  زشـتي  دارنـد)  هـمچون  رفتار  و  كردار  قوم  فرعون  و  كساني  كه  پيش  از  ايشان  بودند  و  آيات  ما  را  (‌با  وجود  روشني‌)  تكـذيب  مـي‌كردند،  پس  خداوند  آنان  را  به  (‌كيفر)  گناهانشان  گرفت،  و  خداونـد  نيرومند  و  شديد  العقاب  است  (‌و  اعـمال  نــاشايست  در  گذشته  از  هـر كسي  ســرزده  يـا  در  آيـنده  سـرزند،  سرنوشت  او  همين  خواهد  بود)‌.

يزدان  سبحان  مردمان  را  به  جهشهاي  گذرا،  و  به  امور  ناسنجيده  و  بدون  قاعده‌،  حـواله  و  مـوكول  نـمي‌كند...  بلكه  قوانين  و  مقرّرات‌،  حاكم  بر  جهان  است‌،  و  قضا  و  قدر  الهـي  آن  قـوانـين  و  مقرّرات  را  پـياده  و  اجـراء  مي‌كند...  چيزي  كه  در  روز  بـدر گريبانگر  مشـركان  گرديد،  اين  چيز گريبانگير  همۀ  مشركان  در  هر  زمـان  مي‌شود.  همين  چيز  هم  بود كه  پيش  از  ايشان‌ گريبانگير  فرعون  و  فرعونيان  گرديده  بود:

(كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ).

 آيات  خدا  را  (‌بـا  وجود  روشني‌)  تكـذيب  كردند،  پس  خداوند  آنان  را  به  (‌كيفر)  گناهانشان  گرفت.

آنان  يزدان  سبحان  را  درمانده  و  ناتوان  نكردند  و  عذاب  و  عقاب  خداوند  از  ايشان  دور  نگرديد:

(إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقَابِ) (٥٢)

خداوند  نيرومند  و  شديد  العقاب  است‌.

خداوند  از  نعمت  خود  بديشان  داد.  از  فـضل  و كرم  خويش  بدانـان  بخشيد.  در  زمـين  مكـانت  و  عـظمت  بديشان  داد.  آنـان  را  در  زمـين  جـايگزين  و  جـانشين  ساخت‌...  خدا  همۀ  اينها  را  به  مردمان  مي‌دهد  براي  امتحان  كردن  و  آزمودن  ايشان‌.  مي‌خواهـد  ببيند  آيا  مردمان  سپاسگزاري  مي‌كنند  و  يا كفران  نعمت  مي‌كنند؟  فرعون  و  فرعونيان  راه ‌كفر  و  ناشكري  در  پيش‌ گرفتند  و  سپاسگزاري  نكردند.  سركشي  و  سـتمگري  كـردند  به  سبب  چيزهائي ‌كه  بديشان  داده  شـد.  نـعمت  ايشـان  را  دگرگون  ساخت‌.  قدرت  آنان  را  تغيير  داد.  لذا  جبّاران  و  قلدران  و  طاغيان  و  ياغيان  و كافران  و  تـباه  پـيشگاني  شدند)‌..  آيات  يزدان  براي  ايشان  آمد،  آنها  را  نپذيرفتند  و  بدانها  كافر گرديدند...  بدين  هنگام  بود  كـه  قـانون  و  سنّت  يزدان  در گرفتار  ساختن‌ كافران‌،  بعد  از  نزول  آيات  او  و  تكذيب ‌كردن  آن  آيات  توسّط  ايشان‌،  در  حقّ  آنان  ساري  و  جاري ‌گرديد...  در  اين  وقت  يزدان  نعمت  را  به  نقمت  تبديل  فرمود،  و  ايشان  را  به  عقاب  و عذاب  دچار  نمود،  و  آنان  را  كاملاً  نابود كرد:

(ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (٥٣)كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ وَكُلٌّ كَانُوا ظَالِمِينَ) (٥٤)

اين  بدان  خاطر  است  كه  خداوند  هـيچ  نـعمتي  را  كـه  بـه  گروهي  داده  است  تغيير  نمي‌دهد  مگر  اين  كه  آنان  حال  خود  را  تغيير  دهند  (‌و  ديگر  شايستگي  نـعمت  خدا  را  نداشته  باشند  و  بلكه  سـزاوار  نـقمت  كردند)  و  بيگمان  خداوند  شنواي  (‌اقوال  و)  آگاه  (‌از  افعال  مردمان‌)  است‌.  (‌اينان  رفتار  و  كردار  زشتي  دارنـد  و  در  انكـار  آيـات  و  تكذيب  رسالت  پيغمبران  خدا،  كار  و  پـارشان‌)  همچون  كار  و  بار  قوم  فرعون  و  كساني  است  (‌از  قبيل‌:  قوم  نوح  و  عاد  و  ثمود)  كه  پـيش  از  ايشـان  مـي‌زيستند  و  آيـات  پروردگار  خود  را  تكذيب  مي‏‎كردند،  پس  ما  ايشان  را  به  سبب  گناهانشان  (‌بـا  صـاعقه‌هاي  جان‌گداز  و  بـادهاي  خانمان  برانداز  و  چيزهاي  ديگر)  نابود  كـرديم‌،  و  قـوم  فرعون  را  در  آب  غرق  نموديم‌،  و  همۀ  (‌ايـن  فرقه‌ها  بـه  خود)  ستم  كردند  (‌چرا  كه  خويشتن  را  در  معرض  عذاب  الهي  قرار  دادند  و  سعادت  سرمدي  را  به  شـقاوت  ابـدي  تبديل  كردند)‌.

