ـمي‌كنند...  آنان  سراسر  زندگي  را  معامله‌اي  در  بازار  بازرگاني  مي‌انگارند.  اگر  اين  بازرگاني  بهره  و  سود  آشكاري  داشته  باشد،  بدان  اقدام  مي‌ورزند.  امّا  اگر  خـطري  در  ميان  باشد،  از  هر  چيزي  برتر  و  بهتر  راه  سلامت  در  پيش  گرفتن  است‌!..  اين  چنين ‌كساني  با  بينش  مؤمنان  امور  را  درك  و  فهم  نمي‌كنند،  و  با  ترازوي  ايمان  نيز  نـتائج  را  نمي‌سنجند...  كارزار  برابر  احساس  و  شعو‌ر  مؤمنان‌،  و  برابر  معيار  و  ميزان  ايشان‌،  هميشه  مـعاملۀ  سودمندي  است.  پيكار  به  يكي  از  دو  كار  نيكو  منتهي  مي‌گردد:  پيروزي  و  چيره  شدن‌،  يا  شهادت  و  بهشت‌...گذشته  از  اين  برابر  احسا‌س  و  شعور  و  معيار  و  ميزان  مؤمنان‌،  نيروها  حساب  و كتاب  جداگانه‌اي  دارد.  مؤمنان  يزدان  را  قدرت  حاضر  در كارزار  مي‌دانند...  اين  هم  در  حساب  و  كتاب  منافقان  و كساني  كه  در  دلهايشان  بيماري  است  جائي  ندارد  و  داراي  ارج  و  اعتباري  نيست‌!

در  هر  مكاني  و  در  هر  زماني  از گروه  مسلمانان  خواسته  مي‌شود كه  با  ترازوي  ايمان  و  عقيده  بسنجند  و  كشند،  و  با  بينش  و  دل  مؤمنان  درك  و  فهم‌ كنند،  و  با  نـور  و  رهنمود  خدا  ببينند،  و  نـيروهاي  ظـاهري  طـاغوت‌،  در  برابر  ديدگانشان  بزرگ  و  سترگ  ننمايد،  و  تاب  و  توان  و  ارج  و  ارزش  ايشان  را  خوار  ندارد،  چرا  كه  يزدان  با  آنان  است‌،  و  پيوسته  دل  به  اين  تعليم  و  آموزش  يزدان  سبحان  به  مؤمنان  فرادارند:

(وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ) (٤٩)

هر كس  به  خدا  پشت  بندد  (‌خدا  او  را  بسـنده  است  و  وي  را  پپروز  مي‏‎گرداند  و  به  مقصود  مي‌رساند)  چرا كه  خدا  مقتدر  و  تـوانـا  است  و  كارها  را  بـجا  و  از  روي فلسفه  انجام  مي‌دهد  (‌و  حقّ  را  بر  باطل  چيره  مي‌گرداند)‌.

خداوند  بزرگوار  راست  فرموده  است‌.

در  پايان‌،  روند قرآني  صحنه‌اي  از  صحنه‌هاي  دخالت  الهي  در كارزار  را  عرضه  مي‌دارد،  و  مي‌گويد  چگونه  فرشتگان  جهان  بالا  به  فرمان  و  دستور  يزدان  در گرفتار  كردن ‌كافران  به  عذاب  و  شكنجه  شـركت  مي‌كنند.  فرشتگان‌،  ارواح  كافران  را  به‌ گونۀ  زشت  و  سختي  مـي‌گيرند،  و  اذيّت  و  آزار  خـواركـننده‌اي  بديشان  مي‌رسانند  در  برابر  سـرمستي  و  غرور  و  تكبّري ‌كه  داشته‌اند،  و  در  سخت‌ترين  لحظه‌ها  و  در تنگناترين  جاها  ايشان  را  به  يـاد  اعمال  زشتشان  و  جام  بدشان  مي‌اندازند...  روند  قرآني  به  دنبال  عرضۀؤ  اين  صـحنه  بيان  می دارد كه ‌كفر  دادن‌ كـافران  در  برابر  تكذيب  كردنشان  يك  قاعده  و  روال  ساري  و  جاري  است‌: 

(كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ).

(‌اينان  رفتار  و  كردار  زشـتي  دارنـد)  هـمچون  رفتار  و  كردار  قوم  فرعون  و  كساني  كه  پيش  از  ايشان  بودند.  

(ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ ).

