است‌،  از  قبیل‌:  تنها  خدا  را  ولی  و  سرپرست  خود  دانستن،  و  تنها  رو  بدو کردن  و  چشم  به  الطاف  او  دوختن‌،  و  فقط  تسلیم  فرمان  خدا  شدن  و  خود  را  بدو  سپردن‌،  و  فقط  او  را  بندگی  و  پرستش ‌کردن  و  بس  ...  خدا  را  ولی  و  سرپرست  دانستن‌،  و  به  درگاه  کریمانه‌اش  چشم  امید  دوختن‌،  مظهر  تسلیم  فرمان  یزدان  و  پرستش  او  است‌.  بدین  خاطر  است  وقتی ‌که  خدا  به پیغمبر صلیّ الله عليه وآله وسّلم  ‌دستور  می‌فرماید که  نپسندد  جز  خدا  ولی  و  سرپرست  برگرفته  شود،  توضیح  می‌فرماید که  ایـن  نپسندیدن  پیش  از  هر  چیز  بر  این  استوار  است‌ که  یزدان  خوراک  می‌دهد  و  روزی  می‌رساند،  و  بدو  خوراك  داده  نمی‌شود  و  روزی  رسانده  نمی‌شود،  و  در  مرحلۀ  بعدی  بر  این  استوار  است‌ که  جز  خدا  را  ولی  و  سرپرست  خود  دانستن  بر  خلاف  چیزی  است ‌که  بدو  دستور  داده  شده  است  و  آن  تسلیم  فرمان  یزدان  شدن  و کسی  را  انباز  او  نکردن  است‌.

با  عرضۀ  حقیقت  الوهیّت‌،  بدین  شکل  و  برای  این  هدف‌،  تأثیر گذارهای  نیرومندی  همدم  و همراه  می‌شود که  به  لابلای  دلها  فرو  می‌روند  و  به  همۀ زوایای  آنها  سرک  می‌کشند.  این  تأثیرات  آغاز  می‌گردند  با  بیان  این  حقائق  که  خدا  مالک  هر  چیزی  است‌.  او  خوراک  مـی‌دهد  و  خوراک  داده  نمی‌شود.  خود  رهائی  از  عذاب  وحش