يزدان  ايشان  را  پس  از  تكذيب  آيات  خود  هلاك  و  نابود  كرد.  آنان  را  پيش  از  تكذيب  آيات  هلاك  و  نابود  نكرد.  هر چند  آنان  پيش  از  آن  هم‌ كافر  بودند.  چه  اين  سنّت  و  قانون  و  رحمت  و  عطو‌فت  يزدان  سبحان  در  حقّ  مردمان  است‌:

(وما كنا معذبين حتى نبعث رسولاً). 

ما  (‌هيچ  شخص  و  قومي  را)  مجازات  نخواهيم  كرد،  مگر  اين  كه  پيغمبري  (‌براي  آنان  مبعوث  و)  روان  سازيم.  (‌اسراء / 15)  

يزدان  در  اينجا  دربارۀ  فرعون  و  فرعونيان  و كساني‌ كه  همانند  آنان  بوده‌اند  و  پيش  از  ايشان  زيسته‌اند  و  آيات  خدا  را  تكذيب  كرده‌اند،  چنين  مي‌فرمايد:

(كَانُوا ظَالِمِينَ). 

واژۀ  (‌ظُلْم‌)  را  به  معني  (كُفْر)  يا  (‌شِرْك‌)  بكار  برده  است‌،  و  چنين  استعمالي  در  قرآن  زياد  است‌.

لازم  است  اندكي  در  برابر  متن  اين  آيه  بايستيم  و  درنگ  كنيم‌:

(ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ ).

اين  بدان  خاطر  است  كه  خداوند  هـيچ  نـعمتي  را  كـه  بـه  گروهي  داده  است  تغيير  نمي‌دهد  مگر  اين  كه  آنان  حال  خود  را  تغيير  دهند.  

از  يك‌ سو  دادگري  يزدان  را  در  رفتار  با  بندگان  نشـان  مي‌دهد.  چه  او  نعمتي  را  كـه  به  مـردمان  داده  است  و  بديشان  ارزانــي  بخشيده  است  بــازنمي‌گيرد  و  بازنمي‌ستاند  مگر  وقتي ‌كه  آنان  نيّتهاي  درون  خود  را  دگرگون ‌كنند،  و  رفتار  خويش  را  تغيير  دهند،  و  احوال  و  اوضاع  خويشتن  را  ديگر كنند  و  بگردانند،  و  سزاوار  آن  شوند كه  يزدان  نعمتي  را  تغيير  دهد  و  دگرگون‌ كند كه  براي  امتحان  و  آزمايش  ايشان  بدانان  داده  است  و  آنان  ارزش  آن  را  نشـــناخته‌انـد  و  شكــر  آن  را  بجاي  نياورده‌اند...  از  سوي  ديگر،  اين  متن  قرآني  بيانگر  اين  واقعيّت  است  كه  يزدان  مهربان  اين  پديدۀ  انسان  نام  را  بسيار  مكرّم  و  معزّز  مي‌دارد،  زماني‌ كه  اجراء  قضا  و  قدر  خود  را  به  انسان  مربوط  و  منوط  مي‌نمايد،  و  آن  را  از  راه  حركت  اين  انسان  و  عملكرد  او  روان  مي‌كند  و  به  انجام  مي‌رساند،  و  دگرگوني  قضا  و  قدر  را  در  زندگي  مردمان‌،  بر  پايۀ  دگـرگوني  واقـعي  در  دلهـا  و  نـيّتها  و  رفتارها  و  روشهاي  ايشان  استوار  مي‌سازد،  و  اوضاع  و  احوالي  را كه  مردمان  براي  خود  برمي‌گزينند،  مـحور  تغيير  قضا  و  قدر  خود  مي‌فرمايد)‌..  از  جانب  سوم‌،  اين  متن  قرآني  بيان  مي‌دارد  كه  اين  تكريم  و  بزرگ  داشت  مسؤوليّت  سترگي  متوجّه  آدمي  مي‌كند  و  بار  سنگيني  بر  دوش  اين  پديده  مي‌گذارد.  چه  اين  موجود  مـي‌تواند  نعمتي  را كه  خدا  بدو  داده  است  برجاي  دارد  و  مي‌تواند  كاري  بكند  كه  بر  آن  افزوده‌ گردد،  و  آن  وقـتي  مـيّسر  است ‌كه  ارزش  نعمت  خداداد  را  بشناسد  و  سپاس  آن  را  بجاي  آورد.  همچنين  آدمي  مي‌تواند  اي