اين  بدان  خاطر  است  كه  خداوند  هـيچ  نـعمتي  را  كـه  بـه  گروهي  داده  است  تغيير  نمي‌دهد  مگر  اين‌ كه  آنان  حال  خود  را  تغيير  دهـند  (‌و  ديگر  شـايستگي  نعمت  خدا  را  نداشته  باشند  و  بلكه  سزاوار  نقمت  گردند)‌.خداوند  فرعون  و  درباريان  او  را  به ‌همين  خاطر گرفتار  و  خوار كرد،  هر كس  هم ‌كار  فـرعونيان  را  انـجام  دهـد  و  همچون  ايشان  شرك  ورزد،  خدا  او  را گرفتار  و  خـوار  مي‌گرداند:

(وَلَوْ تَرَى إِذْ يَتَوَفَّى الَّذِينَ كَفَرُوا الْمَلائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ (٥٠)ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلامٍ لِلْعَبِيدِ (٥١)كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقَابِ (٥٢)ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (٥٣)كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ وَكُلٌّ كَانُوا ظَالِمِينَ) (٥٤)

اگر  ببيني  (‌اي  پيغمبر!  هول  و  هراس  و  عذاب  و  عقابي  را  كه  به  كافران  دست  مي‌دهد)  بدان  گاه  كه  فرشتگان  جان  كـافران  را  مي‏‎گيرند  و  سـر  و  صورت  و  پشت  و  روي  آنان  را  (‌از  هرسو)  مي‌زنند  و  (‌بديشان  مي‌گويند:‌)  عذاب  سوزان  (‌اعمال  خود)  را  بچشيد،  (‌از  مشـاهدۀ  ايـن  هـمه  درد  و  رنج  و  ترس  و  خوف  دچار  شگفت  خواهي  شد  و  به  حال  آنـان  تأسّـف  خواهـي  خورد)‌.  ايـن  بـه  خاطر  كارهائي  است  كه  از  پيش  مي‌كرده‌اند  و  مي‌فرستاده‌اند  و  خداوند  به  بندگان  هرگز  كمترين  ستمي  روا  نمي‌دارد.  (‌اينان  رفتار  و  كردار  زشتي  دارنـد)  هـمچون  رفتار  و  كردار  قوم  فرعون  و  كساني  كه  پيش  از  ايشان  بودند  و  آيات  ما  را  (‌با  وجود  روشـني‌)  تكذيب  مـي‌كردند،  پس  خداوند  آنان  را  به  (‌كيفر)  گناهانشان  گرفت،  و  خداونـد  نيرومند  و  شديدالعقاب  است  (‌و  اعمال  نـاشايست  در  گذشته  از  هـر كسي  سـرزده  يــا  در  آيـنده  سـرزند،  سرنوشت  او  همين  خواهد  بود)‌.  اين  بـدان  خاطر  است  كه  خداوند  هيچ  نعمتي  را  كه  به  گروهي  داده  است  تغيير  نمي‌دهد  مگر  اين  كه  آنان  حـال  خود  را  تـغيير  دهند  (‌و  ديگر  شايستگي  نعمت  خدا  را  نـداشته  بـاشند  و  بـلكه  سزاوار  نقمت  كردند)  و بيگمان  خداوند  شـنواي  (‌اقوال  و)  آگاه  (‌از  افعال  مردمان‌)  است‌.  (‌اينان  رفتار  و  كردار  زشتي  دارند  و  در  انكار  آيات  و  تكذيب  رسالت  پپغمبران  خدا،  كار  و  بارشان‌)  همچون  كار  و  بار  قوم  فرعون  و  كساني  است  (‌از  قبيل  قوم  نوح  و  عاد  و  ثمود)  كه  پيش  از  ايشان  مـي‌زيستند  و  آيـات  پروردگار  خـود  را  تكـذيب  مي‌كردند،  پس  مـا  ايشـان  را  بـه  سـبب  گناهانشان  (‌بـا  صــاعقه‌هاي  جان‌گداز  و  بـادهاي  خـانمان  بـرانـداز  و  چيزهاي  ديگر)  نابود  كرديم‌،  و  قوم  فـرعون  را  در  آب  غرق  نموديم‌،  و  همۀ  (‌اين  فرقه‌ها  به  خود)  ستم  كـردند  (‌چرا  كه  خويشتن  را  در  معرض  عذاب  الهي  قرار  دادند  و  سعادت  سرمدي  را  به  شقاوت  ابدي  تبديل  كردند)‌.  

دو  آيۀ  پيشين  در  اين  بند:

(وَلَوْ تَرَى إِذْ يَتَوَفَّى الَّذِينَ كَفَرُوا الْمَلائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ (٥٠)ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلامٍ لِلْعَبِيدِ) (٥١)

  اگر  ببيني  (‌اي  پيغمبر!  هول  و  هراس  و  عذاب  و  عقابي  را  كه  به  كافران  دست  مي‌دهد)  بدان