غمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  برحذر  مي‌دارد  و  بديشان  مي‌گويد كه  قبلاً  به  خدا  خيانت‌ كرده‌اند  و  در  قبال  آن  بدين  چـنين  سرنوشتي ‌گرفتار  آمده‌اند:

(وَإِنْ يُرِيدُوا خِيَانَتَكَ فَقَدْ خَانُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ فَأَمْكَنَ مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ) (٧١)

 (‌اي  پيغمبر!)  اگر  (‌مشركان  با  اظهار  ايمان‌)  بخواهند  بـه  تو  خيانت  كنند  (‌موضوع  تازه‌اي  نيست  و  باكي  نداشته  باش‌،  چرا  كه‌)  آنان  پيش  از  اين  (‌نيز  با  اتـّخاذ  شـركاء  و  انداد  براي  خدا  و  كفران  نعمت  الله‌)  به  خدا  خيانت  كرده‌اند  و  خداوند  (‌در  قبال  آن  شما  را)  بر  آنان  پيروز  كرده  است  (‌هرچند  شما  ضعيف  بوديده  و  ايشان  نيرومند  بـودند)  و  خداوند  آگاه  (‌از  احوال  و  افكار  همگان  است  و)  حكـيم  است  (‌و  كارها  را  بـرابـر  حكمت  و  فـلسفه‌اي  كــه  خود  مي‌داند  مي‌گرداند)‌.

آنان  به  يـزدان  خيانت  نمودند  و  ديگران  را  انباز  او  كـردند،  و  خداونـد  سبحان  را  مـنحصر  به  ربـوبيّت  ندانستند.  در  حالي‌ كه  خدا  از  فطرتشان  عهد  و  پـيمان  گرفته  بود كه  يكتاپرست  باشند،  امّا  بدين  عهد  و  پيمان  خيانت  ورزيدند  و  مشرك‌ گرديدند.  پس  اگر  بخواهند  به  پيغمبرش  صلّی الله عليه وآله وسلّم  خيانت  ورزند،  در  حالي ‌كه  در  دست  او  اسيرند،  فرجام  خيانت  پيشين  خود  را  به  ياد  آورنـد كـه  چگونه  ايشان  را  به  اسارت  و  بـند  كشانيد،  و  پـيغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  و  ياران  او  را  بر  ايشان  مسلّط  گردانيد...  خدا  (‌بس  آگـاه‌)  از  رازهـا  و  رمـزهاي  درونشـان  است‌،  و  (‌كاربجا)  در  وقوع  عذاب  بديشان  است‌:

(وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ).

و  خداوند  آگاه  (‌از  احوال  و  افكار  همگان  است  و)  حكيم  است  (‌و  كارها  را  بـرابـر  حكمت  و  فـلسفه‌اي  كـه  خود  مي‌داند  مي‏‎گرداند  )‌.

قرطبي  در  تفسير  آورده ‌است  كه  ابن  عربي‌ گـفته  است‌:  هنگامي  كه  افرادي  از  مشركان  اسير  شـدند،  بـرخـي  از  مشركان  اسير  از  پذيرش  اسلام  سـخن  گفتند،  ولي  در  اسلام  آوردن  خود  تصميم  و  قاطعيّت  نداشتند،  و  اقـرار  قاطعانه‌اي  بدان  نكردند.  انگـار  آنـان  خـواستند  بـه  مسلمانان  نزديك  شوند  و  از  مشركان  هم  دور  نگردند...  علماء  ما گفته‌اند:  اگر كافر  ايمان  را  با  زبان  بگويد  و  بر  دل  براند،  ولي  تصميم  و  قاطعيّت  نداشته  باشد،  مؤمن  به  شمار  نمي‌آيد.  اگر  اين  چنين  چـيزهائي  در  مـؤمن  هـم  باشد،  كافر  محسوب  مي‌گردد.  مگر گاه ‌گاهي  به  صورت  و‌سوسه  بر  دل  گذرد،  وسو‌سه‌اي‌ كه  نمي‌تواند  به  دفع  آن  بكوشد  و  تاب  جلوگيري  از  آن  را  نداشته  باشد.  خداوند  همچون  وسوسه‌هائي  را  بخشيده  است  و  آنها  را  ناديده  گرفته  است‌.  خداوند  حقيقت  را  براي  پـيغمبرش  صلّی الله عليه وآله وسلّم  روشن  فرموده  است  و گفته  است‌:

(وَإِنْ يُرِيدُوا خِيَانَتَكَ...). 

(‌اي  پيغمبر!)  اگر  (‌مشركان  با  اظهار  ايمان‌)  بخواهند  بـه  تو  خيانت  كنند  (‌موضوع  تازه‌اي  نيست  و  باكي  نداشته  باش‌...

يعني  اگر  اين  سخن  را  به  عنوان  مكر  و كيد  بگويند  و  نيرنگ  بزنند،

(فَقَدْ خَانُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ ).

آنان  پيش  از  اين  (‌نيز  با  اتّخاذ  شركاء  و  انداد  براي  خدا  و  كفران  نعمت  الله‌)  به  خدا  خيانت  كرده‌اند.

به  خدا  خيانت  كرده‌اند  با  كفري  كه  ورزيده‌اند  و  خيانتي  كه  به  تو كرده‌اند  و  جنگي  كه  با  تو  نموده‌اند...  اگر  هم  اين  سخن  ايشان  خير  باشد،  خدا  از  آن  آگاه  است‌،  و  آن  را  از  ايشان  مي‌پذيرد  و  عـوض  بـهتر  از  آن  چـيزي  را  بديشان  مي‌دهد  كه  از  دست  داده‌اند،  و  كفر  و  خيانت  و  مكري  را  مي  بخشد كه  پيش  از  اين  داشته‌اند.

*
هم  اينك  اين  درس  پايان  مي‌گيرد،  و  سوره  نيز  با  آن  به  پايان  مي‌آيد،  با  بيان  سرشت  ارتباطات  و  پـيوندها  در  جامعۀ  اسلامي‌،  و  ارتباطات  و  پيوندهاي  جامعۀ  اسلامي  با  جامعه‌هاي  ديگر،  و  با  بيان  احكام  تنظيم  كـنندۀ  ايـن  ارتباطات  و  پيوندها...  از  اين  بيان  سرشت  خود  جامعۀ  اسلامي‌،  و  قاعده  و  دستوري‌ كه  برابر  آن  حركت  مي‌كند،  و  همچنين  بر  آن  اسـتوار  و  پـايدار  مـي‌ماند،  روشـن  مي‌شود...  پيدا  و  هويدا  مي‌گردد  كه  ارتباطها  و  پيوندها،  ارتباطها  و  پيوندهاي‌:  خوني‌،  زميني‌،  نژادي‌،  تـاريخي‌،  زبـاني‌،  اقـتصادي‌،  خـويشاوندي‌،  مـيهني‌،  قـبيله‌اي‌،  و  مصالح  اقتصادي  و  مادي  نيست‌...  بلكه  تنها  ارتـباط  و  پيوند  عقيده  و  رهبري  و  نظم  و  نظام  جنبشي  و  حركتي  است‌...  پس  كساني  كه  ايمان  آورده‌اند  و  به  سـرزمين  هجرت  و  اسلام  مهاجرت  كرده‌اند،  در  حالي  كه  از  همۀ  چيزهائي  دست  كشيده‌اند  و  دست  شسته‌اند  كه  ايشان  را  وابسته  بـه  زمـينشان  و  خـانه  و كـاشانه‌شان  و  قوم  و  قبيله‌شان  و  مصالحشان  مي‌كند،  و  با  جان  و  مال  در  راه  خدا  جهاد  كرده‌اند،  و  همچنين  كسـاني  كـه  ايـن  چـنين  مهاجراني  را  پناه  داده‌اند  و  به  منزل  و  مأواي  خود  راه  داده‌اند  و  ياريشان  نموده‌اند  و  همراه  با  ايشان  عقيدۀ  آنان  را  پذيرفته‌انـد  و  رهـبري  ايشـان  را  در  هـمايش  جنبشي  يگانه‌اي‌ گردن  نهاده‌اند،  اين  چنين  كساني  برخي  دوستان  و  ياران  برخي  هستند...  و  امّا  كساني  كه  ايمان  آورده‌اند  ولي  مهاجرت  نكرده‌اند‌،  در  مـيان  ايشـان  و  جامعۀ  اسلامي‌،  ياري  و  مددكاري  نـيست‌.  زيـرا  آنـان  هنوز  خالصانه  خويشتن  را  به  عقيده  تحويل  نداده‌انـد  و  دربست  از  آنِ  عقيده  نشده‌اند،  و  در  برابر  رهبري ‌كرنش  ننموده‌اند  و  تسليم  نشده‌انـد،  و  هـنوز  مـلتزم  هـمايش  جنبشي  يگانه‌اي  نشده‌اند  و  در  مـيان  انقلابيون  جـاي  نگرفته‌اند...  در  داخل  اين  جمعيّت  جـنبشي  و  انقلابي  يگانه  هم  خـويشاوندي  خـوني  در  مـيراث  و  غـيره  از  اولويّت  برخوردار  است‌...  كساني  هم  كه  كفر  ورزيده‌اند  و  كافر  شده‌اند  آنان  نيز  برخي  دوستان  و  ياران  بـرخي  هستند...  اينها  خـطوط  اصـلي  در  مسألۀ  ارتـباطات  و  پيوندها  است‌،  همان‌گونه‌ كه  اين  نصوص  قاطعانۀ  قرآني  آنها  را  به  تصوير  مي‌زند:

(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يُهَاجِرُوا مَا لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّى يُهَاجِرُوا وَإِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ إِلا عَلَى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (٧٢)وَالَّذِينَ كَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ إِلا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الأرْضِ وَفَسَادٌ كَبِيرٌ (٧٣)وَالَّذِ